منابع و ماخذ مقاله توسعه شهر، بهداشت و سلامت، توسعه اجتماعی، توسعه درونی

دانلود پایان نامه ارشد

در شهرهاي گذشته يکي از مهم ترين فضاهاي عمومي به حساب مي آمد، جز مانعي در راه حرکت سريع انسان نيست و بايد آن را تخريب کرد. بدين ترتيب تمامي عملکردهاي اجتماعي و فرهنگي خيابان نيز بر اين اساس در اين الگو نفي مي شود.
اين مکتب هدف از بهسازي و نوسازي شهري را عمدتاً ارتقاي سلامت و بهداشت شهر مي داند. توجه به بهداشت و فضاي سبز شهري بيشتر در شهر، شهرسازان ترقي گرا را بر آن داشته تا فضاهاي قديمي بسته را به منظور بهداشت و سلامت متراکم سازي يا تجميع سازي کنند. بطوريکه ساختمانها به گونه اي منفک از هم در معرض خورشيد بوده و فضاي سبز کافي نيز داشته باشند. بر اين اساس بسياري ازشهر سازان تحت تأثير اين تفکر، ساخت در ارتفاع را به جاي ساختمانهاي کوتاه و به هم چسبيده قديمي توصيه مي کنندتر قي گرايان به علت نوگراييشان به زيباييهاي نوگرايانه توجه دارند. به هنگام نوسازي و بهسازي شهرهاي قديم، هيچ چيز جز راهها را حفظ نمي کنند و عملاً شهرسازي بلدزري و چاقويي را رواج مي دهند. در نقد اين الگو مي توان گفت اين الگو جوي نمايشي ايجاد مي کند. بريدن از گذشته به نوعي تهاجمي به گذشته و تاريخ است. ارزشهاي جديد مانند “مکانيزاسيون”، “استاندارد شدن”، هندسه گرايي” در “مقابل انعطاف”، “هويت” و “فرهنگ بومي و محلي” قرار دارد. درحقيقت اقدامات ترقي گرايان بيشتر باز سازي بدون توجه به تاريخ و فرهنگ است(شماعي وپوراحمد، 1384: 137-132).
2-6-3- انسان گرايي
کريستوفر الکساندر13، پاتريک گدس14 و کوين لينچ15 از جمله انديشمندان و نظريه پردازان قرن بيستم هستند که در زمينه بهسازي و نوسازي بر اساس شهرسازي انسانگرا اظهار نظر کردهاند. هدف اصلي اين گروه توجه به مردم و مشارکت آنها در بهسازي و نوسازي فضاهاي شهري است. بهسازي و نوسازي شهري شهرسازان انسانگرا بر اساس نظرها و مشارکت شهروندان و سپس با توجه به بررسيهاي لازم صورت مي گيرد. مداخله مردم گرايانه بيش از طراحي به برنامه ريزي شهري ميانديشد. برنامهريزيي که در آن مردم و يا شهروندان نقش اساسي را در ساماندهي شهري بازي مي کنند(لينچ، 1376: 342). اين مکتب اعتقاد دارد شهر صنعت زده قرن بيستمي قادر به بر آوردن نيازهاي جسمي و رواني ساکنانش نيست از اينرو توجه به “طبيعت و فرهنگ”از اصول مهم اين ديدگاه است. بطور کلي اصول شهر سازي انسانگرا در سه اصل کلي مستتر است:
1) فرايند نظم ارگانيک: امروزه بي مايگي، بي روح بودن معماري و منظر شهري نتيجه مستقيم و تجلي يکنواخت کارکرد گرايي است که در نتيجه ناحيه بندي عملکردي و وضع مقررات مربوط به آن پديد آمده است. اما در عوض پرمايگي نماديني که در معماري و شهر سازي بومي مشاهده مي کنيم، بر مبناي حداکثر ممکن سازگاري و همجواري بين کاربريها ي مختلف(خصوصي و عمومي) و سازگاري با محيط جغرافيايي است. از اين رو بر مبناي “اظهار واقعي تنوع” قرار گرفته است. اين پر مايگي نمادين را مي توان از طرز قرار گرفتن فضاهاي عمومي و ارتباط بين آنها از بافت و خط افقي يا خط آسمان شهر دريافت. اين دستاوردهاي ارزنده شهرسازي کهن است که بر مبناي “تداوم طراحي و رشد تدريجي” شکل گرفته که اين دو جزء لاينفک نظم ارگانيک هستند.
2) مشارکت شهروندان : آفرينش و بهسازي و نوسازي ارگانيک فضاهاي شهري که در اصل اول از آن ياد شد، بوجود نميآيد، مگر با کمک مردم. برنامه ريزان به کمک مردم قادر به خلق فضاهاي شهري و رهبري فرايند رشد و توسعه ارگانيک در محدوه اجتماعياند. بدين ترتيب اصل مشارکت، در ساخت و پرداخت و نگهداشت محيط زندگي، حائز اهميت است.
3) شناخت محيطي: براي برقراري توازن بين نيازهاي اجزا و عناصر منفرد محيط شهر و نيازهاي آن، شناخت کل فضاهاي شهري لازم است(خواه درمحيط طبيعي، خواه محيط مصنوعي). شهروند زماني در محيط شهري و زندگي خود احساس همبستگي و تعلق مي کند که به شناخت عميق فضاهاي شهري خود پي برده باشد.
2-6-4- ديدگاه كاركرد گرايي
شايد تا كنون در مورد هيچ نظريه اي مانند كاركردگرايي اختلاف نظر و مشاجره بروز نكرده است، به نحوي كه گروهي آن را بكلي مردود دانسته و برخي صاحبنظران از آن به عنوان نظريه اي جامع نام برده اند، علي رغم اين همه اختلاف آرا، كاركرد گرايي به عنوان نظريه اي جا افتاده در قرن بيستم به حيات خود ادامه داده و رسميت يافته است. اين ديدگاه در اوايل قرن بيستم بر بسياري از تحقيقات جغرافياي تاثير گذاشت. بر اساس اين ديدگاه منطقه يك واحد كاركردي در نظر گرفته مي شود، يعني ارگانيسمي كه بيش از مجموع بخش هاي خودش بود(مهديزاده،1380: 73). در اين راستا براساس اصول خردگرايي و هزينه منفعت، نحوه استفاده و بهرهگيري از اراضي شهري، نيز به عنوان ابزاري در جهت تسهيل كاركردهاي شهري و تقويت كارايي شهري تلقي گرديد و ضرورت استفاده منطقي و استفاده بهينه از زمين و فضا در دستور كار قرار گرفت. با توجه به اين اهداف، به تبع بهسازي و نوسازي بخش دروني شهر (بافت قديم) هم مود توجه قرار گرفت. در پرتو چنين نگرشي، اين نظريه بيش از پيش در عرصه كاربري اراضي شهري و مرمت شهري قوت گرفت. در اين ديدگاه احيا بافت قديم فقط از طريق ساماندهي كالبدي و فضايي فعاليت هاي مختلف شهر به منظور افزايش كارآيي شهر و جلوگيري از بروز بي نظمي و آشفتگي در نظام كالبدي شهر صورت مي گيرد. بديهي است كه اين رويكرد به نقش زمين هاي شهري، ضرورتاً به نوعي نگرش ايستا و يك جانبه مي انجامد و ابعاد تاريخي، حقوقي، اجتماعي و فرهنگي بافت شهري را بطور واقعي كمتر مورد توجه قرار مي دهد(شماعي، پوراحمد، 1384: 160).
2-6-5- ديدگاه توسعه پايدار
بافت قديم در دوران معاصر با يك تضاد اساسي روبرو شده است. از يك طرف هويت تاريخي و فضايي آنها براساس هويت انساني، اقتصاد پيشه وري و فرهنگ ما قبل صنعتي شكل گرفته و از طرف ديگر با نيازها و الزامات نيرومند عصر صنعتي و پسا صنعتي روبرو شده است. جدايي و بريدن از ميراث گذشته شهر به بي هويتي و آشفتگي مي انجامد و از طرفي مقاومت در برابر سبك هاي جديد زندگي شهري به انزوا و جدايي از تحولات جهاني منجر مي شود(مهديزاده، 1384: 14). مقابله با اين تضاد و بحران به يك رويكرد راهبردي درازمدت و نگرش علمي و جامع نياز دارد. شايد مناسب ترين راهكار در اين زمينه، توسعه شهري پايدار و تدوين دستور كار ملي توسعه شهري پايدار است. نظريه توسعه پايدار در راستاي حمايت از منابع محيطي ارائه شده است. مباني نظري اين رويكرد بر نگهداري منابع در حال و آينده از طريق استفاده بهينه از زمين و وارد كردن كمترين ضايعات به منابع تجديد ناپذير مطرح است Bertolini,2005:116)). اين نظريه راه رسيدن به اين اهداف را از طريق اتخاذ سياست كاربري صحيح و محافظت از زمين و كنترل كاربري ها مي داند(Carey Curtis,2008: 107).
بنابراين در اين ديدگاه بافت قديم از طريق اتخاذ سياست هاي كاربري صحيح و اجراي طرحهاي حفاظتي از زمين و بنا، به منظور استفاده بهينه از زمين و منابع براي حال و آينده با وارد كردن كمترين ضايعات، نگهداري و ساماندهي مي شود. در تمامي طرحها و پروژه هاي اجرايي توجه به اهداف اقتصادي و اجتماعي و زيست محيطي درراس سياستگذاري ها و برنامه ريزي توسعه شهري قرار مي گيرد. اين ديدگاه معتقد است كه گرچه احياي كالبدي، اقتصادي و اجتماعي و زيست محيطي در تعامل و مرتبط با يكديگرند اما احياي اقتصادي را مي توان جنبه كاركردي و ضامن احياء كالبدي و اجتماعي تلقي كرد اما نه به طريقي كه موجب شود هويت تاريخي، اجتماعي و شهرهاي سنتي از بين برود. در اين مورد توجه به ظرفيت هاي محدود اقتصادي بافتهاي قديمي در رونق اقتصادي نيز بسيار ضروري و مهم است. اين اقدام مهم بايد در قالب راهبردهاي مدون و برنامه ريزي شده و يا با هدف حفظ جنبه هاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي و زيست محيطي در قالب كالبد نمود پيدا مي كند. به اين ترتيب احياي اقتصادي به تداوم حيات حقيقي و سازگار مراكز قديمي شهر ها مي انجامد و توسعه پايدار باقتهاي قديمي و ارزشمند شهري كشور را تضمين مي كند.
2-7- نتیجه گیری از دیدگاه ها
در دنياي انديشه پردازي در مورد مداخله در بافت ها و فضاهاي كهن شهري ، دو گرايش و ديدگاه عمده وجود دارد :كاركرد گرايي و فرهنگ گرايي. در ديدگاه كاركردگرايي؛ اولويت با مقولات اقتصادي بوده و ابعاد فرهنگي از جايگاه مناسبي برخوردار نيست و در ديدگاه فرهنگ گرايي برعكس، شرايط و ارزش هاي فرهنگي عامل غالب در شكل دهي فضا تلقي مي شوند. ارزش گذاري بيش از حد به گذشته از مشخصات بارز اين دیدگاه است. ديدگاه كاركرد گرا فضاهاي شهري كهن را از ديد مصرفي می نگرد، در حاليكه ديدگاه فرهنگ گرا به اين فضاها به ديد موزه مينگرد، در نتیجه به حفاظت تأکید مینماید. ديدگاه كاركرد گرا معمولا با انقطاع گرايي، به معناي قطع روند تاريخي و ديدگاه فرهنگ گرا با تداوم گرايي به معناي ادامه اين روند همراه است (جمال پور، 1378: 34). آنچه در اين پژوهش به عنوان پيش فرض در نظر گرفته مي شود، نه ديدگاه كاركرد گرا و نه ديدگاه فرهنگ گرا، بلكه تلفيقي از اين دو است. بافت هاي فرسوده شهري پيش از هر چيز مسكن و ماواي انسان هاي ساكن در آن است يا حداقل هدف اين است كه چنين باشد. توقع ساكن شدن انسان ها در محيطي كه فاقد استانداردهاي زندگي شهري و بي انطباق با نيازهاي امروزي است؛ دور از معيارهاي عدالت اجتماعي است. خودخواهي است كه به خاطر سلايق جهانگردان و افرادی كه مجبور به زندگي در اين فضاها نيستند، بافت هاي كهن را به ديد موزه نگاه كرده و از هر گونه اقدام براي مداخه دوري نمود. هم زمان وجود آثاري از روزگاران قديم ، به خصوص در شرايط بحراني نسل گمشده امروز، بسيار حائز اهميت بوده و از بين بردن آنها با هيچ معياري عقلايي نيست .
بدين ترتيب، ديدگاه موردنظر اين پژوهش واقع گرايي مي باشد و در اين ديدگاه مداخله مجاز شمرده شده و هدف اصلي آن امروزي سازختن بافت ها و فضاهاي فرسوده شهري و توسعه اجتماعی با رعايت جنبه هاي فرهنگي مي باشد.
با عنایت به این وضع و با توجه به اینکه بافتهای فرسوده شهر کرج هرچند دارای هویت و ابعاد اجتماعی است اما با توجه به اینکه طی چند دهه اخیر در پی حرکت شتابان جمعیت به سوی مادر شهر و در راستای براوردن نیازهای جمعیت و مسکن شکل بلحاظ هویتی – تاریخی تهی می باشد و آثر فرهنگی – هنری مطرحی در ان یافت نمی شود. بنابراین رویکرد واقع بینانه در این زمینه، توجه به ظرفیت های کالبدی محله و استفاده از مشارکت های ساکنان در توسعه این بخش از شهر است. با بکاگیری این توان ها و استفاده بهینه از آنها، توسعه درونی شهر در محلات شهری محقق می شود و در نهایت شهر و مجموعه شهری را به سمت و سوی پایداری سوق می دهد.
2-8- نظريه هاي بهسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده شهري
2-8-1- نظريه اعيان سازي16
نظريه اصالت بخشي يا راهبرد اصلاح مسکن به همراه بهبود زندگي اجتماعي در بافت قديم يا بخش مرکزي شهرها بويژه براي گروههاي اجتماعي با در آمد زياد، جوانان و خانواده هاي کم فرزند است. اصالت بخشي فرايندي است که در نواحي مرکزي شهرها صورت مي گيرد و از طريق آن خانه هاي قديمي و نيمه قديمي خريداري مي شوند و پس از نوسازي و بهسازي شرايط زندگي براي طبقه متوسط جامعه وحتي طبقات ثروتمند را فراهم مي آورند. در نظريه اصالت بخشي، استدلال اساسي اين است که واحدهاي همسايگي مرکز شهرهاي غربي پيرامون هسته تجاري شهر مرکزي(C.B.D) به دلايلي از جمله شلوغي، فرسودگي، آلودگي محيط زيست شهري، کاهش امنيت شهري، گسترش ناهنجاريهاي اجتماعي، عدم حمايت مالي و اعتباري از سوي شرکتهاي بيمه و بانکها و عدم تمايل بخش خصوصي براي سرمايه گذاري ونارساييهاي ديگر، توسط قشر کارگر و گروههاي فقير به ويژه مهاجران رنگين پوست، اقليت هاي نژادي و گروههاي بومي مسن و کم تحرک اشغال مي گردد. در اين زمان اجاره واحدهاي مسکوني به کمترين حد خود مي رسد. بنابراين اختلاف قيمت املاک بين شرايط موجود و مطلوب به بيشترين حد مي رسد. بر اين اساس با توجه به تئوري اصالت بخشي با تشويق توسعه دهندگان خصوصي و سرمايه گذاريهاي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله عوامل اقتصادی، توسعه شهر، طبقات اجتماعی، مدیریت شهری Next Entries منابع و ماخذ مقاله سلسله مراتب، شیوه های مداخله، ارزش افزوده، علم اقتصاد