منابع و ماخذ مقاله عوامل اقتصادی، توسعه شهر، طبقات اجتماعی، مدیریت شهری

دانلود پایان نامه ارشد

به کار رفته در اين گونه بافت‌ها عمدتاً از انواع خشتي، خشت و آجر و چوب و يا آجر و آهن بدون رعايت اتصالات افقي و عمودي و فاقد سيستم سازه‌اي مي‌باشند.
د : تعداد طبقات
اکثر ابنيه در بافت‌هاي فرسوده يک يا دو طبقه هستند.
ه : وضعيت دسترسي‌ها
بافت‌هاي فرسوده که عمدتاً بدون طرح قبلي ايجاد شده‌اند عمدتاً از ساختاري نامنظم برخوردارند و دسترسي‌هاي موجود در آنها عمدتاً پياده مي‌باشد به گونه‌اي که اکثر معابر آن بن‌بست يا با عرض کمتر از 6 متر بوده و ضريب نفوذپذيري در آن‌ها کم است.
ر : وضعيت خدمات و زيرساخت هاي شهري
بافت هاي فرسوده به لحاظ برخورداري از خدمات، زيرساخت ها و فضاهاي باز، سبز و عمومي دچار کمبودهاي جدي‌اند مداخله در اين گونه بافت ها از نوع تجميع و نوسازي خواهد بود(جمال، 1386: 22).
2-3- تحليل علل فرسودگي ، نتايج و پي آمدهاي آن
تحلیل روند تنزل بافت قدیم شهری را می‌توان در قالب یک مدل ساده ” توسعه سیستم شهری” بیان نمود. این سیستم بیانگر سه فاز به شرح زیر می‌باشد:
فاز اول : این فاز بیانگر دوره اولیه صنعتی شدن است. زمانی که تأسیسات و کارخانه جات در شهرها استقرار یافتند. مهاجرت‌های بزرگ مقیاس روستایی – شهری به وجود آمد که باعث تمرکز رشد در شهرهای بزرگ گردید.
فاز دوم : این فاز با توسعه حمل و نقل به ویژه اتومبیل همراه است که به علت تراکم شدید جمعیت و صنعت در داخل شهرها، حومه نشینی” صنعت” و ” جمعیت” را به وجود آورد.
فاز سوم: این فاز با توزیع پراکنده جمعیت همراه است. به طوری که آثار منفی شهرهای بزرگ و جاذبه‌های شهرهای کوچک منجر به معکوس شدن سلسله مراتب جمعیت و رشد اقتصادی گردید(رهنما،1388 : 78-81).
مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و کالبدی در فرسودگی بافت شهری دخیل است. از جمله این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
الف : عوامل اجتماعی
1- پراكندگي نامتعادل تراكم فضایی جمعیت و سرانه های خدماتی در مجموعه سیستم شهری.
2- عدم شناخت و آگاهي ساكنان بافت هاي شهري از ارز ش هاي فرهنگي – تاريخي آن: در نظر آنان بخش قديمي شهر، داراي آن شأن و منزلت شهري و اجتماعي نيست كه جوابگوي نيازهاي رواني و مادي زندگي امروزي آنان باشد.
3- نوگرايي و بهسازي ناموزون و نامتعادل در بخش هاي شهري: حاكميت ديدگاه مد و نوگرايي و به تبع آن پيدايش الگوهاي جديد شهرسازي به ويژه در حومه و حاشيه يا پسكرانه شهر موجب علاقه و توجه بيشتر مردم به سكونت در اين نواحي شده است.
4- تغيير الگوي خانوار از گسترده به هسته اي: با مستقل شدن زندگي جوانان، آنها حاضر به زندگي در منزل پدر و مادر خود، پس از فوت آنها نمي باشند و اين رها شدن ، به مرور زمان به ويژه با ساكن شدن مهاجران روستايي و اقشار كم درآمد، موجب تخريب و ويراني در بخش مركزي شهر مي شود(قربانیان، 1389: 84-86).
5- ساختار جمعيت پير يا بسيار جوان: بيشتر بافتهاي قديمي تركيبي پير يا بسيار جوان دارند. جمعيت پير به علت محافظه كار بودن و اشتياق كمتر به تحول و پويايي در مقايسه با جمعيت جوان، خود زمينه ساز ركود و فرسودگي بافت قديمي يا بخش مركزي شهرها شدهاند.
6- جابجايي گروهها و طبقات اجتماعی: جابجايي گروههاي اقتصادي – اجتماعي ، فاصله طبقاتي شديد و خارج شدن گروه هاي پردرآمد يا طبقه مرفه از بافت قديم و در مجموع؛ تغییر ساخت اکولوژیکاجتماعی، شهرها يكي از عوامل ركود و فرسودگي بافت هاي قديم است.
7- ابعاد روانشناسي اقدامات مرمتي: روحيه محافظه كاري افراد كهنسال سرپرست خانوار ساكن در مسكن فرسوده كه از تمكن مالي نيز برخوردارند، مانع اجراي اقدامات مرمتي در فضاهاي زندگي خود مي شود.
8- كاهش امنيت اجتماعي: در موارد بسياري پايين بودن ضريب امنيت اجتماعي در سطح بافت هاي قديمي دليل عمده مهاجرت جمعيت از اين بافت هاست. در نتيجه يكي از دلايل فرآيند تخريب و فرسودگي ضعف امنيت اجتماعي است كه مي تواند ناشي از تعارض كاربري هاي ناسازگار و مهاجرت ها و جابجايي جمعيت باشد.
9- عوامل حقوقي مؤثر در ايجاد مسائل و مشكلات: شامل ارث، وقف، مالکیت، نارسایی قوانین مدیریت شهری(همان، 85).
ب : عوامل اقتصادی
حفاظت در مقياس شهر مستلزم توسعه جنبه هاي اجتماعي و اقتصادي است؛ به ويژه در نوسازي و بازسازي شهري كه بر خلاف بهسازي، وجه غالب دگرگوني و توسعه است و بايد با استفاده از اهرم اقتصادي و تأمين سود معقول عملي گردد. مهم ترين مواردي كه به عنوان آسيب هاي اقتصادي بافت هاي قديم شهري مطرح ند عبارت است از:
1- وضع نامطلوب اشتغال و درآمد و در نتيجه كم بضاعتي مالي و اقتصادي ساكنان.2- موقعيت و ارزش اقتصادي زمين 3- تغيير الگوي مصرف : اين طرز فكر بر اساس نظريه مدل هاي ساخت شهري نئوكلاسیك هاست و بر اين باور است كه صاحبان صنايع و فعاليت هاي شهري تصميم مي گيرند در بخش مركزي نمانند.
و ترجيح مي دهند در نواحي حاشيه و حومه شهر و حتي شهرهاي جديد زندگي كنند.4- سرمايه گذاري ناموزون و نامتعادل در امور عمراني 5- ماليت و عوارض شهري که تقريبا در سطح كل شهر يكسان و مساوي است. 6- ضعف همكاري نهادها و مؤسسات اقتصادي، فرهنگي در توسعه اقتصادي – اجتماعي بافت قديم.
ج : عوامل كالبدي
از جمله عومل موثر کالبدی می توان به؛ فرسودگی درصد بالای ابنیه های بافت، مشکلات مربوط به شبکه معابر، تراکم و پیوستگی بافت، مصالح ناپایدار بکار رفته در ابنیه، مشکلات زیست محیطی و الودگی ها و همچنین کمبود های شدید خدمات و تاسیسات شهری اشاره نمود که در پیوستگی سیستماتیک با سایر عوامل، فرسودگی کالبدی را موجب می شوند(همان، 85).
2-4- مسائل و مشکلات بافت های فرسوده
به طور کلي مهمترين مسائل و مشکلات بافتهاي فرسوده را به اين ترتيب می توان طبقه بندي نمود:
الف : مشكلات اجتماعي – اقتصادي:
1. تخليه تدريجي محل ازساكنان قديمي، مهاجرت اقشار اجتماعي اصيل مناطق قديمي، و جايگزيني آنها با مهاجرين ناهمگون، كه فاقد هرگونه وابستگي به اين مناطق هستند.
2. رشدو گسترش انواع بزهكاري هاي اجتماعي و واگذاري بافت هاي قديمي به فعاليت هاي خاص و رده پايين که جاذب بزهكاران و معتادان ميباشد.
3. نرخ رشد منفي جمعیت و ابعاد خانوار.
4. رشد اقتصاد غيررسمي وغيرمولد(بسياري از قشرهاي ناسالم و سودجو مانند دلالان، نزول‌خواران، آواره گان، مهاجران بيكار و بي‌خانمان‌ها و بسياري از فعاليت‌هاي غيرمولد و پنهان، مثل احتكار، سفته‌بازي، قاچاق، توليد اجناس تقلبي، بازار سياه، نزول‌خواري و مانند اينها به صورت شبكه‌هاي ريشه‌دار و مخفي در نواحي مركزي شهر که غالباً منطبق بر بافتهاي قديم شهري مي باشند متمركز مي شوند).
5. کم رنگ شدن نقش بازار در مقابل نقش روبه گسترش خيابان هاي چند عملکردي (فعاليت‌هاي تجاري به تدريج به بخش‌هاي جديد و در حاشيه خيابان‌ها كشيده شده و بازار به تدريج قدرت اقتصادي خود را از دست ميدهد و با از دست رفتن قدرت اقتصادي،‌ مراكز قديمي رو به نابودي نهادهاند).
6. ناکارآمدي در مقابل تحولات اقتصادي و فرهنگ مصرفي(سرشت اساسي كالبدي با مجموعه هاي با ارزش ديرين، شكل گيري هماهنگ، مداوم، پيوسته و يكپارچه آن در گذر زمان است. متاسفانه در حال حاضر بافت هاي با ارزش كارايي لازم را در برابر شكل زندگي امروز ندارند و به همين جهت روز به روز فرسوده تر و از كار افتاده تر مي شوند).
7. هزينه بالاي مرمت واحدهاي ساختماني(اين عامل باعث شانه خالي کردن سرمايه گذاران بخش خصوصي مي گردد).
8. سطح درآمد پايين و ناتواني از سرمايه گذاري شخصي(مهاجرت خانوارهاي روستايي و يا قشر كم درآمد به بافت‌هاي قديمي(به دليل ارزاني واحدهاي مسكوني)‌ سبب مي‌شود تا اولاً اين مناطق به صورت مناطقي با خانوارهاي كم ‌درآمد مطرح شوند و از سويي ديگر وجود خانوارهاي كم درآمد امكان سرمايه‌گذاري شخصي را به پايين‌ترين سطح تنزل مي‌دهند).
9. پايين بودن سطح بهداشت عمومي و نبود استانداردهاي لازم(تسهيلات و تجهيزات شهري، ايمني و آسايش در بخش‌هاي جديد نسبت به مناطق قديمي بيشتر است. در حالي كه عوارض و يا ماليات‌هاي مختلف مثل عوارض نوسازي شهرداري‌ها تقريباً در تمام بخش‌هاي شهر به طور يكسان وصول مي‌شود).
10. ناپايداري سازه اي و تلفات جاني بسيار و آسيب‌هاي اجتماعي بعدي آن در هنگام زلزله.
11. طراحي شهري بدون در نظر گرفتن مختصات زندگي اجتماعي شهروندان.
12. توصيفي شدن ما در برخورد با مساله بافت قديم.
13. به هم خوردن تعادل بين خانوار وفضاهاي مورد نياز(تركيب خانواده قديمي به هم خورده و فضاهاي زندگي خانه‌هاي قديمي متناسب با نيازهاي خانواده‌هاي امروزي نيست).
14. نبود نگاهي سيستمي به شهر و نا آگاهي از بحث سازمان فضايي بافت‌هاي تاريخي.
15. نگاه موزه‌اي سازمان ميراث فرهنگي به بافت‌هاي تاريخي(اين امرروند گسترش بحران در اين مناطق را با سرعت فزاينده‌اي مواجه كرده است).
16. تاخير زماني در پرداختن به مساله ازجانب تصميم‌گيرندگان دستگا‌ه‌هاي اجرايي.
17. بي برنامگي و آشفتگي در مديريت بافت هاي تاريخي درشرايط عادي و بحراني.
18. جايگزيني سرمايه‌گذاري‌هاي بزرگ و واحدهاي پيشرفته توليدي(گريز و انتقال از ناحيه مركزي به نواحي تجاري و خدماتي جديدگرايش دارند و سرمايه‌گذاري‌هاي كوچك و فعاليت‌هاي فرعي و سنتي و گاه متروك، به محل جذب مي شوند).
19. ناتواني ازگسترش سيستمهاي حمل ونقل عمومي، ناتواني از تقويت شبكه رفت وآمد همگاني از مترو تا تراموا و وسايل ريلي تا وسايلي مثل اتوبوس به عنوان شبكه همگاني.
20. فاصله گزيني اجتماعي- اقتصادي اين نواحي با محله‌هاي اطراف(بسياري از نواحي مركزي وقديمي كه روزگاري از محله‌هاي اعياني و با اعتبار شهر بودند، به تدريج به نواحي بي‌ارزش و حتي حقارت‌آور تبديل شده اند. به طوري كه مالكان و تجار منطقه، به رغم حفظ اشتغال خود در محل، براي سكونت به مناطق ديگر شهري روي آورده‌اند. اين جدايي ارزش‌هاي سكونتي و اعتباري، از ارزش‌هاي كاذب تجاري، در مجموع به سقوط ارزش‌هاي محيطي و بهره‌كشي بي‌رويه و يكطرفه منجر شده است، بنابراين طبقاتي شدن شهرازديگر عوامل تخليه بافت‌هاي قديمي محسوب مي‌شود، به نحوي كه اولين خانوارهايي كه بافت قديم رارها كردند عمده خانوارهايي با درآمد بالا و متوسط بودند كه اين افراد سعي در انتخاب بهترين مكان اقامت به لحاظ شرايط زيستي كردند که خود موجب طبقاتي شدن شهر شد).
21. ناتواني از جلب مشاركت هاي مردمي(مشاركت مردمي هنوز نتوانسته است نقش و جايگاه تعيين كننده‌اي در طرح‌هاي نوسازي و بهسازي بافت‌هاي فرسوده شهري به دست آورد. چرا که مشاركت درگيري داوطلبانه مردم در ساخت و اخذ تمامي تصميماتي است كه به طور مستيقم زندگي‌ آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهد. همچنين در تمام فعاليت‌هايي كه خانوارهاي كم درآمد همراه يا بدون كمك دولت به منظور بهبود وضع زندگي خود انجام مي‌دهند).
22. عقب ماندگي تاريخي در نگاه به رويکرد مشارکتي(اگرچه مشاركت به شكل نوين آن در قالب فعاليتي سازمان ‌يافته و به معناي دخالت همه ‌جانبه مردم در فرآيندهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه زندگي آنها را متاثر مي‌كند از دهه 1960 مطرح شد اما تجربيات جهاني نشان مي‌دهد كه از دهه 1980 به بعد در برنامه‌هاي توسعه و همچنين توسعه شهري، توجه فزاينده‌اي به رويكرد مشاركتي به وجود آمده تا جايي كه در حال حاضر مشاركت شهري رمز موفقيت پروژه توسعه شهري و همچنين يكي از معيارهاي عملكرد نظام مديريت شهري وارگان آن است).
23. عدم درک واقعيات علل مشارکت نکردن مردم در طرحهاي توسعه(انفصال فرهنگي به وجود آمده ميان نسل‌ها درنتيجه كاهش روحيه مشاركت‌جويي مردم، نداشتن آگاهي واطلاعات كارآمد، نبود توان مالي به عنوان بزرگترين مسئله و طرز تلقي بسيارشكاكانه مردم نسبت به نتايج طرح‌هاي دولتي نيز در كاهش تمايل و مشاركت مردم در استحكام‌بخشي و مقاوم‌سازي محل سكونت آنها دخيل هستند).
24. ناهماهنگي بين سازمان مسکن وشهرسازي و شهرداري ها باميراث فرهنگي درتهيه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله توسعه درونی، بافت فرسوده، توسعه شهر، بافت قدیم Next Entries منابع و ماخذ مقاله توسعه شهر، بهداشت و سلامت، توسعه اجتماعی، توسعه درونی