منابع و ماخذ مقاله شاه طهماسب، سلطان محمد، نماز جمعه، شاه عباس اول

دانلود پایان نامه ارشد

محقق کرکی در مدت اقامتش در ایران منشأ خدمات ارزشمندی برای تشیع بود:
اصلاح روش صوفيانهی صفويان: صفويان بر پايهی صوفيه به قدرت رسيده بودند و شخص شاه صفوي به عنوان مرشد اصلي صفويه شناخته ميشد. محقق که تصوّف را برای فقه شيعه خطرناک مي دانست، با حمايت شاه طهماسب تلاش فراوانی جهت ایجاد اصلاحات مذهبي انجام داد. گفته شده جنبش ضد صوفی از سوی علمای عرب مقیم اصفهان، در زمان شاه طهماسب آغاز شد و به نظر میرسد مبارزه با تصوف، بیشتر مبارزه با یک جریان سنی بوده است.72
اصلاح شاه صفوی و درباریان: محقق ثانی از علاقه‌ی زیاد شاه طهماسب صفوی به خود برای تأثیر گذاشتن بر شخصیت شاه و جلوگیری از انحراف وی و درباریان یاری جست. وی با استفاده از نفوذ خود در دربار، در اصلاح درباريان و کارگزاران صفوي جديت به خرج داد. گفته شده که تأثیر محقق بر شاه چنان بود که شاه طهماسب از اعمال گذشتهی خود توبه و استغفار کرد.
احیا و نشر فرهنگ شيعي: محقق تلاش کرد به اوضاع نابسامان شیعیان سر و سامان بخشد و از حکومت آن زمان به خوبی استفاده کرد. توانست مراکز فساد را ویران کرده، زمینه‌های منکرات را از میان بردارد، او با استفاده از این فرصت توانست بافت فرهنگی جامعه را تغییر دهد. فرهنگ شيعي را در سراسر ايران گسترش داد. با همکاری علمای مهاجر جبل عامل برنامه‌های فرهنگی مهمی را به اجرا درآورد. از جمله اقدامات فرهنگی محقق اضافه کردن «اشهد ان عليا ولي الله» و «حي علي خير العمل» به اذان و اقامه نماز بود که به مدّت پنجاه و شش سال، از زمان طغرل بيک سلجوقي ترک شده بود.
اقامهی نماز جمعه و جماعات: محقق کرکی با استناد به قول علامه حلّی در کتاب «مختلف» مبنی بر کفایت فقیه در اقامهی نمازجمعه در دورهی غیبت کبری، زمینهی اجرای آن را فراهم آورد. وی با تألیف رسالهی «نماز جمعه» زمينه را براي سراسري شدن اقامهی نماز جمعه در جامعهی شيعي ايران فراهم کرد.
همچنین وی فرمان داد تا در هر شهر و قریهای برای اقامهی نماز جماعت، امام جماعتي تعيين گردد و اصول اسلام نیز، آموزش داده شود.
برخورد با خرافات و قصه سرايان: حرکت قصه خوانی با تصوف پیوند داشته و وابسته به دراویش بود. علما با استناد به روایاتی که در برخورد ائمه علیهم السلام با قصهخوانان آمده بود، در مقابل آنها ایستادند. محقق کرکي کتابي ارزشمند به نام «مطاعن المجرميه» در رد قصهخوانان نوشت و در آن کتاب، مردم را به دوري و کناره گيري از قصه خوانان دروغگو فراخواند. صفویان نیز که در این زمان به تصوف احتیاجی نداشتند، از صوفیان دفاع نکردند.73
تقویت حوزه‌های علمیه: محقق ثانی به فکر تقویت مدارس علمیه در ایران افتاد و حوزهی اصفهان را پایهگذاری کرد و در رشد و شکوفائی حوزه‌های دیگر چون حوزهی قزوین، اهتمام ورزید. او شاگردان ارزشمندی تربیت کرد که هر کدام در تاریخ سیاسی و اجتماعی مسلمانان نقش عمده‌ای داشتند، می‌توان گفت بسیاری از دانشمندان و فقهاء بزرگ اواخر قرن دهم و نیمهی اول قرن یازدهم از شاگردان او بودهاند.
در ریحانة الادب چنین آمده است: «به تصدیق برخی از ارباب تراجم، بعد از خواجه نصیر الدین طوسی کسی را سراغ ندارند که در ترویج مذهب جعفری و اعلای کلمه حق اسلامی و قلع و قمع قوانین بدعت، محافظت اوقات جمعه و جماعت، دفع شرور و رفع فسق و فجور، نهی از منکر و مانند اینها بیشتر از محقق کرکی کوشش و جانفشانی کرده باشد.»74
یکسال پیش از درگذشت یا شهادت محقق کرکی، شاه طهماسب ضمن فرمانی علاوه بر اینکه اطاعت از محقق ثانی را که در آن زمان در نجف میزیست، بر حاکمان آن حوالی واجب کرد، دستوراتی دربارهی سیورغالهایی که در اختیارش بود نوشت. از این نامهها میتوان فهمید که شاه طهماسب به محقق کرکی اعتقاد داشته و مشروعیت دولت خود را بر اساس نیابت فقیه از امام معصوم میدانسته است. کرکی ترجیح داد به انجام وظایف علمی خویش در حوزهی نجف که مرکزیت علمی شیعه بود، ادامه دهد و در ایران نماند. طهماسب ضمن فرامینی وی را به عنوان خاتم المجتهدین، فردی مطاع برای همه طبقات جامعه و اُمرا معرفی کرده و از عوامل خود در عراق خواست از وی اطاعت کنند.75
در نهایت، این عالم روحانی و فقیه جلیل القدر جهان تشیّع پس از عمری تلاش در جهت خدمت به مکتب اهل بیت علیهم اسلام، در سن 75 سالگی در نجف اشرف از دنیا رفت. راجع به چگونگی وفات ایشان اختلافات وجود دارد، برخی بر این باورند که عده اي از بزرگان دولت صفوي که از ورود کرکي به ايران متضرر شده بودند وي را در عید غدیر سال 940 یا 937 یا 938 ه76 مسموم کرده و به شهادت رساندهاند. پيکر محقق کرکي پس از تشییع باشکوه، در جوار مرقد اميرالمؤمنين (عليه السلام) به خاک سپرده شد. از محقق ثاني دو پسر و دو دختر به يادگار ماند که هرکدام از دانشمندان عصر خود بشمار ميرفتند. پسر اول ايشان شيخ عبد العالي نام داشت. از دختران وی نیز دو عالم وارسته به یادگار ماند که سيد محمد باقر، معروف به ميرداماد یکی از آنهاست که از جمله اساتید صدرالمتألهين بوده است.77

3. 5. 2. شیخ بهایی (953ـ1030ه)
«نبايد يك كسى تا به گوشش خورد كه مثلًا … شیخ بهایی ـ رضوان الله علیه ـ با اينها روابط داشتند و مى‏رفتند سراغ اينها همراهیشان مى‏كردند، خيال كنند كه اينها مانده بودند براى جاه و ـ عرض مى‏كنم ـ عزت، و احتياج داشتند به اينكه شاه سلطان حسين و شاه عباس به آنها عنايتى بكنند! اين حرفها نبوده در كار. آنها گذشت كردند؛ يك گذشت، يك مجاهده نفسانى كرده‏اند براى اينكه اين مذهب را به وسيله آنها، به دست آنها [ترويج كنند].»78
بهاءالدین محمد بن‏ حسین بن عبدالصمد عاملی در سال 953ه در بعلبك، در منطقه‏ای كه امروزه با نام لبنان شناخته می‏شود، چشم به جهان گشود.79 زادگاه او همواره یكی از مراكز مهم مذهب تشیع بوده و دانشمندان شیعی بسیاری از این ناحیه برخاسته‏اند. خاندان بهایی یكی از خانواده‏های معروف جبل عامل در این عصر بوده‏اند.80
بهایی دوران كودكی و نوجوانی خود را در محل تولدش به سر برد. وی در سال مهاجرت پدرش به ایران در 966ه، سیزده سال داشت.81 آن‌ها در پی تهدیداتی كه از سوی حاكمان عثمانی بر شیعیان جبل عامل، بویژه دانشمندان شیعی آن دیار اعمال می‏شد از موطن اصلی خود به مركز شیعیان یعنی ایران مهاجرت كردند.82
در سال‏های اولیهی مهاجرت وعدم آشنایی با زبان فارسی، در فراگیری علم و دانش از محضر پدر خویش بهره ‏جست، اما با انتقال خانوادهی او از اصفهان به قزوین كه با دعوت شاه طهاسب صفوی، و تعیین پدرش به منصب شیخ الاسلامی پایتخت صورت گرفت، دنیای جدیدی از علم و سیاست در برابر شیخ بهایی گشوده شد. زیرا قزوین در آن روزگار مركز علم و دانش و نیز محل اقامت شخصیت‏های بزرگ علمی و سیاسی در ایران بود. این سفر فرصتی برای دستیابی به رشد علمی و نیز آشنایی با فعالیت‏های سیاسی و اجتماعی شیخ بهایی فراهم کرد كه آینده او را رقم زد.83
شیخ بهایی در قزوین از شیخ حسین بن عبدالصمد علوم نقلی و از عبدالله بن شهاب‏الدین حسین یزدی علم منطق و كلام و معانی و بیان و ادبیات عرب و از حكیم عمادالدین محمود، طبیب ویژهی شاه طهماسب و مشهورترین پزشك ایران در عصر بهایی علم طب و از افضل قاینی ریاضیات، كلام و فلسفه را آموخت. به خاطر نبوغ ذاتی و استعداد كم‏نظیری كه در فراگیری علوم داشت از جوانی دست به نگارش در موضوعات دینی زد.84 برخی از نویسندگان، کتب و تألیفات شیخ را بالغ بر 95 كتاب و رساله دانسته‌اند85 و برخی آثار او را 120 عنوان ذكر كرده‏اند.86
کتابهای مشهور وی عبارتند از: جامع عباسی (در فقه شیعه)، الزبدة فی الاصول، اربعین (چهل حدیث منتخب)، کشکول (مطالب پراکنده و پند آموز)، فوائد الصمدیه (ادبیات عرب)، مثنوی سوانح الحجاز (معروف به نان و حلوا)، خلاصة الحساب، العروة الوثقی، مفتاح الفلاح (ادعیه)، عین الحیات.
چگونگی ارتباط با سلاطین
شیخ بهایی از سال 966ه که همراه پدر خود شیخ حسین بن عبدالصمد، وارد سرزمین ایران شد به مدت 18 سال با شاه طهماسب هم روزگار بوده است، یک سال و اندی در سلطنت شاه اسماعیل دوم، 10 سال در پادشاهی سلطان محمد و 35 سال نیز در سلطنت شاه اسماعیل اول زیسته است. بر این اساس شیخ بهایی در مدت 78 سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بوده است و فعالیت‏های سیاسی شیخ بهایی به چهار دوره تاریخی تقسیم می‌گردد.
شاه طهماسب اول (930ـ984ه): خانوادهی عاملی پس از ورود به ایران سه سال در اصفهان اقامت گزیدند. در اواخر سال 968ه پس از معرفی شیخ حسین بن عبدالصمد به شاه صفوی توسط شیخ علی منشار شیخ الاسلام اصفهان و بر اساس شناختی كه شاه از فقهای جبل عامل داشت و با توجه به منزلت علمی وی كه شاگرد شهید ثانی بود، او به سمت شیخ الاسلامی قزوین که پایتخت آن زمان بود رسید.
در سال 983ه پدر شیخ بهایی ایران را ترک کرده و یکسال بعد در بحرین وفات یافت. شیخ بهایی جانشین پدر شد و منصب شیخ الاسلامی هرات به او واگذار شد. نویسندهی كتاب الهجرة العاملیه معتقد است زندگی شیخ در هرات از نقاط تاریك زندگی بهایی است، زیرا نه خود شیخ بهایی و نه دیگران به كیفیت زندگی وی در هرات نپرداخته‏اند و اگر اشارهی كوتاه شاگرد او، میرحسین ‏بن حیدر كركی نبود این بخش از زندگی شیخ به كلی پوشیده می‏ماند.87 از دیدگاه جعفر المهاجر، حضور شیخ بهایی در هرات نیز همانند زندگی پدرش در این شهر به منظور دور نگه‏ داشتن وی از مركز سیاسی و قدرت پایتخت از سوی سلاطین معاصر ایشان بوده است.88 هر چند بهایی در دوران حیات سیاسی پدر خود دارای منصب سیاسی نبوده، امّا حضور او در پایتخت و در كنار پدر در مشهد و هرات او را با منصب و وظایف شیخ‏الاسلامی آشنا ساخته و آمادهی پذیرش این منصب بعد از پدر خود شد.
سلطنت شاه اسماعیل دوم (984 ـ985ه): از فعالیت‏های سیاسی شیخ بهایی در دوران شاه اسماعیل دوم گزارشی در دست نیست. در دوران كوتاه سلطنت این پادشاه نابسامانی‏های سیاسیـ اجتماعی فراوانی بوده است. جنگ قدرت بین سران قزلباش و روحیهی انتقام‏گیری این پادشاه، كشتارهای زیادی را در میان خاندان صفوی به دنبال داشت. گرایش او به مذهب تسنن، درباریان صفوی و عالمان دینی را نگران كرد و مخالفت برخی از عالمان را برانگیخت. میرسیدحسین كركی عاملی از مخالفان، به دستور شاه اسماعیل دوم زندانی شد. به نظر می‏رسد شیخ بهایی در این بحران‏های سیاسی در مركز حضور نداشته است.
سلطنت سلطان محمد (985 ـ995ه): سلطنت شاه اسماعیل دوم با مرگ زود هنگام او به پایان رسید و برادرش سلطان محمد میرزا كه حاكم شیراز بود، به سلطنت رسید. وی مردی نرم‏خو و درویش مسلك بود.89 اوضاع سیاسی اجتماعی ایران در دوران سلطنت این پادشاه نیز به دلیل ضعف تدبیر وی و نیز دخالت زنان دربار و دیگر رجال سیاسی دچار آشفتگی و بی‏نظمی گردید، به گونه‏ای كه برخی از مورّخان، دوران سلطنت این دو پادشاه را دوران فترت صفویه می‏دانند كه تا سرحد سقوط پیش رفت. از زندگانی سیاسی شیخ بهایی در دوران ده سالهی سلطنت سلطان محمد نیز هیچ گزارش تاریخی در دست نیست.
سلطنت شاه عباس اول (1038 ـ 995ه): ایران در سلطنت شاه عباس اول بزرگ‏ترین پادشاه سلسلهی صفوی از لحاظ قدرت نظامی، اقتدار سیاسی، رونق اقتصادی، عمران و آبادانی عظمت دیرینهی خود را باز یافت. در فرهنگ و معارف دینی نیز به رشد و شكوفایی رسید. شاه عباس اول در میان سلاطین صفوی بیش از همهی آن‏ها به ایران و مردم ایران خدمت كرده است. هر چند قساوت‏ها و بی‏رحمی‏های او نیز در جای خود قابل تأمّل است. از هوشمندی این پادشاه این بود که به عالمان دینی احترام می‏گذاشت و از این راه در ترویج دین و اقتدار سیاسی ایران و نیز تحكیم سلطنت خود بهره میجست. از جمله شواهد این امر انتخاب خلیفه سلطان، شاگرد میرداماد و شیخ بهایی به وزارت خود بود.90 میرداماد و شیخ بهایی از فقها و فلاسفهی مشهور این دوره نزد شاه صفوی از ارج و منزلت فراوانی برخوردار بودند. حضور این دو شخصیت علمی در دربار صفوی شكوه و جلوهی خاصی به سلطنت این پادشاه بخشیده بود.91
شیخ بهایی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله امام صادق، علمای شیعه، علمای شیعی، امام خمینی Next Entries منابع و ماخذ مقاله علامه مجلسی، نهی از منکر، امر به معروف، شاه سلطان حسین