منابع و ماخذ مقاله ساختار قدرت، نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

شهيد نواب صفوي كه از قاهره بازگشته بود، در صحن مسجد اعظم، در اعظميه بغداد برپا كردند.
اخوان المسلمين، از آنجا كه يك جنبش سني محسوب مي‌گرديد، بيشتر در محافل اهل سنت عراق هوادار داشت و به همين دليل فعاليت آن در شهرهاي موصل، سامرا و الرمادي و تا حدودي بغداد و بصره متمركز بود و هيچ گاه نتوانست در مراكز شيعي مخاطبي پيدا كند.

حزب التحرير الاسلامي
حزب التحرير الاسلامي، امتداد حزبي است كه در سال 1952 به رياست شيخ تقي الدين النبهاني تأسيس شده بود و دانشجويان و اساتيد اردني و فلسطيني به تأسيس شعبه آن در عراق اقدام كردند.
اين حزب در شهرهاي بغداد، موصل، بصره و ناصريه شعبه‌هايي داشت و هسته رهبري آن هميشه غير عراقي بودند. اعضاي برجسته اين حزب عبارت بودند از: شهيد شيخ عبدالعزيز بدري، صالح سريه، عبدالغني الملاح، ابوعلي حسين الدبوني، ابراهيم مكي ابراهيم، محمد الكواز، طالب السامرايي، طالب الرفاعي، نزار النائب .(ناظميان 39: 1381)
حزب در سال 1954 سعي در رسميت بخشيدن به خود كرد اما با مخالفت دولت روبرو گرديد. حزب در اعلاميه‌اي كه در نماز جمعه شهرهاي موصل، بغداد، بصره ، ناصريه، دمشق، قدس و عمان پخش كرد، مخالفت دولت با رسميت اين حزب را به اطلاع مردم رسانيد و به پيمان بغداد و معاهده عراق – انگليس در مورد نقت حمله كرد و به دنبال انتشار اين اعلاميه امضا كنندگان آن دستگير شده و فعاليت حزب، ممنوع اعلام گرديد.

2-1-احزاب شيعه
به جرأت مي‌توان گفت حجم زيادي از مبارزات مردم عراق را جنبش شيعي تا به امروز متحمل شده است و اين، بنا به دلايلي چون ساختار جمعيتي، معتقدات فكري و سركوب تاريخي و … مي‌باشد.
فاتح جابر مي‌گويد: شيعيان به پنج دليل، همواره مخالف دولت‌هاي عراق بوده‌اند:
1- دليل اول سياسي و ناشي از حضور ضعيف شيعيان در ساختار قدرت، بخصوص پس از سقوط نظام سلطنتي بود.
2- وضعيت بد اقتصادي شيعيان و تضعيف ملاكين و تجار شيعه به واسطه سياست‌هاي دولتهاي عارف، قاسم و حزب بعث، دومين دليل است.
3- دليل سوم، رشد و تقويت ناسيوناليسم عربي و پان عربيسم به جاي اسلام بود كه در عمل بخاطر محوريت فرهنگ سياسي سني در ناسيوناليسم عربي، شيعيان را حاشيه نشين مي كرد. بر اثر رشد ناسيوناليسم عربي، پان عربيست‌ها عموما شيعيان را متهم به ايفاي نقش ستون پنجمي ايران در عراق مي كردند.
4- محروم كردن شيعيان و به خصوص بخش عمده‌اي از ايراني تبارها از حقوق شهروندي از ديگر دلايل مخالفت شيعيان بود.
5- سرانجام، سكولاريزاسيون از بالا و تلاش براي تضعيف نهادهاي ديني، حوزه‌هاي علميه و پايگاه اجتماعي و اقتصادي روحانيون عامل ديگري در تشديد مخالفت شيعيان عراق با دولت بوده است (جابر 69: 2003).
مخالفت با دولت در كنار تغيير ساختار اجتماعي و طبقاتي شيعيان بر اثر سياست‌هاي دولت را مي‌توان دو عامل تشديد كننده اسلام‌گرايي شيعي در عراق سالهاي پس از سقوط سلطنت دانست.
اگر چه اسلام گرايي شيعي و جنبش اسلام گراي شيعه در عراق، در سالهاي حضور بريتانيا در عراق شكل گرفت، اما اين مبارزه مبارزه‌اي عليه اشغال كشور توسط يك بيگانه تلقي مي‌كرديد و حكم جهاد با كفار را داشت اما از نظر من، به معناي واقعي جنبش شيعي عراق در سالهاي دهه 1940 و پس از جنگ جهاني دوم بوجود آمد و تا پس از فروپاشي حزب بعث ادامه يافت.
وضعيت كلي شيعيان عراق
از نظر جغرافيايي، شيعيان بيشتر در مناطق جنوب و مركزي زندگي مي‌كنند و اكثريت جمعيت استان‌ها و شهرهايي همچون بصره، عماره، ذي قار، سماوه، قادسيه، كربلا، واسط، نجف، دياله، بابل و شهرهاي مذهبي همچون كاظمين و سامرا را تشكيل مي‌دهند. همچنين، يك سوم از جمعيت دو ميليون نفري تركمانان و نيز بخشي از كردهاي عراق موسوم به اكراد فيلي شيعه مي‌باشند (برنابلداجي 150: 1383).
وجود شرايط جغرافيايي خاص در جنوب عراق همواره به مخالفان شيعيان و بطور خاص صدام اين امكان را مي‌داده است كه با مانورهاي نظامي و اعمال قدرت بيشتر در آن منطقه به سركوبي هرگونه قيام شيعيان دست يازند. جنوب عراق داراي دشت‌هاي همواري است كه برخلاف كردستان به نيرويهاي سنگين زرهي قدرت مانور زيادي مي‌دهد.
شيعيان، همواره در طول تاريخ و به طور مشخص، از جنگ جهاني اول و با ورود استعمار انگليس، بعنوان يك گروه مبارز در مقابل حكومتها مطرح بوده‌اند. اگر چه درجه شدت و ضعف مبارزاتشان ،از يكسو به دليل فشار و سركوب از سوي حكومت‌ها و از سوي ديگر به دليل رويكرد سنتي‌ و محافظه كارانه قشري از مراجع و علماي مقيم در مراكز قدرت شيعيان ( بطور خاص حوزه نجف)، متفاوت بوده است.
شكاف مذهبي در عراق، از اساسي‌ترين شكاف‌هاي اجتماعي مي‌باشد. بطور خلاصه ريشه ناديده گرفتن حقوق سياسي شيعيان و سركوب آن را بايد به لحاظ تاريخي در رفتار دولت عثماني، سياست‌هاي استعماري انگليس و دولتهاي جمهوري، بخصوص از سال 1968 كه نقطه عطفي در نهادينه كردن ساختار بعثي بود، دنبال نمود.
از نظر تاريخ سياسي، در مورد ريشه‌هاي حذف شيعيان از شركت فعالانه در ساختار سياسي عراق، “اسحاق نقاش” دو عامل را مؤثر مي‌داند: الف) نقش كادر اداري – سياسي تربيت شده در عثماني كه سني مذهبي بودند.
ب) حكم جهاد علماي شيعه بر ضد انگليس در 1915 ميلادي و موارد مشابه سالهاي پس از آن. (به نقل از برنابلداجي 151: 1383).
قطع نظر از تاريخ پر فراز و نشيب جنبش اسلامي شيعيان، مي‌توان خاستگاه معاصر حركت‌هاي راديكال شيعيان عراق را در پيوند با شيعيان ايران تعريف نمود. وجود مباني نظري مشترك مذهب شيعه و اشتراكات تاريخي – فرهنگي، از جمله شاخص‌هايي است كه “همبستگي ايدئولوژيك و تاريخي – فرهنگي” بين نظام ايدئولوژيك جمهوري اسلامي ايران و معارضان اسلامي عراق، بخصوص شيعيان را موجب گرديده است كه در ادامه خواهد آمد.
از نظر تاريخي، جنبش‌هاي شيعي عراق و گفتمان‌هاي مربوط به آن را مي‌توان در سه مرحله مختلف مطالعه كرد:
1- مرحله اول كه پس از انقلاب 1958 و سقوط سلطنت آغاز مي‌شود. گفتمان حاكم بر جنبش شيعي بيشتر در اين مقطع جهانشمول است. قدرت يافتن جنبش ماركسيستي و كمونيستي، نقش بسزايي در اين مورد دارد.
در سالهاي اوليه، بسياري از رهبران شيعه همانند رهبران سني، نگران گسترش و نقوذ ماركسيسم و كمونيسم و به تبع آن سكولاريسم و افول موقعيت و اهميت اسلام و روحانيون بودند.
آنچنان كه آمد، در نظريه گفتمان “لاكلا” و “موفه” و در نظريه “سعيد” تثبيت معنا در يك گفتمان، جمع شدن دال‌هاي تشكيل دهنده در اثر عمل مفصل بندي آن، بر گرد يك “دال برتر” و يك “نقطه مركزي” است كه لاكلا و موفه به آن “وقته” مي‌گويند. جايگاه تفاوت، در اين صورت با تفاوت وقته‌ها معنا مي‌يابد.
از نظر لاكلا و موفه، دومين شيوه تثبيت معنا، طرد معاني و به حاشيه راندن ساير نشانه‌هاست . در نظريه آنان، معاني احتمالي نشانه‌هايي را كه از گفتمان طرد شده و به حاشيه رانده مي‌شود، حوزه گفتمانگونگي نام دارد و اين حوزه، همان معاني را در بر مي‌گيرد كه بنوعي از گفتمان سر ريز شده و به حاشيه رانده مي‌شوند.
با توجه به نظريه فوق دال برتر گفتمان جنبش شيعي عراق، در اين مرحله مبارزه با ماركسيسم از طريق بازگشت به اسلام و طرح اسلام بعنوان يك ديدگاه جهانشمول است. اين گفتمان در واقع سعي بر اين دارد تا حوزه معنايي گفتمان ماركسيستي را به چالش كشيده و آن را به حاشيه براند.
واكنش‌هاي اوليه جنبش‌هاي شيعي، بيشتر از آنكه معطوف به رفع تبعيض‌هاي اعمال شده عليه شيعيان باشد و اين موضوع را بعنوان “دال برتر” خويش مطرح نمايد، معطوف به تضعيف ماركسيسم و نفوذ آن در ميان جوانان متدين شيعه بطور خاص بود.
از آنجا كه جنبش‌هاي ماركسيستي غير ديني و فرا طبقاتي عمل كرده و داعيه جهانشمولي و نجات بشريت را داشته و منادي عدالت اجتماعي بودند، لذا توانستند تعداد قابل توجهي از جوانان شيعه را كه در عراق آن روز احساس انزواي اجتماعي و سياسي مي‌كردند، به خود جلب كنند.
تلاش هاي اوليه “آيت الله سيدمحسن حكيم” و “آيت الله سيد محمد باقر صدر” و بسياري از انديشمندان و مراجع ديني معطوف به كاهش نفوذ ماركسيسم در جوامع اسلامي و بخصوص عراق و راندن معاني اين گفتمان به حاشيه و به حوزه گفتمانگونگي جنبش عراق است.
بعد ديگر قضيه در نفوذ گفتمان ماركسيستي ،اين بود كه تقويت ماركسيسم از سوي افسران ناصريست به منظور مقابله با ايران و به تبع آن شيعيان عراقي صورت مي‌پذيرفت چرا كه “ناصر” ايران و شيعيان را يك رقيب و مانع عمده براي خويشتن تلقي مي‌كرد و لذا مي‌كوشيد از طريق ناصريست‌هاي عراق و گفتمان آنان، ايران را تضعيف كند.
2- مرحله دوم به طور مشخص از زمان شكست كودتاي حزب بعث، در سال 1963 آغاز مي‌گردد و طي آن، جنبش شيعي بيشتر خصلت محلي پيدا مي‌كند ودر حقيقت دال برتر آن و عنصر وقته در آن،‌كاهش تبعيض‌هاي سياسي و اقتصادي اعمال شده عليه شيعيان است.
بنابراين در اين مرحله، ما با يك “چرخش گفتماني” در گفتمان مقاومت جنبش شيعي مواجهيم: چرخش از جهانشمولي به سمت محلي گرايي.
در اين دوران كه تا سال 1977 ادمه مي‌يابد، جنبش‌هاي شيعيان و بخصوص مرجعيت، مواضع معتدل‌تري را در قبال نظام حاكم اتخاذ مي‌كند. قدرت آيت‌ا… حكيم، و تبديل شدن وي به مرجع تقليد مطلق پس از وفات آيت‌الله بروجردي و انتقال مركزيت تشيع به نجف، از عوامل مهم گرايش جنبش شيعي به روش‌هاي مسالمت آميز و تبليغي در اين دوره مي‌باشد.
اختلاف ميان حوزه علميه نجف و كربلا (كه حوزه اخير ارتباط تاريخي تنگاتنگي با مكتب سامرا در حوزه نظري دارد)، همواره يك عامل ثابت در كشمكش‌هاي دروني جنبش شيعه بوده است. علماي حوزه نجف، حوزه كربلا را از نظر علمي قبول نداشتند و سطح آن را پايين تر مي‌دانستند. در مقابل، حوزه كربلا حوزه نجف را متهم به غير سياسي بودن مي‌كرد و حتي شايع شده بود كه وهابيون به هنگام حمله به شهرهاي شيعيان، به نجف حمله نكردند، چون آنجا را تهديدي عليه خود نمي‌دانستند.
البته وجود رقابت‌هاي خانوادگي، طايفه‌اي، منطقه‌اي و حتي قبيله‌اي نيز در اين اختلافات بي تأثير نبوده است.
اين رقابت‌ها، گاه نيز مخرب بوده و سبب بوجود آمدن انشعاب و شكاف در بدنه جنبش شيعي مي‌گرديد. بعنوان مثال، تشكيل “منظمه العمل الاسلاميه” در اصل ريشه در اختلاف خانواده شيرازي مقيم كربلا با روحانيون نجف داشت.
در كنار عوامل فوق، سواد، خانواده و حمايت مراجع تقليد در پيشرفت روحانيون و بالتبع سردمداري جنبش، در نجف و كربلا بسيار مهم بود. في المثل، شهيد سيدمحمد باقر صدر، در زمان تأسيس حزب الدعوه، نزديك به سي سال سن داشت اما به خاطر ريشه‌هاي خانوادگي و نيز حمايت آيت‌الله حكيم نفوذ قابل توجهي در حوزه داشت كه بعدها پس از فوت آيت‌الله حكيم نيز توانست با استفاده از همين اعتبار و نفوذ، بزرگترين چالش را براي رژيم بوجود آورد.
آنچنان كه آمد، تبديل شدن آيت‌الله حكيم به مرجع تقليد مطلق پس از وفات آيت‌الله بروجردي و انتقال مركزيت تشيع به نجف و نفوذ انديشه‌هاي محافظه كار مكتب نجف در جنبش شيعي، اين جنبش را به يك ركود پراتيك فرو برد. گر چه پيش از ارتحال آيت‌الله محسن حكيم به دليل اخراج ايرانيان از عراق و برخي مسائل ديگر، روابط وي با رژيم بعث تنش زا شد، اما پس از مرگ وي در سال 1970 اين تنش فروكش كرد.
تحول مهم ديگر كه در گفتمان‌ شيعي و چرخش آن به محلي گرايي تأثير داشت، افول جنبش‌هاي ماركسيستي در اين دوره از يك سو و منافع مشترك شيعيان و حزب بعث در رژيم عارف (پيش از سال 1968) از سوي ديگر بود. پس از شكست كودتاي حزب بعث در فوريه 1963 زمان حذف حزب بعث فرا رسيد. اين در حالي بود كه كمونيست‌ها هم پيش از اين حذف گرديده بودند. در خلاء قدرت ناشي از اين امر، شيعيان توانستند موقعيت خود را در عراق تقويت كنند. بنابه گفته جابر، از نظر شيعيان عارف قلباً تمايلات كمونيستي نداشت اما تكنوكرات‌هاي ناصريست پيرامون وي ديدگاه مثبتي نسبت به شيعيان نداشتند. (جابر 134: 2003)
3-

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله نقش برجسته، غصب خلافت Next Entries منابع و ماخذ مقاله اتحاد اسلام