منابع و ماخذ مقاله ناخودآگاه، مفهوم خدا

دانلود پایان نامه ارشد

مبتلا به اشكال است.
3. به نظر دوركيم دين تجلي جامعه در افراد آن جامعه است. مردم گمان ميكنند خدا را ميپرستند، در حالي كه به صورت ناخودآگاه مشغول پرستش جامعه هستند. اما اين سخني است ناموجه و نامعقول، زيرا آدميان كاملاً بين مفهوم خدا و پرستش او و بين مفهوم جامعه تفكيك قايلاند و حدود و ثغور هر يك را مي شناسند. اين گونه نيست كه خداي مورد پرستش آنها امري مبهم و غير متشخص باشد تا دوركيم آن را بر اصل توتمي يا بر جامعه منطبق نمايد.
4.به گمان دوركيم ميان حقيقت دين و نمود و تجلي آن بر مؤمنان تفاوت وجود دارد. چنان چه پريچارد بر چنين مشكلي در رهيافت دوركيم اشاره كرده و ميگويد :
اگر تحليل دوركيم در كتاب صور ابتدايي حيات ديني درست باشد، دين از يك سو به همان صورتي كه واقعاً هست به مؤمنان نمايانده ميشود و از سوي ديگر [ دين ] چيزي متفاوت از آن چه كه آنها فكر ميكنند بايد باشد، است. در نتيجه دين مبناي اعتبارش را از دست ميدهد.
5.يك اشكال مبنايي هم به دوركيم وارد است. او معتقد بود مردمان در حقيقت جامعه را ميپرستند و آن را تقديس مينمايند، حال آنكه اولاً سؤال اين است وي تقديس جامعه را از چه راهي به دست آورده است ؟ زيرا او ملاكي براي تقدس جامعه ارائه نمي دهد. ثانياً جامعه امري اعتباري و غير حقيقي است و چيزي جداي از افراد تشكيل دهنده آن نمي باشد، پس چگونه ميتوان براي چنين امر اعتباري تقدس قائل شد ؟ آيا تقدس جامعه همچون خود جامعه امري اعتباري نيست ؟
6.دوركيم با اين نظريه اش كه دين تجلي روح جمعي است، از دين قداست زدايي نموده و با فروكاهش دين تا حدّ پديدههاي توتمي آن را به مرتبه خرافات، سحر و جادو تنزل داده است. وي آشكارا حق و باطل بودن اديان را با اين ادعا كه هيچ ديني كذب نيست، زير پا نهاد و از اين رهگذر زيانهاي جدّي و جبران ناپذيري را متوجه تفكر ديني نمود. گر چه بر اساس مبناي پذيرفته شده از سوي دوركيم، اين سخن كه ديگر دين مقدس نبوده و در حدّ پديدههاي توتمي كاسته ميشود، امري پذيرفتني است، اما بر اساس رويكرد الاهي چون مبناي دوركيم مبتلا به اشكال است، لذا چنين لازمه اي نيز قابل پذيرش نمي باشد.
7.در ديدگاه وي نقش افراد جامعه به ويژه حكيمان ناديده گرفته ميشود گويا همه ي كارها را جامعه انجام ميدهد.به عبارت ديگر، پديده نبوت و رسالت انبيا به هيچ وجه مورد توجه دوركيم قرار نگرفته است. همچنين عنصر تبليغ در اديان و ابعاد عرفاني اديان در نزد وي مغفول مانده است. در نهايت اينكه در ديدگاه او ما هر چه به طرف فرديت برويم، از حضور دين كاسته خواهد شد؛ زيرا به عقيده وي، دين مربوط به امور جمعي است. اما حقيقت بر خلاف اين مطلب است، چرا كه اغلب اديان نه تنها در ابعاد جمعي، بلكه در جنبههاي فردي و حيطه شخصي نيز حضوري فعال و چشمگير دارند.237

فصل چهارم:
دين و كاركردهاي اجتماعي آن از ديدگاه علامه طباطبايي

بخش اول: كلياتي درباره علامه طباطبايي
بخش دوم: دين و كاركردهاي فردي و اجتماعي آن از ديدگاه علامه طباطبايي

بخش اول:كلياتي درباره علامه طباطبايي

يکي از متفکران گرانقدر عالم اسلام مرحوم علامه طباطبايي -ره- است، قبل ازاينكه به دين شناسي علامه طباطبايي وكاركردهاي اجتماعي دين از ديدگاه ايشان بپردازيم، لازم است نگاهي كلي به زندگي و انديشههاي اصلي و آثار او بياندازيم اما چون دين شناسي علامه مبتني بر انسان شناسي اوست و انسان شناسي او مبتني بر هستي شناسي اش ميباشد، توضيحي هر چند كوتاه درباره انسان شناسي و هستي شناسي او خواهيم داد.
1- زندگي و آثار علامه طباطبايي
علامه سيد محمد حسين طباطبائي از يکي از خاندانهاي بزرگ علم برخاسته، ولادت ايشان در پايان سال 1321 هجري قمري مصادف با 1282 شمسي در تبريز به وقوع پيوست 238. در سن پنج سالگي مادر گرامي خود و در سن نه سالگي پدر خود را از دست دادند . پس از آن وصي شرعي پدرشان كه از بستگانشان نيز بود سرپرستي او و برادرش را به عهده گرفت.به دليل اين فراز و نشيب، سيدمحمدحسين، تا نه سالگي دست به كتاب و قلم نبرد و پس از آن راهي مكتب خانه شد . او در مدت شش سال(1296-1290)پس از آموزش قرآن كه در آن روزگار و پيش از ديگر مواد آموزشي تدريس ميشم، كتاب هايي از قبيل گلستان و بوستان سعدي، نصاب الصبيان ، اخلاق مصور، انوارسهيلي، تاريخ معجم، منشات امير نظام و ارشاد الحساب را فرا گرفت و سپس وارد حوزه علميه شد. از سال1297-1303ه.ش در ظرف هشت سال، او مجموع كتابهاي مربوط به دوره سطح حوزه را آموخت.عشق به معارف اسلامي، علامه (ره)را از زادگاه به نجف اشرف كشاند239و ده سال در آن مرکز بزرگ تشيع به تکميل معلومات خود در شعب مختلف علوم اسلامي پرداخت. فقه و اصول را نزد استادان معروف “نائيني و کمپاني” و فلسفه را نزد “سيد حسين بادکويي” که خود از شاگردان جلوه و آقا علي مدرس بود و رياضيات را نزد آقا سيد ابوالقلسم خوانساري و اخلاق را در م محضر “حاج ميرزا علي قاضي” که در حکمت عملي و عرفان، مقامي بس ارجمند داشتند تلمذ کرد. سپس در سال 1314 به زادگاه خود مراجعت فرمود. تحصيلات مدرس بود و رياضيات را نزد “آقا سيد ابوالقاسم خوانساري” و اخلاق را در علامه طباطبائي فقط محدود به سطوح عادي فقه نبود بلکه علاوه بر عميق ترين تحصيلات در صرف و نحو و ادبيات عرب و فقه و اصول، ايشان يک دوره کامل از رياضيات قديم از “اصول” اقليدس تا “مجسطي” بطلميوس و نيز فلسفه و کلام و عرفان و تفسير را فرا گرفت و در اين علوم به مرحله اجتهاد نائل آمد.
شهرت علامه طباطبائي در تهران و حوزه هاي ديگر علمي ايران خارج از تبريز هنگامي آغاز شد که در اثر حوادث سياسي جنگ دوم جهاني و عواقب بعد از آن، ايشان از مسقط الراس خود به قم مهاجرت کرد و از سال 1325 در آنجا ساکن شد و بدون کوچکترين سر و صدا مجالس درس خود را در تفسير و حکمت آغاز کرد و در سفرهاي پياپي به تهران با علاقه مندان به حکمت و معارف اسلامي نيز تماس حاصل نمود و حتي از بحث و مناظره با مخالفان دين و حکمت، دريغ نورزيد و از راه عقل و منطق، بسياري از افرادي را که از طريق صواب منحرف شده بودند به درک حقايق ديني و حکمي نايل ساخت و توانست در عرض بيست و چند سال اخير، اثر عميقي از خود نه تنها در طبقه روحانيت بلکه بين عدهاي از طبقه متجدد و تحصيل کرده در غرب بجا گذارد. ساليان دراز هر پاييز بين ايشان و استاد هنري کربن مجالسي با حضور جمعي از فضلا و دانشمندان تشکيل شده است که در آن مباحثي حياتي درباره دين و فلسفه و مسائلي که جهان امروز در مقابل شخص معنوي و جوينده حقيقت قرار ميدهد، مطرح ميشود و اين جلسات نتايج بسيار مهمي به بار آورده است.
در حوزه علميه قم، خدمت بزرگ علامه طباطبائي، احياي علوم عقلي و نيز تفسير قرآن کريم بوده است. به تدريج ايشان تدريس سطوح اساسي حکمت مانند کتاب “شفا” و “اسفار” را متداول ساخت، شايد حتي مهمتر از خدمت ايشان به حکمت که از طريق تربيت عده کثيري از طلاب و نشر کتاب انجام پذيرفته است، توجه علامه طباطبائي به اهميت تربيت اخلاقي و تزکيه نفس بين شاگردان خود بوده است. ايشان در واقع به تنهايي مکتب جديدي در تربيت افرادي که علم و اخلاق را تواما توسعه دادهاند تاسيس کرده و اشخاصي بس لايق به جامعه تقديم داشته و همواره لزوم توام کردن آموزش و پرورش را تاييد کرده است.240
آثار علامه طباطبائي
از ايشان آثار علمي بسيار بجا مانده است که قسمتي از آنها بدين قرار است:
تفسير الميزان – به زبان عربي (در 20 جلد)، اصول فلسفه و روش رئاليسم، حاشيه بر اسفار صدرالدين شيرازي،. مصاحبات با استاد هنري کربن، رساله در حکومت اسلامي، حاشيه کفايه، رساله در قوه و فعل، رساله در اثبات ذات، رساله در صفات، رساله در افعال، رساله در وسائط، الانسان قبل الدين، الانسان في الدين، الانسان بعد الدين، رساله در نبوت، رساله در ولايت،. رساله در مشتقات، رساله در برهان، رساله در مغالطه، رساله در تحليل، رساله در ترکيب، رساله در اعتبارات.، رساله در نبوت و مقامات، منظومه در رسم خط نستعليق، علي والفلسفة الالهيه، قرآن در اسلام،شيعه در اسلام و چند رساله و مقالات ديگر.
به علاوه از علامه طباطبائي مقالات متعددي در نشريات گوناگون مانند “مکتب تشيع” و “درسهائي از مکتب اسلام” و “راهنماي کتاب” و. .. به انتشار رسيده است. مهمترين اثر علامه طباطبائي يقيناً همان ” تفسير الميزان ” است.241
2- انديشههاي اصلي علامه طباطبايي و نوآوريهاي او در ابعاد مختلف
مشغله اصلي علامه طباطبايي دين پژوهي است، شخصيت علمي وي داراي ابعاد مختلفي از جمله بعد تفسيري، فلسفي، عرفاني، فقهي و اصولي، حديثي، رياضي و فلكي و ادبي است242.
ايشان داراي برخي از نوآوريهاي خاص در حوزههاي مختلف معرفتي است.برخي از اين نوآوريها از اين قرارند:در فلسفه، عنايت به نگارش مطالب فلسفي به زبان فارسي و توام با ساده نويسي و پرهيز از مغلق نويسي، طرح مباحث معرفت شناسي و مقدم داشتن آن بر مباحث هستي شناسي، نشان دادن امكان ديالوگ فلسفي با دستگاههاي فلسفي غربي و شرقي، احياي سنت فلسفي با تقرير و تحليل جديد از سنت فلسفي، طرح و تاليف فلسفه در قالب اصلي موضوعي (اكسيوماتيك)، احياي روش مشايي در طرح و تاليف مباحث فلسفي و پيرايش فلسفه از دخالت دادن گزارههاي غير فلسفي (شعري، خطابي، ديني، عرفاني)تلاش براي تفكيك حقايق از اعتبارات در مباحث فلسفي.
در علم كلام نيز ميتوان به مواردي از قبيل آشكار ساختن خلط حقايق و اعتباريات در تاريخ كلام و مباحث كلامي، پرداختن به مباحث جديد كلامي از قبيل حقوق زن، برده داري در اسلام، تكامل انسان، نظام اجتماعي و سياسي اسلام، دين و علم و طرح موضوعات جديدكلامي اشاره داشت.
در تفسير، احياي روش تفسير قرآن با قرآن، اهميت دادن به تفسير و احياي سنت تفسير قرآن در حوزه ها، عنايت به ديالوگ قرآن با مسائل جديد فردي و اجتماعي و يافتن پاسخ قرآن در باب اين مسائل، عنايت به سازگاري دين با عقل و علم در فعاليت تفسيري خود، پيرايش پيش فرضها در هنگام تفسير فقه ميتوان براي مثال به طرح نظريه اساسي وجود قوانين ثابت و متغير در دين، طرح مساله دخالت زمان و مكان در تغيير احكام و نيز توجه به مساله مصلحت و دخالت آن در قوانين و…اشاره داشت.
در اخلاق نيز علامه با طرح ايده “مكتب خاص اخلاقي قرآن “و تمايز آن از مكاتب اخلاقي “عقلي”و “ديني عام”، اخلاق را از قالب سنتي و بي روح آن در آورده است. محرك اين نوع اخلاق “حب”و “عشق”است و غايت آن “ذات مقدس الهي “است.243
3- رويكرد روش شناسي علامه طباطبايي در دين پژوهي
روش علامه طباطبايي در دين پژوهي درون ديني است، وي، قرآن و سنت را نخستين منابع دين ميداند، و معتقد است كه بخشي از معارف اسلامي كه احكام و قوانين شريعت ميباشد قرآن كريم تنها كليات آنها را متضمن است و روشن شدن تفاصيل آنها مانند احكام نماز و روزه و دادو ستد و ساير عبادات و معاملات بر مراجعه به سنت (حديث اهل بيت) متوقف است.
و بخش ديگر ازدين معارف اعتقادي و اخلاقي است اگر چه مضامين و تفاصيل آنها قابل فهم عموم ميباشد ولي در درك معاني آنها روش اهل بيت را بايد اتخاذ كرد و هر آيه قرآني را با آيات ديگر توضيح داد.بنابر اين به نظر علامه “روش تفسير قرآن به قرآن ” روش اهل بيت ميباشد 244. ايشان نيز در تفسير الميزان از اين روش بهره گرفته است. وبا استفاده از آن، در صدد پاسخگويي به همه مسائل مربوط به دين است. 245
دفاع عقلاني از دين در مكتب علامه (ره) جايگاه والايي داردو معتقد است كه:
” نه تنها قرآن، عقل را از اعتبار ساقط نكرده، بلكه اعتبار قرآن و كلام خدا بودن آن نيز با عقل ثابت ميشود…”246
وي ميكوشد تا حد امكان مصلحت احكام ديني را با دلايل عقلي تبيين نمايد و پيوندي ماهوي ميان دين و فلسفه و وحي و عقل برقرار سازد. او جدايي دين الهي از فلسفه الهي را ستمي بس بزرگ

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله آرامش خاطر Next Entries منابع و ماخذ مقاله سوره بقره