منابع و ماخذ مقاله تفکیک قوا، ثبات سیاسی، اجتماعی و سیاسی، رهبران سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

در اموری مداخله می‌کنند، که عقلا به حوزه فعالیت حزب مربوط نمی‌شود، یا این که خیلی زود به سوءاستفاده از قدرت گرایش می‌یابن،د دقیقاً ناشی از تأثیر محیط است» (نقیب‌زاده، همان، ص2).
اصل تفکیک قوا نخستین پایه دموکراسی‌های غربی را تشکیل می‌دهد، ولی امروز این اصل در برابر سیطره احزاب حاکم به خصوص در کشورهای در حال توسعه وبه خصوص جهان سوم تضعیف شده.
در کشورهای صنعتی و پیشرفته به دلیل رعایت تخصص در ساختارهای اجتماعی و سیاسی و روشن بودن حدود اختیارات نهادها، حزب نمی‌تواند از محدوده اختیارات خود فراتر رفته، و در کار سایر نهادها و مراجع به مداخله بپردازد.
در اینجا باید آموزش سیاسی مردم به وسیله احزاب نیز اشاره کرد، پیچیدگی زندگی امروز، به خود امکان نمی‌دهد، که به تنهایی به کسب اطلاعات سیاسی لازم و سپس تحلیل آن‌ها بپردازند، و در نتیجه راه سیاسی خود را انتخاب کند، حزب از یک طرف اعضای عادی را در جریان امور می‌گذارد، و از طرف دیگر کارآمدترین آن‌ها را برای ورود به هیأت رهبری و در دست گرفتن امور از طریق آموزش‌های سیاسی ویژه آماده می‌سازد.
«آلموند» و «پاول» از جامعه‌شناسان به نام، فنکیونالیستی در کتاب مشترک خود به نام «سیاست تطبیقی» به تشریح نقش احزاب در توسعه ارتباط اجتماعی، اجتماعی کردن سیاست، تطبیق سیستم سیاسی با محیط و توسعه فرهنگ سیاسی پرداخته‌اند.
به نظر این دو جامعه‌شناس برجسته، علاوه بر آنکه احزاب سیاسی از طریق یکپارچه کردن خواسته‌های پراکنده، گردش کار سیستم را سهولت می‌بخشد، در برقراری پیوند روانی و مادی بین فرد و سیستم سیاسی و نزدیک کردن عقاید و افکار مردم وحکومت نقش مهمی را ایفا می‌نمایند، که خود به حفظ نظام سیاسی کمک می‌کند امروز اغلب دولت‌ها حتی آن‌ها که ذاتاً با مشارکت آگاهانه مردم امور سیاسی موافق نیستند، برای این امر ارزش خاصی قائلند ، زیرا بدون داشتن یک پایگاه وسیع اجتماعی، تداوم کار سیستم با مشکلات مهمی روبرو خواهد بود.
اجتماعی کردن سیاست، قبل از آنکه هدف یک برنامه توسعه و رشد سیاسی باشد، ضرورتی است که سیستم سیاسی برای ماندگاری ناگزیر از توجه به آن است، چرا که هرچه مشارکت بیشتر باشد، ثبات رژیم نیز بیشتر است.

1-1-2-نظریه دیوید اپتر
به قول «دیوید اپتر»34 عملکرد اولیه هر حزب شکل دادن به افکار عمومی است، احزاب سیاسی به انتخابات و نمایندگی معنای عمیق‌تر از انتخاب، یا تأیید یک فرد، به وسیله فردی دیگر می‌بخشد، زیرا با ارائه یک برنامه و خط مشی، موجد فکر جمعی می‌شوند. که زیر پوشش آن افراد پراکنده، به نوعی وحدت سیاسی می‌رسند. بدون چنین اجتماعی هیچ‌گاه امکان ندارد، بتوان افکار و عقاید پراکنده در جامعه را بررسی و به طور یک مجموعه منسجم به رهبران سیاسی منتقل نمود ،تا آن‌ها نیز به نوبه خود بتوانند افکار عامه را در تصمیمات خود ملحوظ ‌بدارند. اما این عملکرد که «اپشتین»35 به آن «عملکرد پروگراماسیون» می‌گوید، خود متضمن علمی است، که دموکراسی را در عمل با معضلی لاینحل روبه‌رو می‌سازد، زیرا هیچ‌گاه فرد نمی‌تواند حزبی را پیدا کند، که برنامه آن تجسم تمامی آرمان‌های او باشد، ممکن است شخصی با سیاست خارجی یک حزب موافق ولی با برنامه‌های داخلی آن مخالف باشد. بعلاوه هیچ گاه تضمینی وجود ندارد که حزب پس از پیروزی به برنامه‌های اعلام شده عمل کند. برعکس به قول «ماکس وبر» ، هرچه شعارهای حزب وگروه درازتر باشد، فاصلة آن با واقع بینی و اختلاف حرف و عمل بیشتر است. نکته دیگر اینکه غالباً مواردی پیش می‌آید، که جامعه به دو گرایش کلی مثل چپ و راست تقسیم می‌شود، در چنین حالتی ممکن است فرد حق انتخاب راه محدود به گزینش بین بد و بدتر ببیند، یا در حالت بهتر، یکی از گرایشات را فقط به طور جمعی با نظرات خود نزدیک یابد. در تاریخ مبارزات اجتماعی بسیار مشاهده شده است، که مثلاً جامعی بین طرفداران و مخالفان یک شخصیت (مثل دو گل) تقسیم شده، و رأی دهنده بین دو. نظر افراطی قرار گرفته است ( نقیب‌زاده ، همان، ص2).
1-2-تحلیل جامعه شناسی صرف
«کینگ مرتن»36 در کتاب « آخشیجهای نظریه و روش در جامعه‌شناسی» با مطالعه ماشین حزب در آمریکا و الهام از عبارت پردازیه های فرویدیسم، عملکرد احزاب را به دو نوع آشکار و پنهان تقسیم کرده، عملکرد آشکار همان است که از حزب انتظار می‌رود، و تحت عنوان تحلیل کلاسیک از عملکرد احزاب از آن نام می برند ، ولی عملکرد پنهان ، نه از حزب انتظار می‌رود، و نه کسی آن را در برنامه حزب گنجانده است ، بلکه حزب در جریان عمل و به مقتضای محیط ناخواسته به انجام آن کشانده می‌شود. اگر حزب در آمریکا توانسته است، علی‌رغم حملات و انتقادات شدید همچنان پابرجا بماند، به نظر «مرتن» دقیقاً به دلیل همین عملکرد پنهانی است، که ریشه حزب را در جامعه قوام بخشید است، حزب نه تنها کار تازه واردین و مهاجرین در جامعه را انجام می‌دهد37، و سبب می‌شود تا این‌گونه افراد خود را بیگانه با محیط و طرد شده از اجتماع تصور نکنند، بلکه بسیاری از مسائل خصوصی مثل ثبت نام فرزندان، یا حل مسائل حقوق آن‌ها نیز رسیدگی می‌کند. در این صورت فرد خود را وابسته به حزب و آن را حامی خود می‌داند.
«باید یادآور شد که احزاب سیاسی بنیاد سیاست و حکومت را در کشورهای غربی دچار تحولی عمیق ساخته، آن‌چنان که سیاست آن‌ها در عمل با قوانین بنیادین که اساس حکومت در دموکراسی‌های غربی را تشکیل می‌دهد مغایرت تام دارد»(همان، ص3).
در خصوص نقش احزاب دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه معتقدند به نقش منفی احزاب در عرصه سیاسی و دیدگاهی که معتقدند به نقش مثبت احزاب. در خصوص نقش منفی، به مسئله تفکیک قوا اشاره می‌شود، که در این زمینه «دوورژه» معتقد است، که میزان تفکیک قوا بیشتر از آنکه با موازین قانون اساسی بستگی داشته باشد، بستگی دارد، به سیستم احزاب. برای نمونه در نظام‌های تک‌حزبی، جایی برای تفکیک قوا باقی نمی‌ماند، و یا در سیستم دو حزبی، حزب اکثریت، پارلمان و دستگاه اجرایی، یعنی دولت را در دست گرفته، و دو قوه را به میل خود به هر سویی که می‌خواهد، می‌کشاند، در نظام‌های چندحزبی هم معمولاً حالت موجود در پارلمان، در ترکیب حکومت تبلور پیدا می‌کند.که اصل تفکیک قوا، وموازنه آن در کشورهای اروپایی علی‌الخصوص نظام‌های پارلمانی، (انگلستان، آلمان، ایتالیا، بلژیک) تا حد زیادی تحت تأثیر نظام‌های حزبی و حزب حاکم قرار دارد.
(نقیب زاده،،1373،ص123) .
«که یادآور این نکته است، که اولین پایه‌های دموکراسی را اصل تفکیک قوا تشکیل می‌دهد، ولی امروزه در مقابل سیطره حزب حاکم به خصوص در رژیم پارلمانی در حکم، کلیشه‌ای زیبایی است، که با شعارهایی از عیسی مسیح: مثلاً در اتاق کار استالین آویزان شده باشد، در فردای انتخابات، حزب پیروز هم دارای اکثریت در پارلمان است، یعنی هم قوه مقننه را در اختیار دارد، و هم بالاترین مقام قوه مجریه را. دیگر این پارلمان نیست، که به عنوان تجسم اراده ملت به وضع قوانین و تعیین سیاست کلی کشور می‌پردازد، بلکه سیاست دولت و تصمیمات مجلس هم بستگی تام به عالی‌ترین مرجع حزب حاکم، یعنی کمیته مرکزی پیدا می‌کند» ( نقیب زاده، 1368،ص2).
اما آنچه مسلم است، دموکراسی بدون حزب بی‌معناست، با تمام انتقاداتی که از نظام حزبی درغرب می‌شود، اما حزب همچنان مهمترین ابزار و تبلور یک نظام مردم سالار است. از این‌رو بنده، راهبر این داشت، که به بررسی این مسئله بپردازیم ،که چرا با وجود منتقدان بسیار نظام حزبی، و مشکلاتی که از نظام حزبی بیان می‌شود، همچنان حزب به حیات خود ادامه می‌دهد. دلیل آن به عقیده مرتن و طرفدارانش این است، که عملکرد حزب امروز از عمل تاتئوری کاملاً متفاوت است.
حداقل نقش آن این است که احزاب به منظور حقانی کردن حکومت، و دولت مورد توجه قرار می‌گیرند. (همان، ص2).
و از آن برای رسیدن به ثبات سیاسی (که در گفتار ثبات سیاسی در مورد آن مفصل بحث شده است) استفاده می‌کنند.
به قول مرتن حزب دیگر در آمریکا آن نقش کلاسیک که برای حزب در نظر گرفته می‌شود، را نمی‌تواند ایفا کند، و تنها حزب عملکرد آشکار دارد. و اینکه حزب در مفهوم کلاسیک دارای یک سیر فکری و دارای یک ایدئولوژی ثابت، و یا پایبند به تفکر خاص و از پیش تعیین‌شده‌ای باشد، نیست، نقشی که حزب امروز در آمریکا بازی می‌کند از عمل تا تئوری کاملاً متفاوت است.
آنچه مسلم است وجود احزاب متعدد قوی، و تکثرگرایی شدید، رابطه معکوس دارد، با ثبات سیاسی در یک کشور، و جز معیارهای بی‌ثباتی در یک کشور است ( ساندرز، 1380، ص 121) .
با توجه به ارائه معیارهایی الگوی بی‌ثباتی سیاسی در نظریات دانشمندان انگلیس و آمریکایی، کاملاً می‌توان نتیجه گرفت که رفتن به سمت نظام دوحزبی، و بعد از آن نزدیک کردن عقاید این دو حزب به یکدیگر، کاملاً هدفمند بوده، چون بدون مقابله با تکثرگرایی شدید رسیدن به ثبات سیاسی که لازمه توسعه و پیشرفت یک کشور است امکان‌پذیر نیست.
وضعیتی که اشمیت به خوبی در پلورالیسم قطبی شده عصر و ایمار شناخته بود.

2- انتقادات ماهیتی
2-1- انتقادات اشمیت ازنظام حزبی
این وضعیت برداشت لیبرال دموکراسی، از این که هر حزب وگروهی دارای «فرصت برابر» است، دولت را در معرض خطر و فروپاشی (وجود احزاب متعدد در این) قرار می‌دهد. تنها پاسخ لیبرالی به این وضعیت ترس و نگرانی، « توکویل» و «میل» از « جباریت اکثریت» است.
به عقیده اشمیت38 «برخلاف اراده مردم ، نهادی که مبتنی بر مباحثات نمایندگان مستقل است، هیچ توجیه خودآیینی برای وجودش ندارد.»
این‌گونه است که سندیکالیست‌های آنارشیست و کمونیست های طرفدار شورا، وسایر طر‌فداران دموکراسی مستقیم، به دنبال جایگزین کردن شبکه‌ای از هیات‌های خود اداره کننده‌اند.
همان‌طور که احزاب به عنوان کنشگران جای افراد را می‌گیرند، مجادلات هم به سوی کشمکش‌های میان منافع سازمان یافته سوق می‌یابد. این احزاب هستند که با تنظیم برنامه‌ها و دست‌کاری رفتار رأی‌دهندگان، بحث انتخاباتی را هدایت و کنترل می‌کنند.
اشمیت با تأکید بر.‌نظر « موسلا»39 و «میچلز»40 در باب نظریه «سرآمدان» اظهار می‌کند، که « توده ها از رهگذر عمل دستگاه‌های تبلیغاتی برنده می‌شوند» دستگاه‌هایی که پیشینه تلاش آن‌ها مبتنی بر توسل به منافع و هیجانات آنی است، بحث به‌معنای واقعی که ویژگی خاص، گفتگو و مذاکره است، متوقف شده .

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله قوه مجریه، نظام پارلمانی، تفکیک قوا، ثبات سیاسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع اشتغال زنان، حقوق بشر، ایفای نقش، قانون اساسی