منابع و ماخذ مقاله توسعه شهر، توسعه درونی، بهداشت و سلامت، بافت های فرسوده

دانلود پایان نامه ارشد

طرح هاي احياي بافت قديم شهري.
ب : مشكلات زيست محيطي
عامل ديگري كه بسيار در فرسودگي بافت تاريخي موثر است، آلودگي ومشکلات زيست محيطي است. به دليل متمركز شدن فضا هاي تجاري و كارگاهي و در نتيجه احداث انواع پايانه ها و انبار هاو … و تردد بيش از حد اتومبيل ها در بافت، آلودگي هوا و آلودگي صوتي بسيار ايجاد مي‌شود. آلودگي آب و زمين وهوا… سبب كاهش ارزش كيفي زندگي و آسايش ساكنان شده، روند رشد وتوسعه بافت شهري را متوقف ساخته، درصد مهاجرت از آن پهنه شهري را افزايش داده و در نهايت، توقف نوسازي و فرسودگي بافت را به همراه مي آورد. آلودگي صوتي نيز بهداشت و سلامتي روح و جسم ساكنان را تحت تاثير قرار داده و سبب كاهش ارزش كيفي و كمي زندگي در آن بافت مي‌شود. مهمترين مسايل و مشکلات زيست محيطي به ترتيب زيرمي باشد :
1. بحران آلاينده هاي محيطي ناشي از فعاليت كارگاه‌ها و كارخانه‌ها
2. نبود سيستم دفع فاضلاب وآبهاي سطحي و وجود پساب‌هاي صنعتي
3. آلودگي صوتي ناشي از فعاليت كارخانه هاي صنعتي
4. بالا بودن سطح آب هاي زير زميني
5. دشواري‌هاي مربوط به حمل زباله و ارايه خدمات به دليل تنگي معابر و جوي‌هاي روباز و متعفن
6. ورود پساب منازل و واحدهاي مستقر به جویهاي تعبيه شده در سطح معابر كم‌عرض.
ج : مشكلات کالبدي ودسترسي:
1. وسعت بسيار زياد بافت هاي فرسوده و نياز به برنامه ريزي کوتاه و درازمدت
2. پايين بودن كيفيت بافت و استفاده از مصالح با كيفيت نامطلوب.
3. انطباق کامل بافت قديم با بافت هاي فرسوده و وجود حرايم متعدد آثار تاريخي.
4. نامشخص بودن مرزبين بافت‌ فرسوده و بافت‌هاي تاريخي.
5. تراكم بالاي جمعيتي همراه با تراکم کم ساختماني(چرا که تجمع عوامل جاذب سرمايه و فعاليت در مركز شهر، از يك سو و كمبود و اشغال كامل اراضي از طرف ديگر، موجب تراكم و تمركز شديد انواع فعاليت‌ها در اين ناحيه شده است. اين پديده به اشباع كاربري‌ها، تجزيه بيش از حد اراضي، پيچيدگي نظام مالكيت و اجاره زمين، بهره‌كشي نامناسب و شديد از فضا، منجر شده كه خود زمينه‌ساز انواع آلاينده ها و تعارض‌هاي ديگر است).
6. سيماي نامطلوب و چشم‌اندازهاي نامناسب.
7. اختلاف ارتفاع اين مناطق از محيط اطراف و تبديل آن به حوض‌هاي آبريز مناطق و مجاور خود.
8. کمبود شديد خدمات عمومي شهري همچون سرانه فضاي سبز و يا تجهيزات شهري.
9. توزيع نامناسب مکاني خدمات شهري.
10. تفكيك زمين‌هاي منطقه به قطعات كوچك و ريزدانه بودن بافت (درمركزشهر، به ويژه در بافت‌هاي قديمي‌تر، قطعات زمين به اجزاي بسيار خرد متعدد تجزيه شده كه ازارزش‌هاي مجازي بسيار بالايي برخوردار است. به همين دليل در اين نواحي، استفاده از زمين به هيچ وجه بهينه نيست و از نظر حقوقي، مالكيت و ارزش سرقفلي بسيار پيچيده شده كه به صورت يك مانع جدي در برابر طرح‌هاي ساماندهي عمل مي‌كند).
11. استقرار واحدهاي صنعتي مزاحم در دل بافت مسكوني.
12. نبود زيرساخت‌هاي متناسب با جمعيت در سطح منطقه همچون پارکينگ.
13. از دست دادن تحرك گذشته در فضاهاي شهري بخش قديمي همچون مراکز محله، بازار و مساجد.
14. آسيب پذيري شديد کالبدي در هنگام مخاطرات طبيعي همچون زلزله.
15. گسيختگي بافت شهري ناشي از اجراي طرحهاي توسعه شهري.
16. نبود ضابطه مشخص براي ساخت و سازهاي واحدهاي مسكوني در تناسب با واقعيتهاي منطقه.
17. استفاده از مصالح كم دوام همچون آجر، خشت، وچوب.
18. گسترش فضاهاي بي دفاع ومرده شهري.
19. ناهماهنگي مقياس هاي حرکتي وشغلي( بافتهاي فرسوده، به طور عمده بر پايه الگوهاي شهرسازي قديم، يعني بر پايه مقياس‌هاي انساني و حركت پياده، اقتصاد پيشه‌وري و مصالح و معماري سنتي شكل گرفته، در حالي كه توسعه‌هاي جديدتر، براساس توليد صنعتي و گسترش شبكه سواره‌رو استوار شده است. اين وضع نوعي تضاد و عدم تجانس ساختاري ميان بافت‌هاي مركزي و بافت‌هاي اطراف آن پديدآورده است).
20. تقاضاي پايين براي مسكن و جايگزيني آن با فضاهاي خدماتي.
21. نبود دسترسي مناسب همرا با تنگي معابر و ناكارايي كالبدي بافت در برابر شكل زندگي امروز به ويژه اتومبيل.
22. افت ارگانيک و نفوذ پذيري سخت به داخل بلوک هاي ساختماني.
23. کاهش احساس پيوستگي فضاي شهري (محمدی،1386: 12- 9).
با توجه به محيط جغرافيايي و ويژگي هاي متنوع و نيز درک تاثيرآنها بر برنامه ريزي هاي بهسازي و نوسازي و به طور خلاصه ساماندهي شهري اهميت فراواني دارند. پژوهش هاي جغرافيايي به منظور ساماندهي شهري، توان هاي محيطي را در پهنه مکان و زمان بررسي و تحليل مي کنند. بخش پژوهش هاي جغرافيايي در برنامه ريزي هاي عمران و بهسازي شهري، محتواي محيط طبيعي شهر و ساختارهاي اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي شهر را براي برنامهريز و طراح شهري تبيين مي کند تا از اين طريق بتواند به ويژگي هاي خاص محيط و قانونمندي هاي حاکم بر محيط شهر و محله پي ببرد و تاثير هر کدام را بر شکل گيري فضاهاي شهري مشخص کند. همچنين بايد توجه داشت که در ايجاد نظم فضايي جديد و فرآيند بهسازي، نوسازي و بازسازي شهري که زمينه هاي توسعه پايدار شهري را فراهم مي آورد شناخت عميق از شرايط محيط جغرافيايي، ضروري است. هدف بهسازي، نوسازي، بازسازي و ساماندهي توسعه پايدار محيط جغرافيايي است، توسعه يعني بهبود اوضاع و احوال، بهسازي و نوسازي و نوين سازي و در نهايت تحول و تکامل در انسان و زندگي اوست(آسايش،1382: 18).
2-5- بافت های فرسوده و توسعه درون شهری
اساساً سياست توسعه شهري به مفهوم ارتقاي بهره وري و بهينه سازي استفاده از زمين و امكان توسعه درون شهري ( به ويژه در شهرهاي بزرگ و ارتقاي سطح دسترسي ساكنان بافت قديمي و فرسوده شهري به خدمات شهري و اجتماعي است(سازمان عمران و بهسازي شهري ايران،1384).
توسعه درونزاي شهري، بر خلاف ساير سياست هاي توسعه شهري، با توجه به اينكه در بستر شهر موجود و با حضور ساكنان و شهروندان و واحدهاي همسايگي صورت مي پذيرد موضوعي پيچيده، چند وجهي، ميان بخشي و حتي فرابخشي است كه نه تنها مقوله اي كالبدي و شهرسازانه نیست بلكه واجد ابعاد قوي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و زيست محيطي است . در توسعه دروني ، شهرها به جاي گسترش افقي، به صورت عمودي گسترش مي يابند، بافت هاي قديمي، فرسوده و ناكارآمد شهري احيا، بهسازي و نوسازي مي گردند، اراضي باير و رها شده شهري به كار گرفته مي شوند، كاربر ي هاي نا مناسب و نامتناسب با زندگي امروزين شهري نظير زندان ها، پادگان هاي نظامي ، كارخانجات و صنايع مزاحم در درون شهر اصلاح شده و سطح معابر و شبكه هاي دسترسي، سطح فضاي سبز به استانداردهاي شهرسازي نزديك مي شود(آئینی و اردستانی،1388: 48).
اصطلاح توسعه درونی و ارتباط متقابل آن با بافت‌های فرسوده شهری، در نوسازی، بازسازی و به عبارتی؛ دوباره قابل استفاده و زیست پذیر نمودن عرصه‌های شهری نهفته در بافت موجود می‌باشد. معمولاً این امر در مناطقی انجام می‌گیرد که یکپارچگی و انسجام خود را از دست داده و یا در حال از هم پاشیدن و انحطاط است و که عمدتاً از نظر اجتماعی و اقتصادی نیز وضعیت نازلی نسبت به سایر عرصه‌های شهری دارد. این منطقه می‌تواند بافتی قدیمی- میانی و یا کم قدمت و نوساز باشد(تلخابی، 1391: 55). رشد درونی صرفاً در رابطه حفظ و نگهداری میراث فرهنگی، هنری و یا مرمت شهری نیست، بلکه هر آنچه که بتواند شهر را از درون احیاء نموده و در تأمین مسکن و دوباره سازی بناها ایفاء نقش نماید، از ظرفیت‌های توسعه درونی محسوب می‌شود(همان).
بهسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده شهري در چارچوب سياست توسعه دروني، بر به كارگيري توان هاي بالقوه و بالفعل موجود در بافت هاي شهري با استفاده از مشاركت مردم تأكيد دارد . اما پيچيده بودن مسايل نوسازي شهري، باعث بي رغبتي بخش غيردولتي براي بهره برداري از اين ظرفيتها شده است . براي مديريت مشاركت مردم و حضور فعال آنان لازم است در سه محور ارتقا ي انگيزه مؤثر، ايجاد فضاي اعتماد آفرين و وضع الزام قانوني مورد حمايت و توانمند سازي قرار گيرند. براين اساس مي توان جريان پيشبرد نوسازي شهري و مشاركت مردم را با هرم بازآفريني و مشاركت مردم به عنوان يك مدل در ارزيابي اين برنامه مورد مديريت قرار داد(همان، 47). ساكنين بافت هاي فرسوده شهري غالباً واجد اصالت اجتماعي و فرهنگي بوده و در برخي مناطق واجد ارزش هاي غني معماري و شهرسازي نيز مي باشند، ليكن داراي مشكلات گسترده زيربنايي وروبنائي است . از نظر اقتصادي، ظرفيت بالا جهت ايجاد كاربري هاي مختلف شهري از جمله مسكوني، اين مناطق را بالقوه متناسب سرمايه گذاري هاي توسعه دروني مي نمايد . قريب به 80% سطح اين مناطق را خطر جدي زلزله تهديد مي كند كه درصورت عدم توجه به نوسازي و مقاوم سازي آنها در آينده بايد هزينه هاي چند برابري را صرف بازسازي اين مناطق نمود و اين صرف نظر ازخسارات جبران ناپذير تلفات انساني و صدمات روحي دركنار فرصت هاي از دست رفته ملي است(سازمان عمران و بهسازي شهري،:13848).
2-6- مکاتب و دیدگاه ارائه شده در زمینه بهسازي و نوسازي شهري
ضرورت مداخله در بافت و کالبد درونی شهرها، طرح عقاید ونظریات بعضا متفاوتی را به همراه داشت. بطوری که عده ای از نظریه پردازان اصالت را به فرهنگ و هیت کالبدی گدشته و افرادی نیز به کارکرد ایین بافت تاکید داشتند. در این بخش به معرفی تعدادی از نظریات مطرح در این زمینه پرداخته می شود :
2-6-1- فرهنگ گرايي
اگوستوس10 و لبي نورث مورپوژن 11 از بنيانگذارن اين مکتب و منشاء موضع گيري فرهنگ گراست. او معتقد است ملاک يک بناي خوب تطابق شکل بنا با عملکرد آن است بطوريکه با يک نگاه بتوان کارکرد يک بنا را تشخيص داد. در برنامه ريزي شهري بر اساس الگوي فرهنگ گرا نيازهاي مادي بر نيازهاي معنوي، فرهنگ بومي بر فرهنگ غير بومي، شهر کوچک بر شهر بزرگ، دموکراسي به ديکتاتوري و نيازهاي گروهي بر نيازهاي فردي برتري دارد. در نتيجه شهر بزرگ و هندسي نفي مي شود و بر فضاها و بناهاي عمومي تأکيد مي شود. شهر فرهنگ گرا بيش از هر چيز در محدوده اي مشخص جاي گرفته است در اين شهر هرگونه يکسان سازي و الگوي يکنواخت نفي مي شود و تنوع و تکثر به عنوان نظمي اندامواره و ارگانيک در آن موج مي زند چرا که اين مکتب اعتقاد دارد طبيعت و خلق و خوي انسان متنوع است و به تفاوت هاي فرهنگي توجه دارد. فرهنگ گرايان مداخله در بافت هاي قديمي و فرسوده از جمله بهسازي و نوسازي شهري را از طريق زنده کردن ارزش هاي فرهنگي گذشته مي دانند. توجه به ارزش هاي زيبايي شناختي شهرهاي کهن و به حداقل رساندن دخل و تصرف در بافت هايي با ارزش، ارزش دادن به کل بافت و افزايش جذابيت و آرامش در شهرهاست. براي رسيدن به اين اهداف توجه ارزش هاي فرهنگي کهن مبنا قرار مي گيرد. فرهنگ گرايان مداخله و مواجهه با مسائل و مشکلات شهري را از راه تداوم فرهنگ بومي ميسر مي دانند و اعتقاد دارند که شهرها و بافت هاي شهري داراي محدوده مشخص اند. آنها ارزش هاي فرهنگي را موجب شکل دهي فضا مي دانند و بر اين باورند که فضاهاي شهري بايد غير قابل پيش بيني و متنوع باشند.
2-6-2- ترقي گرا
در مکتب ترقي گرا توجه و تأکيد بر فرد است و انسان محور اصلي است، انساني که خود در ادامه رشد اومانيسم علمي- ادبي زمينه ذهني مناسب براي شورش بر عليه زهد ارتجاعي به قرون وسطي را ايجاد کرده بود. اين مکتب بر انقطاع از گذشته فرهنگي و تاريخي و عدم وابستگي به فرهنگ و مکان تأکيد دارد، زيرا نوستالوژي12 از نظر آن در جامعه مدرن مفهومي ندارد. متفکران ترقي گرا نوعي الگوي استقرار انساني با تأکيد بر چهار نياز اصلي انسان و چهار کاربري اصلي زمين شهري شامل: کار، اوقات فراغت، مسکن، و رفت و آمد، پيشنهاد مي کنند تا زندگي انسان را با مدلهاي از پيش انديشيده شکل دهند. آنها مقهورآينده اند و استفاده از امکانات تکنولوژيکي حاصل از پيشرفت علم و فن را راه حل تمامي مشکلات شهري مي دانند. براي آنان کوچه و خيابان که

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله عوامل اقتصادی، توسعه شهر، طبقات اجتماعی، مدیریت شهری Next Entries منابع و ماخذ مقاله سلسله مراتب، شیوه های مداخله، ارزش افزوده، علم اقتصاد