منابع و ماخذ مقاله تعلیم و تربیت، دانش پژوه، برنامه درسی، حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

ي شرکت در انتخابات محلي را داده اند و از اين حد، فراتر نرفته اند، بايد گفت: تسري محروميت غير تبعه از حقوق سياسي، که البته بخشي از حقوق شهروندي است، به ساير حقوق شهروندي، يک تسري ظالمانه و بر خلاف عدالت و حقوق انساني است. به جاي اين که بگوييم انسان ها به دو گروه تبعه و غيرتبعه تقسيم مي شوند و فقط اتباع از حقوق شهروندي برخوردارند و غير تبعه، در صورت اقامت طولاني مدت از برخي از حقوق شهروندي (شبه شهروند) برخوردار مي شود که بدين ترتيب حقوق انساني تابع رابطه ي انسان ها با دولت ها مي گردد، مي توان انسان را محور بهره مندي از حقوق دانست و گفت که همه افراد ساکن يک اجتماع از حقوق شهروندي برخوردارند و فقط در بخشي از حقوق سياسي، شهروندان به دو دسته تبعه و غير تبعه تقسيم مي شوند. اتباع از حقوق سياسي بهره مند هستند. از آن جايي که در حقوق شهروندي، مانند ساير حقوق، حقوق و تکاليف اجزاي لاينفک يکديگرند، بهره مندي اتباع از حقوق سياسي به معناي تکليف آنها به دفاع نظامي کشور و نيز دفاع از کشور با جان و مال خود است. ساير شهروندان (غير اتباع) از حقوق سياسي محرومند. بديهي است که به سبب اين محروميت، شهروندان غير تبعه موظف به انجام خدمت نظام وظيفه در کشور محل سکونت و يا اقامت و نيز شرکت در جنگ و دفاع مسلحانه از کشور محل اقامت نيستند. اين تفاوت بين شهروندان تبعه و شهروندان غير تبعه در طول ساليان آتي به تدريج کم رنگ تر شده و با رشد مفهوم «شهروند جهاني» محو اين تفاوت امکان پذير خواهد شد. مفهوم شهروندي اتحاديه ي اروپا، که در قرارداد ماستريخت 1991، به رسميت شناخته شد، هر چند که ريشه در تابعيت يکي از کشورهاي عضو دارد و گرچه منطقه اي است، اما از معيارهاي معمول وضعيت اتباع بيگانه در يک کشور بسيار فراتر رفته است، تا حدي که ديدگاه ناسيوناليستي از تابعيت، آن را شبه شهروندي مي داند، نه وضعيت بيگانگان. طبق اين معاهده اتباع يک کشور اروپايي در کشور ديگر اروپايي حق آزادي رفت و آمد، اقامت و حق رأي و تصدي مسؤوليت در انتخابات محلي و حق بهره مندي از حمايت ديپلماتيک هر يک از کشورهاي عضو رادارند(کاستلز، ديويدسون، 1382: 197).
2-1-2:تعریف شهروند
شهروند 9به انسانی می گویند که در شهر ساکن است و از حقوق و مزایای مدنی مطابق قانون بهرمند می شود؛و به تعبیری دیگر ،شهروند10 حالت انسانی است که از حقوق و مزایا ی مزبور برخوردار است،هر چند که در دولت شهر نباشد و در کشور ساکن باشد.در این حالت، مترادف ))تبعه کشور(( به کار می رود.در دموکراسی های یونان قدیم، فقط عده معدودی حق شهروندی داشتند و بقیه جمعیت مثل زنان و بردگان و خارجی ها، فاقد حقوق شهروندی بودند.در روم هم وضع این گونه بود؛ بعدهاحق شهروندی به همه سکنه آزاد امپراتوری داده شد،ولی درجات شهروندی یکسان نبود.در زمان )) ژوستی نین (( درجات شهروندی از بین رفت . در حکومت اسلامی ، در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس نیز موالیان، یعنی بردگان تحت ولایت افراد، از بسیاری از حقوق که آزادگان داشتندمحروم بودند؛ ولی امروزه با نفوذ حقوق مدرن و تلقی های جدید، شهروندی مفهوم وسیعی یافته است.
2-1-3:حق شهروندی
بی گمان تربیت شهروندان خوب یکی از مهمترین دل مشغولی هاي اکثر نظام هاي تعلیم و تربیت در بسیاري ازکشورهاي دنیاست. مطالعات و پژوهشهاي انجام شده در بسیاري از کشورهاي توسعه یافته و در حال توسعه نشان می دهند که مسئولان تعلیم و تربیت در این کشورها با عزمی راسخ و با تدوین برنامه هاي آموزشی متنوع، تربیت شهروند خوب را در صدر اقدامات و فعالیتهاي خود قرار داده اند(وزیري و جهانی، 1385). برنامه درسی مبتنی برآموزش شهروندي را می توان یکی از این اقدامات دانست. منظور از برنامه درسی، یک درس یا مجموعه اي از دروس و یا برنامه اي براي مطالعه است که به عنوان مجموعه اي از اهداف و مقاصد و تجارب یادگیري شناخته می شود (فتحی واجارگاه، 1377 ).
امیل دورکیم11 جامعه شناس فرانسوی آموزش شهروندي را از طریق اکتساب دانش، مهارت ها و ارزشهاي منتقل شده از نسل هاي بزرگسال به نسل هاي ناپخته براي زندگی اجتماعی تلقی می کند. او مهارت و صلاحیتهاي لازم براي اعمال شهروندي را ازطریق ارائه مطالب و موضوعاتی در کلیۀ دروس مدارس و در سطوح تحصیلی ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی توصیه می کند و براي آموزشهاي مدنی و اخلاقی و پرورش روحیه مشارکت جویی که فرد شهروند را براي زندگی در جامعه آماده می سازد، به عنوان موضوعات بین رشته اي در همه دروس و مؤسسات آموزشی اولویت خاصی قائل است .وي تأکید دارد که آموزش شهروندي را باید به گونه اي در دروس گنجاند که فرد پس از آن آموزشها بتواند با الزامات ونیازهاي زندگی در جهان فردا همسازي داشته باشد. نهاد مسئول آموزش، و پرورش دهنده این مهارتها و هویت وشخصیت دانش آموزان و دانشجویان؛ مدارس و دانشگا هها، معلمان و اساتید، برنامه ها، روشها و فضاي تعلیم و تربیت رسمی در کشور است. بررسی ها نشان می دهند که هم نهاد خانواده و هم نهاد مدرسه، اگر چه تمایل جدي براي رشد و پرورش مهارتهاي زندگی و استحکام بخشیدن به هویت و رشد دادن شخصیت نوجوانان و جوانان دارند، اما درانجام وظایف خود در این مسائل حیاتی دچار کمبودها و کم توانیهاي گوناگون هستند و در مجموع نمی دانند و برنامه روشنی ندارند که چه کاري باید انجام دهند( لطف آبادی، 1385).
کشورهایی مانند ژاپن، استرالیا، کانادا و آمریکا در تعیین موضوعات درسی و استانداردهاي لازم براي مباحث مطرح در قلمرو آموزش شهروندي داراي وجوه مشترکی هستند . در این ممالک محتواي آموزش شهروندي بیشتر از طریق مطالعات اجتماعی و به طور تلفیقی و بین رشته اي ارائه می شود. آموزش شهروندي در ژاپن اجباري است و کلیه سطوح تحصیلی را در بر می گیرد و علاوه بر آن در خارج از مدرسه در محیط هاي تربیتی خانه، جامعه، بحثهاي تلویزیونی و رادیویی نیز توسط متخصصان، رسانه هاي گروهی و نهادهاي دیگري چون خانه هاي فرهنگ در شهرداري ها، سینماها، تئاترها و … معمول و متداول است. همچنین در ژاپن ارزشیابی آموزش شهروندي یک فرآیند مستمر است که از انواع روشهاي ارزشیابی براي تشخیص میزان موفقیت فراگیران در کسب اهداف تعیین شده براي تربیت شهروندي استفاده می شود. نتایج این ارزشیابی ها به طور جدي درمجالس مقننه، دیوان عالی کشور، اتحادیه معلمان، دولت مردان و سایر نهادهاي متولی آموزش شهروندي براي تصمیم گیري در ارتباط با از میان بردن کاستیها و به منظور ارائه چاره جویی هاي قانونی، مالی و حقوقی در جهت رفع آنها منعکس می شود( آقا زاده، 1385).
2-1-4:مفهوم شهروندی
شهروندی را می توان رابطه ای بین فرد و دولت دانست که در آن طرف های مزبور به وسیله ی حقوق و تکالیف متقابل به هم وابسته می گردند. شهروندان از این بابت که به دلیل برخورداری از حقوق بنیادین عضویت تمام عیاری در اجتماع سیاسی یا دولت خود دارند متمایز از بیگانگان اند.
اساسا تربيت شهروندي را مي توان در3 بعد دانش ، نگرش ، مهارت مورد بحث قرار داد. شناخت مدني مجموعه اي از آگاهي ها، اطلاعات و درک و فهم مدني است و مولفه هاي آن، آگاهي از نحوه به دست آوردن اطلاعات، آگاهي از ساختار و نحوه عملکرد دولت، آگاهي از ديدگاه هاي احزاب عمده کشور، آگاهي از حوادث و رويدادهاي جامعه، آگاهي از قوانين و مقررات اجتماعي و آگاهي از حقوق شخصي و بين المللي هستند. توانايي مدني مجموعه اي از مهارت ها، قابليت ها و توانمندي هايي است که هر فرد براي زيست در جامعه اي که در آن زندگي مي کند نياز دارد. و مولفه هاي آن، توانايي مشارکت با ديگران، توانايي انجام امور بدون اتکا به ديگران، توانايي اتخاذ و تصميمات منطقي و توانايي رفتار براساس اصول اخلاقي و مذهبي مطلوب هستند. نگرش مدني مجموعه اي از طرز تلقي ها، باورها و ديدگاه هاي ضروری براي شهروند خوب است و مولفه هاي آن، پذيرش تنوع و تکثر در جامعه و احترام به آن، داشتن اعتقادات و باورهاي مستقل، داشتن روحيه مسئوليت پذيري، دارابودن حس وطن پرستي، داشتن روحيه بردباري و تحمل، داشتن روحيه انتقادپذيري، دارابودن روحيه قدرشناسي نسبت به ميراث فرهنگي و هويت مذهبي ملي هستند. در مورد برنامه درسي تربيت شهروندي نيز، اين امر به مفهوم دانش، نگرش و مهارت هايي است که به پرورش شهروندان آينده کمک مي کند. شهرونداني که مسئوليت ها و حقوق شهروندي خود را پذيرفته و به نحوي سودمند و اثربخش و به صورتي که به کشور ياري رساند، اين حقوق و مسئوليت ها را اعمال مي کنند.
در شکل گيري دانش، ارزش ها و مهارتهاي مورد نياز شهروندي، خانواده، رسانه هاي جمعي، مذهب، گروه هاي سياسي و غيره نقش بسزايي دارند. با اين حال، نظام آموزشي به عنوان نهادي اجتماعي، مناسب ترين ابزار براي ارايه آگاهي هاي مدني و تربيت شهروندي به حساب مي آيد. مدرسه کانال و مجرايي موثر براي انتقال مجموعه اي از دانش ها، مهارت ها، ارزش ها و باورهاي خاص اجتماعي است. نظام آموزشي فرصت هايي را براي فراگيران تدارک مي بيند تا بتوانند ارزش ها و باورهاي مختلف را از ديدگاه هاي متفاوت مورد آزمون قرار دهند. اينکه شهروندان بتوانند از نقش خود آگاهي يافته و به آن ارج نهند و نيز مشارکتي فعال در مصالح ملي داشته باشند، دليل محکمي بر اين موضوع است که نظام آموزشي بايد در زمينه شهروندي به آموزش افراد مبادرت ورزد. شهروندي امري نيست که بعد از فراغت از مدرسه اتفاق بيافتد، بلکه در رفتارها و تعاملات روزانه آموخته شده و تمرين مي شود و بهترين مکان براي تمرين شهروندي، مدرسه است. به عبارت ديگر، مسئوليت اصلي پرورش و تقويت ارزش ها و مهارت هاي شهروندي بر دوش نظام آموزش و پرورش است که بايد به گونه اي عملي و در جريان ارتباطهاي دانش آموزان با يکديگر و با ساير افراد و گروه ها، از آنان شهرونداني فعال و مسئول بسازد. اين کار در قالب آموزش مستقيم شهروندي از طريق گنجاندن عنوان درسي به همين نام يا در قالب آموزش از طريق دروس مختلف صورت مي گيرد.

2-1-5:مفهوم شهروندی در اسلام
گرچه مفهوم امت اسلامي، قبل از هجرت رسول اکرم(ص) به مدينه، فراتر از هر گونه تعلق مرزي، نژادي، قومي و قبيله اي تحقق يافته بود، اما با هجرت آن حضرت(ص) به مدينه و جمع شدن عناصر حکوت و سرزمين و جمعيت تابع در مدينه، اولين حکومت اسلامي در اين شهر به وجود آمد (دانش پژوه، 1381: 26). بر خلاف حقوق امروز که تابعيت به معني پيروي از دولت معيار است، از ديدگاه اسلام معيار، پيروي خلق از خالق است و مذهب محوريت دارد. از ديدگاه اسلام تابعيت بر دو گونه است :
1) تابعيت امي و يا (اسلامي) يعني پيوندي که در پرتو آن فقط افراد مؤمن و مسلمان گرد هم مي آيند و امت واحدي را تشکيل مي دهند. تابعيت اصل از نظر اسلام همين تبعيت است و اسلام همواره سعي داشته تا جامعه ي مؤمنان را جايگزين «مجمع شهروندان»نمايد.
2) تابعيت ملي که گردهمايي افراد انساني با پيوندهايي مليت مثل هم زباني، هم نژادي و هم فرهنگي است که يک ملت را تشکيل مي دهد که اين تابعيت ثانوي و به تعبير بوآزار12 است و مي تواند اضطرابي باشد (خليليان،1385: 141).گر چه اصطلاح شهروندي، واژه ي جديدي است، اما مفهوم آن، يعني نحوه ي بهره مندي اشخاص مختلف در يک جامعه از حقوق، بر حسب نوع وابستگي و پيوند با حکومت، به قدمت تاريخ سابقه دارد.در مدينه النبي، معيار عضويت در جامعه اسلامي (شهروندي به زبان امروزي) يکي از دو چيز بوده است؛ مسلمان بودن يا پيمان پذير بودن. بدين ترتيب امت مسلمان و امت يهود مدينه، در عين حفظ استقلال جامعه ي ديني خود، جامعه ي سياسي واحدي را به وجود مي آورند و پيامبر(ص) وحدت ديني را جايگزين وحدت قومي مي نمايد و پيروان ساير اديان الهي را به شرط پيمان به عضويت جامعه سياسي در مي آورد. با نزول آيات سوره توبه و تشريح پيمان ذمه، عضويت قراردادي در جامعه، از يهوديان مدينه فراتر رفته و ساير اهل کتاب را نيز در بر مي گيرد و آنان نيز در پرتو پذيرش پيمان ذمه در جامعه ي اسلامي و نه امت مسلمان عضويت مي يابند (دانش پژوه:1381).هر کس که هيچ يک از اين دو شرط نداشت

پایان نامه
Previous Entries تحقیق درباره ab، a، a-c، برگهاي Next Entries تحقیق درباره برگهاي، بالايي، پاييني، ميزان