منابع و ماخذ مقاله حقوق شهروندی، آموزش و پرورش، حقوق بشر، های غیر دولتی

دانلود پایان نامه ارشد

الزام آور نامید. اعلامیه ها و توصیه نامه ها در بیشتر موارد نخستین گام را در راه تدوین اسناد الزام آور محسوب می شوند.
اگر در زمینه ی تدوین و گسترش فزاینده ی قوانین بین المللی حقوق شهروندی دستاورد های ارزشمندی حاصل شده است، در عرصه ی رعایت حقوق شهروندی چنین پیشرفتی به چشم نمی خورد. بر عکس وا قعیت آن است که حقوق شهروندی هر روزه در بسیاری از جاهای دنیا نقض می شود، اجرا و رعایت این حقوق در گرو چندین عامل است که در راس آن ها می توان از شناخت قواعد، رویه ها و آیین نامه ها ی مربوطه نام برد. تردیدی نیست که رعایت حقوق شهروندی و آزادی های اساسی فقط در صورتی امکان پذیر می شود که مردم آنها را بشناسند. بنابراین آموزش حقوق شهروندی اهمیتی گسترده دارد که در چندین سند بین المللی نیز به رسمیت شناخته شده است. به عنوان مثال در بند دوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است «هدف آموزش و پرورش باید شکوفایی همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی می باشد». (یزدانی، 1381)
البته آن آموزش و پرورشی که در مقدمه اعلامیه آمده است، چیز جدید و مخصوص دوران بعد از جنگ جهانی دوم نیست که به وظایف دول عضو ملل متحد افزوده باشد و یا تنها بر عهده ی آن ها باشد. بلکه آموزش و پرورش وظیفه ی هر فرد و سازمانی از جامعه است( آندرو پلوس29، 1977 ، به نقل از یزدانی،1381).
در پیوند حقوق شهروندی و آموزش این نکته به چشم می خورد که اطلاعیه، آموزش را از لحاظ ارزشی بی طرف نمی داند. ماده 13 حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بند اول خود عنوان می دارد که آموزش باید به سمت توسعه ی شخصیت انسان و احساس حیثیت شخص هدایت شود. بنابراین آموزشی که چنین توسعه ای در شخصیت فرد ایجاد می کند موجب ترویج حقوق شهروندی نیز می شود. (یزدانی، 1381)
اهداف بزرگتری نیز برای آموزش در نظر گرفته می شوند که منعکس کننده ی نگرانی های اجتماعی هستند. میثاق همچنین عنوان می دارد که دولت های عضو « موافق هستند که آموزش و پرورش همه ی اشخاص را قادر خواهد ساخت تا به طور موثر در یک جامعه ی آزاد شرکت نمایند ، تفاهم، تسامح و دوستی بین همه ی ملت ها و گروه ها ی قومی، نژادی و مذهبی را ارتقا دهد و فعالیت های سازمان ملل متحد را برای حفظ صلح افزایش دهد ». آموزش فرایندی متشکل از مشارکت و اشاعه ی عقاید است. میثاق حقوق مدنی و سیاسی عنوان می دارد که از حق آزادی برخوردار است، این حق شامل آزادی تفحص در تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر نوع صرفه نظر از مرز ها، چه بصورت شفاهی یا نوشتاری یا چاپی، یا به صورت هنر یا به وسیله ی دیگر به انتخاب خود می باشند.
در قرن هفدهم یک کشیش مسیحی به نام جان آموس کمونیوس30 پیشنهاد داد که یک دانشگاه بین المللی جهت پیشبرد صلح ایجاد شود. هیچ مدرکی در مورد ایجاد چنان موسسه ای در نظر گرفته بود وجود ندارد و تمامی آثار او در این زمینه توسط یونسکو در سال 1957به چاپ رسیده است(بورگنتال31، 1976).
در طی قرن نوزدهم هم چنین سازمان های مختلف با تمرکز بر آموزش تطبیقی ایجاد شدند. در ارتباط با
نمایشگاه بین المللی فیلادلفیا در سال 1876 یک کنفرانس بین المللی در موضوع آموزش با شرکت نمایندگان 14 ملیت مختلف تشکیل شد. جان ایتون32، کمیسیونر ایالات متحده در زمینه ی آموزش فرصت را غنیمت شمرد تا برنامه ایجاد یک سازمان بین المللی دایم که مسئول برگزاری ملاقات های بعدی باشد را معرفی نماید. هیچ مدرکی در مورد فعالیت های این سازمان باقی نمانده است. در اواخر دهه ی 1800 مولکن بوئر33، یک نویسنده فرانسوی تلاش کرد تا سازمانی تاسیس کند که تعلیم و تربیت بچه های اروپایی را به سمت احترام متقابل به یکدیگر و زندگی صلح آمیز با هم در جامعه ای اروپایی پیش ببرد. البته افراد و سازمان های غیر دولتی به سرعت ابراز علاقه کردند، اما آژانس های دولتی کمتر حمایت کردند و جنبش به شکست انجامید. اسکالون 34در یک بررسی مستند تاریخی در مورد آموزش بین المللی، دوره ی بین پایان قرن نوزدهم تا آغاز جنگ جهانی اول را به عنوان «بزرگترین کوشش در تاریخ تمدن برای ایجاد پایه ای واقع گرایانه برای صلح جهانی» مشخص می سازد(اسکالون، 1960). در طی این دوره فرانسیس لهستانی نظراتش را در مورد وجود یک جزء تشکیل دهنده بین المللی در همه ی فرهنگ ها، که به نظر او نتیجه ی وام گیری فرهنگی است، به چاپ رساند، از نظر او ملی گرایی و بین المللی گرایی مکمل یکدیگرند. او پیشنهاد تشکیل سازمان را داد که کارکرد های زیر را به اجرا بگذارد. « سازمان کنفرانس بین المللی برای معلم ها، توسعه ی موافقت های بین المللی در مورد سازمان و ساختار آموزش، تنظیم بیانیه های بین المللی در مورد حقوق مردم، باز نگری در کتابها برای از بین بردن تنفر و جانشینی اعتماد متقابل، و تلاش متمرکز برای از بین بردن تبعیض نژادی»(بورگنتال35، 1976 ). وی امید وار بود که سازمانی مرکب از نمایندگان دولت ها و سازمان های تخصصی و نیز افراد علاقمند به آموزش بین المللی به منظور به حد اکثر رساند تاثیر بر اجتماع تشکیل شود. سازمان های با اهداف مشابه در در طی این دوره تشکیل شده اند، مانند موسسه ی کارنگی36 برای صلح بین المللی ، کارنگی در نامه اش به معتمدین در سال 1910 زمانی را پیش بینی کرده بود که جنگ به عنوان« یک موضوع ناخوشایند برای مردم متمدن کنار گذاشته خواهد شد». در این دوره همچنین انجمن آمریکایی مکتب صلح به منظور ترویج عدالت و برادری بین المللی در داخل مدارس و موسسات آموزشی آمریکا تشکیل شد.
در اوایل دهه ی 1900 مدارس آمریکا، انگلستان، فرانسه و هلند 18 می را به عنوان یاد بود برگزاری کنفرانس لاهه و روز صلح جشن گرفتند. به خاطر موفقیت این برنامه بود که خانم اندروز37 آمریکایی تلاش کرد تا وزارتخانه های آموزش و پرورش سازمان های غیر دولتی را در گسترش انجمن مکتب صلح در سراسر اروپا به هم مرتبط بسازد. در سال 1911 با تایید تافت رئیس جمهور وقت آمریکا وی پستی را در وزارت آموزش و پرورش به دست آورد تا بتواند کنفرانسی بین المللی به منظور برنامه ریزی برای ایجاد دفتری برای تبادل پایاپای تحقیقات و برنامه های انتشاراتی تشکیل دهند.

2-5: ديدگاه ها و مباني نظري پیرامون حقوق شهروندی
درنظريه هاي جامعه شناسي شهروندي طيف وسيعي را دربرمي گيرد. چنان كه جامعه شناسان مختلف اين مفهوم را درزمينه هاي متفاوت مورد بررسي قرار داده اند . با اين وجود محور مشترك درهمه ي تعاريف،تأكيد بر حقوق وظايف شهروندي ،مشاركت، برابري شهروندان، هويت شهروندي، نقشو پايگاه شهروندان فارغ از تعلقات اجتماعي، طبقاتي ،قومي، نژادي و مذهبي جامعه است كه به برخي ازنظريه ها اشاره مي شود:
2– 5– 1: طبقه، آگاهي و حقوق شهروندي از دیدگاه مارکس :
ماركس با زير بنا قرار دادن اقتصاد و تأثير آن برنقش هاي اقتصادي افراد، جامعه را با دو طبقه ي حاكم وزيردست مشخص مي كند و عرصه ي جامعه را عرصه ي مبارزه ي هميشگي اين دو طبقه دانسته وعنوان مي كند طبقات اجتماعي بازيگران واقعي درفرآيند تاريخ بوده و تحولات ملي و محلي صرفا جنبه اي از اين فرآيند به شمار مي آيد. ماركس جامعه ي مدني را همان بورژوايي مي داند كه عرصه ي مبتني بربازار و مالكيت خصوصي است. اعلاميه ي حقوق بشرو شهروندي نيز صورت ظاهري براي پنهان كردن واقعيت و نقابي بر نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي است )شياني،( 65:1381 به زعم ماركس شهروندي انقياد اقتصادي – اجتماعي و عملي محرومان است كه بايد اصلاح شود . براين اسا س افرادي كه پايگاه اقتصادي پاييني دارند، آگاهي كمتري از حقوق خود دارند و از طرفي از حقوق شهروندي برخوردارنيستند. لذا بايد با آموزش شهروندان و آگاه كردن آنان از حقوق شان در جهت ايجاد جامعه اي بدون طبقه گام برداشت. طبقه ي كارگر با آگاهي از جايگاه خود با هم متحد شده و با انقلاب سوسياليستي به سرنگوني نظام سرمايه داري به عنوان مانع احقاق حقوق شان مي پردازند.
2-5-2شهر، شهروندي و دموكراسي از دیدگاه وبر:
ماركس وبر شهروندي را به لحاظ تاريخي با رشددولت- شهرهاي يونان باستان درارتباط مي داند. جايي كه فضايي عمومي براي ارتباط آزاد و عقلاني ميان كنشگران اجتماعي فراهم مي ساخت مفهوم شهر و تكامل تاريخي هرم هاي مستقل در تكوين نوعي تفكرتلفيقي در موردآزادي، فرديت، مدنيت نقش حياتيداشته است. وي اين مشخصه را منحصر به غرب مي دانست . (ذاکانی ،1380: 69 ) از نظر وبر،شهروندی درشهرها شكل گرفته است و در حقيقت وابسته به مصلحت انديشي و تدابيري بود كه شهر به عنوان يك اتحادي هي ايستايي و آيين جمعي كه اعضاي آن براساس مالكيت زمين شهري و برخورداري از امور ،وظايف وامتيازات ويژه معين مي شدند، متعهد به درنظر گرفتن آنها بود. از نظر او شهروند بودن به معناي توانايي مشاركت مردم در تصميم گيري، تنظيم سياست ها و نيز شركت داشتن در انتخاب رهبران بود و امتيازات ويژه ي آنها شامل حق شهروندي به انضمام انحصارات بازار، حقوق تجارت آزاد، جواز مبادله وحق كاهش داد و ستد رقابت آميز، مشاركت در امورقضايي وموقعيت هاي ويژه براي مقاصدي چون اهداف نظامي بود. از نظرحقوق اقتصادي مهم ترين امتيازات مدني در قالب حقوق صوري به معناي حق داشتن انجمن هاي نيمه آزاد شهروندان نبود ، بلكه ضامن مالكيت اربابي شهر به شمار آمد. بنابراين، وبر بيشتر برحق سياسي شهروندان مانند حق رأي و انتخاب نمايندگان توجه داشته است و مشاركت شهروندان راركني اساسي در اين زمينه مي داند.
2-5-3: حقوق سه گانه ي شهروندي از دیدگاه مارشال :
گفتمان هاي شهروندي، بعد از سال 1945 باتحليل هاي جامعه شناختي تي . اچ. مارشا ل دچاردگرگوني شد. طرح نظري مارشال پاسخي به چالش ميان سرمايه داري و دموكراسي در دل دولت رفاه است كه مسأله ي مهم آن برقراري مصالحه و پيوند ميان مولفه هاي كليدي نظام اقتصادي سرمايه داري يعني طبقه ي اجتماعي و بازار و نظ ام سياسي دموكراسي يعني مشاركت همگاني و برابري حقوقي درجامعه مدرن است. به طورخلاصه حل چالش وجود طبقات اجتماعي و تفاوت هاي طبقاتي از سويي و ضرورت تقويت تعهدات اجتماعي – سياسي همه ي اعضاي جامعه به نظام اجتماعي از سوي ديگر در طرح شهروندي مارشال بحث شده است )توسلي و نجاتي ،حسيني، 1383 ) از دیدگاه مارشال شهروندی موقعيتي است كه به همه ي اعضاي يك جامعه اعطا مي شود. تمام افرادي كه اين موقعيت را دارا هستند، باتوجه به حقوق و وظايف اعطا شده به آن ها با يكديگربرابرند. هيچ اصل جهان شمولي وجود ندارد كه تعيين كند آن حقوق و وظايف چيست اند، اما جوامعي كه درآنها شهروندي نهادي در حال رشد است ، تصويري ازشهروند آرماني خلق مي كنند كه دستيابي به آن قابل اندازه گيري است ومي توان تمايلات افراد را به سوي آن سوق داد. به عقيده ي مارشال شهروندي به سه اصل يا عضو(مدني، سياسي، اجتماعي ( تقسیم مي شود . حقوق مدني كه براي آزادي هاي شخصي ضروري است وشامل مواردي چون آزادي بيان ، عقيده ، تفكر ، حق مالكيت اموال مي باشد. حقوق سياسي كه شامل حق مشاركت در قدرت وتصميم گيري سياسي و حق رأي است حقوق اجتماعي كه شامل طيف وسيعي ازحقوق مربوط به رفاه و امنيت اقتصادي است و حق زندگي طبق استانداردهاي رايج زندگي در يك جامعه را شامل مي شود و به طور نزديكي با نظام آموزش وخدمات مرتبط است. در واقع بعد اجتماعي شهروندي شامل پذيرش اين نكته است كه دولت در برابر وظيفه شناسي وخدماتي كه شهروندان مقروض است تاخدمات خاصي را ارائه دهد.
:4-5-2 دوگانه ي عام گرايي- خاص گرايي از دیدگاه پارسونز :
پارسونز شهروندي را نتيجه ي ظهور جامعه سرمايه داري صنعتي مي داند و معتقد است كه تغييراتي كه درجامعه صنعتي رخ داده، نظير شهري شدن وعقلانيت بستر مناسبي را براي اين پديده به وجودآورده است. وي با مبنا قراردادن متغيرهاي الگويي عام گرايي و جامعه ي مبتني بر قرارداد عرفي و مدني تصويري از شهروندي به عنوان كردار اجتماعي معطوف به عضويت اجتماعي و انسجام عرضهمي كند)توسلي و نجاتي حسيني،1383 :37 ) از نظر پارسونز يك شهروندي كامل به دور ازهرگونه تبعيض اجتماعي به معني برخورداري

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله جامعه مدنی، حقوق شهروندی، حوزه عمومی، حقوق بشر Next Entries تحقیق درباره شوري، افزايش، پرولين، ميزان