منابع و ماخذ مقاله قاعده لاضرر، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، جبران خسارات

دانلود پایان نامه ارشد

مشکلات رفتاري والدين با يکديگر ، خانوادهاي از هم گسيخته بويژه طلاق ، مرگ يا فقدان يكي از اعضاي خانواده.
دلايل اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي :
محیط مساعد یکی از عوامل مهم برای وقوع پدیدهء کودک‌آزاری است.عوامل فردی و خانوادگی کودک‌آزاری،تنها زمانی فعّال می‌شود که شرایط محیطی لازم‌ فراهم‌ شود.والدینی که با کودک خود بدرفتاری مـی‌کنند مـربوط به طبقه،نژاد یا مکان خاص جغرافیایی نیستند و هریک از آنان وابسته به مذهب،تحصیلات،شغل و وضعیت اجتماعی خاصی هستند.بنابراین، کودک‌آزاری در‌ تمام‌ گروه‌های اجتماعی قابل رؤیت است،اما بیشتر از نظر اجتماعی-اقتصادی در طبقات متوسط و پایین جـامعه دیـده می‌شود.  اموراتي چون مشکلات شغلي ، فقر ، تورم ، صنعتي شدن جوامع ، زندگي در مناطق حاشيه شهرها  ، فقدان حمايتهاي اجتماعي و نظارتي ، وجود حس تملک نسبت به کودک ، پذيرش تنبيه بدني به عنوان فرهنگ از سوي جامعه ، وجود قوانين مبني بر مجاز بودن تنبيه ، مهاجرت و … در اين بند جاي دارند .    

3-2-2-2 نتايج کودک آزاري
آثار و نتايج کودک آزاري از دو حيث آثار کوتاه مدت و آثار بلند مدت قابل بحث است ؛ به اين معنا که برخي از اين آثار منحصراً در مورد کودک اتفاق مي افتد و صرفاً مشکلاتي را براي خود او ايجاد مي کند . اما آثار بلند مدت نشانه ها و بقاياي کودک آزاري در زندگي آينده فرد است که متوجه اجتماع و افراد ديگر در آتيه مي شود .
بر اين اساس عوارض جسمي و عاطفي همچـون ترسهاي شديد ، بي خوابي ، اضطراب ، افسردگي ، هيجان زائد ، احساس گناه ، احساس نا امني ، احساس زائد و غير مفيد بودن ، انزوا طلبي ، پرخاشگري ، کاهش اعتماد به نفس ، بي‌اشتهايي يا پر اشتهايي افراطي  ، جلوه‌هاي ترس مرضي از مردان ، رفتارهاي مخالفت آميز ، فرار از خانه ، خودکشي ، انتقام جويي ، اختلالات بينايي و شنوايي ، فوت ،  اشکالات کلامي ، آسيب مغزي ، ناتواني در يادگيري ، عقب ماندگي ذهني ، عقب ماندگي رشد اجتماعي و تربيتي ، بروز شخصيت نابهنجار و ضداجتماعي،  بزهکاري و … از آثار زودرس اين معضل در کودکان به شمار مي رود .
پر واضح است که کودکاني با چنين وضعيت جسمي و رواني در آينده نخواهند توانست افراد مفيد براي خود ، خانواده و جامعه خويش باشند که اين امر مشکلات متعددي را براي خود جامعه از حيث نداشتن نسل سالم و پويا ، بزهکاري ، افزايش آمار جرم و جنايت ، خانواده هاي مورد دار و … به عنوان پيامدهاي ديررس اين معضل خواهد داش .
 معضلات پيش آمده و عدم تکافوي قوانين در جهت جلوگيري از پديده کودک آزاري، قانونگذار را بر آن داشت تا جهت مقابله با پديده کودک آزاري ، قانــــون حمايت از کودکان و نوجوانان را در سال 1381 در 9 ماده به تصويب رسانده و عملاً جرمي بنام کودک آزاري را با ضمانت اجراي حبس و يا جزاي نقدي وارد مجموعه قوانين کيفري نمايد . قانون مزبور ضمن شناسايي برخي از اقسام کودک آزاري به عنوان عمل قـــابل مجازات ، در نـوع خود پيشرفت بسيار مهمي در عرصه حمايت از حقوق کودکان و نوجوانان زير 18 سال به حساب مي آيد که ذيلاً به نقد و بررسي اين قانون پرداخته مي شود .

تاکنون پس از بیان مفاهیم در فصل اول در این فصل به آسیب شناسی معنوی کودکان پرداختیم و عوامل ایجاب خسارات و آسیبهای معنوی در کودکان را بیان نمودیم، در ادامه و در فصل آتی بررسی خواهیم نمود که آیا اصولا خسارات معنوی وارد بر کودکان قابل جبران و مطالبه هست یا خیر؟

فصل
سوم

جبران خسارات معنوی

با توجه به آنچه گذشت و بیان عوامل و دلایل و اسباب ایجاد خسارات و آسیب های معنوی به کودکان حال در این فصل بررسی خواهیم نمود که آیا این خسارات و قابل جبران است یا خیر؟
در پاسخ به این سؤال ابتدا ادله فهقی را بررسی نموده و سپس به حقوق و قوانین موضوعه می پردازیم.

1-3 ادله فقهی جبران خسارات معنوی کودک
 ار این مجال بتدائا قاعده لاضرر و شمول آن بر ضرر معنوی کـودک‌ و جـایگاه‌ آن از دیـد قواعد فقه و نظر فقیهان را مورد تأمل قرار می‌دهیم.

1-1-3 قاعده لاضرر و جبران‌ خسارت معنوی کودک
1-1-1-3 مستندات قاعده لاضرر
یکی از مهمترین دلایل بر‌ لزوم‌ جبران‌ خسارت به حقوق معنوی کودک، قاعــده لاضرر است. از آن جـایی کـه تـجاوز به حقوق‌ معنوی‌ کودک غالباً موجب ایراد خسارت معنوی می‌گردد، بایسته اسـت دلالت قـاعده را‌ بـر‌ جبران‌ ضرر و زیان معنوی مورد بررسی قرار دهیم.
مستندات و مؤیدات قاعده لاضرر و لاضرار، آیات‌ و روایات‌ فـراوانی اسـت (بـقره، 221، 284، 234؛ طلاق، 7؛ نساء، 12؛ العاملی، 1414ه‍‌ ، ج15، ص402) کـه زمینه‌های صدوری بـرخی از روایـات تنها ضرر مــادی اسـت، مانند روایـت عقبه بن‌ خالد‌ از امام صادق(ع) کـه فرمود: پیامبـر بین شرکاء در زمـین‌ها و خــانه‌ حـکم‌ به شفعه کرد و فرمـود: «ضرر و ضـرار‌ در‌ اسلام وجود ندارد، زمانی که قسمت انجام‌ گـرفت‌ و حـدود مشخص شد دیگر حـق شفعه نیست» (الکلینی، 1401ه‍، ج 5، ص280،‌ ح4).‌ موضوع و مورد ایـن روایـت،‌ حـق‌ شفعه، بعنوان‌ یک‌ حق‌ مالی است. اما شأن صدوری برخی‌ از‌ روایات، امور مادی و معنوی اسـت، مـانند روایت حسن بن زیاد از‌ امام‌ صادق (ع) که فرمود: شایسته نیست مرد،‌ زن خـویش را طـلاق‌ دهـد‌ و بعد بدون این که‌ به‌ او رغبت بورزد، به او رجوع کند و برای بار دوم طلاق دهد.‌ ایـن‌ هـمان ضـرر است که خداوند‌ از‌ آن‌ نهی فرمود؛ مگر‌ آن‌ که پس از طلاق‌ رجوع‌ بـه قـصد نگهداشتن باشد (العاملی، 1414ه‍ ، ج15، ص391).
در این روایت، رجوع برای طلاق‌ مجدد‌ چون بدون میل و رغبت مـی‌باشد،‌ مـوجب‌ تحمیل فشار‌ روحی‌ و روانی بر زوجه است‌ و از مصادیق خسارت معنوی به شـمار مـی‌آید؛ ممکن است رجوع به جهت واداشتن او‌ بـه‌ بـخشیدن مـهریه باشد که در این‌ صورت‌ خسارت‌ مادی‌ خـواهد‌ بـود و ممکن‌ است‌ رجوع برای هر دو با هم باشد، در این صورت رجوع بدون رغـبت مـی‌تواند موجب خسارت‌ مادی‌ و معنوی گـردد. هـمچنین است آیـه شـریفه «لاتـضار‌ والدة‌ بولدها‌ و لامولود‌ له‌ بولده» (بقره، 233). بـنابراین کـه والده و مولود له نایب فاعل باشند، معنای آیه چنین است که پدر نباید به خـاطر فـرزندی که همسر او در شکم‌ دارد، به او زیان بـرساند و زن نیز به خاطر حـمل خـویش نباید از مباشرت با شوهر امـتناع نـماید و موجب ضرر او گردد (مکارم شیرازی، 1367، ج2، ص133؛ الطوسی،‌ بی‌‌تا،‌ ج2، ص257).
بنابراین امتناع زوج در ایـفای وظـایف زناشویی ناظر به استنکاف پرداخـت نـفقه، یـک امر مادی اسـت، ولی امـتناع زوجه از مباشرت چه بـسا مـوجب تضییق، حرج، تحمیل فشارهای‌ روحی و روانی بر زوج می‌شود و چه بسا بتوان آن را مصداق ضرر معنوی و ضـرار بـه شمار آورد. لازم به یادآوری‌ است‌ مقتضیات صـدوری بـعضی از مستندات‌ قـاعده‌ لاضـرر و لاضـرار تنها، زیان به حـقوق معنوی است، ولی دلالت آنها اعم از ضرر مادی و معنوی می‌باشد، مانند روایات مربوط به سمره‌ بن‌ جـندب کـه تردیدی در‌ صدور‌ آن به جهت تواتر لفـظی یـا مـعنوی یـا اجـمالی یا حداقل مـستفیض بـودن وجود ندارد. البته ممکن است ادعا شود که وجود درخت دیگری در ملک و خانه انسان موجب‌ کـاهش‌ ارزش مـلک خـواهد شد، از این رو مورد این دسته از روایات نـیز اعـم از مـادی و مـعنوی است.
ولی بـاید عـنایت داشت که روایت ناظر به ورود غیر مأذون در‌ منزل‌ دیگری است‌ نه نفس داشتن درخت داخل منزل دیگری، بنابراین آثار ورود غیر مأذون که زیان معنوی بوده، در‌ این روایـت نفی شده است. بدین جهت معتقدیم که مقتضای صدوری‌ آن‌ تنها‌ ناظر به ایراد خسارت به حق معنوی مصون بودن در محیط خانه است.
مباحث مربوط به مقتضایات صدوری ‌‌قاعده‌ لاضرر مبین ایـن مـعنی است که قانونگذار نسبت به ایراد زیان حقوق معنوی‌ بی‌تفاوت‌ نبوده‌ است. بلکه در قضیه سمره بن جندب که بین ضرر مادی او و ضرر معنوی‌ مرد انصاری تنافی پدید آمده بـود، ضـرر معنوی را ترجیح داده و رفع‌ آن را ضروری دانسته‌ است.‌ این موضع‌گیری شارع معرف اهتمام و جدیت او در برخورد با متجاوزان به حقوق معنوی و ضرورت ترمیم خسارت وارد شده مـی‌باشد. کـه یکی از مصادیق آن تجاوز به حـقوق مـعنوی‌ کودک است.

2-1-1-3 انطباق عنوان ضرر با خسارت به حقوق معنوی کودک
دو عنوان ضرر و ضرار از مفردات قاعده لاضرر است که در این مبحث به انطباق این دو واژه بر زیـان‌ مـعنوی‌ اشاره‌ای خواهیم نمود. اهـل لغـت و بسیاری از فقیهان در شمول عنوان ضرر به زیان معنوی تردید ندارند و استعمال آن را بر خسارت معنوی حقیقی دانسته‌اند؛ اما برخی از‌ عالمان‌ ضمن طبیعی خواندن اختلاف نظر بین لغویان به علت استعمال‌های مـختلف کـلمه ضرر، نوشته‌اند: «در مجموع می‌توان گفت: در مورد نفس و مال کلمه ضرر استعمال می‌شود، ولی در‌ مورد‌ فقدان احترام و تجلیل و آبرو کلمه ضرار کمتر استعمال می‌شود، مثلاً گفته می‌شود فلانی در آن معامله ضرر کرد یا دارویـی کـه مصرف کـرد مضر بود یا به‌ او‌ ضرر‌ زده است. باید دانست در‌ بعضی‌ از‌ مقررات که اخیراً به تصویب رسیده، مانند قـانون مسؤولیت مدنی که ریشه فرهنگی دارد، این معنی رعایت نشده است و ضـرر‌ در‌ مـورد‌ خـسارت معنوی استعمال شده است که شاید معادل‌ ضرار‌ باشد (محقق داماد، 1361، ص143).
ولی باید عنایت نمود که ضـرر ‌ ‌از عـناوین عرفی است و استعمال‌های مختلف نیز‌ معرف‌ تلقی‌ عرف از معنای آن می‌باشد و اصولاً تطبیق آن بـر‌ زیـان نـاشی از تجاوز به حقوق معنوی کودکان نیز ریشه در عرف دارد و اذعان برخی از فقیهان‌ به‌ شمول‌ عنوان ضـرر بر خسارت معنوی مؤید این مدعی است.18

3-1-1-3 انطباق‌ عنوان‌ ضرار با خسارت به حـقوق معنوی کودکان
کلمه ضرار مصدر ثـلاثی مـجرد است. برخی از لغت شناسان‌ مانند‌ مؤلف‌ صحاح ضره و ضاره را به یک معنی دانسته‌اند که اسم آن‌ ضرر‌ است.‌ در کتاب مصباح المنیر آمده است: ضره یضره به این معناست که شخص مـکروه،‌ و ناپسندی‌ به دیگری وارد نماید؛ اضرار از باب افعال نیز به همین معنی می‌باشد. مؤلف‌ قاموس‌ نیز ضرر و ضرار را دارای یک معنی دانسته است با عنایت به‌ این‌ که‌ ما واژه ضرر را به معنای اعـم از مـادی و معنوی به شمار آورده‌ایم،‌ چنان‌ که شخصی معنای ضرار را همان معنای ضرر تلقی نماید، او فراگیری ضرار‌ را‌ مانند‌ ضرر بر خسارت به حقوق معنوی مورد پذیرش قرار داده‌است و در نتیجه لاضرار را‌ در‌ بـیان رسـول‌اکرم(ص) در حدیث «لاضرر و ضرار فی الاسلام» باید حمل بر‌ تأکید‌ لاضرر‌ نمود. بعضی دیگر از لغت شناسان و فقیهان برای هر یک از این دو کلمه‌ معنای‌ مستقل‌ از دیگری قائل شده‌اند که مجموع آنـها را در نـظریات زیر می‌توان‌ خلاصه‌ نمود:
1- برخی گفته‌اند ضرر در فرضی است که‌ شخصی‌ به دیگری زیانی وارد آورد و خودش از او منتفع گردد، ولی ضرار‌ به‌ این معنی است که در‌ برابر‌ زیـانی کـه‌ بـه‌ دیگری‌ وارد می‌نماید خود شخص فایده‌ای نمی‌برد.
2- بعضی‌ دیگر گـفته‌اند ضـرر کم گذاشتن از حق غیر است. ضرار، ضرر رساندن‌ به‌ زیان کار به عنوان جزاست.
3- برخی‌ ضرر را زیان ابتدایی‌ و ضرار را کـیفر و تـلافی‌ تـلقی‌ نموده‌اند. ولی استعمال واژه ضرار برای سمره بن جندب در فرضی که مـرد‌ انصاری‌ به او ضرر وارد نموده‌ بود،‌ کاشف‌ عدم کیفر بودن‌ ضرار‌ است.
4- برخی ضرر را‌ اسم‌ دانسته و ضرار را مصدر به شـمار آوردهـ‌اند کـه در این صورت فرق است‌ بین‌ فعل زیان بار و ایراد ضرر‌ کـه‌ از یـکی‌ با‌ عنوان‌ ضرار و از دیگری‌ با عنوان ضرر یاده شده است.
5- بعضی گفته‌اند ضرار از مفاعله به معنای اقـدام دو‌ طـرفه‌ اسـت، در حالی که ضرر فعل‌ یک‌ شخص‌ است،‌ زیرا‌ سمره بن جندب‌ اصـرار‌ بـر اضـرار داشته است این قصد و عمد او باعث شده است که کار او دو‌ طرفه‌ محسوب‌ شود. ولی واقـعیت ایـن اسـت که ضرار‌ به‌ معنای‌ فعل‌ واحد‌ و غیر مجازات نیز در قرآن به کار رفته است.
6- عـده‌ای از فـقیهان، ضرار را به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله کودک آزاری، علوم سیاسی، سابقه بیماری، آموزش و پرورش Next Entries منابع و ماخذ مقاله قاعده لاضرر، جبران خسارت، آیات و روایات، وجود خارجی