منابع و ماخذ مقاله حقوق کودک، فکر و اندیشه، کنوانسیون حقوق کودک، فضایل اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

براساس چنین مبنایی‌ ، در معرض خطر جدی قرارگرفتن‌ فضایل‌ اخلاقی‌ در کودک را‌ به‌ جـهت انـحطاط اخلاقی پدر‌ ، مادر یا هر دو ، مورد عنایت قرار داده است به نحوی که مـحکمه‌ مـی‌تواند‌ بـه تقاضای اقربای طفل یا به‌ قاضای قیم‌ او‌ یا‌ به تقاضای مدعی العموم‌ هر تصمیمی را کـه بـرای حـضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ نماید.
پرورش فضایل اخلاقی کودکان‌ تنها‌ مسؤولیت والدین نـیست، بـلکه با توجه‌ به‌ امکان‌ دسترسی‌ کودک‌ به تلویزیون، مطبوعات،‌ ماهواره‌ها،‌ دولتها و نهادهای بین المللی موظف بـه تـمهید شرایط فرهنگی، اخلاقی مناسب برای رشد فضایل اخلاقی‌ کودکان‌ در‌ جهان می‌باشند تـولید انـبوه فیلم‌ها و کارتن‌های‌ ضد‌ ارزشهای‌ اخلاقی‌ که‌ بـراحتی‌ در دسـترس کـودک قرار می‌گیرد ، عرصه را بر رشد متعادل شـخصیت اخـلاقی کودکان تنگ نموده است. پیش بینی قوانین بازدارنده در زمینه تولید وتوزیع آثار ضـد‌ اخـلاقی و ترغیب و تشویق به تولید آثـار جـذاب هنری و اخـلاقی بـاید بـه صورت جدی مورد عنایت دولتها و نـهادهای مـوثر بین المللی قرار گیرد. ماده 17 اعلامیه حقوق‌ بشر‌ اسلامی مقرر می‌نماید هـر طـفل در وقت ولادتش از حق حضانت و تربیت و حـقوق مادی و معنوی دیگر بـرخوردار اسـت که این حقوق به عـهده والدیـن ، جامعه‌ و دولت است و باید متناسب با مصالح آن‍ها و مبتنی بر ارزشهای اخلاقی و احکام شـرعی انـجام پذیرد.
پرورش اجتماعی : انسان فطرتاً موجودی‌ اجـتماعی‌ اسـت. کـودک نیز براساس خـلقت‌ انـسانی‌ خویش نیازمند زیست اجـتماعی اسـت ؛ لذا باید با آداب و سنن اجتماعی اعم از مذهبی و ملی آشنا شود. او علاوه بر آگاهی‌های‌ اجتماعی‌ ، نـیاز مـبرم به‌ همزیستی‌ دارد. بنابراین باید قابلیت هـمزیستی در او تـوسعه پیدا کـند. تـوسعه قـابلیت همزیستی درواقع درک مسؤولیتهای اجـتماعی و ایجاد قدرت و توانایی لازم برای ایفای آن است. بدین جهت بند‌ «د»‌ ماده 29 کنوانسیون حقوق کودک آماده نـمودن کـودک برای داشتن زندگی مسؤولانه در جامعه‌ای آزاد بـا روحـیه‌ای مـملو از تـفاهم، صـلح، صبر، تساوی زن و مـرد و و دوسـتی بین‌ تمام‌ مردم، گروههای‌ قومی، مذهبی و ملی و اشخاص دیگر را از وظایف دولتهای عضو درزمینه آموزش و پرورش دانسته‌ اسـت. درتـعالیم دیـنی بر پرورش حس اجتماعی کودک و آشنا نمودن‌ ویـ‌ بـا‌ آداب و سـنن تـاکید فـراوان شـده است. چنانکه آمده است حق فرزند بر پدرش این است ‌‌که‌ بخوبی ادب و تربیتش نماید (فیض الاسلام ، ص 1264). رحمت خداوند بر‌ پدری‌ که‌ کودک خود را مودب بار آورد (العاملی 1414 ﻫ ، ج21 ، ص 480 ؛ الکـلینی ،1401 ﻫ ، ج3 ، ص48). هیچ پدری به فرزند خویش بخششی‌ ننموده‍است که عالی‌تر و شریف‌تر‌ از تربیت خوب باشد (النوری ، 1382 ﻫ ، ج 2، ص 626). ادب و تربیت از هر رابطه‌ی نسبی و سببی شریف‌تر است (آمدی ، 1360، ص 150). بهترین ارثی‌ که پدران برای فرزندان خود بـاقی مـی‌گذارند ، ادب و ترتبیت صحیح است نه مال. به فرزندان خویش احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آن‌ها معاشرت نمایید. بنابراین‌ ادب‌ که میراث انبیا به شمار آمده است ، رعایت مطلوب‌ترین رفتار در مـناسبات اجـتماعی است. آموزه‌های مذکور تنها متضمن یک قاعده اخلاقی نیستند ؛ بلکه چه بسا می‌توان از لسان‌ روایات‌ نوعی الزام حقوقی را برای والدین و نوعی حق را برای کـودکان در زمـینه ضرورت پرورش حس اجتماعی استنباط نمود.

3-1-2-2 حـق آزادی
حق آزادی انـدیشه و عقیده
الف : حق‌ آزادی اندیشه : یکی از حقوق معنوی کودک حق آزادی است. براساس تعالیم دینی انسان آزاد آفریده شده است چنان‌که امام علی (ع) در وصیت خویش می فرماید : بـنده‌ دیـگران‌ مباش ؛ خداوند تو را‌ آزاد‌ آفـریده‌ اسـت. آزادی موهبتی است الهی که خداوند آن را در خلقت انسانی به ودیعت نهاده است. تا انسان به وسیله این‌ موهبت‌ به‌ کمال نهایی خویش نایل آید. مهمترین و درخشانترین‌ نمود‌ این آزادی ، آزادی تفکر و اندیشه اسـت. اسـلام در مسأله تفکر، نه تنها آزادی آن را به رسمیت‌ شناخته‌ است‌ ، بلکه آن را یکی ازواجبات به شمار آورده است‌ (مطهری ، 1364 ، ص 93) در قرآن بسیار بر آن تاکید شده است ( بقره ، آیه‌ 219‌ ؛ آل عمران ، آیه 191 ؛ اعراف ، آیه 176 ؛ نحل‌ ، آیه44 ؛ ن ، آیـه 21) بـنابراین کودک ازآن جـهت که انسان است ، از‌ حق‌ آزادی‌ اندیشه و تفکر متناسب با خویش باید برخوردار باشد. فراهم آوردن زمینه‌ ذهنی‌ و روحـی مناسب برای اندیشیدن و طرح سوالات متنوع در زمینه‌های مختلف و امکان‌ دسترسی‌ بـه‌ پاسـخهای قـانع کننده از جمله حقوق کودک در زمینه آزادی فکر و اندیشه به‌ شمار‌ می‌‌‌آید.
ب : حق آزادی عقیده : آزادی عقیده بدین معنی است که هـر‌ ‌ ‌کـس‌ ، هر فکری اعم از اجتماعی، فلسفی، سیاسی یا مذهبی را که می‌پسندد یا آن‌ را‌ عـین حـقیقت مـی‌پندارد ، آزادانه انتخاب کند ، بی‌آنکه مواجه با نگرانی یا‌ بیم‌ و تجاوزی شود (موتمنی، 1370، ص 89). سوال اساسی ایـن است که آیا گزینش عقیده مبتنی‌ بر‌ خرافه یا تعصب نیز باید بـه رسمیت شناخته شود و از هـرگونه‌ مـواجهه‌ مصون‌ بماند؟ بدون تردید تعالیم دینی و منطق حاکم بر فهم دین با چنین تلقی همراهی‌ نمی‌کند.‌ دین‌ ، اعتقادی را که مبتنی بر تفکر و اندیشه باشد و موجب‌ تکامل‌ آدمی گردد ، مورد حمایت قـرار می دهد. آزادی انسان در انتخاب عقیده چنانچه در مسیر‌ انسانیت‌ او باشد ، مورد شناسایی و حمایت دین می‌باشد (مطهری ، 1418‌ ﻫ ، ج 3، ص 224). آزادی عقیده‌ای‌ که‌ مبنایش‌ فکر نیست، نه تنها مفید نمی‌باشد بلکه‌ زیان‌ بارترین اثرات را برای فرد و جـامعه بـه دنبال دارد (مطهری ، 1419‌ ﻫ ، ص8 ). ماده 12‌ کنوانسیون‌ حقوق کودک،‌ آزادی‌ عقیده‌ کودک و ابراز آن را مورد‌ تاکید‌ قرار داده است ؛ ولی باید توجه کرد که آزادی عقیده مذکور‌ ، ضرورتاً به تکامل شخصیت کودک نمی‌انجامد.‌ البته چنانچه آزادی عـقیده‌ بـه‌ معنای ایجاد زمینه تفکر در‌ کودک‌ برای گزینش مذهب باشد ، به نحوی که مذهب مبتنی بر اندیشه و تفکر‌ را برای او به ارمغان‌ آورد‌ ، نه تنها مغایرتی‌ با‌ تعالیم اسلامی ندارد که‌ مـنطبق‌ بـا آن اسـت ؛ ولـی آنچـه که فرهنـگ غربـی بر آن تاکید می‍‍ورزد، آزادی‌ عقیده‌ کودک به صورت مطلق است که‌ می‌تواند‌ هر مذهب‌ و آیین‌ را برگزیند و آن‌ را ابراز نماید. لذا جستجو ، دریافت و رساندن اطلاعات و عـقاید از هـر نـوع‌ ، بدون توجه به مرزها کـتبی یـا‌ شـفاهی‌ یا‌ چاپ‌ شده‌ به شکل آثار‌ هنری‌ یا از طریق هر رسانه دیگری به انتخاب کودک مورد حمایت قرار گرفته است. پیـش بـینی‌ چـنین‌ ظرفیتی‌ برای کودکان بدون عنایت و تاکید به‌ ارزشـها‌ و کـمالات‌ انسانی‌ برای‌ کودکان نه تنها سازنده نیست ، بلکه مخرب و زیانبار است. زیرا کودکان بیش از دیگران برای اختیار دین و مـذهـب بــه حـمـایـت و هـدایـت والـدیـن‌ نیـازمنـد هستـنـد. در مغـرب زمیـن نیـز علـی رغـم پـذیــرش آزادی عقیـده بـرای کـودکـان ، آن را بـا محـدودیتـهایی نظـیر عـدم ایجـاد خسـارت معنـوی بـرای دیگـران یـا عـدم مغـایرت بـا امنیـت‌ مــلی‌ ، نـظـم عـمـومـی ، سـلامت عمـومی ، ارزشـهای اخـلاقـی روبـرو کـرده‍انـد ( بند2 ، ماده 13 ). پـیش بینـی چــنیـن مـحـدودیتـهایـی بـرای آزادی عقیـده مثبـت ارزیـابی می‌گـردد ، ولـی‌ بطـلان‌ و بـی احسـاس بـودن مبنـای آن را درست نمی‌کنـد. بـه گمـان مــا حـمـایـت از آزادی فـکـر و اندیشـه در کنـار آزادی عقیـده و مذهـب‌ بـه صـورت مطلـق از تنـاقـض‌ آشـکار‌ در کنـوانسیـون حقـوق کــودک حــکایـت مــی‌نمـاید.
در تعـالیم دینـی بر تمهیـد زمینـه لازم بـرای توسـعه آگاهیـهای دینـی و مذهبـی کـودکـان تـاکیـد گردیـده و از‌ پدرانــی‌ کـه در ایــن زمینـه‌ همت‌ نمی‌نماینـد برائت بـه عمـل آمـده اسـت ( النوری ، 1382 ﻫ ، ج2، ص625 ) و در تعلیـم آمـوزه‌هـای دیـنـی بــه کـودکـان ، بـر سبقـت جستـن پـدران بـر کسـانی کـه‌ گمـراه‌ هستنـد، تـاکیـد شـده است ( الکـلینی ، 1401 ﻫ ، ج 6 ، صـ47 ) و بـر تـربیـت کـودکـان بـرای انـجام وظـایف و عبـادات دینـی امـر شـده است. (تحریم ، آیه‌ 6 ؛ طه ، آیـه 132). ایـن همه اهتمـام بـه آموزشهـای دینـی ، بیانگـر عنـایـت تعـالیـم دینـی بـه توسعـه‌ احتـرام کــودک بــه هـویـت فرهنـگی و ارزشـهای دینـی اسـت کـه در‌ مـاده‌ 29‌ کنـوانسیـون حقـوق کودک نیـز بـدان تصـریح گردیـده است. تـوسـعه و تـعمیـق دیـن و مـذهب در کـودکـان بـا ‌‌ارائـه‌ معقـول و متنـاسب بـا مقتضیـات زمـان تعـالیـم مـذهبـی مـمـکن اســت. چنـانـکه امـام علـی‌ (ع) در‌ توصیـه خویـش می‌فرماینـد : آداب و رسـوم زمـان خـودت را بـا فشـار بـه کـودکـان خـویـش‌ تـحمیـل نــکنیـد زیــرا آنـان بـرای زمـانی غیـر از زمـان شمـا خلـق شده‌انـد. (ابن‌ ابی‍الحـدید ، ج 20‌ ، ص 267 ) . لـذا احـکام آداب و سـنـن مــذهبـی نیـز بایـد متنـاسب بـا زمـان و بـا جـذابیـت کـافی بـرای کـودکـان ارائـه گـردد.
4-1-2-2 حق تمامت جسم و روان
الف ـ حق تـمامت جـسم
جسـم و بـدن کـودک در مـرحـله‌ای قـرار دارد کـه نیـازمنـد رشـد کامـل فیزیـکی اسـت لـذا فـراهم آوردن تـغـذیه مـنـاسب و مـراقبـت‌هـای بهـداشتـی از تـکالیـف ولـی و سـرپـرست کـودک‌ بـه‌ شـمـار مــی‌آیـد. جـسـم کـودک عـلاوه بـر اینـکه بایـد از تغذیـه و بـهداشـت مـنـاسب بـرخـوردار بـاشـد ، از هـرگـونـه آزار و ایـراد لـطـمه نیـز مصـون می‌مـانـد. بنـابـرایـن حـق تمـامـت جسـم از‌ دو‌ جـنبـه اثـبـاتـی و سلبـی تشـکیـل شـده اسـت. ایــن حــق ایجـاب مـی‌نمـایـد کــه تـغـذیـه و بهـداشـت بـرای کـودک لازم و ضـروری بـاشد و آزار و اذیــت مـمـنوع گـردد. در تعـالیم‌ اخـلاقـی‌ دیـن، آزار بـدنی کـودک مـذمـوم دانـستـه شـده اسـت. چنـان کــه امــام علـی u فرمـود: وعـظ پـذیـری انسـان عــاقـل بـه وسیـله ادب اسـت ، حـیـوانـات هـستنـد کـه تنـها بـا زدن‌ ادبـ‌ مـی‌ شـونـد ( ﺁمدی ، 1377‌ ، ص 236). یـا در روایـت دیـگر در پـاسخ کسـی کـه از فـرزنـد خـود شکـایـت کـرده بــود، گـفتـه شـده اسـت کـه فرزنـدت را‌ نــزن‌ و بــرای ادب کـردنـش از او قهـر کـن ولـی مـواظـب‌ بـاشـد قهـرت طـول نـکشـد (المـجلسی ، 1403 ﻫ ، ج 23 ، ص 114).
مع الوصف تنبیه بدنی کودک از‌ ناحیه‌ ولی‌ بـرای تادیـب و کنتـرل نـا هنجـاری‌هـای او جـایـز دانستـه اسـت.‌ وجــه جمـع ایـن دو آن است که چنـانچه راهـ‌هـای دیــگر در تربیـت مـوثـر نـیفتاد ، مـی‌توان کودک را‌ در‌ حـد‌ متعـارف و پـذیــرفته شـده نـزد عـرف تنبیـه نمـود. بدیهی اسـت تنبیـه‌ خارج‌ از حـدود یعنـی تنبیهـی کـه موجـب ایــراد حــرج یـا نقص عضـو گـردد، پـذیرفتـه نـیست. مــاده‌ی 1179‌ قـ.‌ م نـیـز بـدان اذعان نمـوده است.
بـه هـر حـال نبـاید از نظـر دور داشت‌ که‌ تنبیـه‌ کـودک اعـم از قهـر ، ارعـاب ، تهـدیـد و زدن برای رشـد دادن و پـرورش‌ کـودک‌ نیست. بـلکـه بـرای بـازداشتـن روح کـودک از برخـی طغیـانها و سـرکشـی هاست (مطهـری ، 1362‌ ﻫ ، ص 34 ). قـانون مـجـازات اســلامی چـنین تـنبیهی را کــه از نـاحیـه‌ والدیـن‌ یا‌ اولیـای قانـونی کودک انجـام می‌پذیرد، از عنوان جرم خارج دانسته است. تنبیه کودک‌ در‌ چارچوب تکلیف او به اطاعت و احترام به والدین و ولی قانونی که‌ معمولاً‌ برای‌ مصالح کـودک بدان مبادرت می ورزد، قابل توجیه است. بند(1) ماده 19 کنوانسیون حقوق کودک‌ بر‌ ضرورت حمایت از حق تمامت جسم کودک در مقابل خشونت‍های جسمی تاکید‌ ورزیده‌ است.‌ به گمان ما تنبیه بدنی کـه از حـدود متعارف و پذیرفتـه شده در نزد عرف‌ تادیب‌ کودک‌ خارج نباشد، از مصادیق خشونت‌های جسمی به شمارنمی‌آید. البته چنان‌که ولی درتنبیه‌ بدنی‌ زیاده روی نماید، تنبیه او از مصادیق خشونت‍های جسمی محسوب می‌گردد و از اسباب مسؤولیت بـه‌ شـمارمی‌آید.‌
ب ـ حق تمامت روان
روان کودک مانند جسم او در مرحله‌ای‌ قرار‌ دارد که نیازمند رشد و کمال است.‌ لذا‌

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله قانون اساسی، آموزش و پرورش، حقوق کودک، امام سجاد (ع) Next Entries منابع و ماخذ مقاله کودک آزاری، علوم سیاسی، سابقه بیماری، آموزش و پرورش