منابع و ماخذ مقاله قانون اساسی، نهضت مشروطه، انقلاب مشروطه، جنگ جهانی اول

دانلود پایان نامه ارشد

مشروطیت قیام كردند و پیشوایى نهضت ملّى را عهده‏دار شدند و با احكام اكیده، مردم ایران را به طرفدارى از اصول مشروطیت و حكومت ملّى مكلّف نمودند … طرفدارى آن بزرگواران، یكى از بزرگ‏ترین عوامل پیشرفت مشروطیت در ایران شد.»139
امام خمینی می‌فرماید:
«شما وقتى كه تاریخ مشروطیت را بخوانید مى‏بینید كه در مشروطه بعد از اینكه ابتدا پیش رفت، دست‏هایى آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم‏بندى كرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یك دسته طرفدار مشروطیت، یك دسته دشمن مشروطه، علماى خود ایران یك دسته طرفدار مشروطه، یك دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یك دسته بر ضد مشروطه صحبت مى‏كردند، یك دسته بر ضد استبداد. در هر خانه‏اى دو تا برادر اگر بودند، مثلا در بسیارى از جاها این مشروطه‏اى بود، آن مستبد. و این یك نقشه‏اى بود كه نقشه هم تأثیر كرد و نگذاشت كه مشروطه به آن طورى كه علماء بزرگ طرحش را ریخته بودند، عملى بشود.»140
در هر صورت، در صداقت علما در اقدامى كه به نفع مشروطه داشتند نمى‏توان تردید كرد، گرچه هركدام به دلیل جنبه‏هاى مختلفى كه مشروطیت داشت مواضع مختلفى گرفتند. یکی، از زاویه ضدّ ظلم بودن آن جانبدارى مى‏كرد و دیگرى، با بعد غرب‏گرایى و رواج افكار الحادى آن مخالفت داشت.141
اولین قانون اساسى مشروطه بعد از تدوین، در 15 ذى قعده 1324ه، نه روز پیش از فوت مظفّرالدین شاه به امضاى او رسید.142
پس از مرگ مظفرالدین شاه، ولیعهد او محمدعلی میرزا شاه شد و از همان ابتدا به مخالفت با مشروطه و مجلس پرداخت. او در مراسم تاجگذاری خود نمایندگان مجلس را دعوت نکرد. محمدعلی شاه به مجلس رفت و سوگند وفاداری یاد کرد. وی پس از چند روز عده‌ای را علیه مجلس در اطراف آن جمع کرد و به درگیری با نمایندگان و مدافعان مجلس پرداخت.
بی اعتنایی او به نمایندگان مجلس و مخالفت با تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی که در قانون اساسی پیشبینی شده بود، موجب بروز اغتشاش در سراسر مملکت و بسته شدن بازارها در تهران و تبریز شد. محمدعلی شاه خیلی زود در برابر این اغتشاشات خود را باخت و هیأتی را مأمور رفع نواقص قانون اساسی کرد و این هیأت، متمم قانون اساسی را تنظیم نمودند. محمدعلی شاه به واسطهی محدودیتهایی که متمم قانون اساسی در اختیارات او به وجود میآورد از امضای آن طفره رفت، تا اینکه به دنبال قتل اتابک، صدر اعظم جدید در 1325ه تظاهرات عمومی در تهران و تبریز و چند شهر بزرگ دیگر آغاز شد و محمدعلی شاه به امضای متمم قانون اساسی تن داد. در اصل دوم متمم قانون اساسی ذکر شده بود که قوانین مصوبهی مجلس باید مطابق شریعت اسلام باشد و هیئتی 5 نفره از علما و مجتهدین بر این کار رسیدگی کنند، اما این اصل هرگز اجرا نشد.
پس از واقعهی سوء قصد به جان محمدعلی شاه در 1326ه، زمینه برای رویارویی محمدعلیشاه و مشروطهخواهان فراهم شد و محمدعلی شاه با اطمینان از حمایت روس و انگلیس دستور به توپ بستن مجلس را صادر نمود. در این حادثه عدهای از آزادیخواهان کشته و زخمی و اسیر یا اعدام شدند و عدهای هم به سفارتخانههای خارجی پناه بردند. آیت الله سید عبدالله بهبهانی به کرمانشاه تبعید شد و آیت الله طباطبایی با اجبار تهران را به قصد مشهد ترک کردند. مبارزانی چون ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل به دار آویخته شدند.
. 3. 1. نقش علمای نجف در مشروطه
«در جنبش مشروطیت هم همین طور بود ـ كه از روحانیون نجف و ایران شروع شد؛ مردم هم تبعیت كردند و كار را تا آن حدود كه توانستند آن وقت انجام دادند و رژیم استبدادى را به مشروطه برگرداندند. لكن خوب، نتوانستند مشروطه را آن طور كه هست درستش كنند، متحققش كنند.»143
در نجف که پایگاه شیعه و رهبران مشروطه به شمار می‌رفت، دو گروه با دو اندیشه و تفکر، گروهی مخالف مشروطه و گروهی موافق سرسخت آن قرار گرفته بودند. آخوند خراسانی و همفکرانش مانند نائینی مشروطه را مقدمه‌ای بر حکومت شرعی می‌دانستند. در برابر، سید کاظم یزدی و هوادارانش از جمله شیخ فضل الله نوری در ایران، مشروطه را حکومت غیر شرعی و در مواردی خلاف شرع می‌دانستند. برخورد این دو نگرش، فضای ناشایستی در نجف ایجاد کرده بود و افزون بر آن، حکومت عثمانی عراق، از مخالفان سرسخت مشروطه بود و به شدت از گروه مخالف حمایت می‌کرد و به این اختلاف دامن می‌زد.144
«در جنبش مشروطیت، همین علما در رأس بودند و اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و پیش رفت؛ این قدرى كه آنها مى‏خواستند كه مشروطه تحقق پیدا كند و قانون اساسى در كار باشد شد. لكن بعد از آنكه شد، دنباله‏اش گرفته نشد، مردم بیطرف ماندند، روحانیون هم رفتند؛ هر كس سراغ كار خودش.»145

4. 3. 1. 2. سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (1247 ـ 1337ه)
در سال 1247 یا 1256ه در یكی از قرای یزد به نام «كسنویه» متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در یزد آغاز کرده و بعد از بلوغ به اصفهان رفت و در مدرسهی صدر ساکن شد. به محض ورود، در محضر درس شیخ محمدباقر نجفی، فرزند شیخ محمدتقی و صاحب روضات الجنات _آیت الله سید محمد باقر موسوی خوانساری_ حاضر شد تا آنکه اجتهاد او مورد تصدیق ایشان قرارگرفت. سپس در سال 1281ه به نجف عزیمت کرد و تمام اوقات‏ خود را صرف تحصيل و تكميل علوم و اندوخته‏هاى علمى خود نمود، تا به حوزهی درس ‏مرحوم ميرزا محمد حسن شيرازى پيوست. وی بعد از هجرت میرزای شیرازی به سامرا، به طور رسمی به تدریس دروس عالی فقه و اصول پرداخت و پس از درگذشت استاد معظم خود در سال 1312ه، به تشكيل حوزه درسى مشغول شد.146 دیری نگذشت که او از بزرگترین مراجع عصر خود گردید و در ردیف علمایی همچون آیت الله العظمی آخوند خراسانی قرار گرفت. به ویژه پس از در گذشت مرحوم آخوند خراسانی، اکثریت قاطع شیعیان جهان مقلد و مطیع فتوای او شدند. آن روز که دشمنان اسلام کمر به نابودی اسلام بسته بودند این مجاهد سیاستمدار به صحنه آمد.
تألیفات و آثار او مطابق آن چیزی که صاحب ریحانة الادب آورده است به این شرح می باشد: بستان راز و گلستان نیاز در دعا و مناجات، تعادل و تراجیح در اصول، حاشیه مكاسب شیخ انصاری، حجیة الظن فی عدد الركعات، رساله ای در منجزات مریض، …، عروة الوثقی که به مباحث طهارت، صلوه، زکات، خمس، صوم، حج و نكاح پرداخته و ابواب فقهی را به خوبی بیان کرده است.147 به علت وجود مسائل فرعی ضروری در كتاب عروه، مورد مراجعهی فقها و مراجع واقع گردید. به دلیل تألیف همین کتاب وی به «صاحب عروه» شهرت یافت. ایشان طبع روانی داشت و در ايام فراغت اشعار معنوى و عرفانى مى‏سرود.
آیت الله یزدی شاگردان بسیاری پرورش داد که برخی از آن ها به درجهی اجتهاد رسیدند. از جمله شاگردان ایشان میتوان از آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، آیت الله سید محمّدتقی خوانساری، آیت الله سید احمد خوانساری، مجاهد شهید شیخ محمّدتقی بافقی، سید حسن مدرس، آیت الله حسین بروجردی، شیخ محمدحسین کاشف الغطا، حاجآقا حسین قمی، میرزا مهدی آشتیانی نام برد.
عصر آیت الله سید محمد کاظم یزدی عصر پر حادثهای بود و جهان اسلام خطرات بزرگی را در برابر خود میدید. او در جایگاه مرجعیت وظیفه داشت برای حفظ اسلام و نجات مسلمانان از چنگ بیگانگان بکوشد.
اقدامات مهم سیاسی
مشروطه: در سال 1324ه که انقلاب مشروطه در ایران پیروز شد. آیت الله سید محمد کاظم یزدی در آغاز نهضت مشروطه، همراه و همگام با مشروطه خواهان و خواستار حکومت مشروطهی مشروعه بود. در دوران تحصن معترضانهی علمای تهران و برخی شهرها در قم و جهت رفع مظلومیت علما و وادار کردن دربار به قبول درخواستهای مشروع آنان، دست به اقداماتی زد که احتمالاً در صدور دستخط مظفرالدین شاه بی تأثیر نبوده است. وی بر خلاف آخوند خراسانی، ملا عبداللّه مازندرانی و حاج میرزا حسین میرخلیل تهرانی حاضر نشد تلگرافی در تأیید مشروطه و مجلس امضا کند، تا مبادا بدخواهان آن را در تضعیف مرحوم شیخ فضل اللّه تبلیغ کنند. احساس میکرد دست پنهانی در کار است و مشروطیت را از مشروعیت و اسلامی بودن جدا می کند و عاقبت برای اسلام در این حکومت جدید نقشی قائل نخواهدبود؛ چنانچه به جمعی از شاگردان گفت: «عاقبت مشروطه را تاریک می بینم.»
ایشان که در ابتدا نسبت به جریان مشروطه اظهار نظر نمی‌کرد، به علت فشار مشروطهخواهان برای گرفتن رأی موافق از او، در آخر مخالفت خویش را با مشروطه اظهار کرد و به عنوان شخصیت طراز اول ضد مشروطه در میان علمای نجف مشهور شد، به طوری که در نهایت فتوایی راجع به حرمت مشروطه به ایشان نسبت داده شد. طرفداری برخی علما از مشروطه در یکسو و مخالفت وی با مشروطه، اوضاع حوزهی نجف و مقلدان وی را در ایران، دچار دو دستگی و پریشانی نمود.
دولت انگلستان که از جریان مشروطه سود میبرد، بسیار کوشید تا با استفاده از وجوه موقوفات هند، نظر سید را جلب کرده و او را وادار به سکوت نماید، اما ایشان همانند شیخ مرتضی انصاری از پذیرفتن آن وجوه سر باز زد.
مخالفت با قانون اساسی حکومت عثمانی: آیت الله سید محمد کاظم یزدی نسبت به قانون اساسی حکومت عثمانی موضع قاطعانهایی گرفت و با آن مخالفت کرد. به همین دلیل از سوی حکومت عثمانی از عراق اخراج شد. یکی از رهبران حکومت عثمانی نزد آیت الله یزدی رفت و از ایشان درخواست کرد که قانون اساسی را به رسمیت بشناسد. آیت الله یزدی به او گفت: «شعار شما، شعار غربی است و قانون شما گرفته شده از غرب است و اینهائی که دم از آزادی می زنند جز نابودی اسلام چیزی در سر ندارند.»
فتوای جهاد با استعمار غرب: زمانی که ایتالیا نیروهایش را برای اشغال لیبی به حرکت در آورد و مملكت ایران نیز از شمال در اشغال نیروهای روس، و از جنوب مورد هجوم استعمار انگلیس بود، فتوای تاریخی و سرنوشتساز خود را دربارهی وضعیت مسلمانان جهان صادر کرد. فتوای جهاد ایشان چنین بود: «بسم الله الرحمن الرحیم در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی ) حمله نموده و از طرفی روسها شمال ایران را با قوای خود اشغال کردهاند و انگلیسیها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کردهاند و اسلام را در معرض خطر نابودی قرار دادهاند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی، واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران، هیچ فروگذار نکنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است، تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی ها محفوظ بماند.»
مبارزهی اقتصادی: آیت الله یزدی متوجه بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. بنابراین، با تحریم کالاهای غربی تلاش کرد تا از این طریق، به مبارزه با استعمار آنان برخیزد.
فتوای جهاد: همزمان با جنگ جهانی اول 1332ه که انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنهی جنگ به عراق کشیده شد، انگلستان برای تصرف بصره در شط العرب نیروهای خود را پیاده کرد. آیت الله سید محمد کاظم یزدی در فتوایی فرمودند: «فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم کفار بر بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است. از آنجا که دشمن نزدیک شده و کار سخت بالا گرفته و مشکلات زیادی پدید آورده است بر هر کس لازم است در عقب راندن قوای دشمن و سعی در حفظ حدود و ثغور اسلام، با همهی امکاناتی که دارد غفلت نورزد.» بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهههای جنگ شتافتند. در آن جنگ خونين بسيارى از علمای مشهور، روحانيون مبارز و آگاه به دلیل شركت مستقيم در ميدان جنگ شربت‏ شهادت نوشيدند. نقش وی در مبارزه با استعمار انگلیس در حوادث مربوط به نهضت 1920م مهم و اساسی بوده است.
شهادت فرزند: در جریان مقاومت دليرانه‏اى كه مردم مسلمان عراق بر اثر فتاوى و رهبرى مراجع در مقابل نيروهاى مهاجم انگلیسی انجام دادند، فرزند ایشان‏ «آيت الله حاج سيد محمد يزدى‏» نيز در جنگ شركت کرده و شكست سختی به نيروهاى مهاجم وارد آوردند و به فيض شهادت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله ناصرالدین شاه، ساختار سیاسی، امام زمان، نهضت مشروطه Next Entries منابع و ماخذ مقاله نهضت مشروطه، جنگ جهانی اول، امپراطوری عثمانی، انقلاب مشروطه