منابع و ماخذ مقاله جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

معاصر (السيد، 1383) باز مي‌‌گردد.
مساله تشيع نيز در جهان اسلام، پيش از هر چيز ديگري، به مساله هويت تعلق دارد و به اساس جامعه و سياست در جهان اسلام باز مي‌گردد. مساله هويت شيعي در منطقه خاورميانه بويژه پس از تحولات 1357 ه.ش (1979م) در ايران،مساله اي جدي و قابل بررسي است و اذهان بسياري را به خود مشغول كرده است كه نمود عيني آنرا مي‌توان در اختصاص بودجه‌هاي كلان تحقيقاتي به اين امر مشاهده نمود. خاورميانه بعنوان خاستگاه پيدايش اسلام بطور كلي و تشيع بطور ويژه جايي است كه در آن هويت بيش از هر چيز ديگري به مذهب تعلق دارد، همچنان كه به قوميت و …
هر چند كه مذهب تنها عامل متعين در هويت و تعيين آن نيست، اما مهمترين آن در خاورميانه است. در واقع به گفته “زيمل”، افراد در عين آنكه به حلقه‌هاي هويتي چندگانه متصل بوده و احساس تعلق به آنها دارند (كوزر‏‏،1377) هويت‌هاي برجسته‌اي نيز دارند. هويت‌هاي نظير: جنسيت، مليت، طايفه، منطقه، قبيله، قوميت، مذهب، حرفه، طبقه، نژاد، زبان، فرهنگ و … اما آنچنان كه آمد، پس از تحولات اساسي در دهه 1970 در ايران و پيش و بعد از آن در عراق، مذهب بعنوان يكي از اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي هويت سر ير آورد تا مساله‌اي را در جهان اسلام و در قالب خاورميانه رقم زند، كه پس از سالها هنوز بعنوان ركن اصلي تفكيك و بعنوان مساله‌اي سياسي و امنيتي در مراكز مختلف تحقيقاتي وابسته به غرب مطرح مي‌باشد.
دنياي غرب، امروزه به چشمي خاص به مساله تشيع و شيعيان مي‌نگرد و اين ناشي از درك آنها از حساسيت اين مساله است تا جايي كه آنرا داراي قدرت انفجاري مي‌داند كه مي‌تواند از درون يا برون نظم سياسي – اجتماعي جوامع را از هم بپا شاند و طرحي نو در افكند، آنچنان كه در انقلاب ايران اين اتفاق بوضوح مطرح شد. فرانسوا توآل در اين زمينه مي‌گويد: “تشيع يك مذهب متكي بر معاد است كه بر اهداف والاي تاريخ بشر تاكيد دارد. بهمين دليل هر گاه به دنيا روي مي‌آورد، به مذهبي انقلابي تبديل مي‌شود. تركيب اين دو وضعيت – يعني در اقليت بودن شيعه‌ها و جهانبيني بالقوه پيامبرانه و انقلابي، موجب مي‌شود كه تجديد حيات شيعه به صورت يك وسيله انفجاري درآيد.” (توآل 5: 1380)
برداشت غرب از تشيع همواره برداشتي كليشه‌اي و ناشي از كج فهمي مولفه‌هاي دروني و بيروني اين مكتب بوده است. تا جايي كه مفاهيمي چون جهاد كه در انديشه اسلام سياسي و بويژه تشيع جايگاه ويژه‌اي دارد را به تروريسم تعبير كرده و در صدد محو آن و مبارزه همه جانبه با آن بر مي‌آيند. نگاه كليشه‌اي غرب به شيعيان و تشيع، بعنوان گروهي يكدست كه نشانه آنها تعصب مذهبي و روش‌هاي خشن و اعمال افراطي است به تصويري فوق العاده ساده انگارانه از اين مكتب متكي است كه فقط ظواهر امر را مي‌بيند، و بيشتر تحت تاثير انقلاب ايران و دشمني ايدئولوژيك با آن است. بنا به گفته فولر و فرانكه، رويكرد غرب به تشيع، بيشتر احساسي و انفعالي است تا تحليلي و تحقيقي و مبتني است بر تصاويري كه نماي جهان تشيع را منعكس نمي‌سازند(فولروفرانكه 41: 1384)و اين شايد بزرگترين اعتراف در مورد شيعه و شيعيان باشد كه از زبان محققان غربي بيان مي‌گردد.

شيعه در گذر تاريخ
مؤلفه‌هاي كليدي هويت سياسي شيعه
“شيعه” در لغت مزين به ترادفهايي چون فرقه، حزب، گروه، امت، پيروان، دوستان و … مي‌باشد (آقانوري 39: 1384) و در معناي اصطلاحي، تاريخي و اجتماعي، به پيروان امام علي در طول تاريخ اشاره دارد، كه از قرن اول اسلام، در پي يك اختلاف عقيدتي – سياسي راه خويش را از بقيه كه اصطلاحاً به اهل سنت مشهورند، جدا نمود.
پس از رحلت پيامبر اسلام (ص)، اختلاف بر سر جانشيني وي امت اسلام را به دو دسته تقسيم نمود: عده‌اي معتقد به انتخابي بودن جانشين پيامبر بودند و بر اين نظر بودند كه پيامبر عالما و عامدا مساله جانشيني‌اش را باز گذاشت و آنرا به عهده امت قرار داد تا تعيين كند كه چه كسي صالحتر و سزاوارتر براي جانشيني او و ادامه رهبري اوست (عنايت 23: 1380)./ اين گروه اصطلاحاً به اهل سنت مشهورند و مفاهيم كليدي انديشه سياسي آنان را مي‌توان در”خلافت” “اجماع” و “بيعت” يافت.
اما عده‌اي ديگر، كه در اقليت مانده و همچنان در طول تاريخ مانده‌اند، مخالفان دسته اول هستند. آنان با استناد به احاديق بجا مانده از پيامبر و تفسير ويژه از برخي آيات و روايات، معتقد به امامت علي‌(ع) و جانشيني وي پس از پيامبر هستند، كه اين جانشيني تا دوازده نسل ادامه مي‌يابد.
در واقع پشتوانه‌ اصلي انديشه شيعه را مي‌توان در دو دسته دلايل عقلي و نقلي بروجوب امامت امام علي(ع) و اعقابش يافت .از اينرو به معتقدان به اين دلايل اماميه مي‌گويند (آقانوري 59: 1384 و كريمي زنجاني اصل 1380) مهمترين دليل عقلي ارائه شده از طرف شيعيان را مي‌تون در قاعده لطف يافت.
بر طبق اين قاعده عقلي ،بر خداوند واجب است كه از راه لطف و رحمت بر بندگان خود، پيامبران و اماماني را در ميان بندگان گسيل دارد تا آنان را به صلاح و سعادت و معاد و معاش رهنمون شده و از مفاسد اعمال خويش آگاه سازند. (فيرحي، 178: 1384).
خواجه نصيرالدين طوسي در اين باره مي‌نوسيد: “الامام لطف فيجب نصبه علي الله تعالي تحصيلا للغرض”، يعني امام لطف است و بنابراين نصب او بر خداوند به منظور رسيدن به هدف واجب است (حلي 490: 1417) پس، بنابراين همان ملاحظات عقلاني كه ارسال رسل و انبيا را ايجاب كرده بود، ايجاب مي كند كه در غياب آنها رهبران معصومي براي سرپرستي يا ولايت پيروان آنها تعيين گردد و اين، عين عدل و لطف الهي است.
اما اهل تشيع در ادله نقلي خود، به آياتي از قرآن و احاديثي از سنت پيامبر(ص) تمسك مي‌جويند. آياتي چون: آيه ولايت (مائده/55) آيه تطهير (احزاب/33) آيه اطاعت اولي‌الامر (نساء/59) و آيه مودت في‌القربي (شورا/23)، و احاديثي همانند: حديث دار/اندار، حديث منزلت، حديث ثقلين و حديث غدير (فيرحي 190-180: 1384).
ولايت و معنويت، دو مسأله اساسي مورد اختلاف شيعه وسني و دو كليد واژه‌ براي رجوع به اين دوگانگي است كه خود ناشي از دو نوع نگاه متفاوت به دين است (غفاري 5: 1385). در نظر گاه اهل سنت، و در نگاه آنان به دين، پيامبر يك شخص معمولي، عالم و متدين است و نه يك انسان كامل و ولي خدا و امام (آنچنان كه شيعه معتقد است). نكته ديگر در مقام معنويت به اين اصل بر مي‌گردد كه از نظر اهل تشيع، پيامبر داراي يك شأن معنوي است و اين يك واقعيت وجودي است كه مردم اختيار دخالت در آن را ندارند. اما در نظر اهل سنت پيامبر صرفاً يك فرد معمولي و حداكثر خيلي متدين به دستورات دين است و نه يك انسان كامل كه به اوج قله كمال رسيده است و بنابراين، وي حق دخالت در مورد جانشين خود را ندارد و بنابراين بحث جانشيني را از طريق سيستم خلافت، با اتفاق نظر (اجماع) و از طريق بيعت پيگيري مي‌كنند و معتقدند كه خلافت يك امر بشري است و جنبه ارزشي و معنوي ندارد، كه بتوان از آن تبعيت كرده و اين مهمترين فارق اصلي شيعه و سني در انديشه و عمل است.
بنابراين، مؤلفه‌هاي كليدي هويت سياسي شيعه امامت، ولايت و عصمت است و در نظر سنيان خلافت، اجماع و بيعت (عنايت، 24: 1380 و فيرحي 191: 1384).

مؤلفه‌هاي هويتي شيعيان عراق
در نوشتار قبل به مؤلفه‌هاي كليدي هويت سياسي شيعه در گذر تاريخ اشاراتي رفت. در اين عنوان سعي بر طرح مؤلفه‌هاي هويتي شيعه بطور كلي و از رهگذر آن، موضوع شيعيان عراق بوده است. چرا كه اگر شيعه را به مثابه يك كل در نظر بگيريم، شيعيان عراق و هويت شيعي آنان بخشي از آن بوده و با توجه به شرايط اجتماعي – فرهنگي – تاريخي خود، با اين كل اتباطي منطقي از نوع “عموم و خصوص مطلق” برقرار مي‌كنند.

عناصر هويتي شيعيان
عناصر هويتي شيعيان را مي‌توان بطور كلي به دو بخش تقسيم نمود: عناصر دروني و هويت منسوب (بيروني). عناصر دروني هويت شيعيان از عقايد و جهان‌بيني و اعمال و مناسك و آئين مشتركشان نشـأت مي‌پذيرد و آنها را داراي يك همبستگي خاص مي‌نمايد. (منظور در اينجا شيعه اثني عشري است) و آنها را از بيرون بصورت يك كل كه داراي اجزاي مرتبط و هماهنگي است، ترسيم مي‌نمايد.
اما هويت منسوب شيعيان، چيزي است كه به مثابه يك برچسب تاريخي به آنان نسبت داده شده است و اگر چه شيعيان با مكانيسم‌هاي تدافعي اقدام به پاسخگويي و دفع اين برچسب‌ها نموده‌اند، اما بسياري از آنان نيز اين برچسب را پذيرفته و حتي در صدد توجيه آوردن براي آن و تبيين آن شده‌اند.نظير اين برچسب‌ها را مي‌توان در عنوان رافضي (رد كننده) ديد.
در قرن نهم، جريان غالب مسلمانان سني به شيعيان برچسب رافضي زدند و از آن به عنوان يك اصطلاح با بارارزشي منفي استفاده نمودند. استدلال آنها در اين مورد، متكي به بحث شيعيان در مورد رد خلافت و مخالفت با جانشيني حضرت رسول(ص) بود. اين گروه (شيعيان) بخاطر رد مبناي مشروعيت سلسله‌هاي حكومتي مسلمانان (كه حكومتشان بر پايه قدرت‌شان استوار بود نه بر دين و اخلاق ديني)، به عنوان بدعت گزار و رافضي ملقب گرديدند كه در انديشه‌ اهل تسنن نوعي انحراف مذهبي تلقي مي‌گرديد و البته از “الرافضه” (آنان كه نپذيرفتند) تا “المرفضون” (آنان كه پذيرفته نشدند) كه بيانگر طرد شيعيان از بدنه اصلي امت اسلامي است، گامي كوتاه، بيشتر نيست (فولر و فرانكه 53: 1384).

كالبد شكافي عوامل و عناصر
آنچنان كه آمد عوامل دروني و بيروني بر شكل‌گيري هويت شيعه تأثير مي‌گذارند. عوامل مشترك اعتقادي، فكري، مذهبي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي، جوامع شيعه را به نحو ويژه‌اي شكل داده‌اند و آنچنان كه به رغم تنوع‌هاي محلي يا فردي، پيوندهاي مشترك در ميان آنان پديد آمده و به شكل گيري هويت فراگير شيعي منجر شده است.

عناصر دروني
منشاء عناصر دروني هويت شيعه را بايد در صدر اسلام و پس از رحلت پيامبر جستجو كرد. بنا به گفته “بابي سعيد” تا زمان وجود قانونگذار، وجود كاريزماتيك وي منشاء پيروي پيروان از قانون مي‌گردد و با مرگ قانونگذار است كه حكومت قانون شروع مي‌شود (سعيد 65 : 1379). با رحلت حضرت رسول(ص) است كه ما شاهد دو دستگي و تفاسير متفاوت از حكومت و منشاء سياسي آن هستيم. در واقع اختلاف در مسئله جانشيني پيامبر، كه در يك تحليل ساده انگارانه مي‌توان آن را سياسي دانست، اما مسأله‌اي اعتقادي – سياسي است، شيعيان را به سمت و سويي سوق داد كه در طول هزار و چهارصد و اندي سال، اين قشر در اقليت مانده و تمامي حيات اجتماعي – سياسي آن متأثر از اين قضيه است.
اعتقاد به اصل امامت كه شيعيان آن را جزئي از اصول مسلم دين خود مي‌دانند، نگرش اعتقادي شيعيان به مسأله جانشيني را بيش از قبل نمايان مي‌كند و همين منشاء هويت دروني شيعه و عناصر آن مي‌گردد. سه عنصر اصلي را مي‌توان در هويت دروني شيعيان نام برد كه عبارتند از: اعتقاد به شهادت امام حسين(ع)، اعتقاد به مهدويت و موضوع مرجعيت. اين سه در طول تاريخ نيرو محركه شيعيان در تمامي زندگي اجتماعي – سياسي‌شان بوده اند.

شهادت امام حسين(ع)
اعتقاد به شهادت امام حسين(ع)، امام سوم شيعيان و نوه پيامبر اسلام در سال 61 هجري (980م) به دست امويان، در نبردي كاملاً نابرابر، در عراق و در نزديكي يكي از شهرهاي آن بنام كربلا كه از آن به “سرمشق كربلا” نام مي‌برند (فؤاد عجمي، به نقل از فولر و فرانكه)، ترجيع بند تفسير شيعي از جهاد است كه منشاء و سبب تمامي قيام‌هاي شيعه در طول تاريخ بوده است.
انديشه شهادت‌طلبانه شيعي، با تأثير از تراژدي كربلا در راه مبدأ و عقيده، با تأكيد بر كرامت انساني، (الحيدري، 6: 2002). خود را نه تنها در زندگي اجتماعي و سياسي شيعيان بروز داده، بلكه تا كوچكترين وجوه زندگي فردي و اجتماعي شيعيان رسوخ كرده است.

مهدويت
از رهگذر اعتقاد به شهادت امام حسين(ع) از منظر شيعه مي‌توان به مؤلفه ديگر هويت دروني شيعيان كه همان مهدويت است، پي برد. در واقع اگر تشيع را داراي دو سر سرخ و سبز بدانيم، سر سرخ آن كربلا و سر سبز آن اعتقاد به مهدويت است.

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله امر به معروف، سازمان ملل Next Entries منابع و ماخذ مقاله ظلم و ستم