منابع و ماخذ مقاله قرآن کریم، بلوغ جنسی، فقهای امامیه، جنین آزمایشگاهی

دانلود پایان نامه ارشد

م مادر زندگی کند و کارشناسان طب نیز برآنند که این حالت در هفتمین ماه آبستنی پیش میآید (صفایی، قاسمزاده، ص 43).
آغاز کودکی، برای جنین آزمایشگاهی زمانی است که او بتواند به طور مستقل در خارج از محیط آزمایشگاه زنده بماند. براساس این نظریه شخصیت و اهلیت جنین آزمایشگاهی وقتی کامل است که پس از خارج کردن از محیط آزمایشگاهی قابلیت زیست داشته باشد.
دکتر شهیدی در زمینه جایگاه این نظریه در حقوق اسلامی می نویسد: “به نظر فقهای اهل تسنن و برخی از فقهای امامیه فقط زنده متولد شدن طفل شرط کافی برای وراثت او نیست، بلکه لازم است علاوه بر زنده متولد شدن استعداد باقی ماندن هم داشته باشد” (شهیدی، ص33).

آغاز کودکی با شکلگیری و انعقاد نطفه
از جمله نظریات آغاز کودکی، نظریه ای است که انعقاد نطفه را آغاز کودکی دانسته است. انعقاد نط فه عبارت است از قرار گرفتن سر اسپرماتوزوئید در اوول که در انسان پس از مدت کوتاهی از زمان ورود نطفه مرد در رحم زن تحقق می یابد، و از آن زمان به بعد تقسیم و تکثیر سلولی مراحل تکامل جنین شروع میشود.
برخی از فقهای معاصر بر این باورند که قرآن کریم در زمینه آغ از کودکی به صراحت سخنی به میان نیاورده، امّا در برخی از آیات لفظ طفل به صراحت آورده شده است(حج/ 15، مومنون/714-712، مومن/67) . توجه خاص قرآن به مراحل تکامل نطفه در رحم مبین پذیرش نظریه آغاز کودکی از زمان انعقاد نطفه است، هرچند هنوز روح در آن دمیده نشده باشد ؛ چه، نطفه در زمان انعقاد قابلیت دمیدن روح را پیدا کرده است، و می توان آن را انسان بالقوه به شمار آورد . بنابراین وضع احکام وضعی و تکلیفی مبنی بر حمایت از جنین در مراحل مختلف تنها از این طریق قابل پذیرش و توجیه است. به تصریح فقهاء در بحث ارث، چنانچه ب عد از زمان انعقاد نطفه مورث فوت کند، حملی که در زمان فوت مورث نطفه اش منعقد شده باشد، جزء وراث محسوب می شود . همچنین در باب وصیت تصریح کرده اند که وصیت بر حمل صحیح است، هرچند روح در آن دمیده نشده باشد، به شرط اینکه زنده متولد شود . بنابراین فقهاء حقوق مدنی ر ا بر انعقاد نطفه مترتب کرده اند نه دمیده شدن روح . بدین جهت نباید تصور کرد که آغاز کودکی با دمیدن روح است (موسوی بجنوردی، ص28). به تعبیر دیگر هر چند زنده متولد شدن حمل شرط وراثت اوست، امّا مبدأ وراثت حمل و جنین، زمان انعقاد نطفه اوست نه زمان پس از تولدش، یعنی مبدأ حقوقی کودک انعقاد نطفه است.
در تبیین نظریه مذکور چه بسا گفته شود متون و منابع روایی تربیتی برای دوره جنینی چنان جایگاهی قائل شده اند که سعادت و شقاوت انسان را به دوره جنینی منتسب کرده اند، چنان که می فرماید: ” السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه” (حقس،1/ص104) بنابر این از نظر تربیتی جنین دارای وجود مستقل است. از منظر روانشناسی رشد حمل بیش از تولد سه مرحله را طی می کند: 1- مرحله نطفه ای که از زمان لقاح شروع می شود و تا 14روز طول می -کشد و حمل در این مرحله به شکل توده سلولی در می آید . 2- مرحلۀ رویانی که تا پایان هفته هشتم طول می کشد و توده سلولی به جنین رویانی تبدیل میشود. 3- مرحلۀ جنینی که از اواخر ماه دوّم تا لحظه تولّد را در برمی گیرد (هاشمیان، صص 18-11).م رحله نخستین جنین انسان بالقوه به شمار میآید.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: ” اوست خدایی که شما را از خاک (ناچیز) بیافرید و سپس از قطره آب (نطفه) و آنگاه از خون بسته (علقه) سپس شما را از رحم مادر طفل بیرون آورد تا آن که به سن رشد و کمال برسید و باز پیر و سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سن پیری وفات کنید و همه به اجل معین خود، مگر قدرت خدا را تعقل کنید” (حج/5). مراحل رشد قبل از تولد عبارتست از 1- نطفه، 2- علقه، 3- مضغه 4- استخوان و گوشت، 5-دمیده شدن روح که آغاز و مبدأ وجود زیستی و حقوقی آدمی همان انعقاد است. کاربرد واژه طفل در قرآن کریم برای جنین از وجود نسبتاً مستقل جنین حکایت دارد.
اما ادله مذکور قابل تأمل است، زیرا چنانچه اطلاق طفل به معنای شخصیت مستقل حقوقی جنین می بود، حقوق پیش بینیشده متزلزل نبود . آموزه های تربیتی، مبنی بر اناطه سعادت و شقاوت به وضعیت دوره جنینی، از تأثیرپذیری تربیتی جنین حکایت دارد . حتی پذیرش وجود مستقل تربیتی برای جنین با وجود مستقل حقوقی او ملازمه ندارد . چنانچه برخی توصیه های تربیتی در زمینه گزینش همسر یا زمینه های روحی و ذهنی برای آمیزش، قبل از شکلگیری نطفه نوعی پیشگیری از آسیبهای جسمی، روانی و اخلاقی است. پیش بینی دیه برای سقط جنی ن قبل از دمیده شدن روح، خود بیانگر اهتمام شارع به حفظ وجود زیستی وابسته به مادر جنین است نه وجود انسانی او . از آنجائیکه جنین وجود مستقل از مادر ندارد و در خارج با او متحد است، وجود مستقل حقوقی به شمار نیامده، و واجد حق و تکلیف نیست . با وجود این، با عنایت ب ه مصلحت جنین، ممکن است حتی قبل از تولد حق متزلزلی داشته باشد، اما وقتی مستقر و پایدار می گردد، که او زنده متولد شود . وصیت و ارث نیز از این مقوله اند. از طرف دیگر فقهای امامیه وقف بر جنین را صحیح نمی دانند(نجفی، همان، ج28، ص27) ، هر چند برخی از فقهای معاصر بطلان وقف را قابل تأمل دانسته اند (خوئی، 2/ص235). مع الوصف نباید وقف بر جنین را همانند وصیت بر جنین دانست،چه، تملک جنین در وصیت برای آینده است، امّا وقف برای زمان حال صورت می پذیرد، و عدم قابلیت تملک بالفعل عین یا منفعت جنین یا در حکم معدوم تلقی نمودن او موجب شده است که فقهای امامیه وقف بر جنین را باطل بدانند . بطلان وقف بر جنین می تواند به عنوان مؤید نظریه آغاز کودکی از زمان تولّد مورد توجه قرار گیرد.

2-1-1-1 پایان کودکی
همچنانکه ذکر شد ناتوانیهای کودک ایجاب می نماید که از او مراقبت و حمایت شود .سؤال اساسی اینست که کودکی با چه فرایند جسمی، روانی و فکری به انجام می رسد .بدون تردید مرحله گذر کامل از کودکی در همۀ امور و زمینه ها، مرحله ای است که کودک با تحول کیفی روبروست . این تحول کیفی باید همه ابعاد وجودی او یعنی توانایی جسمی، جنسی و عقلی را شامل شود . عناوینی چون تمییز، بلوغ و رشد هر یک معرّف نوعی تحول کیفی به شمار میآیند. کدامیک از آنها مرحله خروج از کودکی هستند؟
تمییز، مرحله ای از کودکی
تمییز تحولی است کیفی در قوای ادراکی کودک که قبل از بلوغ و نزدیک آن پدید می آید. در این مرحله کود ک قدرت تشخیص نسبی را به دست می آورد (شهید ثانی، ص 243). هرچند تمییز یک تغییر کیفی محسوس را در کودک به دست می دهد، نمی توان آنرا فرآیند خارجکننده انسان از مرحله کودکی به شمار آورد . چه، با اینکه در این مرحله قوه عاقله و استعداد عقلانی کودک تا حدودی پرورش یا فته است، که سود و زیان را باز می شناسد و عقود و ایقاعات را نسبتاً تشخیص می دهد و تا حدودی آثار آنها را درک میکند، اما هنوز به کمال نهایی و شایسته خود نرسیده است، و همچنان نیازمند به پرورش، حمایت و مراقبت است. بدینجهت مشهور فقیهان کودک ممیز را از انجام معا ملات دارای اهمیت محجور دانسته اند.
انجام کودکی در امور غیر مالی
بلوغ مرحله ای از حیات زیستی است که در توانایی جنسی انسانی تحولی کیفی رخ میدهد بدینجهت لغت شناسان در تعریف بلوغ نوشته اند: « البلوغ نضج الوظائف الجنسیه» یعنی بلوغ شکوفایی و کمال اعضای تناسلی است (ابراهیم مصطفی، 1/ص70) بنابراین بلوغ عبارت است از شروع فعالیت جنسی که اعضای تناسلی بتوانند وظایف تولیدمثل خود را
انجام دهند . در آیات متعددی از قرآن کریم به مسأله بلوغ پرداخته شده است، چنانکه در سوره نورمی فرماید1 وقتی کودکان به حد حلم رسیدند، باید از شما ان بگیرند. لغتشناسان «حلم» و «احتلام» را به معنای جماع در حال خواب دانسته اند (مرتضی زبیدی، 8/ص355).
برخی از فقهاء استعداد و قابلیت جنسی برای خروج منی را حد حلم دانسته اند (نجفی،26/ص11). بنابراین کودکی که قوای جنسی او به حدی رسیده است که تحریک می شود، باید در هنگام ورود از شما اجازه بگیرد و بدون اجازه وارد نشود.
مفسران رسیدن به حد حلم را همان بلوغ دانسته اند. چنانکه در آیه “والین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات…” (نور/89) مراد کودکانی هستند که هنو به حد بلوغ جنسی نرسیده اند و در آیه 6 سوره نساء خداوند متعال در مینه بلوغ می فرماید: یتیمان را تا سر حد بلوغ نکاح آزمایش کنید . اگر آنان را رشید یافتید، اموالشان را در اختیارشان قرار دهید2 . در این آیه، از بلوغ با عنوان بلوغ نکاح یاد شده است.
شیخ طوسی در تفسیر تبیان معتقدند مراد از بلوغ نکاح توانایی بر مجامعت است نه احتلام فعلی، زیرا برخی از مردم محتلم نمی شوند یا با تأخیر محتلم میشوند(طوسی، 3/ص116). مؤلف مجمع البیان نیز به این معنی اشاره کرده است (طبرسی،3/ص9). امام فخر رازی آنرا به معنای احتلام دانسته است (فخر رازی،9/ص188). محقق خوانساری آنرا به معنای شأنیت نکاح نه فعلیت آن دانسته است (موسوی خوانساری،3/ص364). بنابراین مراد از بلوغ نکاح توانایی بر وطی و انزال و قابلیت تولیدمثل است نه نفس خروج منی از موضع آن و احتلام بالفعل، بلکه خروج منی علامت و نشانه وجود آن قابلیت است.
در آیۀ 152 سوره انعام نیز می فرماید3 : به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به روشی که آن بهتر است تا به حد رشد و کمال برسد . برخی مفسران بر این باورند که بلوغ اشد رسیدن عمر انسان به مرحله ای است که از نظر بدنی نیرومند و استخوانبندی او کامل شود و آثار کودکی زایل گردد، که از سن 18 سالگی شروع میشود و تا سن کهولت ادامه دارد (طباطبایی، 11/ ص118).
مراد از بلوغ اشد همانا تکامل جسمی، جنسی و رشد است . از این رو، بلوغ اشد مرتبه اعم از بلوغ النکاح و بلوغ الحلم است، که در آیات ابتلاء و استیذان بر بلوغ جنسی دلالت داشتند. در برخی از آیات مرحله رسیدن به بلوغ اشد را پس از مرحله کودکی قرار داده است4 (مرعشی،ص16). بنابراین از نظر قرآن کریم بلوغ را باید خروج از کودکی و انجام آن تلقی کرد.
در روایات نیز به انقطاع یتم یا پایان کودکی تصریح شده است، چنانکه در روایت هشام از امام صادق (ع) آمده است که آن حضرت فرمود: 5پایان و انجام کودکی کودک با احتلام است که همان اشد او است و اگر محتلم گردید و ایناس رشد از او نگردید و سفیه و یا ضعیف بود، ولی او مالش را نگه می دارد و در اختیار او قرار نمی دهد. بنابراین فرآیند احتلام مرحله گذر از کودکی تلقی شده است . در روایت صحیح علی بن جعفر(ع) از امام موسی کاظم (ع) آمده است 6:
از امام موسی کاظم (ع) سؤال کردم که کودک در چه زمانی یتیم نیست؟ فرمود : وقتی که محتلم گردد و به گرفتن و عطاء آشنا شود . در این روایت مسأله بلوغ و رشد در نقل و انتقال دو ملاک خروج از کودکی در تمامی امور تلقی شده است . روایتی نیز از نبی اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت در وصیت به امام علی (ع) فرمود: “یاعلی لا یتم بعد الاحتلام” (حرعاملی، 1/ص32) بنابراین بلوغ جنسی و زیستی موجب خروج از کودکی کسی تلقی شده است که پدر خود را از دست داده است . معالوصف در برخی از روایات، سن اماره بلوغ تلقی گردیده است . چنانکه در صحیحه حمران (کلینی،7/ص197) سن 15 سالگی در
پسران و 9 سالگی در دختران و موثقه عبدالله بن سنان (حر عاملی،13/ص431) سن 13 سالگی در پسران و 9 سالگی در دختران، و موثقه عمار ساباطی (شیخ طوسی،2/ص381، شیخ طوسی، 1/ص408) سن 13 سالگی در پسران و دختران، و در روایت ابوحمزه ثمالی (حرعاملی، 13/ص43) 13 و 14 سال در پسران نشانه و اماره بلوغ به شمار آمده است. از مجموع روایات درمی یابیم بلوغ جنسی، که شرط خروج از کودکی است، در افراد مختلف متفاوت است.
از این رو، بلوغ را باید موضوعی خارجی و طبیعی دانست، که شارع آنرا ملاک خروج از کودکی به شمار آورده است . بدینجهت مرحوم محمد حسن نجفی در جواهر الکلام می نویسد: ” بلوغ عبارتست از انتقال کودکان از حالت کودکی به حد کمال و رسیدن به حد مردان و زنان” (نجفی، 26/ص4)
مؤلف قاموس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان حقوق مدنی، امام خمینی، امام خمینی(ره)، قانون مدنی Next Entries منابع و ماخذ مقاله احوال شخصیه، امور مالی، رفتار سازشی، بلوغ جنسی