منابع و ماخذ مقاله سلامت روان، منبع کنترل، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

با دقت و اطمينان بيشتري به مطالعه موضوع مورد تحقيق بپردازد، چرا كه ميتواند از نقاط قوت كارهاي صورت گرفته بهره برده و از نارساييها و نقصهاي احتمالي آنان اجتناب ورزيده و در پي جبران آنها برآيد، همچنين از روشهاي موفقيتآميز بكار گرفته شده، استفاده نموده و از برخي دوباره كاريهاي غير ضروري پرهيز نمايد. سود جستن از انديشههاي ديگران در تحقيقات پيشين به پژوهشگر کمک ميکند مسأله مورد مطالعه خود را هرچه شفافتر درک نمايد. بررسي پيشينه تحقيق همچنين توجيهي منطقي جهت مطالعه و نشاندهنده اهميت و ضرورت مسأله مورد مطالعه ميباشد. بنابراين ميتوان گفت که بررسي پيشينه تحقيق حداقل چهار هدف را در برميگيرد؛ 1) توضيح فرضيههاي محقق بر پايه الگويي مشخص 2) نشاندهنده دانش وسيع و ژرف محقق در باره موضوع پژوهش 3) درک کمبودي در مطالعات پيشين 4) پالايش و صيقل زدن فرضيههاي تحقيق (هومن، 1389: 38).

2-3-1: مطالعات داخلي
نوربالا و همکاران (1381) تحقيقي در مورد ميزان سلامت رواني افراد ساکن در مناطق شهري و روستايي کل استانهاي کشور انجام دادند. آنها در اين مطالعه از پرسشنامه سلامت عمومي 28 سؤالي استفاده کردند و 35014 نفر را از کل کشور انتخاب کردند. نتايج اين مطالعه نشان داد که ميزان شيوع اختلالات رواني با سن همبستگي معنيداري دارد و با افزايش سن، ميزان اختلالات رواني نيز افزايش مييابد. اين ميزان در افراد بالاي 47 سال (2/27) بيست و هفت درصد بوده که نسبت به نرخ (8/18) هجده درصدي از افراد 24-15 سال، نشاندهندهي تأثير زياد افزايش سن در کاهش سلامت رواني است. بر طبق يافتههاي اين تحقيق علاوه بر سالمندي، عوامل ديگري مانند طلاق يا بيوگي، بيکاري و بازنشستگي نيز جزو علل شيوع بيماريهاي رواني هستند.
پژوهشي با عنوان “بررسي وضعيت سلامت عمومي و شادکامي در دانشجويان دانشگاه يزد” به وسيلهي اميديان (1388) به منظور کسب اطلاعاتي درباره وضعيت سلامتي رواني دانشجويان و مقايسه آن در ميان دانشجويان دختر و پسر اجرا گرديده است. 554 دانشجوي دختر و پسر به صورت تصادفي طبقهاي انتخاب و آزمون GHQ-28 و شادکامي را تکميل نمودند. نتايج نشان داد که دانشجويان دختر و پسر از نظر ميانگين نمره در اختلال کلي و شاخههاي فرعي آزمون سلامت رواني و نمرات آزمون شادکامي با هم تفاوت معناداري ندارند. به علاوه با استفاده از نقطه برش 23 که براي تعيين سلامت رواني به کار ميرود، 7/56 درصد دانشجويان مشکل روانشناختي نداشته و سالم بودند و 7/27 درصد به مشکلات متوسط دچار بودند و 7/15 درصد مشکلات جدي داشته و به خدمات روانپزشکي و روانشناسي نياز داشتند. مقايسه دانشجويان دختر وپسر با استفاده از فراواني گروهها در سه گروه به دست آمده از نقاط برش نيز معنيدار نبود. نتايج نشان داد که شادکامي با نمره کلي اختلال رواني و خرده مقياسهاي به دست آمده از GHQ-28 رابطه معکوس دارد.
صالحي و همکاران (1386) پژوهشي به عنوان”رابطه بين اعتقادهاي مذهبي و منبع کنترل با سلامت روان در دانشجويان ” با هدف تعيين رابطه بين اعتقادهاي مذهبي و منبع کنترل با سلامت روان در دانشجويان دختر دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه بندرعباس انجام دادند. اين مطالعه تحليلي بر روي 80 دانشجوي دختر دانشکدههاي مختلف دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه بندرعباس انجام شد که به صورت تصادفي خوشهاي انتخاب شدند. ابزار گردآوري دادهها سه پرسشنامه منبع کنترل جوليان راتر، برگه ارزيابي علائم مرضي و مقياس عملسنجي اسلامي بود. دادهها با آزمونهاي آماري توصيفي و استنباطي تجزيه و تحليل شدند. عملکرد مذهبي بر سلامت روان و منبع کنترل دروني تأثير مستقيم و مثبت داشت، هرچند که رابطه بين عملکرد مذهبي و مقياسهاي برگه ارزيابي علائم مرضي معنيدار و معکوس بود. با توجه به تأثير مثبت باورها و اعمال مذهبي در سلامت روان استفاده از اين ظرفيتها در برنامهريزي اقدامهاي سلامتهاي رواني به خصوص در مورد جوانان توصيه ميشود.
مرادي (1385) در پژوهشي با عنوان”بررسي عوامل اقتصادي- اجتماعي مرتبط با کيفيت سلامت رواني مهاجران (مطالعه موردي اسلامآباد غرب)” به بررسي نقش متغيرهايي چون سرمايه اجتماعي، جهتگيريهاي مذهبي، راهبردهاي مقابله و فرهنگ پذيري درمقصد، استرسهاي فرهنگ پذيري و همچنين نقش متغيرهاي جمعيتشناختي و ارتباط آنها با سلامت رواني مهاجران پرداخته است. براساس يافتههاي تحقيق رابطه معنيداري بين متغيرهاي، سرمايه اجتماعي(73/0=r)، جهتگيريهاي مذهبي (74/0=r)، راهبردهاي مقابله (65/0=r) و فرهنگپذيري درمقصد (17/0=r) و استرس فرهنگپذيري(61/0=r) با سلامت رواني مهاجران وجود داشته است. نتايج رگرسيون نشان داده که متغير وابسته مستقيما تحت تأثير متغيرهاي سرمايه اجتماعي(360/0=Beta)، جهتگيريهاي مذهبي(320/0=Beta)، راهبردهاي مقابله(159/0=Beta)، استرس فرهنگپذيري (109/0=Beta) و وضعيت تأهل(209/0- =Beta)، قرار گرفته و در مجموع اين متغيرها توانستهاند مقدار(67/0=) از تغييرات متغير وابسته را تبيين کنند. در مدل مسير، متغير سرمايه اجتماعي به صورت مستقيم بيشترين اثر علي و متغير تحصيلات هم بيشترين اثر علي غيرمستقيم بر روي متغير وابسته داشته است.
بهرامي و رمضاني فراني (1384) در تحقيقي به بررسي نقش باورهاي مذهبي در سلامت روان و ميزان افسردگي سالمندان پرداختند. در اين تحقيق که بر روي سالمندان مقيم مرکز بهزيستي و سالمندان که در خانه خود زندگي ميکنند انجام گرفت، از نمونهگيري تصادفي استفاده شد و در مجموع 230 سالمند از دو گروه انتخاب شدند و ابزار گردآوري دادهها در اين تحقيق پرسشنامه 28 سؤالي سلامت عمومي بوده و در مورد جهتگيري مذهبي نيز از پرسشنامه آلپورت استفاده شده است. براي تحليل دادهها آزمونهاي پيرسون و من ويتني به کار گرفته شدهاند. نتايج اين مطالعه نشان داد که بين جهتگيري مذهبي و ميزان سلامت روان سالمندان ارتباط معنيداري وجود دارد و افرادي که اعتقاد دروني عميقتري نسبت به مذهب داشتهاند از سلامت رواني بالاتري برخوردار بودهاند. همچنين نتايج اين تحقيق نشان داد که سالمندان آسايشگاهي از لحاظ مذهبي کم اعتقادتر بوده اند و نتيجتاً از سلامت روان کمتري نيز برخوردار بودهاند.
رياحي و عليوردينيا و بنياسدي(1387) در پژوهشي با عنوان «بررسي اثرات دينداري و جهتگيري ديني بر سلامت روان دانشجويان دانشگاه مازندران» سعي کرده تا با بکارگيري برخي از نظريههاي اجتماعي-رواني، رابطه بين ميزان دينداري، نوع جهتگيري ديني، ميزان حمايت اجتماعي ادراک شده، ميزان خوشبيني با ميزان سلامت رواني را بر روي نمونه 405 نفري از دانشجوياني که به صورت تصادفي طبقهاي متناسب انتخاب شده بودند مورد بررسي قرار دهد. بر اساس نتايج توصيفي تحقيق حاکي از آن بود که 7/55 درصد از دانشجويان سالم تشخيص داده شدهاند. همچنين حدود 60 درصد از دانشجويان داراي سطح بالايي از دينداري بوده و جهتگيري اکثر آنها، جهتگيري بيروني بوده است. ضمن آنکه دو سوم دانشجويان از خوشبيني متوسط و بيش از نيمي از آنان از حمايت اجتماعي زياد برخوردار بوده اند. آزمون تفاوت ميانگين ها نشان داده است که ميانگين نمره سلامت روان دانشجويان بر حسب ميزان دينداري، جهتگيري ديني دروني، ميزان خوش بيني و ميزان حمايت اجتماعي تفاوت معنيداري داشته است. تحليل رگرسيون دادهها نيز نشان داده که به ترتيب متغيرهاي ميزان حمايت اجتماعي، ميزان خوشبيني و جهتگيري ديني دروني(به شکل مستقيم و معنيدار)، و جهتگيري ديني بيروني و ميزان دينداري (به شکل غيرمستقيم از طريق تأثير بر حمايت اجتماعي و خوشبيني) بر ميزان سلامت رواني دانشجويان تأثير داشتهاند. از دلالت هاي تحقيق نيز اين بوده که جهتگيري ديني دروني در مقايسه با ميزان دينداري و نيز جهتگيري ديني بيروني، عامل مؤثري براي بهبود و افزايش سلامت روان محسوب ميگردد.
رياحي، عليوردينيا و پورحسين (1389) تحقيقي با عنوان «بررسي رابطهي بين حمايت اجتماعي و سلامت روان» ، با هدف بررسي جامعهشناختي رابطهي حمايت اجتماعي با سلامت روان و نيز شناسايي ارتباط بين جنسيت، طبقه ي اجتماعي، و دينداري با ميزان حمايت اجتماعي انجام دادهاند. اين پژوهش در نمونه 400 نفري از دانشجويان دانشگاه مازندران با ابزار پرسشنامه از بين افرادي از جامعه آماري که با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي متناسب انتخاب شده بودند انجام شده است. بر اساس نتايج تحقيق، سلامت روان دانشجويان پسر بهتر از دختران بوده و رابطهي مستقيم و معناداري بين ميزان حمايت اجتماعي و سلامت رواني مشاهده شده است. اين درحالي است که بين سلامت روان با ميزان دينداري و طبقهي اجتماعي رابطه معنيداري مشاهده نشده است. علاوه بر اين، دانشجويان دختر، دانشجويان متعلق به طبقات اجتماعي بالاتر، و دانشجويان ديندارتر، حمايت اجتماعي بالاتري را ادراک و گزارش کرده بودند. نتايج تحليل رگرسيون چندمتغيره نيز نشان داده است که حمايت اجتماعي و جنسيت اثرات مستقيمي بر سلامت روان داشتهاند، در حالي که طبقهي اجتماعي و دينداري از طريق افزايش ميزان حمايت اجتماعي ادراکشده، اثرات غيرمستقيمي بر سلامت روان دانشجويان گذاشتهاند.
محسني تبريزي و راضي (1386) در پژوهشي با عنوان «رابطه حمايت اجتماعي و سلامت رواني در ميان دانشجويان دانشگاه تهران» به اين نتيجه رسيدند که بين حمايت اجتماعي و سلامت رواني رابطهاي معنيدار وجود دارد و از بين منابع حمايتي، حمايت اجتماعي خانواده تأثير بيشتر بر سلامت رواني داشت.
علاوه بر اينها مطالعاتي هم به نوعي به بحث سلامت رواني پرداختهاند. به طور مثال حسيني(1379)، ابولقاسمي (1376) و خدارحيمي (1378) هركدام به نوعي ارتباط بين نگرشهاي مذهبي و سلامت رواني را مورد مطالعه قرار دادهاند و همه آنها به رابطه مثبت نگرشهاي مذهبي و سلامت رواني دست يافتهاند.
2-3-2 : مطالعات خارجي

نگاهي اجمالي به پژوهشهاي انجام شده در خارج از کشور ميتواند ضمن گشودن چشماندازي گستردهتر دربارة مسأله مورد بحث، ما را با عوامل مؤثر ديگري آشنا سازد که در طراحي اين پژوهش از آنها بهره گرفته شده است.
وينسترا77 در مطالعهاي با عنوان «سرمايه اجتماعي، وضعيت اقتصادي- اجتماعي و سلامتي» به بررسي رابطه بين عناصر سطح فردي سرمايه اجتماعي، اعتماد، تعهد و هويت در بعد رواني- اجتماعي و سلامتي پرداخته است. او با تحليل دادههاي ثانوي نتيجه گرفت که تکرار روابط اجتماعي با همکاران، گرايش به فعاليتهاي مذهبي و مشارکت در کلوپها و انجمنها با سلامتي افراد رابطه مثبت و معنيداري دارد اما اعتماد و تعهد رابطه معنيداري را با سلامت رواني نشان نميدهد. نتيجهي اصلي و مرکزي اين مطالعه اين بود که علي رغم تحقيقات گسترده هنوز شواهد کمتري درباره «تأثيرات ترکيبي» سرمايه اجتماعي بر سلامت وجود دارد (Veenstra , 2000).

برکمن و کاواچي78 در پژوهشي با عنوان «پيوندهاي اجتماعي و سلامت روان» مطرح ميکنند که پيوندهاي اجتماعي، نقش بسزايي در حفظ سلامتي رواني دارد (Berkman & Karwachi , 2001). آنان بر اساس دو الگو اثر اساسي و پردازش فشار رواني، واکنشهاي فشار رواني، رنج روان، نشانگان اضطراب، افسردگي و سلامت رواني را بررسي کردند. افرادي که از لحاظ اجتماعي منزوي هستند از نظر سلامت رواني در وضعيت مطلوبي بسر نميبرند. در اين ارتباط، ايشان راههايي را که به وسيله آن شبکههاي اجتماعي و حمايتهاي محيطي، سلامت روان افراد را تحت تأثير قرار ميدهند، مطالعه و مشخص کردند که آثار حمايتي پيوندهاي اجتماعي روي سلامت رواني، در ميان گروههاي جامعه يکسان نيست. به عنوان مثال، اختلافات جنسيتي در جلب حمايت شبکههاي اجتماعي، موجب غلبه بيشتر پريشاني رواني زنان (در مقايسه با مردان) ميشود.
شبکههاي اجتماعي کوچکتر، روابط خويشاوندي کم رنگتر و دريافت حمايت اجتماعي اندک باعث ايجاد حالت افسردگي و يأس در افراد ميشود. همچنين موقعيت مناسب فرد در ساختار اجتماعي گستردهتر از قبيل مشارکت در سازمانهاي اجتماعي، درگير شدن در شبکههاي اجتماعي و غوطهور شدن در روابط صميمي احتمال دسترسي به اشکال متنوع حمايت اجتماعي را بالا ميبرد و از آن طريق

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله سلامت روان، تعارض نقش Next Entries منابع و ماخذ مقاله سلامت روان، دانشگاهها، استان تهران