منابع و ماخذ مقاله سرویس گرا، عدم قطعیت، هربرت سایمون

دانلود پایان نامه ارشد

سازی نظیرBPMN تعریف کنند و سپس با فراخوانی سرویس‌ها , این مدل‌ها را اجرا نمایند. [29]

شکل 2-12- ایجاد فرایند کسب و کار از عملکرد سیستم سازمانی در سیستم BPM

روش مدل سازی فرایند کسب و کار، BPMN تکنیکی است که مراحل یک فرایند کسب و کار , افراد , سازمان‌ها یا مسئولیت‌های سیستم برای آن مراحل و داده های وابسته به هر مرحله را فرموله بندی می‌کند. BPMN به ویژه در معماری سرویس گرا بسیار جالب است , از آنجا که یک زبان برای استفاده از سرویس‌های کسب و کار قابل استفاده مجدد فراهم می‌کند. این زبان که BPEL4WS17 یا به اختصار BPEL نامیده می‌شود , یک مشخصه سازی BPM با زیر ساخت بسیار قوی (BEA, Oracle, Microsoft , IBM )است .[30]
این زبان برای تعریف و اجرای فرایندهای کسب و کار استفاده می‌شود. به طور کلی دو راه برای نمایش دادن یک فرایند وجود دارد : XML و علامت گذاری یا روش‌های ترسیمی. روش‌های ترسیمی نمودار های فرایندی مانند UML را فراهم می‌کنند.
در این پروژه، جهت تحلیل فرایندها از روش ترسیمی موجود در نرم افزارها استفاده شده است. دیدگاه های مختلفی جهت شناسایی و بهبود فرایندها وجود دارد. [31]
این دیدگاه‌ها شامل دیدگاه مدیریتی، در این دیدگاه پس از شناخت مشکلات و نارسایی‌های یک سازمان و نیاز های آن‌ها، فرایند های مختلف تجزیه و تحلیل شده و با مراجعه به IT و با استفاده از توانایی‌های سیستم‌های اطلاعاتی سعی می‌شود تا نیاز های خواسته شده بر آورده شود.
دیدگاه بعدی، دیدگاه توسعه سیستم‌های اطلاعاتی است. در این دیدگاه با آشنایی قبلی از توانایی‌های IT و سیستم‌های اطلاعاتی، فرایند های مختلف تجزیه و تحلیل و سپس با توجه به آن‌ها مهندسی مجدد و بهبود فرایندها، با توجه به فناوری، اجرا می‌شود. که این دیدگاه در این پروژه به کار گرفته می‌شود.
همان طور که در پیش بیان شد، اجرای ERP و پروژه BPR می‌توانند لازم و ملزوم هم باشند؛ و یا همزمان و این به دلیل فعالیت‌های مشترک مابین این دو است. برای طراحی سیستم در ابتدا نیاز به شناخت و بهبود فرایند های کسب و کار است و از طرفی برای بهبود فرایند های کسب و کار باید توانایی‌های ممکن و مورد نظر در سیستم نهایی ERP را در نظر گرفت. این خود بیانگر ارتباط مابین این دو می‌باشد. در ادامه نحوه اجرا و ترکیب این دو را بیان خواهیم نمود.
اما پس از شناخت و حتی ایجاد فرایند های کسب و کار در معماری سرویس گرا، معضلی همچنان وجود دارد و آن نیاز به تحلیل پیوسته و به تبع آن تصمیم گیری‌های مداوم است. زیرا طبق مطالب بیان شده، سازمان سرویس گرا سازمانی متغیر و چابک است. این تغییر در هر زمینه ای می‌تواند باشد. بنابراین نیاز به تغییر در تصمیم‌ها هم دیده می‌شود؛ لذا در یک چارچوب سرویس گرا، همواره نیاز به بخشی تحت عنوان سیستم پشتیبان تصمیم دیده می‌شود. در ادامه این نیاز تشریح و این سیستم بیان می‌شود.
2-7 سیستم پشتیبان تصمیم18:
2-7 -1 تصمیم گیری:
 مدیریت فرایندی است که اهداف سازمانی را با استفاده از منابع، به انجام میرساند. منابع ورودیهای مطرح شده هستند و دستیابی به اهداف سازمان به عنوان خروجی نمایش داده می‌شوند. درجه موفقیت سازمان و کار مدیر اغلب با نسبت خروجیها به ورودیها، اندازهگیری میشود. این نسبت یک نشانه برای بهرهوری سازمان  است.
همه  فعالیتهای مدیریتی حول تصمیمگیری سیر میکنند. مدیر در درجه اول یک تصمیم‌گیرنده است و سازمانها نیز با تصمیمگیرندههایی در سطوح مختلف پر شدهاند.  ممکن است تصمیم گیران با انواع مختلفی از مسائل تصمیم روبرو شوند، مثل مسائل ساده روزمره و یا استراتژیهای بلند مدت یک شرکت. تصمیم گیران یک سازمان، در سطوح مختلفی  فعالیت می‌کنند از یک مدیر پروژه توسعه نرمافزاری  تا یک  مدیرعامل از یک شرکت بزرگ. این سطوح مختلف  تصمیمگیری خصوصیات مختلفی داشته و به تکنیکهای پشتیبان تصمیم متفاوتی نیز نیاز دارند.
تصمیمها می‌توانند به دو صورت  شخصی و یا گروهی گرفته شوند. تصمیمهای شخصی اغلب در سطوح پایینتر مدیریت و در سازمانهای کوچکتر گرفته می‌شوند. در حالی که تصمیمهای گروهی معمولاً در سطوح بالاتر مدیریت گرفته میشود. در تصمیمگیری گروهی هر عضو درک و شناخت و راهحل شخصی خودش را برای مسئله دارد. اعضا گروه با تواناییهای مختلف و منابع عملی  در یک تصمیمگیری شرکت میکنند.   تصمیمگیری گروهی نسبت به تصمیمگیری شخصی به علت ناسازگاری بین  اولویتها و علاقمندیهای متفاوت تصمیم گیران پیچیدهتر است. بنابراین ارتباطات بین اعضا گروه در تصمیمگیری گروهی بسیار مهم است. تصمیمگیری هر روز پیچیدهتر میشود و این پیچیدگی  ناشی از سربار اطلاعات اضافی و نوسان محیطهای تصمیمگیری است. با تکنولوژیهای اطلاعات و سیستمهای ارتباطات پیشرفته، ما میتوانیم، کمیت‌های صحیح بزرگ اطلاعات را، با سرعت و به آسانی پیدا کنیم. بنابراین پیشنهادهای بیشتری را میتوانیم  تولید و ارائه کنیم. با این وجود، تغییر محیط تصمیمگیری، عدم قطعیت بیشتری را به تصمیمگیری، تحمیل میکند. که این امر باعث میشود که به تصمیمگیری پویا نیاز پیدا کنیم در این شرایط معمولاً نیاز داریم که تصمیمها سریع‌تر گرفته شوند. به دلیل پیچیدگی اعمال، خودکارسازی (اتوماسیون) و زنجیره اعمالی که یک خطا میتواند در بخشهای یک سازمان منجر شود، هزینه خطاها بسیار زیاد خواهد بود. به این دلایل تصمیم گیران تجاری به پشتیبانی تکنیکی برای کمک به تصمیمگیری سریع در یک چارچوب  زمانی کوتاه، نیاز دارند.  تجارت و محیط آن هر روز در حال پیچیدهتر شدن هستند و این تغییرات در عاملهای مهم، در تصمیمگیری مدیریتی نیز تأثیر میگذارند. به عنوان یک نتیجه، امروزه تصمیمگیری پیچیدهتر از قبل شده و گرفتن تصمیم به دلایل بسیاری مشکل شده است. اول اینکه تعداد پیشنهادهای در دسترس نسبت به قبل بیشتر شده است زیرا تکنولوژیها و سیستمهای ارتباطات پیشرفت کردهاند، به طور خاص اینترنت و موتورهای جستجوی آن، داده‌ها و اطلاعات بیشتری در دسترس قرار میدهند . بنابراین پیشنهادهای بیشتری میتوانند تعیین و توصیف شوند. با وجود سرعت دسترسی به دادهها و اطلاعات، پیشنهادهای تصمیمگیری باید تجزیه و تحلیل شوند که این کار نیازمند زمان و استدلال است. با وجود اینکه اطلاعات بهتر و بیشتری نسبت به قبل داریم،   فشار زمانی، از اینکه تصمیمگیرنده بتواند همه چیزهایی که نیاز دارد را جمعآوری کند و آن‌ها را به کار بگیرد، جلوگیری میکند. دوم اینکه هزینه خطا های ایجاد شده به دلیل پیچیدگی و بزرگی دامنه اعمال، خودکار سازی (اتوماسیون) و زنجیره واکنشی که یک خطا میتواند در بسیاری از بخشهای سازمان باعث شود،  بسیار بالا است. سوم اینکه در محیطهای  با نوسان و با عدم قطعیت در عناصر، تغییرات پیوستهای  وجود دارد. که کار تصمیمگیری را مشکل میکند. سرانجام اینکه تصمیماتی که برای پاسخ به داد و ستد گرفته میشوند، باید  به سرعت گرفته شوند، پیشرفت در تکنولوژی، به خصوص در وب، سرعت بدست آوردن اطلاعات و سرعت مورد انتظاری که ما در تصمیمگیری داریم، را افزایش میدهد .
مسائل تصمیم میتوانند بر طبق ماهیتشان دستهبندی شوند. یک دستهبندی مهم بر مبنای ساختار مسئله به صورت زیر است:
ساختیافته ]3[
نیمه ساخت یافته ]4[
غیر ساخت‌یافته ]5[
یک مسئله تصمیم ساختیافته، میتواند به وسیله مدلهای ریاضی کلاسیک  موجود، توصیف شود. مثل برنامهنویسی خطی و روشهای آماری. روالهایی برای بدست آوردن بهترین راهحل مانند روشهای راهحل استاندارد، شناخته شدهاند. مثالهایی از مسائل تصمیم ساخت یافته: انتخاب یک  محصول  با کمترین هزینه از میان تمام محصولات، تعیین اینکه کدام طرح تولید از بین یک مجموعه میتواند بالاترین سود را داشته باشد.
مسائل غیر ساخت‌یافته، مبهم و نامعلوم هستند و روش حل استانداردی برای آن‌ها وجود ندارد. درک مستقیم انسان  اغلب اساس و پایهای برای تصمیمگیری در یک مسئله غیر ساخت‌یافته است.
مسائل غیر ساخت‌یافته نمونه، شامل: برنامهریزی سرویسهای جدید، استخدام یک مدیر و انتخاب یک مجموعه از پروژههای توسعه برای یک مدت زمان طولانی است.
مسائل نیمه ساخت‌یافته بین مسائل ساختیافته و غیر ساخت‌یافته قرار دارند و فاکتورهای هر دو نوع مسائل را در بر دارند. حل این نوع از مسائل تصمیم، شامل یک نوع  از روالهای حل بهینه استاندارد است و نیاز به درک مستقیم و قضاوت انسان دارد.
تجربه نشان داده است که روشهای پشتیبان تصمیم مبتنی بر کامپیوتر در مسائل تصمیم ساختیافته نسبت به مسائل غیر ساخت‌یافته و نیمه ساخت‌یافته  بسیار مفیدترند.

2-7-2 :دسته بندی مسائل تصمیم بر مبنای سطوح تصمیم گیری:
نوع دیگری از دسته‌بندی مسائل تصمیم  بر مبنای سطوح تصمیمگیری:
برنامهریزی استراتژیک
کنترل مدیریت
کنترل عملیات.
برنامهریزی استراتژیک؛ به مجموعه بزرگی از اهداف و سیاستگذاریها برای تخصیص منابع، اشاره دارد. این چنین تصمیمهایی در یک سطح مدیریتی بالا، غیر ساخت‌یافته نرمال و با درجه بالایی از عدم قطعیت،  قرار دارند.
کنترل مدیریت؛ به اکتساب و استفاده موثر از منابع، در اجرا  اهداف تجاری، اشاره میکند؛ و تصمیمهای مربوط به آن در سطح متوسط مدیریتی قرار دارند.
تصمیمهای کنترل عملیات؛ درباره اجرای موثر وظایف خاص هستند. آن‌ها معمولاً ساختیافته و برای فرمولبندی به وسیله مدلهای ریاضی، نسبتاً ساده هستند و با ابزارهای مبتنی بر کامپیوتر حل میشوند.
تصمیمگیری یک فرایند مبتنی بر استدلال، منطقی یا غیرمنطقی است؛ و میتواند بر اساس فرضیات ضمنی و یا صریح باشد. تصمیمگیری منطقی به مجموعه حقایق و اداره کردن تحقیق مانند آنالیز داده و بررسیها و مصاحبهها، اهمیت میدهد. یک مدل تصمیمگیری منطقی  درگیر یک فرایند شناخت است به طوری که هر مرحله یک ترتیب منطقی نسبت به مرحله قبل را دنبال  میکند. تصمیمگیری غیرمنطقی، فرضیات و نتایج بدست آمده را بدون دادههای صحیح و دقیق و تجزیه و تحلیل و مدل میسازد؛ و اغلب بر اساس تمایلات شخصی  تصمیم گیرنده، عمل می‌کند. در برخی موارد می‌توان این دو رویکرد را به شکل ترکیبی در نظر گرفت. رویکرد مطرح در این پروژه، بر این اساس است.
2-7-3فرایند تصمیم گیری:
برای تعیین اینکه یک تصمیمگیرنده چطور تصمیم میگیرد، ابتدا باید فرایند و عمل تصمیمگیری را بررسی کنیم. آنگاه میتوانیم روش‌های مناسب برای کمک به تصمیمگیرندگان را بشناسیم؛ و در نهایت میتوانیم   سیستم‌های پشتیبان تصمیمگیری را برای کمک به آن‌ها توسعه دهیم.
تصمیمگیری: تصمیمگیری فرایند انتخاب از میان پیشنهادهای مختلف برای رسیدن به اهداف است.  
تصمیمگیری و حل مسئله: یک مسئله هنگامی اتفاق میافتد که یک سیستم نتواند به اهداف مسلم خود دست یابد، یا نتواند به نتایج  پیشبینی شده برسد و یا اینکه نتواند طبق برنامه کار کند. تفاوت بین حل مسئله و تصمیمگیری ممکن است کمی مبهم باشد، برای درک بهتر این تفاوت،  فازهای مختلف تصمیمگیری را   بررسی میکنیم. هربرت سایمون در سال (1977). ]3[
فرایند تصمیمگیری را در 3 فاز اصلی بیان نمود. این سه فاز شامل هوشمندی، طراحی و انتخاب بود. او بعدها فاز چهارم اجرا را  نیز اضافه نمود. نظارت میتواند به عنوان فاز پنجم در نظر گرفته شود (نوعی بازخورد)، اگر چه نظارت را میتوان در به‌کارگیری فاز هوشمندی در فاز اجرا نیز دید. مدل سایمون کامل‌ترین مشخصه از تصمیمگیری عقلانی است. یک جریان پیوستهی فعالیتها از هوشمندی به طراحی وجود دارد اما در هر فاز ممکن است یک بازگشت به فاز قبلی (بازخورد19) وجود داشته باشد. مدل سازی یک  قسمت ضروری از این روند است.

شكل 2-13- مدل تصمیم گیری 3 فازی از هربرت سایمون

توسعه یافته اين مدل به صورت شکل زیر می‌شود.

شکل 2-14- توسعه يافته مدل تصميم گيري 3 فازي هربرت سایمون
همان طور که بیان شد،  تصمیمگیری یک فرایند انتخاب از میان پیشنهادهای ممکن است. هر عمل تصمیمگیری میتواند به وسیله توصیف مسئله، یک مجموعه پیشنهادها و معیارهای تصمیم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله سرویس گرا، معماری سرویس گرا، فناوری اطلاعات Next Entries منابع و ماخذ مقاله سیستم پشتیبان تصمیم، سیستم مدیریت، مدیریت مدل