منابع و ماخذ مقاله هتک حرمت، اختلال روانی، منزلت اجتماعی، حوزه و دانشگاه

دانلود پایان نامه ارشد

شفعه وجود دارد، «تملّك با عوض»، و در جايي كه حق تحجير بوده، «تملّك بدون عوض» از آثار مخصوص اين حق‌ها مي‌باشند(محمدکاظم آخوند خراساني، حاشيه کتاب المکاسب، ص4، مصحح سيد مهدي شمس الدّين).
حاصل آنكه، مي‌توان گفت: «حق» در اصطلاحات فقهي اغلب به معني «سلطنت» آمده است. اين معني از آية شريفة «مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً» (اسراء:33)؛ هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وي سلطنت و قدرتي داده‌ايم. نيز استفاده مي‌شود؛ زيرا مراد از سلطنت در اين آية شريفه، سلطنت و امتيازي است كه ولي دم، در قصاص از قاتل و يا گرفتن ديه از او مي‌تواند اعمال نمايد. بنابراين، مي‌توان گفت: وقتي فقهاء در ابواب مختلف فقهي از «حق» سخن مي‌گويند، حق به معناي «سلطنت» است(رمضانی، علی، معناي «حق» در نگاه انديشمندان اسلامي، مجله معرفت حقوقی ، سال اول، شماره دوم، زمستان 1390، صفحه 89 ـ 111).

2-9-1 اصطلاح حقوقي16
حوزه حقوق از حوزه‌هايي است كه فراوان به بحث حق پرداخته است. حقوق‌دانان در بحث‌هاي حقوقي مباحث مختلفي دربارة «حق» مطرح كرده‌اند. آنچه به اختصار در تعريف «حق» از ديدگاه و اصطلاح حقوقي مي‌توان گفت به شرح ذيل است:
1. حق عبارت است از اقتداري كه قانون به افراد مي‌دهد تا عملي را انجام دهند. آزادي، عمل، ركن اساسي حق در اين تعريف مي‌باشد؛ يعني آدميان در انجام يا عدم انجام آن عمل آزادند(سيدحسن امامي، حقوق مدني، ج 1، ص125). به تعبير ديگر، حق امري اعتباري است كه پشتوانة قانوني دارد. ثمرة آن حفظ نظم جامعه است. از اين‌رو، طبق اين ديدگاه، «حق»، غير از اعتبار شدن توسط اجتماع شأن ديگري ندارد.
2. نفع حمايت شده از سوي حقوق (نظام حقوقي): ايرينگ، حقوقدان آلماني، تعريف ديگري از حق به دست مي‌دهد. تعريف مي‌نويسد: «نفعي كه از نظر حقوقي حمايت شده است»؛( ناصر کاتوزيان، مباني حقوق عمومي، ص372-373)
بنابراين حق، «امتياز و نفعي است متعلّق به شخص كه حقوق هر كشور، در مقام اجراي عدالت، از آن حمايت مي‌كند و به او توان تصرف در موضوع حق و منع ديگران از تجاوز به آن را مي‌دهد.» (همان، ص374.)
3. حق در اصطلاح حقوقي، مفهومي اعتباري است؛ بدين معنا كه اين مفهوم، به هيچ وجه ما بازاء عيني خارجي ندارد. تنها در ارتباط با افعال اختياري آدميان مطرح مي‌شود. لذا در تعريف حق مي‌توان گفت: «حق امري است اعتباري كه براي كسي (لَهُ) بر ديگري (عَلَيه) وضع مي‌شود.» (ر. ک: محمدتقي مصباح يزدي، حقوق و سياست در قرآن، نگارش: محمد شهرابي، ص27-26.) حق، گرچه ممكن است ريشة واقعي داشته، يا نداشته باشد؛ بدين معني كه در مفهوم حق، به عنوان يك امر اعتباري، وجود يا عدمِ ريشة واقعي ملحوظ نيست، اما همة احكام شرعي داراي مصالح و مفاسد واقعي هستند. همه احكام حقوقي با توجه به آن مفاسد و مصالح واقعي اعتبار مي‌شوند. بر اساس اين تعريف، اعتبار هر حقي داراي سه عنصر است (رمضانی، علی، معناي «حق» در نگاه انديشمندان اسلامي، مجله معرفت حقوقی ، سال اول، شماره دوم، زمستان 1390، صفحه 89 ـ 111) :
الف. كسي كه حق براي اوست (مَن لَهُ الحَقّ)؛ ب. كسي كه حق عليه او و به نفع ديگري است (مَن عَلَيهِ الحَقّ)؛ ج. آنچه متعلَّق حق است.
4. برخي نيز حق را در اصطلاح حقوقي چنين تعريف كردهاند:
حق، امري است اعتباري كه بر حسب آن، شخص يا گروه خاصي، قدرت قانوني پيدا مي‌كند كه نوعي تصرف خارجي در شيء يا شخص ديگر انجام دهد و لازمة آن، امتيازي براي ذي‌حقّ بر ديگران و اختصاص متعلَّق حق به وي مي‌باشد كه نوعي اضافه است. چنان‌كه، لازمة ديگر آن، تحقق اضافة ديگري ميان «من له الحقّ» و «من عليه الحقّ» خواهد بود كه بر اساس آن، «من عليه الحق» موظَّف است جانب «من له الحق» را در مورد حقّ وي رعايت كرده و از تجاوز به آن خودداري كند (دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، درآمدي بر حقوق اسلامي، ص52) .
از مجموع تعاريفي كه دربارة اصطلاح حقوقي «حق» گفته شده، نكات ذيل به دست مي‌آيد:
1. حق آن است كه به ذيحق (من له الحق)، نوعي اقتدار و آزادي عمل اعطا مي‌كند.
2.حق، امتياز و نفع متعلِّق به اشخاص است كه موجب مي‌شود وي توان تصرف در موضوع حق را پيدا كرده و ديگران را از تجاوز به آن منع كند.
3. حق، مفهومي اعتباري است كه ما بازاء خارجي ندارد. هرچند منشأ انتزاع عيني و واقعي دارد، و براي كسي عليه ديگري وضع مي‌شود. اما وضع و اعتبار آن تابع مصالح و مفاسد واقعي است.
4. در بحث‌هاي حقوقي، اصطلاح حق، اغلب ناظر به حق‌هاي اعتباري و مجعوله است. از حق‌هاي تكويني، كه مبتني بر اعتبار و وضع نيست، سخن به ميان نمي‌آيد (رمضانی، علی، معناي «حق» در نگاه انديشمندان اسلامي، مجله معرفت حقوقی ، سال اول، شماره دوم، زمستان 1390، صفحه 89 ـ 111).

10-1 کودک آزاری
کودک‌آزاری طـیف وسـیعی از رفتارهای آسیب‌رسان را شامل برآورده نکردن نیازهای‌ اولیه‌ی کودک،غفلت از‌ مراقبت‌های‌ بهداشتی،فقدان رشد کافی،تنبیه و بد رفـتاری‌ فیزیکی،سوءاستفاده‌ی‌ جـنسی‌ و سوءرفتار‌ هیجانی‌ و آزار روانی‌ در‌ برمی‌گیرد.
طبق تعریف سـازمان بـهداشت جهانی،کودک‌آزاری عـبارت اسـت از:«آسـیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت‌ و رفـاه‌ و بـهزیستی کودک،به دست والدین یا افرادی‌ که‌ نسبت‌ به‌ او‌ مسؤول‌ هستند» (آقابیگلویی، رسول‌زاده، موسوی‌ چلک، کودک‌آزاری،41).
در اصطلاح متخصصّان امـر،هرگونه رفـتاری که مشتمل بر آزار جسمی یا سـوء استفاده‌ی جنسی یا بی‌توجهی بـه کـودک و نیازهای اساسی افراد و آزار عاطفی بـاشد، کودک‌آزاری تـلقی می‌شود(مدنی،کودک‌آزاری‌ در ایران،02).
کودک‌آزاری یک مسأله‌ی فرهنگی-اجتماعی است که معمولا چندین عامل،باهم‌ در بروز آن نقش دارند.
مطالعات نشان مـی‌دهد کـه به طور کلی سه گـروه از کـودکان بـیش از دیگران در معرض کـودک‌آزاری قـرار‌ می‌گیرند:کودکان‌ غیرنرمال،کودکان دشوار و کـودکان طرد شده(همو،همان،78).
باید در نـظر داشت که کودک‌آزاری یک امر نسبی است،بدین معنی که با توجه به‌ فرهنگ و باورهای هـر مـنطقه،تلقی متفاوتی از آن می‌شود.چه بسا،رفتاری در‌ یک‌ جامعه،مصداق‌ کودک‌آزاری مـحسوب شـده و جرم بـه حـساب آیـد ولی در جامعه‌ی‌ دیگری،یک امر عادی مـحسوب شود.به عنوان مثال در تانزانیا وقتی پسری به سن‌ بلوغ‌ برسد،برای‌ این که تطهیر روح پیدا‌ کند،رگ‌ دسـتش را مـی‌زنند تا مقدار زیادی خون‌ بیاید در حالی کـه ایـن امـر در کـودک مـا نوعی جرم و کـودک‌آزاری مـحض محسوب‌ می‌شود(کاهانی،کودک‌آزاری جسمانی عمومی،مجله پزشکی‌ قانونی،شماره‌ی‌ 01).

فصل
دوم

ماهیت و انواع آسیب های معنوی کودکان

پس از آنکه در فصل اول مفاهیم و الفاظ مربوط به رساله پیش رو، بررسی و تبیین گردید جا دارد در ادامه مشخصا به بحث خسارات معنوی کودکان بپردازیم لذا در این فصل ابتدا به بیان ماهیت خسارت معنوی و سپس به انواع آن در حوزه حقوق کودکان همت می گماریم.

1-2 ماهيت خسارت معنوی
حقوق و سرمایه های معنوی همواره مورد توجه بشر بوده و همچون سرمایه های مادی در معرض ایراد خسارت قرار داشته اند.
در اندیشه ی دینی هتک حرمت انسان توسط خود او یا دیگری به منزله ی هتک حرمت الهی تلقی میشود. چراکه حرمت او بالاتر از مهمترین حرمتهای الهی یعنی بیت الله الحرام دانسته شده است. بنابراین شناسایی حرمت و کرامت انسان ایجاب میکند که حقوق و منافع معنوی وی مورد حمایت قرار گیرد.
در تعالیم اخلاقی اسلام، مفاهیمی چون غیبت، تهمت، استهزا و… مبین عنایت حفظ حرمت انسان و برخورد با متجاوز حقوق معنوی او است (نقیبی، 1386ش، ص124).
تعریف ضرر معنوی دشوار است. زیرا هم مفهوم ضرر و هم مفهوم معنویت از مفاهیم عامه و بدیهی هستند که با ضوابط منطقی قابل تحلیل نیستند. در تعاریفی که فقها از مفهوم مطلق ضرر ارائه داده اند، به برخی از اقسام ضررهای معنوی اشاره شده است. به عنوان مثال، میرزا حسن بجنوردی، ورود هرگونه نقص به آبرو، جان و هر بعدی از ابعاد وجودی شخصیت انسان را جزو مصادیق ضرر محسوب کرده است (بجنوردی، 1410ق، ج1، ص21).
میر فتاح مراغی اگرچه در مباحث قاعدهی لاضرر بحث مستقلی در مورد ضرر معنوی طرح نکرده، اما آسیبهایی را که به جسم انسان و آبروی فرد وارد میشود، از انواع مفهوم ضرر بر شمرده است. ایشان اظهار می دارد: ” هر فعلی اعم از جرح و قطع که باعث ایجاد نقص ظاهری در بدن یا در منافع و در شکل متعارف بدن انسان شود، زیان شمرده می شود.” وی علاوه بر این که خسارت مالی را از مصادیق ضرر برشمرده، تجاوز به حقوق ثابت شرعی مردم را مانند حق سبق در اماکن مشترک، مساجد و اماکن مقدسه که گاهی این حق، حقی غیر مالی است و وارد کردن نقص به جسم انسان، هر عملی که باعث درد غیر طبیعی در بدن انسان شود و تعرض به حیثیت را نیز از مصادیق ضرر محسوب نموده است (میرفتاح، 417ق، ج1، ص309)
بعضی از حقوقدانان عرب نیز در تعریف ضرر معنوی گفته اند: ضرری است که بر حسن شهرت و اعتبار و معنویات انسان وارد میشود؛ نظیر توهین، عیب جویی، مذمت و بدگویی و…، همچنین تالمات ناشی از اقدامات قضایی، مانند طرح دعوی نیز ضرر معنوی شمرده میشود (نجم جیران، 1981م، ص263).
جعفری لنگرودی در این زمینه مینویسد: ضرری که به عرض، شرف و حیثیت متضرر یا یکی از اقارب او وارد میشود همچون افشای راز بیمار، ضرر معنوی است (جعفری لنگرودی، 1368ش، ص416).
برخی از حقوقدانان بر آنند: تعریف زیان معنوی دشوار است و میتوان گفت صدمه به منافع عاطفی و غیر مالی مانند احساس درد جسمی و رنجهای روحی، از بین رفتن آبرو، حیثیت و آزادی ضرر معنوی است )کاتوزیان،1386ش، ج1، ص144).
در تعریفی دیگر گفته شده: خسارت معنوی، زیانی است که به حیثیت، آبرو یا عواطف و احساسات اشخاص وارد شده باشد. تجاوز به حقوق غیر مالی انسان و لطمه زدن به احساسات دوستی، خانوادگی، مذهبی و درد و رنجی که در اثر حادثهای ایجاد میشود نیز خسارت معنوی است و این موارد امروزه میتواند مجوز مطالبهی خسارت معنوی باشد (صفایی، 1355ش، ص240).
همچنین آورده شده: ضرری که به مال شخص وارد نمیشود بلکه ضرری است که در ، مقابل ضرر مادی است و به مصالح غیر مالی شخص وارد می آید (سنهوری، بی تا، ج1، ص864).
آشوری میگوید: خسارت معنوی، ضرر و زیان وارد شده به شهرت، حیثیت و آبرو، آزادی،معتقدات مذهبی، حیات، زیبایی، احساسات، عواطف و علایق خانوادگی است )آشوری،1376ش، ج1، ص208).
برخی بر آنند: ضرر معنوی عبارت است از زیانی که به سرمایهی غیر مادی انسان وارد میشود. بهعبارت دیگر، آسیبی که به حواس ظاهری، احساس، عاطفه، نفس، موقعیت خانوادگی یا شغلی و یا منزلت اجتماعی انسان وارد میشود و موجب تاثر درونی یا کاهش .) اعتبار و ارزش او شود، ضرر معنوی است (العوجی،1995م، ج2، ص168).

2-2 مصادیق و انواع خسارت معنوی
ضرر معنوی ممکن است به صورت های مختلف ظاهر شود. گاهی به صورت لطمه به حقوق مربوط به شخصیت؛ همچون ضرری که بر شرف، اعتبار و آبروی شخص وارد میآید؛ نظیر قذف، سب، تهمت و افترا. گاهی به صورت درد جسمی که زیاندیده از حادثهای دچار آن میشود و یا به صورت اختلال روانی حاصل از حادثه ای به علت اینکه چهره ی زیان دیده کریه گردیده، ظاهر میشود. یا بر اثر جریحه دار شدن احساسات و عواطف مثل غم و اندوه وارده به شخصی که نزدیکان خود را در نتیجه ی تصادف از دست داده است نمودار میشود.
بنابراین میتوان گفت: خسارت معنوی بر دو قسم است:
الف) زیان های وارد به حیثیت و شهرت و به طور خلاصه آنچه در زبان عرف سرمایه یا دارایی معنوی شخص است.
ب) لطمه به عواطف و ایجاد تالم و تاثر روحی که شخص با از دست دادن عزیزان خود و ملاحظه ی درد و رنج آنان میبیند )کاتوزیان، همان(.
عاطف النقیب نیز ضمن بیان اینکه هنگام ورود ضرر بر موقعیت اجتماعی انسان که در اثر تجاوز به کرامت، شرف و حیثیت وی حاصل شده، خسارت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله آسیب شناسی، فرهنگ فارسی، قانون مجازات، حقوق جزا Next Entries منابع و ماخذ مقاله حقوق کودک، کنوانسیون حقوق کودک، به رسمیت شناختن، حقوق اسلامی