منابع و ماخذ مقاله سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

ميداند.وي عقل را زير بناي دين و تعقل را شيوه تحصيل آن ميداند و معتقد است كه عقل همپاي وحي، حجت و خدشه ناپذير است و حقيقت پيام وحي را بي تعقل نمي توان يافت . آنچه از انديشه علامه، به ويژه با استناد با الميزان بدست ميآيد، اثبات و تبيين مدبرانه مصلحت عقلي احكام ديني در امور اجتماعي است ؛ زيرا دين اسلام در تمام قوانين خود جانب عقل را لحاظ نموده است. 247
4- هستي شناسي علامه طباطبايي
نقطه آغازين و محوري آموزههاي شيعه ، اعتقاد به توحيد است، توحيد يعني تنها خداوند خالق و مالك هستي است و همانا او مالكيت مطلق بر جهان و عالم خلقت دارد و عالم خلقت با تمام ابعادش مخلوق اوست و تنها اراده اي كه بر جهان هستي حاكم است ، اراده الهي ميباشد . علامه طباطبايي در اين باره مينويسد : مقصد نهايي كه اسلام ميخواهد جامعه بشري را بر اساس آن بسازد و به وحدت برساند ، دين توحيد و يگانه پرستي است ، لذا اسلام قوانين را بر اساس توحيد وضع كرده است.248
علامه معتقد است كه عالم هستي و تمام اجزاي آن با نظامي كه در آن جاري است به سوي غايات و نتايج صالحي پيش ميرود، نتايجي كه براي همان نتايج خلق شده و باز اين عالم هستي كه مجموعش به سوي يك هدف در حركت است، هر يك از اجزايش راهي جداگانه دارد غير از آن راهي كه ساير اجزاءدارند، راهي كه آن جزءبا اعمال مخصوص به خودش آن را طي ميكند و اين هم واضح و ضروري است ، كه بيرون شدن يك جزءاز آن خطي كه برايش ترسيم شده و تباهي آن نظمي كه براي آن و غير آن لازم بوده ، باعث ميشود ساير اجزاء با آن هماهنگي نكنند و در عمض با آن بستيزند ، اگر توانستند آن را به راه راستش بر ميگردانند وبه وسط راه و حد اعتدال بكشانند كه هيچ و اگر نتوانستند، نابودش نموده و آثارش را محو ميكنند، تا صلاح خود را حفظ نموده و عالم هستي را بر قوام خود باقي بگذارندو از انهدام و تباهي نگه دارند. 249
5- انسان شناسي
انسان شناسي علامه طباطبايي به طور طبيعي تحت تأثير هستي شناسي ايشان خواهد بود. مبناي علامه ( ره ) در رابطه با انسان اين است كه : انسان موجودي است مركب از دو بعد جسماني و روحاني. اين دو بعد در زندگي دنيوي انسان، ملازم و همراه يكديگرند. بعد از مرگ، بدن مادي از بين ميرود، اما بعد روحاني انسان به زندگي خود ادامه ميدهد. بر همين اساس، سعادت انسان در سعادت روح و بدن او است. استفاده از نعمتهاي مادي و فضايل اخلاقي، سعادت زندگي دنيا و آخرت انسان را تأمين ميكند ، اما فرو رفتن در لذايذ مادي و اهمال از سعادت روح، او را به شقاوت ميرساند.250
به اعتقاد علامه (ره) انسان – مانند ساير انواع مخلوقات – داراي فطرت و خلقت مخصوص به خود ميباشد و دقيقاً مانند ساير موجودات حركت او به سوي كمال و سعادت، تنها بر اساس همين فطرت تعريف ميشود.251 از جمله اين دانستههاي فطري اين است كه انسان ميداند هر چيزي را كه در طريق كمال او مؤثر است، بايد به استخدام خود درآورد. اين در بشر وجود دارد كه بايد به هر طريقي كه ممكن است به نفع خود و براي بقاي حياتش از موجودات ديگر استفاده كند. او به استعمار و استثمار حيوانات اكتفا ننموده، دست به استخدام همنوع خود ميزند و به هر طريقي كه برايش ممكن باشد آنان را به خدمت ميگيرد، در هستي و كار آنان تا آنجا كه ممكن باشد تصرف ميكند.(اصل استخدام)
بشر همچنان به سير خود ادامه داد تا به اين مشكل برخورد كه هر فردي از فرد يا افرادديگر همان را ميخواهد كه ديگران از اومي خواهند، لاجرم ناگزير شد اين معنا را بپذيرد همانطور كه او ميخواهد از ديگران بهره كشي كند بايد اجازه دهد ديگران هم به همان اندازه از او بهره كشي كنند و همين جا بود كه پي برد به اينكه بايد اجتماعي مدني و تعاوني تشكيل دهد.252
علامه طباطبايي در تبيين منشا زندگي اجتماعي انسان علاوه بر” غريزه استخدام “از دو عامل “حب ذات “و “غريزه جنسي “ياد ميكند.او معتقد است كه روي آوردن به زندگي اجتماعي بر اساس حب ذات، خود نوعي استخدام است چنانكه تن دادن به زندگي اجتماعي در اثر غريزه جنسي مصداق ديگري از همين حب است.وي كه حب ذات را جزء ذات هر موجود ميداند در تحويل و ارجاع آن به غريزة استخدام در مقام عمل مينويسد :
” بلي هر پديده اي از پديدههاي جهان و از آن جمله حيوان و بويژه فرد انسان حب ذات را داشته و خود را دوست دارد و همنوع خود را همانند خود ميبيند و از اين راه احساس انس در درون وي پديد آمده و نزديك شدن و گرايش به همنوعان خود را ميخواهد و به اجتماع فعليت ميدهد و چنانكه پيداست همين نزديك شدن و گرد هم آمدن ( تقارب و اجتماع ) يك نوع استخدام و استفاده است كه به سود احساس غريزي انجام ميگيرد. ” 253
وي نظير همين مسأله را در مورد ارجاع ارضاي غريزه جنسي به اصل استخدام نيز ذكر كرده است.

بخش دوم:
دين و كاركردهاي فردي و اجتماعي آن از ديدگاه علامه طباطبايي

علامه طباطبايي از جمله متفكران اسلامي است كه به نياز بشر به دين در عرصه هاي مختلف زندگي بالاخص زندگي اجتماعي تأكيد دارد و براي دين كاركردهاي فردي و اجتماعي قائل است. قبل از پرداختن به كاركردهاي فردي و اجتماعي دين از ديدگاه ايشان لازم است ابتداء به موضوع دين بپردازيم و منظور علامه (ره)را از دين، ابعاد و ماهيت آن روشن سازيم، تا بدين وسيله زمينه لازم براي بررسي كاركردهاي دين از ديدگاه ايشان را فراهم کرده باشيم.
1- دين و ابعاد آن
فهم دين شناسي هر انديشمند و موضع او در مسائل مربوط به دين محتاج فهم دقيق وي از چيستي دين است. به اين معنا كه تعريف او از دين چيست ؟ تعريف او از دين ناظر به دين خاصي است يا ديگر اديان را نيز در بر ميگيرد؟
تعريف علامه طباطبايي از دين ناظر به دين وحياني است.او با عنايت به آيه “ان الدين عند الله الاسلام” 254معتقد است كه دين در نزد خداي متعال يكي بيش نبوده واختلافي در آن نيست و بندگانش را جز به آن دين مأمور نساخته ودر تمام كتابهايي كه بر پيامبرانش فرستاده جز همان را بيان نكرده، آن دين همانا اسلام است. اسلامي كه عبارت است از تسليم شدن در برابر حق -اعم از حق در مقام اعتقاد وحق در مقام عمل-مي باشد.255 مراد از تسليم خضوع و فرمانبرداري است هم از نظر افكار و عقايد و هم از نظر عمل و كردار256. علامه(ره) درجلد 8 تفسير الميزان در توضيح معناي اسلام ميفرمايد:
“آن چيزي كه[بنا] به منطق دين الهي، بشر به سوي آن دعوت شده همانا شرايع و سنني است كه مصالح او را در زندگي دنيوي و اخرويش تامين ميكند…كوتاه سخن اينكه ما آن ديني را صحيح ميدانيم كه مجموعه اي از قوانين مصلح باشد همچنانكه مجموعه قوانين مصلح را دين ميناميم”.257
علامه طباطبايي دين اسلام را دين حق ميداند، ايشان منظور از حق بودن دين اسلام را مبتني بودن آن بر فطرت انسان داندودر اين باره ميفرمايد:
“اگر ميگوييم اسلام دين حق است معنايش اين است كه اسلام سنت تكوين و طريقه ي است كه نظام خلقت مطابق آن است، وفطرت بشر او را به پيروي از آن دعوت ميكند. همان فطرتي كه خداوند بر آن فطرت انسان را آفريده، در خلقت و آفريده خدا، تبديل نيست. اين است دين استوار”. 258
علامه (ره) در ذيل آيه 213سوره بقره ضمن تعريف دين، نكاتي رادرباره آن مطرح كرده اند كه اينك به بيان آنها ميپردازيم.
“اول حد دين و معرف آن و اينكه دين عبارت است از روش خاصي در زندگي دنيا كه هم صلاح زندگي دنيا را تامين ميكند، و هم در عين حال با كمال اخروي و زندگي دائمي و حقيقي در جوار خداي تعالي موافق است، ناگزير چنين روشي بايد در شريعتش قوانيني باشد كه متعرض حال معاش به قدر احتياج نيز باشد.
دوم اينكه دين از همان روز اولي كه براي بشر آمدبراي رفع اختلاف آمد، اختلاف ناشي از فطرت، وسپس رو به اكمال گذاشت، ودر آخر رافع اختلافهاي فطري و غير فطري شد.
سوم اينكه دين خداي لايزال رو به كمال داشته، تا آنجا كه تمامي قوانيني را كه همه جهات احتياج بشر را در زندگي در بر داشته باشد متضمن شده باشد، در اين هنگام است كه دين ختم ميشودو ديگر ديني از ناحيه خدا نمي آيد، و بر عكس وقتي ديني از اديان، خاتم اديان باشد، بايد مستوعب و در بر گيرنده تمامي جهات احتياج بشر باشد.
چهارم اينكه هر شريعت لاحق، كامل تر از شريعت سابق است.
پنجم اينكه علت بعثت انبياءو فرستادن كتاب و به عبارتي ديگر سبب دعوت ديني همان سير بشر، به حسب طبع و فطرتش به سوي اختلاف است. وقتي راهنماي بشر به سوي اختلاف فطرت او باشد، ديگر رفع اختلاف از ناحيه خود او ميسر نمي شود، و لاجرم بايد عاملي خارج ار فطرت او عهده دار آن شود، به همين جهت خداي سبحان ار راه بعثت انبياءو تشريع شرايع، نوع بشر را به سوي كمال لايق به حالش و اصلاح گر زندگيش اين اختلاف را بر طرف كرد، و اين كمال، كمال حقيقي است كه داخل در صنع و ايجاد است، قهرا مقدمه آنها يعني بعثت انبياءهم بايد داخل در عالم صنع باشد.
ششم اينكه ديني كه خاتم انبياءاست، براي استكمال انسان حدي قائل است، چون پيامبر را آخرين پيامبروشريعت راغير قابل نسخ ميداندو اين مستلزم آن است كه بگوييم:استكمال فردي و اجتماعي بشر به حدي ميرسد كه معارف و شرايع قرآن او را كافي است و به بيش از آن نيازمند نمي شود”. 259
علاوه بر تعريفي كه در تفسير آيه 213 سوره بقره از دين از ديدگاه علامه طباطبايي مطرح كرديم، ايشان درجاي جاي الميزان و آثار ديگرش تعاريف متعددديگري از دين ارائه داده است كه جامع ترين آنها را بيان ميكنيم.
1-تعريف ساختارگرايانه از دين: دين راعبارت از يك سلسله عقايدو دستورهاي عملي و اخلاقي ميداند كه پيامبران از طرف خداوند براي راهنمايي و هدايت بشر آوردهاند.260
2-تعريف غايت گرايانه از دين :دين برنامه الهي براي شناخت خدا و نزديك شدن به او و رسيدن انسان به سعادت و خوشبختي در هر دو جهان است. و در جلد 7 الميزان ميفرمايد: “دين همان روش پيموده شده اي است كه هدف از آن، رسيدن به سعادت حقيقي است”.261
3- تعريف مبتني بر هستي شناسي از دين :دين به معناي سنتي اجتماعي است كه انسان در زندگي اجتماعي اش بر طبق آن سير ميكند. و سنتهاي اجتماعي متعلق به عمل است و زير بناي آن اعتقاد به حقيقت هستي عالم و هستي خود انسان -كه يكي از اجزاي عالم است -مي باشدبه همين جهت است كه ميبينيم در اثر اختلاف اعتقادات در باره حقيقت هستي، سنتهاي اجتماعي نيز مختلف ميشوند.262
ايشان در ادامه بيان ميكند كه اجتماع بر حسب اينكه چه نوع هستي شناسي داشته باشد، هستي شناسي ماترياليسم داشته باشد يا هستي شناسي توحيدي، سنت و قوانين اجتماعي آن نيز متفاوت ميشود. سپس دين را اينگونه تعريف ميكند:
“دين عبارت است از سنتي عملي كه بر اساس مسئله جهان بيني و هستي شناسي بنيان گرفته. …..و برخواسته از اعتقاد است. ” 263
مرحوم علامه در موارد ديگر دين را با تعابير ديگري تعريف کردهاند. آنچه از مجموع اين تعاريف بر ميآيداين است که مقوم ماهيت دين به دو چيز بستگي دارد:
الف)ارتباط آن با جهان غيب و خداي جهان
ب)برنامه ريزي از نظر عقيده و رفتار و کردار. 264
علامه طباطبايي در باره ابعاد دين در كتاب شيعه در اسلام مي نويسد :
“دين آسماني به طور كلي از دو بخش اعتقادي و عملي مركب شده است:بخش اعتقادي، يك رشته اعتقادات اساسي و واقع بيني هاست كه بايد انسان پايه زندگي خود را بر روي آن گذارد و آنها سه اصل كلي توحيد، نبوت و معاد است، كه با اختلال يكي از آنها پيروي دين صورت نبندد.
و بخش عملي يك رشته وظايف اخلاقي و عملي است كه مشتمل است بر وظايفي كه انسان نسبت به پيشگاه خداي مهربان و وظايفي كه انسان در برابر جامعه بشري دارد.
قسمتي اخلاق و اعمالي است كه به پيشگاه خداوندي ارتباط دارد مانند خلق و صفت ايمان و اخلاص و تسليم و رضا و خشوع و مانند عمل نماز و روزه و قرباني و اين دسته به ويژه عبادات ناميده ميشوند.و خضوع و بندگي انسان را نسبت به پيشگاه خدايي مسجل ميسازند.و قسمتي اخلاق و اعمال شايسته اي است كه به جامعه ارتباط دارد مانند اخلاق و صفات بشر دوستي و خير خواهي و عدالت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله ناخودآگاه، مفهوم خدا Next Entries منابع و ماخذ مقاله سوره بقره