منابع و ماخذ مقاله وجوه نقد، اقلام تعهدی، جریان نقد آزاد، قلام تعهدی

دانلود پایان نامه ارشد

، لیندال و هیکس درباره ماهیت مفهوم اقتصادی سود یک دیدگاه جدید ارائه کردند. فیشر سود اقتصادی را بدینگونه تعریف کرد: یک سلسله از رویدادها که به حالت های مختلف مربوط میشوند: لذت بردن از سود روانی، سود واقعی و سود پولی.
سود روانی عبارت است از مصرف واقعی شخص از کالاها و خدماتی که موجب لذت روانی و تأمین خواستهها میشوند. سود روانی یک مفهوم روانشناختی است که نمیتوان آن را به صورت تقریبی بیان کرد. سود واقعی عبارتست از بیان رویدادهایی که موجب بروز یا افزایش لذتهای روانی میشود. سود واقعی را میتوان به بهترین شکل ممکن از طریق هزینه زندگی اندازهگیری کرد. به بیان دیگر، با پرداخت پول برای خرید کالا یا خدمات، قبل یا بعد از مصرف، میتوان رضایت حاصل شده از طریق لذت روانی ناشی از سود را محاسبه کرد. از اینرو، سود روانی، سود واقعی و بهای زندگی سه مرحله متفاوت از سود هستند. سرانجام سود پولی نمایانگر همه پولهایی است که به قصد مصرف در جهت تأمین بهای زندگی دریافت میشوند. به هر حال، سود روانی اساسیترین پایه سطح سود را تشکیل میدهد و سود پولی مرحلهای از سود است که اغلب آنرا سود میدانند، فیشر تصور کرد که برای حسابداران سود واقعی (نسبت به بقیه) جنبه عملی و کاربرد بیشتری دارد. این سه مفهوم همگی مهم هستند و هر کدام مزایا و معایبی دارند. اندازهگیری سود روانی مشکل است؛ زیرا اندازهگیری خواستههای انسان قابل کمی شدن نیست و خواستههای انسان در سطوح مختلفی از سود واقعی برآورده میشود. اندازهگیری سود پولی آسان است اما این سود تغییرات ارزش واحد پولی را در نظر نمیگیرد (اسماعیلی، 1385).
لیندال مفهوم سود را در قالب «سود تضمین شده(بهره)» بیان کرد و مقصود، افزایش مستمر کالاهای سرمایهای در طول زمان میباشد. این دیدگاه باعث شده که مفهوم پذیرفته شده سود اقتصادی در قالب مصرف به اضافه پساندازی که انتظار میرود در طی یک دوره زمانی مشخص به وجود آید، مطرح شود. پس انداز نیز برابر با تغییر در سرمایه اقتصادی است (اسماعیلی، 1385).
اقتصاددانان به طور کلی عقیده دارند که هدف اندازهگیری سود تعیین این واقعیت است که وضعیت یک واحد تجاری چه مقدار در طی دوره زمانی بهتر شده است؟ در نتیجه اقتصاددانان بر روی تعیین سود واقعی تمرکز کردهاند. هیکس اقتصاددان انگلیسی و برنده جایزه نوبل با استفاده از مفاهیم ارائه شده بوسیله فیشر و لیندال، تئوری عمومی «سود اقتصادی» را ارائه نمود. هیکس در مورد مفهوم اقتصادی سود معتقد است که:
“هدف محاسبه سود در امور خاص این است که به مردم نشان دهیم چه مقدار آنها میتوانند مصرف کنند بدون آنکه نیازمند شوند. برای روشن شدن این موضوع به نظر میرسد که ما باید سود یک فرد را به عنوان حداکثر مقداری که فرد میتواند در طول هفته مصرف کند و همچنان در پایان هفته به خوبی اول هفته که شروع کرده است بماند، تعریف کنیم.”
تعریف هیکس بر سود شخصی (انفرادی) تأکید دارد، اگرچه این مفهوم میتواند به عنوان مبنایی برای تعیین سود تجاری با عوض کردن واژه مصرف کردن با توزیع کردن قرارگیرد. “در رفاه بودن” در ابتدا و انتهای هر دوره حسابداری، مبلغی از داراییهای خالص (داراییها منهای بدهیها) در دسترس برای هدایت امور واحد تجاری خواهد بود. سود تجاری تغییر در خالص داراییها، در نتیجه فعالیتهای تجاری در طول دوره حسابداری خواهد بود. به عبارت دیگر سود تجاری، تغییر در خالص داراییها به استثنای سرمایهگذاریهای مالکان و توزیع سود بین آنها (مبادلات مالکانه) میباشد. این مفهوم تعیین سود از سوی حسابداران، مفهوم حفظ سرمایه نام گرفته است و به این معنی قلمداد میشود که تا سرمایه یا خالص داراییها حفظ نشود و هزینهها بازیافت نشوند هیچ سودی نباید شناسایی شود. با روشن شدن مفهوم سود و اهمیت آن، در ادامه کیفیت سود و تئوریهای مرتبط مورد بحث قرار میگیرد.

2-2-7 مفهوم كيفيت سود بر اساس رابطه بين سود، اقلام تعهدی و وجه نقد
مفهوم كيفيت سود در اين ديدگاه از طريق ارتباط بين اقلام تعهدی (اقلام غيرنقدي) و اجزاي نقدي سود بيان ميشود. بر اساس اين ديدگاه، اقلام تعهدی موجب کاهش كيفيت سود می‌شوند.
برخي از محققان كيفيت سود را براساس نزديك بودن به وجه نقد تعريف نمودهاند. در ساده‌ترين حالت، اين رابطه به صورت نسبت وجه نقد حاصل از عمليات به سود بيان مي‌شود (پِنمن، 2001). وجه نقد نسبت به سود عملياتي كمتر قابل دستكاري مي‌باشد و لذا مي‌توان از آن به عنوان شاخصی براي سنجش كيفيت سود، استفاده نمود. ساير محققان از اقلام تعهدي (تغيير در كل اقلام تعهدي، اجزاي اختياری اقلام تعهدي و روابط بين اقلام تعهدي و وجه نقد) جهت تعريف كيفيت سود استفاده كرده‌اند.

2- 3 جریان نقد آزاد

2-3-1 ماهیت و مفهوم جریان نقد آزاد
جریان نقدآزاد نشان دهنده ی پول نقدی است که مدیران بوسیله ی تقویت آن می توانند بر ارزش شرکت خود بیافزایند. برای ارزیابی عملکرد شرکت از طریق معیار جریان نقدآزاد ابتدا بایستی عوامل موثر بر این معیار مثل سود خالص، هزینه ی استهلاک دارایی های مشهود و نامشهود ، مخارج سرمایه ای ، سود تقسیمی ، هزینه ی تامین مالی ، مالیات بردرآمد و سایر موارد مشابه دیگر را شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. شرکتی که دارای جریان نقدآزاد بالایی باشد از مطلوبیت و محبوبیت بیشتری نزد سرمایه گذاران و بستانکاران برخوردار است . این مطلوبیت زمانی قابل قبول است که شرکت مرحله رشد را گذرانده و دیگر فرصت های سرمایه گذاری سودآور بالایی نداشته باشد. در مقابل برخی از شرکتها ممکن است که با جریان های نقد آزاد منفی مواجه شوند . جریان نقد آزاد منفی همیشه بد و نامطلوب نیست. بلکه علل منفی شدن آن مهم بوده و بایستی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اگر بدان سبب منفی شده که سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات منفی باشد، بی شک این نوع منفی شدن پیام بدی را مخابره می کند، زیرا که شرکت احتمالا با مسائل و مشکلات عملیاتی روبرو شده است. اما چنانچه منفی شدن جریان وجوه نقدآزاد ناشی از سرمایه گذاری وجوه در فرصت های سودآور موجود و بکارگیری منابع زیاد در اقلام سرمایه عملیاتی برای ادامه و تحقق رشد باشد، این نوع منفی شدن هیچ عیبی ندارد، مقطعی است و به دوره های کوتاه مدت سرمایه گذاری مربوط می شود. مطلوبیت و سودآوری سرماهی گذاری در چنین فرصتهایی در بلند مدت ظاهر می شود و در دراز مدت به مثبت شدن جریان وجوه نقدآزاد منجر می گردد(راعي،1387).

2-3-2 فرضيه جريانهاي نقدي آزاد
مانده جریانهای نقدی بدون هیچ گونه تعدیلاتی ممکن است گمراه کننده باشد، زیرا جریانهای نقدی خروجی مورد نیاز برای ادامه حیات شرکت را منعکس نمی کند. یکی از مقیاسهای جایگزین ، جریانهای نقدی آزاد است که در سال1986 توسط جنسن معرفي گرديد جنسن نخستین شخصی بود که با توجه به وجود مشکلات تئوری نمایندگی موضوع جریان وجوه نقد آزاد را مطرح نمود. طبق اين فرضيه، مديران شركتهاي با جريانهاي نقدي آزاد با اهميت، ميتوانند از طريق افزايش سودهاي تقسيمي و بدهي، تضاد منافع ناشي از جريانهاي نقدي آزاد را كاهش دهند(جنسن، 1986).
جریان نقدآزاد معیاری برای اندازه گیری عملکرد شرکتها است و وجه نقدی را نشان می دهد که شرکت پس از انجام مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه داراییها ، در اختیار دارد. بدون در اختیار داشتن وجه نقد، توسعه محصولات جدید، انجام تحصیلهای تجاری، پرداخت سود های نقدی به سهامداران و پرداخت بدهی ها امکان پذیر نیست. زیرا شرکت می تواند سود خالص مثبت در صورت سود و زیان گزارش کند ، درحالی که قادر به پرداخت بدهی های خود نباشد. به این دلیل بعضی از سرمایه گذاران اطلاعات صورت جریان وجوه نقد را برای ارزشیابی به کار می برند. معیار مزبور یکی از معیارهای متعددی است که برای مقایسه و تجزیه و تحلیل سلامت مالی شرکتها استفاده می شود.
جريان نقد آزاد از اين ديدگاه داراي اهميت است كه به مديران اجازه مي دهد فرصتهايي را جستجو كنند كه ارزش سهام شركت را افزايش مي دهد . بدون در اختيار داشتن وجه نقد توسعه محصولات جديد، انجام تحصيلهاي تجاري، پرداخت سودهاي نقدي به سهامداران و كاهش بدهي ها امكان پذير نيست.
جریانهای نقدآزاد می تواند کاربردهای مهمی برای سهامداران در ارزیابی سلامت مالی واحد تجاری داشته باشد. همچنین مدیران نیز می توانند با استفاده کارآمد از منابع تحت مالکیت خود جریانهای نقدآزاد را در طرحهای با ارزش فعلی خالص (NPV)6 مثبت سرمایه گذاری کرده و باعث افزایش ارزش شرکت گردند.
اما نکته ای که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که ممکن است در برخی موارد الزاماً افزایش ثروت مدیران در جهت افزایش ثروت سایر گروهها از جمله سهامداران نباشد. در این راستا ممکن است مدیران وجوه مذکور را در پروژه هایی سرمایه گذاری کنند که برای سهامداران ایجاد ارزش نکند و به منظور از بین بردن آثار چنین سرمایه گذاری دست به مدیریت سود7 بزنند.
باید توجه داشت که همه افراد به طور طبیعی به دنبال افزایش منافع شخصی خود هستند. از این رو مدیران نیز ممکن است بنا به دلایلی نظیر ابقا در شرکت، دریافت پاداش و سایر عوامل ، خواسته یا ناخواسته وضعیت شرکت را مطلوب جلوه دهند . تضادمنافع8 بین مدیران و مالکان (سهامداران) ، احتمال خطر ارائه اطلاعات غیر قابل اتکا را افزایش می دهد.
یکی از عواملی که نقش مهمی در ایجاد تضاد منافع بین سهامداران و مالکان دارد پرداخت وجه نقد به سهامداران تحت عنوان سود سهام است. پرداخت سود سهام به طور نقد که کمتر هم مورد توجه قرار گرفته است باعث کاهش منابع تحت کنترل مدیران می شود و به این ترتیب مدیران کنترل خود را بر بازارهای سرمایه از دست داده و در مواقع لازم نمی توانند سرمایه های جدیدی برای شرکت جذب کنند (جنسن،1986).
نظریه جریان نقدآزاد ، رفتار شرکت های را توصیف می کند که با نظریه های اقتصادی قبلی قابل توجیه نبود. به زعم جنسن، شرکتهای مولد جریان نقدآزاد باید وجوه خود را به جای سرمایه گذاری در طرح های کم بازده ( غیر سود آور) تسلیم مالکان کنند. برای مثال ، آنها می توانند مازاد جریانهای نقدی خود را به صورت پرداخت سود سهام ، بازخریدسهام و یا انتشار بدهی به جای سهام به مالکان تسلیم کنند. براساس مطالعات جنسن، صنعت نفت آمریکا، مثالی از موارد اتلاف منابع را نشان می دهد. جریانهای نقدی ایجاد شده در دهه 1980 روی طرحهای اکتشافی کم بازده صرف شده بود. به باور او ، اگر این شرکتها مازاد وجوه نقد خود را از طریق بازخرید سهام یا معاوضه با بدهی به سهامداران پرداخت می کردند ، وضعیت مطلوبتری داشتند.
زياد بودن ميزان جريان نقدي آزاد ،عامل مشوق در انجام رفتارهاي فرصت طلبانه مديران است. واحدهای تجاری ، همواره با فرصتهای سرمایه گذاری زیادی روبرو می شوند و نیازمند تصمیم گیری منطقی نسبت به یک سرمایه گذاری بهینه9 هستند. مدیران در واحدهای تجاری که جریان نقدآزاد بالایی دارند، در طرحهایی سرمایه گذاری می کنند که بازده غیر پولی را بوجود می آورد و موجب گسترش سرمایه گذاری واحد تجاری و در نتیجه سرمایه گذاری بیش از حد می شود(جنسن10، 1986).
جنسن بيان ميكند كه وجود جريان نقدي آزاد بر ميزان رفتارهاي فرصت طلبانه مديران تأثير زيادي دارد. در موقعيتي كه شركت ميزان زيادي از جريان نقدي آزاد دارد، مدير ميتواند وجوه مازاد را در فرصتهاي مختلفي سرمايه گذاري كند. با توجه به محدود بودن فرصتهاي سرمايه گذاري مطمئن و پر بازده، احتمالاً مديران به سرمايه گذاريهايي دست خواهند زد كه بازده كمتري از ميزان هزينه سرمايه شركت دارد و يا بسيار پرخطر است. به هزينه هايي كه در اين وضعيت به سهامداران تحميل ميشود در اصطلاح ” هزينه هاي نمايندگي ناشي از جريان نقدي آزاد11″ اطلاق مي گردد.
ارزیابی مالی طرحهای سرمایه گذاری ، برعهده مدیران است . مدیران باید به صورت بهینه و در طرحهایی سرمایه گذاری کنند که برای شرکت ارزش آفرینی کند؛ یعنی، طرحهایی با ارزش فعلی خالص مثبت پذیرفته و در طرحهایی با

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله وجوه نقد، مدیریت سود، حسابداران، جریان وجوه نقد آزاد Next Entries منابع و ماخذ مقاله مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی، گزارشگری مالی