منابع و ماخذ مقاله هنر اسلامی، دوران اسلامی، نقوش هندسی، هنر ایران

دانلود پایان نامه ارشد

نقوش
ایرانیان از زمانهای بسیار دور به نقوش جانوران، گیاهان و درختها شکل ویژهای داده و آنها را طی قرنها تکرار و تکمیل کردهاند؛ آنچنان که این کار، خود به مانند آئینی در آمده و کمکم با گذشت زمان این طرحها و نگارهها پرکارتر و پیچیدهتر شده و از اصل خود دور افتاده است. هنرمند مسلمان این پیشینه شکلی را در تزئین صفحات کتاب آسمانی به کار گرفته و از شکل کردن هر صورتی پرهیز میکرد تا فکر انسانی که صفحه قرآن را مینگرد و میخواند، به چیزی بیرون از خودش معطوف نشود. طراحی صفحات قرآن، دورنمایی را نمایش میدهد که همه اجزاء آن به یک مرکز توجه دارند که دیدنی نیست، اما وحدت تکاملیافته بصری حاکم بر صفحه برای هر انسانی که اندک ذوق و حساسیتی داشته باشد، کاملا محسوس است.
بنابراین نقش و رنگ از کهنترین و در عینحال بنیادیترین شیوههای تزئینی در هنر شرق است. «آراستن» که سرچشمه و هدف اصلی هنر ایرانی میباشد، فقط برای خوشایندی چشم یا شادی ذهن نبوده و غالبا معنایی ژرف و والا در میان این ظاهر آراسته حضور داشته است. بهویژه در آرایش صفحات قرآن، این زیبایی و جذابیت بصری بسیار عمیق بوده و هنرمند توانسته است که سطح دو بعدی اثر را مبدل به شکلی از مراتب وجود سازد و او را متوجه جهانی مافوق این جهان نماید. از همان آغاز هنرمندان این سرزمین کوشیدهاند نقشهایی بنگارند که کنایه و نشانههایی از اشکال و اشیاء دور و بر آنان بوده باشد، هنگامیکه این نقوش بر باورهای دینی استوار باشد و همبستگی میان هر نشانه و رموز مذهبی دریافت گردد، آنگاه ژرفترین تأثیر را پدیدار میسازد (افشار مهاجر، 1380: 20 و 21).
با نگاهی به آثار اصیل هنر اسلامی از همان قرون اولیه دوره اسلامی تا به امروز در مییابیم «تزئین و زیبایی» در این آثار از جایگاه والایی برخوردار میباشد. در حقیقت یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده هنر ایران، در طول دورههای مختلف، حضور نقوش تزئینی است که ریشه در سنت و آداب معنوی دارد. هنرمندان در طراحی این نقوش کوشیدهاند تا اثری دلپذیر و زیبا، مطابق با نیازهای جسمی، روحی و فطرت انسان فراهم سازند. نقوش اگرچه به صورت انتزاعی نقش شدهاند ولی با نظم، تعادل و آرایشی قابل فهم، هیچگونه هرج و مرج مبهوتکنندهای به روح و عقل عرضه نمیکنند. به طور کلی آثار بصری هنرمندان ایرانی بهویژه در دوران اسلامی به شکلی تجریدی، با نظمی تزئینی و تناسبی هندسی تجسم یافته است. این مؤلفهها خود عناصر مهم مبانی هنر هستند. معنایی که با درک آن انسان زمینی را به فراسوی ملکوت اعلی رهنمون میسازد (خزایی، 1386: 4 و 5).
در این تزئینات دوری از طبیعت محسوس و رفتن به جهانی ورای آن، با صور تمثیلی از اشکال هندسی، نباتی، اسلیمی، ختایی و گرهها به وضوح به چشم میآید و وجود چنین تزئیناتی، فضایی روحانی به آن میبخشد. (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی، 1381 :12). بنابراین آرایههای تزئینی، عناصری تجملی و زائد نیستند و از مهمترین شاخصههایی میباشند که از قرون اولیه در قرآنها نمود داشته و در تمامی آثار نفیس به چشم میخورد و طی دورههای تاریخی دچار تغییر و تحولات فراوان شده است (قندهاریون، 1389: 8).
نقوش و اشکالی که در تذهیب بهعنوان عناصری نمادین از عالم غیب نمایان میشوند، در حقیقت نشان از عالم علوی است و از این رو سبب تذکر و توجه انسان به گذر از صورت ظاهری و عنایت به عوالم قدسی میگردد که در صورتی وحدانی و کاملا رمزگونه شکل گرفته است. در این نوع از بیان هنری، وحدت آنچنان آشکار است که حتی اشکال جزئی نیز در درون خود از وحدت و انسجام وحدانی برخوردارند. هنرمند نیز برای نمایش چنین وحدتی به یاری هندسه مقدس و قوانین طراحی، برگرفته از مبداء نور، وحدت را با نظمی شگفتانگیز و درخشان نمودار میسازد (ایرایی، 1380: 22).
نقوش تجرید شده گل و گیاه که با ذهن خلاق هنرمند در هم آمیخته شده، زینتگرای تمامی شاخههای هنر اسلامی است. اصلیترین عناصر کاربردی نقوش تزئینی نقطه، خطوط مقطع، زیگزاگ، سهگوش، چهارگوش، دایره، نقوش مواج، صلیب شکسته، دوایر و نقوش درهم است، که از تکرار و در کنار هم قرار گرفتن این خطوط، سطوح و نقطهها، فرمها و نقوش تزئینی هندسی به گونهای خلق شده که بعضی از این فرمها به مرور زمان معانی رمزی (سمبلیک) به خود گرفته و بعضی دیگر شاخصه قومی، قبیلهای و یا تفکر و باور خاصی را در خود پروراندهاند. نقوش تزئینی اسلامی به صورت تفکیک شده در دو بخش هندسی و نقوش گل و گیاه، طراحی شدهاند. در میان نقوش منظم هندسی هنرمندان، فرمهایی چون دایره، مربع، مثلث، نقوش چند وجهی و یا ستارههای چندپر را با نظمی خاص در کنار یکدیگر قرار میدادند و از ترکیب آنها به فرمها و ترکیبات جدیدی دست مییافتند که مختص دنیای اسلام بود. این نقوش علاوهبر زیبایی، از معنویت و روحانیت نیز برخوردار است و روح کلی آن کاملا از نقوش تزئینگرای محض متفاوت میباشد. یکی از دلایل توجه و رشد نقوش تزئینی در هنر اسلامی شاید همان اصل «ممنوعیت شکلسازی باشد» که هنرمند را نسبت به ساده کردن نقوش طبیعی وادار میکرد و هنرمند بدین وسیله خود را هرچه بیشتر از نمایش واقعگرایانه دور میداشت. یکی دیگر از دلایل تحول این شاخه هنری توجه به دنیای ماوراءالطبیعه و تصوراتی است که برای هنرمند از بهشت موعود و جهان سرمدی در ذهنش ساخته میشد و هنرمند در صدد تجلی ظاهری آن معانی و مفاهیم بر میخواست و از این روست که این نقوش با جنبه روحانی قوی در خود، معنویت و زیبایی را در کنار یکدیگر جمع کرده و در این ارتباط است که نقوش اسلیمی و ختایی در هنر اسلامی علاوهبر جنبه تزئین، بیانگر مفاهیم و معانی رمزگونه و استعارهای نیز میباشند (شادقزوینی، 1382: 66-65).
نقوش اسليمي، ختايي و كلاً نقوش هندسي، گياهي و حيواني در تذهيب، تشعير و … فضايي را محاكات مي‌كنند كه نه فضاي طبيعي يوناني است و نه فضاي بصري جديد. علي‌الخصوص كه خطوط اسلامي و قرآني بدان افزوده مي‌شود و حالتي روحاني به آن مي‌دهد (مددپور، 1384: 258) گیاهان در اینجا به صورت سمبولیک و پر راز و رمز و از طبیعت مجرد پرداخت میشوند و بهتدریج صورت هندسه روحانی یافته و مظهر هماهنگی عالم میگردند. (مددپور، 1384: 371)
هزاران هزار شکلهای تزئینی به صورتهای اسلیمی، ختایی، پیچک و گره و نظایر آنهاست که تار و پود بیشتر آثار اسلامی را بنیاد گذاشته است. گاه این نقوش بههنگام الهامگیری از اشکال هندسی مفهوم «تجرد» را تا سرحد امکان گسترش میدهند و با همگذاری شکلهای منتظم و غیرمنتظم که به طور مستقیم زاده اندیشه است با دنیای محسوس از نظر ظاهر قطع رابطه مینماید. به هر تقدير دوري از طبيعت محسوس و رفتن به جهاني وراي آن به وضوح به چشم مي‌آيد و هنرمند در اين مضامين از الگويي ازلي بهره مي‌جويد. در اين نمايش كوششي براي تجسم بعد سوم و پرسپكتيو ديد انساني نيست. مسلمان از كثرت مي‌گذرد تا به وحدت نايل آيد. انتخاب نقوش هندسي، اسليمي، ختايي و كمترين استفاده از نقوش انساني و وحدت اين نقوش در يك نقطه، تأكيدي بر اين اساس است. طرح‌هاي هندسي همراه با نقوش اسليمي، آن قدر از طبيعت دور مي‌شوند كه فضاي معنوي خاصي را ابداع مي‌نمايند و رجوع به عالم توحيد دارد (مددپور، 1384: 281 و282).
در نهایت با نگاه به این نقوش تزئینی درمییابیم که آنها با همه ریزی، با همه بیانتهایی، با همه تکرار بهجای سر در گمی و اغتشاش نوعی آرامش در انسان ایجاد میکند. این هنر در حقیقت تنها زیبایی ظاهری را نمیپسندد و دنبال نمیکند، هنر تذهیب در راه فریب چشم و خودنمایی گام بر نمیدارد (تذهیب، تجلیگاه هنر و عبودیت، 1360: 164).

2-9- نقوش مورد استفاده در تذهیب
همانطور که پیش از این نیز اشاره کردیم، مهمترین عناصر تزئین در هنر ایرانی؛ نقوش، تذهیبها، رنگها و اسلیمیها هستند که خصوصا در دوران اسلامی درخور توجهاند. این تزئینات معمولا در میان اسناد کتابآرایی شده از آن جهت که اغلب بهترین، جامعترین و کاملترین منابع جهت بررسی نقوش تزئینی میباشد، از جایگاه ویژهای برخوردار بودهاند (قندهاریون، 1389: 1).
در طراحي تذهيب‌ها به نظر مي‌رسد از هفت اصل نقاشي به شيوه‌اي بنيادي پيروي شده است كه طبق گفته صادقي بیک افشار عبارتند از: اسليمي، ختايي، ابر، واق، نيلوفر، فرنگي، بندرومي

2-9-1- نقوش هندسی
تزئین هندسی گونه دیگری از نقوش اسلامی است که در عین برخورداری از یک شخصیت مستقل تزئینی، بهعنوان پایه و اساس تزئینات دیگر نقش مهمی ایفا میکند. خطوط مستقیم، فرمهای مثلثی شکل، دایرهها و …، همه و همه شالوده و ساختار تزئینات اسلیمی و خوشنویسی را غنا میبخشند.
شکلهای پیچاپیچ هندسی اسلامی، معمولا از یک یا چند شکل منظم پرداخته میشوند سپس به نقوش متعدد در میآیند و در یک سطح گسترده تکرار میشوند. این طرحها به نحو بارزی وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را نمایش میدهند و فضای معنوی خاصی را ابداع مینمایند که رجوع به عالم توحید دارد، بنابراین هیچیک از این نقوش نمیتواند غیرقدسی باشد.
تزئینات هندسی در سدههای پنجم و ششم هجری به اوج اهمیت و شکوفایی خود رسیدند. تنوع شدید شکلهای هندسی (مستطیل، مربع، دایره و مثلث)، انواع گوناگونی از لوزیها و انواع بیپایانی از ستارهها با اشکال گوناگون، همگی نشاندهنده حیرتانگیزترین قوه ابداع و تصورات هنرمند آن بوده است (صداقت، 1387: 22).
این طرحها نشان میدهند که چگونه هنرمند مسلمان عقلانیت، منطق و نظم را با زیبایی پیوند میزند. گویی این طرحها نه برای تقلید از طبیعت بلکه برای تعالی آن آفریده شدهاند. شاید بتوان نقوش هندسی، تقسیم سطح به قسمتهای مساوی با نظم و تعادلی یکسان، را بهعنوان نماد «عدل خداوند» تلقی نمود. این نقوش نمادین مرتبهای از وحدت، عدالت و تعادل میباشد که از وجوه اصلی زیباییشناسی در هنر اسلامی است. در ساحت هنر؛ توازن، تعادل و وحدت سرچشمه همه کمالات است (خزایی، 1386: 5).
در خصوص نقوش هندسی بیان این نکته ضروری است که بیشترین تحول آن در هنر دوران اسلامی حاصل شده است، گرچه در آثار قبل نمونههایی وجود دارد ولی در مقایسه با نقوش هندسی دوران اسلامی، بسیار ابتدایی طرح شدهاند (خزایی، 1385: 43).

2-9-2- نقوش گیاهی
طبیعت همواره برای انسانِ اسطورهساز و اسطورهپرداز باورآفرین بوده است. او عناصری را از طبیعت برگرفته و نقش خیال خود نموده است. گل و بوته یکی از عناصری است که با پیشینه کهن از تذهیب کتب گرفته تا بنای مساجد تکرار میشود. گل و بته بیشتر نمایانگر رمز است تا شکلگری صرف. نمود یک اندیشه که هرچه هست نشان از آن والا دارد (علیاکبری، 1385: 26).
قبل از اسلام نقوش گیاهی تزئینی بیشتر بر روی بناها و ساختمانها کندهکاری یا نقش میشده است. نقوشی که امروز به نام ختایی و اسلیمی میشناسیم شکل تکاملیافته همان نقوش تزئینی قبل از اسلام است که در کتاب ارژنگ مانی نیز دیده میشود و دوام حضور آنها در جهان کنونی گواه بر قدرت، صلابت و پایداریشان میباشد (ایزدپرست، 1385: 58).
در هنر اسلامی نیز این نقوش از جایگاه ویژهای برخوردارند و بخش اعظمی از انواع تزئینات هنر اسلامی را به خود اختصاص داده است و بیش از هر نقش دیگری با مفهومی نمادین در مساجد و اماکن مذهبی به چشم میآیند. شاید بتوان گفت نقشهای گیاهی بیشترین زیر مجموعه را در میان نقوش تمدنهای بشری به خود اختصاص داده است (خزایی، 1385: 43).
مهمترین دسته از نقوش اسلامی، اسلیمی و ختایی است که دارای خاستگاه گیاهی میباشند. این نقوش جزء معروفترین تزئینات اسلامی و ایرانی میباشد که ابداعی نبوده و حاصل تحول اشکال دیگری هستند.
اشکال بنیادین نقوش اسلیمی و ختایی که ریشه در هنر توانمند ساسانی دارند بر اساس نقوش گلدار، برگ نخل یا نخلچه، نقش بال و درخت زندگی متحول گشته و بهتدریج با بهرهمندی از اصول هنری شرق همچون تکرار موزون و تقارن به اوج کمال خود رسیدهاند.
نقوش اسليمي و ختايي جلوه همان شجره طيبهاند كه در فضاي قرآني افشانده شده‌اند. گياهان در اينجا به صورت سمبوليك، پر راز و رمز و از

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله هنر ایران، دوره سلجوقی، دوره ساسانی، هنر اسلامی Next Entries منابع و ماخذ مقاله قرآن کریم، دوره ساسانی، فرهنگ فارسی، محبت خداوند