منابع و ماخذ مقاله فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

اين روش همان “دين” است كه… از دستگاه آفرينش الهام و سرچشمه مى گيرد”.324
علامه (ره) اظهار ميدارد كه از نظر اسلام، سعادت در برخورداري از لذائذ مادي خلاصه نمي شود، بلكه مدار آن وسيع تر است.يك ناحيه اش هم برخورداري از زندگي دنياست و ناحيه ديگرش برخورداري از سعادت اخروي است، كه از نظر اسلام، زندگي واقعي هم همان زندگي آخرت است و اسلام سعادت زندگي واقعي را جز با مكارم اخلاق و طهارت نفس از رذايل، تامين شدني نمي داند و باز به حد اكمال و تمام رساندن اين مكارم را وقتي ممكن ميداند كه بشر داراي زندگي اجتماعي صالح باشد، و داراي حياتي باشد كه بر بندگي خداي سبحان و خضوع در برابر مقتضيات ربوبيت خداي تعالي و بر معامله بشر بر اساس عدالت اجتماعي، متكي باشد.325
ايشان در توضيح نقش اخلاق ديني در سعادت اجتماعي انسان مينويسد:
“تبيين فضائل اخلاقى هم به تنهايى در تأمين سعادت اجتماع و سوق انسان به سوى صلاح عمل كافى نيست، مگر وقتى كه بر اساس توحيد باشد، يعنى مردم ايمان داشته باشند، به اين كه عالم آفريدگار و معبودى يكتا و دانا دارد كه هيچ چيزى از علم و احاطه او بيرون نيست، و قدرتش مقهور هيچ قدرتى نمى شود… و به زودى خلايق را به سوى خود بازگردانيده به حسابشان مى رسد، نيكوكار را پاداش و بدكار را به بدى عملش كيفر مى دهد…”.326
از اين بيان علامه ميتوان اين نتيجه را گرفت كه اخلاق كه به عنوان يكي از بخشهاي دين است در صورتي كه مبتني بر اصل توحيد است ميتواند در تامين سعادت دنيوي و اخروي انسان نقش داشته باشد.
4-1-2-4- تأمين بهداشت جسمي و روحي انسان
همانطور كه قبلاًگفتيم علامه طباطبايي معتقد است كه:”وجود انسان از دوچيز تشكيل شده است :روان و تن. وظيفه انسان است كه در در حفظ صحت و استقامت هر دو ركن بكوشد.و به طوري كه در آيين مقدس اسلام، نسبت به هر دو بخس دستورهاي دقيق و كافي داده شده است، در بهداشت تن و روان خود سعي نمايد”.327
از نظرعلامه آيين مقدس اسلام در ضمن يك سلسله مقررات، بهداشت جسمي را به طور كامل تأمين نموده است مانند نهي از خوردن خون مردار و گوشت بعضي از حيوانات و غذاهاي سمي و نهي از نوشيدن مسكرات و آبهاي ناپاك، پرخوري، ضرر زدن به بدن و دستورات ديگر.
علاوه براين علامه پاكيزگي را يكي از اصول بهداشت ميداند و ميفرمايد:
“اسلام گذشته از اينكه به طور عموم به نظافت و پاكيزگي و نظافت اهميت ميدهد، به طور خصوصي نيز به هر نوع نظافت توصيه مينمايد. …اسلام گذشته از اين دستورها، عبادتهايي تشريع كرده كه توأم با پاكيزگي و نظافت دائمي است، مانند پاك كردن بدن و لباس از نجاست ها، انجام روزي چند مرتبه وضو، غسلهاي گوناگون براي نماز و روزه. “328
علامه بر اين باور است كه اسلام در زمينه بهداشت روحي نيز دستورات فراواني دارد.و يكي از شيوههاي تأمين بهداشت روحي را تهذيب اخلاق ميداند.329
2-2-4- كاركردهاي اجتماعي دين
از ديدگاه علامه (ره)دين اسلام يك دين صددرصد اجتماعي است.كه علاوه بر كاركردهاي فردي، داراي كاركردهاي اجتماعي نيز ميباشدكه عبارتند از :
1-2-2-4- اصلاح جامعه
عقايد ديني وعمل به تعاليم ودستورات آن فوايدي بر جاي مي‌گذارد كه هيچ قانوني آن آثار را در بر‌نخواهد داشت. مرحوم علامه طباطبايي معتقد است كه :”دين هم در اصلاح فرد مؤثر است و هم در اصلاح جامعه تأثيري عميق مي‌گذاردو بلكه تنها وسيله سعادت ونيكبختي است”.330
وي بيان ميكند كه جامعه‌اي كه به دين پايبند نباشد، واقع بيني و روشنفكري را از دست مي‌دهد و عمر گرانمايه خود را درگمراهي و ظاهر‌بيني و غفلت مي‌گذراند؛ عقل را زير پا گذاشته، و چون حيوانات، كوتاه نظر و بي‌خرد زندگي مي‌كند. دچار زشتي اخلاق و پستي كردار مي‌شود و بدين ترتيب، به كلي امتيازات انساني را از دست مي‌دهد. چنين جامعه‌اي گذشته از اين‌كه به سعادت ابدي و كمال نهايي خود نمي‌رسد، در زندگاني كوتاه و زود‌گذر اين جهان نيز، نتايج شوم و آثار ناگوار انحرافات و كجروي‌هاي خود را ديده و دير يا زود چوب غفلت خود را خواهد خورد و به روشني خواهد فهميد كه تنها راه سعادت، همان دين و ايمان به خدا بوده است و سرانجام ازكردار خود پشيمان خواهد شد.
مرحوم علامه، علاوه بر اعتقاد به دين به كار بستن دستورات ديني را در اصلاح فرد و جامعه وتأمين سعادت آنها لازم شمرده ومي‌فرمايد:
“بايد دانست كه آن‌چه سعادت انسان و نيك‌بختي فرد و جامعه وابسته به آن است، به كار بستن دستورات ديني است؛ و گرنه تنها نام‌گذاري فايده ندارد. زيرا آن‌چه كه ارزش دارد، خود حقيقت است، نه دعواي حقيقت. كسي كه خود را مسلمان مي‌خواند و با درون تيره واخلاق پست وكردار زشتي كه دارد انتظار فرشته سعادت را مي‌كشد، درست مانند بيماري است كه نسخة‌ پزشك رادر بغل گذاشته [و ] توقع بهبودي دارد و مسلماًً با چنين فكري به سرمنزل مقصود نخواهد رسيد”.331
2-2-2-4-ايجاد وحدت و همبستگي اجتماعي
علامه طباطبايى كاركرد دين را در ايجاد وحدت و همبستگى و رفع اختلافات با اهميت دانسته و معتقد است كه دين در بعد اعتقادى، اخلاقى، و عملى نقش مهم در يكپارچگى اجتماع، و رفع اختلافات دارد. وى با اشاره با اين نكته كه سعادت كامل جامعه بشرى در اين است كه پيوند برادرى و اخوت در ميان مردم برقرار باشد، اظهار مى دارد كه اسلام عزيز به اين آرزوى فردى و اجتماعى دقيقاً جامه عمل پوشانيده، و روشي را براى مردم عرضه داشته كه در اثر پذيرش آن، منافع حياتى افراد محفوظ و اختلافاتشان رفع خواهد شد.332
در آموزه هاي اسلامي بر همبستگي و اتحاد جامعه اسلامي تاکيد بسيار شده است. درقرآن آمده است كه :
” وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُو ا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً”333
در اين آيه از “حبل الله”به قرآن وسنت تفسير شده كه به عنوان محور همبستگي قرار گرفته اند و به مسلمانان دستور ميدهد که با تمسک به اين دو وحدت امت اسلامي را تحقق بخشند. در جاي ديگر اطاعت از فرمان خداوند و اطاعت از پيامبر را مايه پيروزي و همبستگي دانسته است و ميفرمايد:
“وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَـزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُکُمْ”334
علامه ابراز مى دارد كه از نقاط قوت اسلام اين است كه اول نظر به مصالح و منافع اجتماعى دارد، و همواره از پيروانش خواسته است كه به نفع اجتماع فكر كنند، نفع خود را در نفع جامعه ببيند، و ضرر اجتماع را ضرر خود بدانند، يعنى امرى كه موجب وحدت و انسجام اجتماعى مى شود، و عقد برادرى و اخوت را به وجود مى آورد به آن اهتمام ورزد و از هر كارى كه باعث اختلاف و تفرقه مى شود اجتناب نمايند.335
3-2-2-4- تنظيم زندگي اجتماعي انسان
علامه طباطبايي معتقد است بشر به حسب طبع در پي بهرهکشي و استخدام ديگران است و اين امر در عين اين که او را به تشكيل اجتماع وا مى‏دارد، كار او را به اختلاف و فساد هم مى‏كشاند؛ در نتيجه در همه شئون حياتش كه فطرت و آفرينش، برآوردن حوائج آنها را واجب مى‏داند، دچار اختلاف مى‏شود و آن حوائج برآورده نمى‏گردد؛ مگر با قوانينى كه حيات اجتماعى او را اصلاح نموده و اختلافاتش را برطرف سازد.ايشان بهترين راه رفع اختلاف و رسيدن انسان به كمال و سعادت انسان را دين مي داند. 336 يعني خداوند به منظور اصلاح و تنظيم زندگي فردي و اجتماعي انسانها شرايع و قوانينى را در قالب دين ارسال نموده.ايشان بر اين باور است كه دين بهترين و عالي ترين روشي است كه ميتواند اجتماع بشر را منظم ساخته و بيش از هر روش ديگر مردم را به رعايت قوانين اجتماعي وادار نمايد. علامه (ره)در اين باره مينويسند:
“قوانين عملي در جامعه در گرو و بر عهده اخلاق است.چون که اخلاق در سر و آشکار و خلوت و جلوت، وظيفه و کار خود را خيلي بهتر از يک پليس مراقب و يا هر نيروي ديگري که در حفظ نظم کوشش کند، انجام ميدهد”.337
بر اين اساس علامه اخلاق ديني را حافظ نظم و انتظام جامعه قلمداد ميکنند.
4-2-2-4- شكوفايي تمدن و فرهنگ
يكي از آثار و فوايد دين، شكوفايي فرهنگ وتمدن است. زيرا هر جا كه دين حضور پيدا كرده جلوههاي تمدني بيشتري قابل ملاحظه است.براي روشن شدن نقش دين در شکوفائي و رشد تمدن بايد ابتدا تمدن را تعريف نموده ومشخصه هاي آن را بيان كرد. در تعريف تمدن گفته اند: تمدن نظم اجتماعي است که درنتيجه وجود آن خلاقيت فرهنگي امکان پذير ميشود وجريان مييابد واموري مثل پيش بيني واحتياط در اموراقتصادي، سازمان سياسي، سنن اخلاقي و کوشش درراه معرفت را از عناصر وارکان تمدن دانستهاند وگفته اند: تمدن در شرائطي ظهور ميکند که هرج ومرج ونا امني پايان پذيرفته و به جاي آن نظم و امنيت حاکم شده باشد تا انسان در سايه آن در راه کسب علم ومعرفت و تهيه وسائل بهبود زندگي حرکت کند.338
علامه طباطبايي تمدن غرب را از آثار دين و قوانين اسلامي ميداند و در اين باره ميفرمايد:
” حقيقت امر اين است كه اين تمدن كه ما فعلاً در جوامع مترقى بشر مى بينيم، همه از آثار نبوت و دين است، كه اين جوامع آن را به وراثت و يا تقليد به دست آوردند. از روزى كه دين در ميان بشر پيدا شد و امتها و جماعتهاى بسيارى خود را متدين به آن دانستند از همان روز علاقه به اخلاق فاضله و عشق به عدالت و صلاح در بشر پيدا شد، چون غير از دين هيچ عامل ديگر و هيچ داعي ديگري بشر را به داشتن ايمان و اخلاق فاضله و عدالت و صلاح دعوت نكرده. پس آنچه از صفات پسنديده امروز در ميان اقوام و ملل ميبينيم، هر قدر هم اندك باشد بطور قطع از بقاياي آثار و نتايج آن دعوت است… بنابر اين اگر در دنيا اميد خير و سعادتي باشد، بايد از دين و تربيت دينى انتظار داشت…
علاوه بر اين، تاريخ راستگوترين شاهد است بر اين كه تمدن غرب و پيشرفت كشورهاى مسيحى اقتباسهاى است كه مسيحيان بعد از جنگهاى صليبى از قوانين عامه اسلامى كرده و به وسيله آن پيشرفت كردند، اما مسلمانان آن قوانين را پشت سر انداختند آنان پيشرفت كردند و اينان عقب ماندند”.339
بنابراين، از بيانات علامه ميتوان اين نتيجه را گرفت كه شكوفايي فرهنگ و تمدن غربي از آثار و كاركردهاي دين اسلام و عمل به قوانين اسلامي است.
5-2-2-4- حفظ منافع افراد ورفع اختلافات اجتماعي
از نظر علامه(ره)آيين مقدس اسلام يك روش كامل اجتماعي است و بديهي است كه سعادت كامل يك جامعه و بزرگترين آرزوي افراد اين است كه منافع حياتي آنان تأمين گردد و از كشمكشها و تجاوزهايي كه زندگي و صفاي آن را تهديد ميكند به قدر امكان جلوگيري شود تا با خيال راحت در شاهراه تكامل به سير خويش ادامه دهد.ايشان در توضيح اين مطلب بيان ميكند كه:
“اسلام به اين آرزوي فردي و اجتماعي انسانيت جامه عمل پوشانيده، زيرا روشي را به جامعه بشري عرضه داشته كه بر اثر پذيرش آن در شعاع واقع بيني، منافع حياتي افراد محفوظ و اختلافاتشان رفع خواهد شد.” 340
دستگاه تكوين و آفرينش براي رسيدن به مقصد تغيير ناپذير خود راه” نبوت” را براي انسان باز ميكند. علامه معتقد است كه : “نبوت در آغاز پيدايش خود، براي رفع اختلافات بشر پيدا شده و پيوسته نيز براي همين منظور خواهد بود.دستگاه آفرينش براي هدايت انسان به مقصد نهايي خود، اين نوع را به سوي رفع اختلافات اجتماعي فطري هدايت خواهد كرد، چنانكه او را به سوي رفع احتياجات بدني مانند احتياج به غذا و توليد مثل و دفع آفات و صدمات هدايت ميكند، و هرگز اين هدايت خطا نمي كند”. 341
6-2-2-4- کارکردهاي اجتماعي دين در عرصه احكام عملي(فقه)
قبل از پرداختن به مبحث اصلي لازم است درباره فقه، ويژگيهاي آن كلياتي را مطرح نماييم و در ضمن منظور علامه طباطبايي را دراين زمينه روشن سازيم.
1-كلياتي در باب احكام عملي
1-1- معناي لغوي و اصطلاحي احكام
احكام جمع “حكم” است. حكم، در لغت، به معني فرمان، دستور، امر، قضاوت و منع است. احكام در اصطلاح “فقهي”

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله اخلاقي، اخلاقي‌، قواي Next Entries منابع و ماخذ مقاله عملي، وسيله، كاركردهاي