منابع و ماخذ مقاله تلفن همراه، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، علوم ارتباطات

دانلود پایان نامه ارشد

“دنياي داراي دگرگوني‏ گيج‏کننده”،”جهان سيال، نفوذپذير و غير مشخص”، “دنياي‏ عدم قطعيت و ابهام”، “عصر احتمال و تصادف”، “دنيايي فاقد حد و مرز”، “دنيايي بزرگ و غير قابل کنترل”، “دنياي تضادها، ابهامات و پيچيدگي‏ها” آشنا ساخته است و اين همه، يعني تهديد “امنيت هستي‏شناختي” انسان‏هاي دنياي جديد (مددپور ، 1383: 36-37).
کاستلز معتقد است: در عصر اطلاعات، دولت مدرن زير تاراج‏ شبکه‏هاي جهاني ثروت، قدرت و اطلاعات، قسمت اعظم‏ حاکميت و استقلال خود را از کف خواهد داد و با افول دولت رفاه، ميثاق تاريخي سرمايه و کار و دولت برهم زده شده و بسياري از سرپناه‏هاي تامين اجتماعي از ميان خواهد رفت. در نتيجه در چنين‏ جامعه‏اي، آن نوع هويتي که توسط نهادهاي غالب جامعه و به‏ منظور گسترش سلطه شان بر کنشگران اجتماعي ايجاد مي‏شود، کاملا خشکيده مي‏شود و زوال هويت‏هاي مشترک را که مترادف با اضمحلال جامعه به عنوان نظام معنادار اجتماعي خواهد بود، به‏ همراه خواهد داشت.در واقع وقتي که جهان بزرگ‏تر از آن مي‏شود که بتوان آن را کنترل کرد،کنشگران اجتماعي درصدد بر مي آيند تا دوباره جهان را به حد و اندازه قابل دسترس خود تکه تکه کنند. وقتي شبکه‏ها، زمان و مکان را محو مي‏سازند، مردم چاره‏اي نخواهند داشت که‏ خود را به جاهايي متصل کنند و حافظه تاريخي خود را به ياري‏ بخوانند.اين واکنشهاي تدافعي از طريق برساختن نمادهاي‏ فرهنگي جديد از دل مواد و مصالح تاريخي،تبديل به منابع جديد هويت و معنا مي‏شوند (مددپور،1383: 37).
در جامعه شبکه‏اي، مخاطبان و مصرف‏کنندگان اطلاعات‏ صرفا گيرندگان منفعل پيام نيستند، بلکه کنشگراني به حساب‏ مي‏آيند که ارتباط متقابل برقرار مي‏کنند.از اين رو، شايد رسانه‏هاي‏ نوين را ديگر نتوان به مفهوم سنتي کلمه، رسانه‏هاي همگاني‏ دانست که پيام‏هاي محدودي را براي انبوهي از مخاطبان متجانس‏ پخش مي‏کنند و در واقع، به دليل تعدد پيام‏ها و منابع انتشار آنها، مخاطبان از قدرت انتخاب بيشتري برخوردار شده‏اند،به اين سبب‏ در فرايند جهاني شدن ، مي‏توان اين واقعيت را نيز پذيرفت که هر کس مي‏تواند کلبه‏هايي فراخور حال هر منطقه و محل داشته باشد.به عبارتي ديگر، ما در يک دهکده جهاني زندگي نمي کنيم بلکه در کلبه هاي سفارشي زندگي مي کنيم که توليدشان جهاني و توزيعشان محلي است.
در پايان بايد اين نکته را مد نظر داشت که تاکيد بيش از حدکاستلز بر تکنولوژي جاي تامل دارد و به نظر مي رسد که گاه وي را در دام جبرگرايي تکنولوژيکي گرفتار مي سازد، حتي آنجا که کاستلز مي خواهد روند تاريخي شکل گيري جامعه اطلاعاتي را توصيف کند، تاريخ تحولات تکنولوژيک را بيان مي کند و رابطه بين شبکه و تکنولوژي را رابطه اي علي معلولي ميداند. اين تاکيد را مي توان در همه فصل هاي کتاب او مشاهده کردکه به نظر مي رسد نگاهي علي در رابطه با تکنولوژي و جامعه صحيح نباشد و بايد تاثيرات جامعه بر تکنولوژي نيز بيشتر مد نظر قرار گيرد.

2-5-6-5- موبايل
کاستلز در سال 2007 بهمراه گروهي از محققان کتاب مشترکي با عنوان “جامعه و ارتباطات موبايلي: چشم انداز جهاني” منتشر نمود که حاصل يک مطالعه ميان فرهنگي در 40 کشور جهان با موضوعيت موبايل و فرهنگ پيرامون آن مي باشد. در اين کتاب کاستلز و همکارانش با بهره گيري از نظريه جامعه شبکه اي سعي کرده اند مولفه هاي يک فرهنگ موبايلي را شرح و بسط دهند. بزعم کاستلز ، فرناندز و ديگر اعضاي تيم تحقيقاتي ذکر شده، موبايل شکلهاي جديدي از کنشهاي متقابل شبکه اي شده را پديدار مي نمايد، زمانِ بي زمان و فضاي جريان دار را در زندگي مردم افزايش مي دهد؛ با تغيير معناي زمان و مکان، ريتم و آهنگ جديدي را در تعاملات اجتماعي روزمره وارد مي کند، مکانها و موقعيتهاي عمومي روزبروز خصوصي تر و فردي تر مي شوند، احساس هويت فردي و جمعي خاص و جديدي را در مردم بويژه جوانان بوجود مي آورد ( Castells et all.2007: 172 به نقل از موسوي: 1389).

2-5-7- هانس گسر
به عقيده گسر زندگي اجتماعي بشر در طول تاريخ پرفراز و نشيب خود تغيير و تحولات زيادي را تا به امروز ديده است و عوامل تعيين کننده اين تحولات را مي بايد در دو مسئله خلاصه کرد:
1- همجواري و همزيستي مردمان که پيش شرط تعاملات و کنش هاي متقابل مردم بوده است.
2- سکونتگاه هاي ثابت و يکجا نشيني که اين عامل نيز زمينه ساز رشد و توسعه همکاري و ارتباطات انساني بوده است (Geser،2003:2).
البته با رشد و توسعه شهرها و افزايش تحرک و جابجايي ها، فاصله هاي مکاني و به تبع آن فاصله هاي اجتماعي نيز گسترده شد. با افزايش جابجايي ها، تحرکات و پراکندگي جمعيت و افزايش فاصله ها، حفظ ارتباطات اجتماعي دشوار شد و ضرورت اتخاذ تدابيري جهت جبران اين وضعيت پديدار گرديد. يکي از اين تدابير “حفظ و تقويت روابط درون گروه” به کمک مراسم و آئين هاو مناسبتهاي فرهنگي در خانواده و محل کار و… بوده است. راهکار ديگر “هدايت کردن ارتباطات ميان انسانها به سانترال ها و موقعيت هاي مکاني محدود “، و سرانجام راهکار سوم عبارتست از استاندارد سازي ارتباطات و ساده سازي تبادل پيام هاي ارتباطي بگونه اي که بتواند با تحرکات و جابجايي ها و نيز پراکندگي منطقه اي جمعيت سازگار شود. در واقع پيدايش موبايل از درون راهکار سوم پديدار شده است. موبايل ابزاري است براي “سازگار نمودن ارتباطات اجتماعي با تحرکات و جابجايي انسانها”. وسيله اي است که افراد را هنگام برقراري ارتباط از قلمرو فضا و مکان رها ميسازد، به آنها امکان مي دهد که هنگام حرکت و جابجايي نيز ارتباطات خود را داشته باشند و براي تماس با ديگران نيازي به باقي ماندن در منزل يا در محل کار و در کنار تلفن ثابت نباشد. بدين ترتيب بعقيده گسر ظهور موبايل در پاسخ به يک نياز مبرم اجتماعي بوده و بهمين دليل طي دهه هاي اخير بسرعت مورد استقبال تمامي جوامع قرار گرفته است (Geser،2003:3-2).گسر بر اين باور است که کاربرد موبايل نزد انسانها از استفاده ابزاري آنهم براي تامين يکسري نيازهاي خاص شروع مي شود اما در مراحل بعد کاربردهاي اجتماعي، فرهنگي و رواني نيز بر آن افزوده مي شود. وي براي موبايل در سطوح خرد، متوسط و کلان اجتماعي مجموعه اي از تاثيرات مثبت و منفي قايل است (Geser،2003:3-2) که بصورت فهرست وار به تعدادي از عمده ترين آنها اشاره مي شود:
1- تاثير موبايل در سطوح خرد اجتماعي:
– تسهيل اجراي همزمان نقشهاي اجتماعي بدون حضور فيزيکي در محلهاي مربوطه
– سيال شدن زندگي کاري و غيرقابل پيش بيني شدن کارهاي روزانه افراد
– حفظ ارتباطات ميان فردي درضمن جابجايي و تحرک
– افزايش حجم دوستي از راه دور
– گسترش روابط اجتماعي سست و درجه دوم
2- تاثير موبايل در سطوح متوسط و کلان اجتماعي:
– تداخل مرزبندي ميان عرصه هاي عمومي با عرصه هاي خصوصي و فردي
– حذف فضا و زمان از الگوهاي ارتباطي افراد و سازمان ها و نهادها
– دگرگوني نظم ثابت و پايدار امور
– افزايش انعطاف پذيري سازمانهاي بوروکراتيک به سازمانهاي متغير و غير قابل پيش بيني
– ايجاد گروه هاي غير رسمي و کاهش نظارت بر اين گروه ها در سازمان ها و نهادهاي بوروکراتيک

2-5-8- ريچارد لينگ
ريچارد لينگ، نويسنده معاصر نروژي مفهوم سودمند آغازگري‌ را براي تلفن همراه به کار برده است.از نظر وي نقشي را که مراسم‌ گذر در قبايل بومي براي کودکان اجرا مي‌کرد و از آن‌پس به آنان مجوز حضور در جهان‌ بزرگسالان را مي‌داد، در حال‌حاضر تلفن همراه برعهده گرفته است و کودکان و نوجوانان با داشتن تلفن همراه، در عمل به فضاي شبکه‌اي خاصي گام مي‌نهند که ضمن جداسازي نسبي آنان‌ از خانواده‌هايشان،ارزش‌هاي خاص و جديدي را براي آنان مطرح مي‌سازد (لورنته،2002 به نقل از منطقي (الف)،1389: 98).
علاوه بر اين وي باور است که تلفنهاي موبايل هم بر روي مردم و هم بر روي زمان تاثير گذاشته اند. موبايلها شيوه مرسوم و رايجي را که مردم براي ترتيب دادن قرار ملاقات ها بکار ميبردند از حالت “هماهنگي ثابت و مشخص” (مثلاً: ساعت 5 شما را خواهم ديد) به حالت “هماهنگي هاي پيشرونده و تدريجي” (مثلاً: وقتي کارم تمام شد به تو زنگ مي زنم و آنوقت مشخص مي کنيم کجا و چه وقت همديگر را ببينيم) تغيير داده است. از سوي جامعه شناسان و متخصصان علوم ارتباطات اين حالت وارسي و چک کردن مداوم قرار و مدارها و هماهنگي ها نام هاي مختلفي به خود گرفته است. وايتري آنرا “خرده هماهنگي ها” يا هماهنگي هاي جزئي و سطح خرد ناميده است.
اين “خرده هماهنگي ها” در نگاه لينگ صرفاً معناي استفاده از موبايل جهت هماهنگ کردن لحظه به لحظه فعاليتها نيست، بلکه همچنين مجموعه اي از برخوردها و کنشهاي متقابل اجتماعي و احساسي را بين طرفين در بر دارد . او به اين مساله نظر دارد که تلفن همراه چگونه بر دو نوع اساسي از کنش هاي متقابل انسانها تاثير مي گذارد: يکي کنشهاي ارتباطي مستقيم و حضوري، دوم کنش هاي متقابل ارتباطي که به کمک موبايل صورت مي گيرد. لينگ طي مطالعات خود دريافت که از طرق گوناگون، موبايل پيوندهاي اجتماعي را ميان شبکه دوستان و اعضاي خانواده تقويت نموده و نوعي همبستگي نيرومند در آنها ايجاد مي کند، هرچند اين پيوندها بعضاً به بهاي تضعيف کنشهاي ارتباطي با “افراد حاضر” در کنار شخص تمام مي شود(Ling,2010).
لينگ تقويت روز افزون تماس ها و ارتباطات نزديک بويژه از طريق موبايل را دربردارنده پيامدهاي عاطفي و احساسي فراوان و نيرومند در جوامع امروزي مي داند. يکي از اين پيامدها “مديريت کردن اضطرابات و نگرانيها” از راه دور بوده است. پيامد مهم ديگر “تقويت احساس همبستگي و انسجام” در بين مردم بويژه دوستان و آشنايان مي باشد. لينگ با الهام از نظريات اروينگ گافمن درباره آن دسته آداب و تشريفاتي که در ملاقاتها و روابط مستقيم و چهره به چهره انسانها مرسوم است تلاش مي کند ارتباطات از طريق موبايل را نيز تجزيه و تحليل نمايد. بنظر لينگ همانطور که در زندگي روزمره احوالپرسي ها، گفت و شنودها و تعاملات کوتاه و مختصر، احساس همبستگي و پيوند را به نوعي تقويت مي کنند، تعاملاتي که از طريق موبايل بين مردم صورت مي گيرد و براي يکديگر انواع خبرها، شايعه ها، جوک و لطيفه، ابراز همدردي و دلجويي، جملات زيبا و عاشقانه و… مي فرستند نيز بمنزله آداب و تشريفاتي است که انسجام ميان گروه هاي جامعه را تقويت مي کند، هرچند که اين تعاملات بوسيله موبايل صورت گرفته باشد. بدين ترتيب مي توان ملاحظه کردکه نسبت به تاثيرات اجتماعي موبايل خوشبين است و نظر افرادي مثل گسر را که معتقدند موبايل موجب کاهش انسجام اجتماعي و باعث رشد فردگرايي مي شود قبول ندارد (پيشين).
2-6- نظريات جامعه شناسان پيرامون جامعه اطلاعاتي
انقلاب ارتباطات به سرعت به پيش مي‌رود، به گونه‌اي که انطباق سريع افراد،گروهها و دولتها با سرعت ‌فزاينده اين فناوريها، دشوار است. فناوريهاي‌ تازه، بر همه ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي اثر مي‌گذارد. شايد هيچ تحولي را در دوران کنوني نتوان سراغ گرفت که از حيث ايجاد تغيير در حيات سياسي و اجتماعي، بتواند با تحول در پهنه تکنولوژيهاي مدرن ارتباطي و اطلاعاتي برابري‌ کند. عامل اطلاعات، چنان زندگي بشر را دگرگون‌ ساخته،که از آن به عنوان يک‌شاخص مستقل براي‌ تعريف مقطعي تازه در تاريخ تحولات بشر ياد شده و جهان را به دهکده کوچکي مبدل ساخته است که در آن، نوع تازه‌اي از مناسبات سياسي و اجتماعي جاري است.
انديشمندان، از اطلاعات، به عنوان ويژگي تعريف‌کننده‌ “جهان نو” ياد مي‌کنند و بسياري از نگاهها، متوجه‌ “اطلاعات-محور شدن” حيات سياسي، اجتماعي و اقتصادي است. در اين عصر، اطلاعات مانند جريان برق‌ در شبکه‌ها و تاروپودهاي جامعه شبکه‌اي جاري است؛ توليد، توزيع، تجارت، انديشه، زيستن و مانند آن، بشدت به اطلاعات وابستگي دارد. جامعه اطلاعاتي، فضاهاي نوين را ايجادکرده و اين فضاها، روابط اجتماعي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله عصر اطلاعات، اقتصاد اطلاعات، حقوق بشر Next Entries منابع و ماخذ مقاله انتقال اطلاعات، اقتصاد اطلاعات