منابع و ماخذ مقاله مطالعات اجتماعی، حقوق شهروندی، تحلیل محتوا، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

توجه کرده است؟
2) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی صلح توجه کرده است؟
3) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق برخورداری از امنیت پرداخته است؟
4) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق برخورداری از محیط زیست سالم پرداخته است؟
5) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق داشتن کار و حرفه پرداخته است؟
6) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق برخورداری از حمایت قانون پرداخته است؟
7) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق برخورداری از برابری و عدالت پرداخته است؟
8) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق آزادی عقیده توجه شده است؟
9) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق برخورداری از آموزش و پرورش پرداخته است؟
10) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق آزادی انتخاب پرداخته شده است؟
11) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق تامین اجتماعی و بیمه پرداخته است؟
12) محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی پایه ششم تا چه اندازه به مولفه ی حق برخورداری از حق مالکیت پرداخته است؟

1-6: تعاریف نظری و عملیاتی واژهاو اصطلاحات پژوهش:
1-6-1: حقوق شهروندی:
برداشت ها و نگرش هایی که ناظر به مفهوم جامعه مدنی و شهروندی است بر روند، فرایند سرشت و سرنوشت شکل گیری و شکل دهی به شهروندی در یک جامعه تأثیر به سزایی دارند. بنابراین فهم پدید ه ها بر نحوه عینیت یافتگی آن ها مؤثر است. لذا شناخت برداشت های نظری از مفاهیم کمک زیادی به شناخت پدیده ها می کند. این اصل در مورد مفهوم شهروندی نیز صادق است. در زمینه مفهوم شهروندی برداشت مدیران شهری و مقامات محلی، شهرداران، اعضای شوراهای اسلامی، اعضای احزاب و تشکل ها سیاسی، نمایندگان مجلس (کنشگران جمعی و مطبوعاتی ) از این مفهوم حائز اهمیت می باشد (نجاتی حسینی،1380 : 18 )
1-6-2: تحلیل محتوا:
به زعم برلسون1(2001)تحلیل محتوا شیوه ای از پژوهش است که در این شیوه محقق به تشریح و بیان کمی، منظم و عینی محتوای آشکار پیام می پردازد(حسن مرادی1388 :120).
1-6-3: کتاب درسی:
کتابی که موضوع خاصی از علم را مطالعه و بررسی می کند و به طور منظّم تهیه شده است و برای مقاطع خاص آموزش به کار می رود ، مانند یک منبع اصلی برای مطالعه یک موضوع در رشته معین مورد استفاده قرار می گیرد (شعاری نژاد،1370: 56 ).
1-7: تعریف عملیاتی واژه ها و اصطلاحات:
1-7-1: محتوا:
در این تحقیق تجزیه و تحلیل محتوا با استفاده از آمار توصیفی که شامل متن ، اشکال و فعالیت های پیشنهادی می باشد. واحد تحلیل متن جمله، واحد تحلیل فعالیت های پیشنهادی و اشکال، تعداد مواردی است که از دانش آموز خواسته می شود تا از آنها استفاده نماید بر اساس مولفه حقوق شهروندی تجزیه و تحلیل می شود ( يارمحمديان،1388 :145).
حقوق شهروندی:
مولفه های حقوق شهروندی مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از:
1. حق آزادی بیان
2. حق برخورداری از صلح
3. حق برخورداری از امنیت
4. حق برخورداری از محیط زیست سالم
5. حق برخورداری از کارو حرفه
6. حق برخورداری از حمایت قانون
7. حق برخورداری از برابری و عدالت
8. حق برخورداری از آزادی عقیده
9. حق برخورداری از آموزش و پرورش
10. حق برخورداری از آزادی بیان
11. حق برخورداری از تامین اجتماعی
12. حق برخورداری از حق مالکیت

1-7-2: کتاب درسی:
کتاب مورد مطالعه در این پژوهش،کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی تالیف سال 1391 با کد5/34 می باشد.
1-7-3: فعالیت های کتاب:
منظور از فعالیت های کتاب همان تکالیف ارائه شده به دانش آموزان در هردرس است که در قالب فعالیت آمده است و تعداد آن در هر درس متفاوت است و در کل کتب 131مورد می باشد.
1-7-4: تصاویر کتاب :
منظور ار تصاویر کتاب همان ” عکس ها، نقاشی ها، پوسترها، نقشه ها، نمودارها و طرح های گرافیکی” است که در صفحه اول فصل ها و متن درس ها در حاشیه صفحات آمده است و تعداد آن در کل کتاب 171 مورد می باشد.
1-7-5: پاراگراف های کتاب :
به هر بند، جزء، قطعه نوشته شده در یک متن که حاوی یک مضموم و معنی است پاراگراف می گویند. در این مطالعه، پاراگراف های مربوط به مؤلفه های حقوق شهروندی در هر درس و صفحه مورد شمارش و ثبت شده است. در ضمن در کل کتاب 180پاراگراف و جود دارد( البته در شمارش پاراگراف ها متن فعالیت ها و سوال های مطرح شده در متن درس لحاظ نشده است).

2-1 : مقدمه
در حال حاضر حقوق شهروندي از مباحث مهم حقوقي، چه در سطح داخلي و چه در سطح بين المللي، است مانند بسياري از مفاهيم حقوقي، در مورد اين که «شهروند کيست و چه حقوقي دارد؟»، «آيا حقوق بشر و حقوق شهروندي دو مقوله ي مترادف هستند يا متفاوت؟»، «آيا اين مفهوم جديد است يا قديم؟»، اتفاق نظر وجود ندارد. قدر مسلم اين است که اصطلاح «حقوق شهروندي» به تازگي وارد ادبيات حقوقي کشور ما شده است و به طور روز افزون اهميت بيشتري مي يابد. بنابراين قبل از بررسي آن در سيره ي نبوي و تطبيق آن با حقوق ايران، لازم به نظر مي رسد که اين اصطلاح به خوبي شناخته شود و مرز آن با اصطلاحات مشابه، به ويژه «حقوق بشر» معين گردد.
2-1-1:تعریف شهروند در فرهنگ های مختلف
در روم قديم اتباع کشور به دو دسته تقسيم مي شدند. شهروندان، يعني روميان اصلي، که از حقوق ومزاياي بيشتري برخوردار بودند و رعايا، يعني اقوام و ملل ديگري که تحت تسلط حکومت روميان بودند (رضايي پور، 1385: 11). در يونان قديم، افراد ساکن در يونان دو درجه بودند، شهروندان درجه ي يک، که ساکنان اصلي يونان بوده اند و درجه ي دو، که بردگان و غيريوناني ها بودند.شهروند 2است. در فرهنگ هاي معين و عميد، اين اصطلاح تعريف نشده است. در فرهنگ لغت دهخدا شهروند اين گونه تعريف شده است:اهل يک شهر يا يک کشور و نيز آمده که «وند» موجود در اين واژه در گذشته نيز بوده و در واقع اين واژه «شهربند» بوده است، به معناي کسي که به شهري بند است.در اثر گذشت زمان، اين بند تبديل به «وند» شده است. «ي» موجود در شهروندي يعني هر چيز مربوط به شهروند. در فرهنگ معاصر گفته شده است که شهروند کسي است که اهل يک شهر يا کشور به شمار مي آيد و از حقوق متعلق به آن برخوردار مي شود. در يکي از فرهنگ هاي علوم سياسي، شهروند چنين تعريف شده است:«کسي که از حقوق مدني يا امتيازات مندرج در قانون اساسي يک کشور برخوردار است. واژه سيتي زن، که ريشه ي رومي دارد، در فارسي به شهروند، تبعه، همشهري، هم وطن، شارمند، شهرتاش، و انسان عضو اجتماع شده است. در زبان فرانسه کلمه شهروند3 از شهر4 مي آيد و (سيته) از واژه ي لاتيني سيويتاس5 مشتق است. سيويتاس در زبان لاتيني تقريبا معادل کلمه ي پلیس6 در زبان يوناني است که همان شهر است که تنها مجتمعي از ساکنين نيست، بلکه واحدي سياسي و مستقل به شمار مي آيد. شهروند فقط به ساکن شهر گفته نمي شود در رم همانند آتن، کليه ساکنان، خصلت شهروندي را نداشتند. آن کسي شهروند به شمار مي رفت که شرايط لازم براي مشارکت در اداره  امورعمومي شهررا دارا مي بود. در زبان فرانسه، غالباً، شهروند در نقطه ي مقابل رعيت به کار مي رود. به تدريج، دولت ـ کشور جاي دولت ـ شهر را گرفت و مفهوم شهروند به مفهوم دولت ـ کشور وابسته شد(روبرپللو، 1370 :1). در ايران تا قبل از مشروطيت، به جاي اين واژه از کلمه ي رعيت و رعايا استفاده مي شد (رضايي پور، 1385 :9). سعدي گفته است:
اگرزمال رعيت ملک خورد سيبي برآورند غلامان او درخت از بيخ به طور سنتي در اکثر تعاريف، شهروند را معادل تبعه دانسته اند. شهروند شخصي است که عضو يک جامعه ي سياسي به نام دولت ـ ملت است. شهروند کسي است که از حقوق مدني ـ سياسي و امتيازات مندرج در قانون اساسي يک کشور برخورداراست. تابعيت بر جنبه ي بين المللي تأکيد دارد و شهروندي شمول حقوق داخلي را مورد تأکيد قرار مي دهد. ديدگاه فوق، انحصار شهروند به تبعه و نگاه ناسيوناليستي به تبعه، گر چه به نظر مي رسد که ديدگاه غالب است و طرفداراني در بين نظريه پردازان مثل ديويد ميلر دارد؛ در مقابل اين ديدگاه ناسيوناليستي ديدگاهي وسيع تر و فوق ناسيوناليستي از شهروند ارائه شده است. به نظر ديدگاه دوم و طرفداران آن مثل7 بايد مفهوم شهروندي از دولت و ملت جدا شود. موقعيت شهروندي بايد بر اساس اقامت اعطا شود نه بر اساس جذب فرهنگي و بومي سازي. اين امر باعث مشارکت گسترده ي افراد در جامعه مي شود. اقامت بايد تعيين کننده ي شهروندي باشد، نه مليت. اگر شهروندي را دولت محور تعريف کنيم مشکلات مربوط به اقليت هاي قومي و بسياري از حقوق اشخاص، حل نشده باقي مي ماند. امروزه اين موضوع در حال آشکار شدن است که ايده ي ملت به گونه اي فزاينده، نه تنها مبناي حمايت کننده ي شهروندي نيست، بلکه به مانعي براي حمايت از انسان ها تبديل شده است(کيث فالکس،1381: 60 به بعد).در فرايند جهاني شدن، از تأثير محدوديت هاي جغرافيايي بر نظم سياسي اجتماعي کاسته مي شود و مردم به طور روزافزون از رفع شدن اين محدوديت ها آگاهي مي يابند. جهاني شدن داراي مزايا و معايبي است. به نظر مي رسد که برداشت جديد و همگاني تري از شهروندي ظهور کرده است که اصول آن بر اساس شخصيت جهاني و جهان شمول شخص است نه بر اساس تعلق ملي (همان:173 به بعد).در مفهوم آزاد انديشانه از شهروندي، اين مفهوم شامل همه ي افراد کبير ساکن خاک کشور است. در اين مفهوم تفاوت هاي قومي، ملي، زباني ناديده گرفته مي شود. طبق دکترين بي طرفي حکومت8 دولت بايد نسبت به مفهوم زندگي خوب بين شهروندان بي طرف بماند. در نتيجه حوزه ي عمومي از مباحث فرهنگي و هويتي تا حد ممکن جدا مي شود و اين امر مستلزم رعايت حقوق اقليت ها و زبان و فرهنگ آنهاست. به طور تاريخي مفهوم شهروندي وابسته به تبعه بودن است که مبتني بر محروم کردن غيراتباع مي باشد و در نتيجه گروه هايي که جزئي از اجتماع ملي نيستند محروم شده يا در حاشيه قرار مي گيرند. طبق ديدگاه ناسيوناليستي و سنتي، شهروندي يعني دريافت گذرنامه ي محل سکونت. با وجود اين، برخي از قائلين به اين ديدگاه کلاسيک مثل کاستلز و ديوسون مي پذيرند که در کنار اصل خاک و خون اصل ديگري در حال رشد است که اهميت زيادي دارد و آن اصل «اقامت» است. طبق ضابطه ي اقامت، افراد مي توانند استحقاق شهروندي را با اقامت در يک کشور به دست آورند. اما اين دسته از کلاسيک ها با اذعان به اهميت روز افزون «اقامت» و با وجود اين که قائل به حقوق بسياري براي افراد مقيم دائم هستند، مثل حق کار، حق بهره مندي از تأمين اجتماعي و خدمات بهداشتي، تضمين امنيت، حمايت در برابر بازگشت اجباري و دست يابي به آموزش و پرورش، اين افراد، غير تبعه را، نه به عنوان شهروند، بلکه شبه شهروند مي نامند. تفاوت شهروند با شبه شهروند، در عدم بهره مندي شبه شهروند از حقوق سياسي و عدم بهره مندي کامل در حقوق اجتماعي است (کاستلزوديويدسون: 1382).
از بين سه نظريه ي مذکور، به نظر مي رسد نظريه ي عدم وابستگي مفهوم شهروندي به تابعيت ارجحيت دارد. وابستگي حقوق شهروندي به تابيعت با فلسفه ي وجودي حقوق شهروندي در تضاد بوده و باعث محروميت گروه هايي از انسان ها مي شود. حقوق شهروندي حقوقي است که همه ي افراد ساکن در يک جامعه بايد از آن بهره مند باشند. در پاسخ به اين ايراد که به هر حال در دنياي امروز ما به نظر مي رسد که تقريباً يک اتفاق نظر جهاني وجود دارد که غير اتباع از حقوق سياسي محروم هستند و پيشرفته ترين کشورها در اين مورد سوئد و هلند هستند که به افراد مقيم غيرتبعه اجازه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره b، c، bc، cd Next Entries تحقیق درباره ab، a، a-c، برگهاي