منابع و ماخذ مقاله زبان فرانسه

دانلود پایان نامه ارشد

آن را دقيقاً شرح دهيم. آنگاه موارد مشكوك را با آن مقايسه كرده و وجوه اشتراك و افتراق هر مورد را با الگوي مورد نظر مشخص سازيم . بدين ترتيب مفهوم دين مفهومي تشكيكي و ذو مراتب ميشود كه بر طيفي از پديدهها كه بعضي ديني تر از بعضي ديگرند اطلاق ميشود و از نقص و كمال برخوردار است . آلستون بر اساس اين خط مشي مشخصههاي اختصاصي دين را چنين بيان ميكند:
1- اعتقاد به وجودات فوق طبيعي (خدايا)؛
2- تفكيك ميان اشياي مقدس و غير مقدس؛
3- اعمال و مناسكي كه بر امور مقدس تكيه دارد؛
4- قانوني اخلاقي كه اعتقاد به مصوب بودن آن از ناحيه خدايان وجود داشته باشد؛
5- احساساتي كه مشخصه ديني دارند(خشيت، اخساس رمز و راز، احساس گناه، پرستش)كه به نظر ميآيد در محضر امور مقدسه و در خلال انجام مراسم سر بر ميآورند و به تصورات مربوط به خدايان مرتبط اند؛
6- دعا و ديگر صور ارتباط با خدايان؛
7- يك جهان بيني يا يك تصور عام از جهان به عنوان يك كل، و موقع فرد در آن. چنين تصوري تشخيص غايتي فراگير براي جهان و اشاره به اينكه جايگاه فرد در آن چيست را در برمي گيرد؛
8- نظامي كم و بيش كامل در مورد حيات فرد، كه بر جهان بيني مبتني است؛
9- يك گروه اجتماعي كه امور فوق آنها را به هم پيوسته است.
فهرست خصايص دين ساز ياد شده، نسبتاًجامع است و تقريباًهمه ابعاد دين را در بر ميگيرد.هر چندآلستون معترف است كه اين شرايط لازم و كافي نيستند، اما در عين حال به نوعي در دين بودن دين نقش دارند.26
2-6-تعريف جامعه
واژه جامعه مونث جامع به معني گردآورنده، گردكننده، غلي كه بر گردن و بر دست نهند، جرگه، اجتماع، حوزه، حلقه، هيئت اجتماع، مردم يك كشور يا شهر يا ده آمده است.27جامعه در زبان فرانسهsociete و در زبان انگليسي societyكه هر دو از واژه socieumلاتين گرفته شده اند و به معني دوست، رفيق، متحد و همراه است.28اين مفهوم عليرغم كاربردهاي فراوانش، هنوز تعريفي مورد اتفاق نيافته است.
اسپنسر بر اين اعتقاد است كه ويژگي خاص جامعه همكاري بين اعضاي آن است.همچنين گينسبرگ بر وحدت رفتار، يا به زعم لينتن بر “وحدت و اشتراك شخصيت اساسي” تأكيد نموده، چنين تعريفي از جامعه ارائه ميدهد: “جامعه شامل مجموعه اي از افراد است كه با يكديگر بر اساس روابط يا شيوههاي خاص رفتاري كه آنان را از ديگران (آنانكه داراي چنين روابطي نيستنديا رفتاري مشابه ندارند)متمايز ميسازد، وحدت يافته اند.”
ليكن، همكاري، وحدت، ويژگيهاي اساسي شخصيت، تمايز از ديگران (اعضاي جوامع ديگر)در تعريف جامعه كافي به نظر نمي رسداز اينرولينتن مينويسد :
“جامعه شامل گروهي از افراد است كه با يكديكر در جريان طولاني زندگي كار ميكنند ؛جامعه داراي سازمان است و افراد متعلق بدان نيز خود را از آن ميدانند”.گذشته از اين در شناخت ويژگيهاي جامعه بر ابعاد ديگري مانند قلمرو جغرافيايي، تداوم، روابط پيچيده اجتماعي و تقسيمات دروني(وجود انواع قشربندي اجتماعي) نيز تاكيد شده است.29
3-6-تعريف كاركرد و انواع آن
به نظر ميرسد مفهوم كاركرد در آغاز توسط اسپنسر از فيزيولوژي اخذ و وارد علوم اجتماعي شد. او جامعه را همچون موجود زنده اي ميدانست كه تمامي اعضاي آن به هم پيوستهاند.
1-3-6- مفهوم كاركرد:
كاركرد از ريشه لاتيني functioبه معناي انجام يك وظيفه گرفته شده است. 30اصطلاح كاركرد(function)همانند ساير مفاهيم علوم اجتماعي از معناي واحد و روشني برخوردار نيست ودر زمينههاي مختلف معاني مختلفي دارد كه عبارتند از :
1-در نظام اداري :كاركرد خدمت، وظيفه و كاري است كه هر يك از اعضاء در اين نظام انجام ميدهد، از اين رو به كارمند فونكسيونر ميگويند، بديهي است كه در اينجا منظور از كاركرد، كار فردي است يا به عبارت بهتر همان پايگاه است كه فرد در آن قرار دارد و منزلت شغلي او بدان مربوط است.
2-در رياضيات:كاركرد دقيقاً در معناي تابع به كار رفته است و هنگامي كه گفته ميشود Aكاركردي است از Bيعني هر يك از مقادير مختلفA متناظر است با مقاديري از B. دوركيم تا حدي همين معنا را در رابطه با عوامل خودكشي مد نظر داشت، چه به نظر او درصد خودكشي تابعي از درجه نابساماني جامعه و گروه اجتماعي است.
3-در زيست شناسي :كاركرد به طور عمده به معناي فعاليتي است كه هر اندام بر عهده دارد و معمولا به فيزيولوژي اندامها مربوط ميشود، مانند كار قلب كه خون را به تمام بدن ميرساند، جامعه شناسي و مردم شناسي بيش از همه از زيست شناسي الگو برداري كرده اند، آنچه مورد تقليد قرار گرفته است، عبارت است از رابطه هر عضو زنده با كل و مجموعه هماهنگي كه ناشي ازكاركردهاي متفاوت اما همگن اعضاست.
4-درتبيين علي امور معمولا كاركرد به معني نقش يا اثري است كه هر پديده درزنجيره پديده هايي كه با آنها مرتبط است باقي ميگذارد.دوركيم درتقسيم كاراجتماعي، كاركرد رادرهمين معني به كاربرده است.
5-كاركرد درمعني فعاليت سودمند نيز به كاررفته است، فعاليتي كه درجامعه به نيازي پاسخ ميدهد وهدفي را تحقق ميبخشد.
6- كاركرد به معاني:وظيفه، معلول، عمل، فايده، انگيزه، غايت، نيت، نياز، نتيجه وحاصل نيز به كاررفته است.دراكثرموارد اين معاني مكمل يكديگرند، امادر زمينههاي مختلف معاني آنها باهم فرق ميكند.31 كاركرد‌ در اصطلاح‌ جامعه‌شناسي‌ وقتي‌ به‌ دين‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود، مقصود معناي‌ عام‌ آن‌ است‌ كه‌ شامل‌ خدمات، غايات‌ و اغراض، آثار و تبعات‌ پنهان‌ و آشكار، مقصود و غيرمقصود دين‌ به‌ جامعه‌ مي‌شود كه‌ قوام، بقا و تعادل‌ آن‌ را در پي‌ دارد؛ اما در حوزة‌ دين‌پژوهي‌ و در اين‌ تحقيق، مقصود از كاركرد دين، مطلق‌ خدمات‌ و آثار دين‌ در جامعه‌ و افراد آن‌ است.32
جامعه شناسي بيش از همه بر سه معني”كار، وظيفه ونقش” تأكيد ميكنند. به عبارت ديگر فونكسيون عبارت ازكاركردي است كه هرپديده درنظام اجتماعي دارد.33 هر يك از اجزاءنظام اجتماعي داراي فعاليتها يا كاركرد هايي هستند.يعني نه تنها وجود دارند، بلكه فعاليت هايي ميكنند و اين فعاليتها داراي آثار و نتايجي است. آثار و نتايج يا كاركردهر يك از اين فعاليت هارا به چند اعتبار ميتوان مورد تجزيه و تحليل قرار داد.نخست، به اعتبار كاركردي كه براي خود يا اجزاء ديگر يا نظام اجتماعي و حتي براي افراد جامعه دارند.دوم، به اعتبار اينكه آثار و نتايج يا كاركرد حاصل از عمليات آنها براي خودشان يا براي اجزاءديگر و كل نظام اجتماعي آشكار يا پنهان، مناسب يا نامناسب است.34
2-3-6- كاركردهاي مناسب و نامناسب
كاركردهاي مناسب يا مطلوب(eufunction):درصورتي كه عمليات و كاركردهاي يك نهاد اجتماعي يا گروه و طبقه اجتماعي يا ارزشهاي اجتماعي و يا قواعد و دستورالعملهاي اجتماعي يا يك جنبش اجتماعي و رفتار جمعي كه جملگي اجزاءنظام اجتماعي هستنديا براي خودشان يا براي اجزاي ديگر يا براي كل نظام اجتماعي، و يا براي همگي مثبت باشد، يعني به وجود و فعاليتها و دوام و بقاي آنهاخللي وارد نياورد و به دوام و بقاي آنها مدد رساند، ميگوييم فعاليت آن جزء مورد نظر داراي كاركرد مثبت است.35به عبارت ديگر زمانيكه كاركردي انطباق با نظام اجتماعي را موجب شود، يا نيازهاي اساسي را پاسخ دهدكاركرد مطلوب خوانده ميشود 36
كار كرد نامناسب يا نامطلوب (dysfunction):درصورتي كه عمليات يك جزء نظام اجتماعي به دوام و بقاو نظم و ترتيب اجزاءديگر و يا كل نظام اجتماعي خللي وارد آورد داراي كاركرد نامناسب است. 37
از نظر مرتن كاركردهاي اجتماعي يا مطلوب هستند يا نامطلوب(كژكاركرد).ويليام گود در اثرش “دين در بين مردم ابتدايي”به سال 1957در مواردي چند به سلسله فعاليتها يا اعمالي ميرسد كه داراي نتايج مشخص براي نظام نيستند . به نظر وي در اين صورت، نه به كاركرد و نه كژكاركرد خواهند بود38.
3-3-6- كاركردهاي آشكار و پنهان
مرتون بين كاركردهاي مختلف يك نظام كه درتحليل كاركردي اهميت به سزايي دارند تمايز قائل شده است. از نظر او هرپديده داراي كاركرد(چه در جهت مطلوب يانامطلوب)ميتواندداراي كاركردهاي آشكار ياپنهان باشد.
كاركردهاي آشكار(manifest function )آن دسته از كاركردهاست كه آشكارا درنظام نقشي ايفا ميكنند وتاييد وجود آنها به هيچ گونه تجسس وتعبير خاصي نياز ندارد. مثلا وظيفه نظام مالياتي برآوردن هزينههاي دولت است، اما ممكن است غير مستقيم با تعديل ثروت ارتباط داشته باشد.
كاركردهاي پنهان(latent function )بر نتايج نامرئي وآثار غير منتظره وغير قابل رؤيت عادات ورسوم اجتماعي دلالت دارد.ليكن بايد گفت كه هردو نوع كاركرد هماره حضور دارند، زيرا آثار ونتايج آنها محرز است.بعلاوه تفكيك ميان عوامل آشكار وپنهان ازجهت نظري دشوار است . وجود كاركردهاي پنهان حاكي از اين است كه دگرگوني وانسجام اجتماعي حداقل تا حدودي غيرقابل كنترل وطرح ريزي است و تشخيص آنها ساده نيست ؛زيرا هركجا كاركردهاي نامرئي وجود داشته باشد ميتواند آثار ونتايج شناخته شده وپيش بيني شده را دگرگون كند وآثار ديگري بجز آثار ونتايج مورد نظر به بار‌آورد.39
4-3-6-کارکرد اجتماعي
مفهوم کارکرد اجتماعي در قرن 19،و به صريح ترين وجه توسط هربرت اسپنسر تنظيم شده بود و بر قياسي ديرين بين جامعه و ارگانيسم اتکا داشت . اولين بار دورکيم بود که شکل دقيق و تنظيم شده اي از اين مفهوم را ارائه داد.ايشان کارکرد يک نهاد اجتماعي را مطابقت آن نهاد با نيازهاي ارگانيسم اجتماعي تعريف کرد.40
4-6- انسان شناسي
هر منظومه ي معرفتي را که به بررسي انسان و يا بعدي از ابعادي وجودي انسان و يا گروه و قشر خاصي از انسان ها مي پردازند، مي توان انسان شناسي ناميد. انسان شناسي انواع مختلف و متنوعي دارد که، به لحاظ روش و يا نوع نگرش، از يکديگر متمايز مي شوند. انسان شناسي را مي توان بر اساس روش به انسان شناسي تجربي، عرفاني، فلسفي و ديني تقسيم کرد و با توجه به نوع نگرش، به انسان شناسي کلان يا کل نگر و انسان شناسي خرد يا جزء نگر دسته بندي نمود.41
5-6- هستي شناسي
هستي شناسي به نوع نگرش و شناخت از خدا و جهان و ارتباط آن دو بر مي گردد.42
6-6- روش شناسي
روش ‏شناسى شناخت شيوه‏هاى انديشه و راه‏هاى توليد علم و دانش در عرصه معرفت بشرى است و موضوع اين دانش، روش علم و معرفت است.43
قصد ما در اين پژوهش مقايسه كاركردهاي اجتماعي دين از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايي است بدين منظور الگويي را كه بر اساس آن به بررسي تطبيقي اين ديدگاهها مي پردازيم مطرح مي نماييم تا روند انجام كار را روشن كرده باشيم.

وجوه اشتراك وافتراق انديشه ها
دوركيم
علامه طباطبايي
واقعيت دين

كاركرد دين بر حسب نوع نگرش

پيش فرض ها(در تعريف دين)

مباني نظري
روش شناسي

هستي شناسي

انسان شناسي

منشأ دين

نوع رابطه دين و جامعه

رابطه دين و اخلاق

علت دوام دين

حركت اديان

از نقص به کمال (برحسب استعداد بشر)
كاركرد دين بر حسب قلمرو آن

كاركرد اجتماعي دين برحسب ابعاد آن

7- پيش فرض ها
حضور دين در زندگي اجتماعي انسان يك ضرورت به نظر مي رسد . آنچه كه مسلم است اين است كه دوركيم و علامه طباطبايي هر دو دين و قوانين ديني را مؤثرترين عنصر در زندگي اجتماعي انسان مي دانند و به كاركردهاي اجتماعي آن توجه دارند.
8- روش پژوهش
در اين پژوهش سعي ما بر اين است كه به بررسي تطبيقي كاركردهاي اجتماعي دين از ديدگاه دوركيم و علامه طباطبايي بپردازيم. تطبيق يا مقايسه عبارت است از بررسي شباهتها و تفاوتها. بنابراين مقايسه زماني صورت ميگيرد كه دو پديده داراي جهاتي از تشابه يا اختلاف باشند. روش مقايسه اي روشي مبتني بر مقايسه دو يا چند گروه، دو يا چند جامعه و حتي دو يا چند فرد است كه موضوع مقايسهاند. علاوه بر اين مقايسه ميتواند بين

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله وجود خداوند Next Entries منابع و ماخذ مقاله طبقه حاکم