منابع و ماخذ مقاله تحلیل محتوا، کتاب های درسی، برنامه درسی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

کاران نسبت داد و می توان همچون مدرکی محکم به دادگاه ارائه داد. در اینجا بود که اولین گونه های ساده تحلیل محتوا به شیوه شمارش مضامین و الفاظ خاص بروز پیدا نمود. با این حال چنانچه گفته شد بروز جنگ جهانی دوم و بکار گیری وسیع از رسانه های صوتی(رادیو) و متنی(جراید ) به عنوان ابزارهای تبلیغاتی این ایده را در ذهن دریافت‌کنندگان تبلیغات دشمن(متحدین) به وجود آورد که شاید بتوان با تحلیل دقیق سخنان رهبران دشمن(همچون هیتلر) و یا تبلیغات آنان به عناصر قصد ناشده ای از اطلاعات مهم دست یافت که برای نیروهای خودی ذی قیمت باشد. این حدس البته به وقوع پیوست چنانچه با تحلیل دقیق تبلیغات نازیها، تحلیل گران توانستند با اختلاف دو هفته، زمان پرتاب موشکی خاص به انگلستان را تعیین کنند. همچنین میزان پیشروی دشمن، شکست یا پیروزی او در جبهه‌ای خاص، وضعیت پشتیبانی نیروها، قدرت روحی سربازان و… نیز از لابلای سخنان و نوشتارهایی که برای منظور دیگر انتشار می یافت قابل کشف بود. بدین ترتیب تحلیل محتوا به عنوان ابزاری استراتژیک در موسسه مطالعات جنگ ایالات متحده مطرح گردید و بودجه مطالعاتی خاص خود را یافت. پس از جنگ متدهای بکار رفته تا حدودی دوباره جمع آوری گردید و این تکنیک پژوهشی از ابزاری استراتژیک در جنگ به حوزه علوم آکادمیک راه یافت.

2-20-1: تعریف تحلیل محتوا :
از تحلیل محتوا تعاریف گوناگونی به عمل آمده که بخشی از اختلاف به تاریخچه این تکنیک و روند تکاملی آن بر می گردد و بخشی دیگر از آن مربوط به تفاوت در حوزه گسترده این تکنیک است.
برلسون56 از پیشگامان تحلیل محتوا- این تکنیک را «پژوهشی برای توصیف عینی، سیستماتیک و کمی محتوای آشکار پیام» معرفی می کند.
در تعریفی دیگر تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی دانسته شده که برای استنباط‌هایی برحسب شناسایی نظام روز و عینی ویژگیهای خاصی در یک متن بکار می رود..
باردن57 نیز به نقل از لانذری58 می نویسد:
«تحلیل محتوا فنی است که توصیف های ذهنی و تخمینی را تلطیف و تصفیه می کند و ماهیت و قدرت نسبی محرک هایی را که به شخص داده می شود، به صورت عینی آشکار می سازد (باردن، 1374)‌.
بارکوس59 معتقد است که تحلیل محتوا به معنای تحلیل علمی پیام های ارتباطی است. از نظر وی این روش کاملا علمی است و با وجود جامع بودن، از نظر ماهیت نیازمند تحلیلی دقیق و منتظم است. (بارکوس،1959).
کرینجر60 (1973) نیز آن را روش مطالعه و تحلیل ارتباطات به شیوه ای قاعده مند، عینی و کمی به منظور بخش متغیرها می داند. با این حال، از بیشتر تحلیل های محتوا برای مشخص کردن تاکید یا فراوانی انواع مختلف پدیده های ارتباطی استفاده می شود، نه برای پی بردن به مفاهیم مهم نظری(سرمد و همکاران،1370). تحلیل محتوا یک روش پژوهشی است که به صورت منظم وعینی برای توصیف مقداری محتوای آشکار ارتباطات به کار برده می شود. تعریف رسمی تحلیل محتوا، بر روش های عینی ومنظمی که موجب تمیز این روش از سایر روش های پژوهشی می شوند تاکید دارد. تحلیل محتوا به هر روش استنباطی اطلاق می گردد که به صورت منظم وعینی به منظور تعیین ویژگی های پیام ها به کار برده می شود. دراین روش، پیام ها یا اطلاعات به صورت منظم کدگذاری وبه نحوی طبقه بندی می شوند که پژوهشگر بتواند آن ها را به صورت کمی تجزیه وتحلیل کند. این روش برای هر شکلی از ارتباطات انسانی، از اشارات تا کتاب های درسی واز تخته اعلانات تا پیام های تجاری تلویزیون، به کار برده می شود. البته نباید شکل های دیگر ارتباطی همچون موسیقی، تصاویر یا اشارات حرکتی را مستثنی دانست. کتاب های درسی، مقاله های درسی، انشاها، داستان ها، مطالب روزنامه ها، مجله ها وسخنرانی های سیاسی ازجمله منابعی هستند که دراین روش مورد استفاده قرار می گیرند. تحلیل محتوا غالبا در مطالعه های مشاهده ای به کار برده می شود. برای مثال، محقق درزمان مشاهده، رفتار کلامی(شفاهی) دانش آموزان را ضبط می کند و سپس مطالب ضبط شده را به صورت کتبی تنظیم می نماید و سرانجام مطالب جمع آوری شده را به منظور اندازه گیری متغیرهایی که قبلا تدوین کرده است مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهد(دلاور، ١٣٨۵).
ماهیت محتوا:
چه چیزی را باید آموخت؟ در دهههای گذشته بحث و مجادله مستمری پیرامون محتوای مناسب برای آموزش پایه در جریان بود. از طرفی کسانی را مییابیم که از برنامهدرسی مناسبی حمایت میکردند که در بر گیرنده موادی باشد که شرایط محلی را منعکس سازد و بر فعالیتهایی تأکید کند که حامی برنامه ی درسی ساده و مؤثری هستند که بر مهارتهای اساسی آکادمیکی در زمینه خواندن، نوشتن و حساب کردن به اعتبار اینکه آنها تنها موضوعهایی هستند که باید در دوره ابتدایی آموخته شود تأکید دارند.
2-20-2: ویژگی های تجزیه وتحلیل محتوا:
تجزیه وتحلیل محتوا یک روش علمی برای ارزشیابی وتشریح عینی ومنظم پیام های آموزشی است. برای این که تجزیه وتحلیل محتوا ارزش علمی داشته باشد، واز جهت گیری وغرض ورزی های شخصی برکنار بماند باید از قواعد دقیق و مشخصی پیروی کند وحداقل دارای چهار خصلت زیر باشد:
1. عینی بودن: خصلت عینی بودن تجزیه وتحلیل محتوا مستلرم آن است که بررسی های انجام شده آن قابل بازبینی و بازسازی باشد یعنی هر تحلیل گری با به کار بردن همان روش تجزیه وتحلیل بتواند همان نتایج را به دست آورد؛ بنابراین لازم است معیارهای بررسی وارزیابی، آنچنان صریح ومشخص شود که دیگران نیز بتوانند بر اساس آن ها، همان معیارگذاری را انجام دهند.
2. منظم بودن: منظور از منظم بودن این است که در تجزیه و تحلیل به تمام عناصر موجود درمحتوا توجه شود و بر اساس واحدها ومقوله هایی که برای بررسی در نظر گرفته شده اند، تجزیه وتحلیل شوند. بنابراین هدف از منظم بودن تجزیه وتحلیل آن است که از هرگونه انتخاب خودخواهانه که در آن تنها به عناصر قابل انطباق با نظریات تحلیل گر توجه می شود، جلوگیری کند.
3. آشکار بودن: در تجزیه وتحلیل محتوا الزاما باید به متن یا پیام آشکار، توجه شود و استنباط های شخصی و پیش داوری های فردی تحلیل گر درباره محتوا، مورد نظر قرار نگیرد؛ یعنی آن چه واقعا در متن محتوا بیان شده است، تجزیه و تحلیل و از بررسی و تحلیل حدسی خودداری شود؛ البته باید توجه داشت که در این جا منظور این نیست که تحلیل گر از هر گونه نتیجه گیری کلی درباره محتوا اجتناب ورزد.
4. مقداری بودن تحلیل: خصلت مقداری بودن تحلیل در واقع جانشین جنبه های ذهنی واستنباطی بررسی ها و تحلیل های نظری است که با مقیاس دقیق، قابل ارزیابی نیستند. از لحاظ بررسی مقداری، هرمتن ترکیبی از عناصر قابل تجزیه به شمار می رود که می توان آن ها را به واحدها ومقوله های خاص طبقه بندی، وبا شیوه های خاص ارزیابی کرد. درتحلیل مقداری تحلیل گر باید معلوم کندچه کلمات، مضامین و نمادهایی بیش از همه در متن تکرار شده است. درکنار تحلیل مقداری می توان به«تجزیه وتحلیل همبستگی» نیز توجه داشت. این نوع تحلیل، مشخص می کند که ارتباط مفاهیم و عناصر چگونه است، وچه عواملی آن ها را به یکدیگر پیوند می دهد. آیا مفاهیم ذکر شده یکدیگر را جذب می‌کنند یا دفع می‌نمایند؟ به اعتبار دیگر آیا مفاهیم ارتباط و تسلسل لازم را دارند یا نه؟(شعبانی،١٣٨2).
2-21: اصول انتخاب محتوا:
سیلور و همکاران او در کتاب «طرحریزی برنامه» اصول زیر را در انتخاب محتوا نقل کردهاند:
1. محتوا باید مفاهیم یا اندیشههای اساسی یک رشته یا موضوع درسی را مجسم و واضح سازد. در اصطلاح «وایت هد» محتوا باید به شاگرد کمک کند تا جنگل را از طریق درختها ملاحظه کند.
2. محتوا باید دریافت درستی از ساخت اساسی رشتهها در اختیار شاگردان قرار دهد.
3. محتوا باید روش های تحقیق اجرا شده در رشته علمی را مجسم سازد.
4. مفاهیم و اصول انتخاب شده باید گستردهترین و جامعترین نقطهنظر را درباره دنیا فراهم نماید.
5. باید میان محتوایی که استوار و عمیق است و محتوایی که عملی و مستقیم است تعادل برقرار نمود.
6. محتوا باید قدرت تخیل شاگردان را تحریک کند، به اندازه کافی سخت باشد تا شاگرد را به تفکر وا دارد و در عین حال در حوزه درک شاگردان باشد. در انتخاب محتوا باید مفاهیم، نظریات، اصول، قوانین و قواعد را مهم تلقی نمود (شریعتمداری، 1372).
معیارهای انتخاب محتوا: محتوا باید بر اوضاع زندگی حال یا آینده مهم باشد. از آن جایی که یکی از وظایف اصلی آموزش و پرورش، آماده کردن دانشآموزان برای زندگی شخصی و اجتماعی با توجه به وضع حال و آینده او میباشد، بنابراین محتوا باید به گونهای باشد که بر اوضاع زندگی حال یا آینده دانشآموز مفید بوده و از اهمیت لازم برخوردار باشد.
محتوا باید بر اوضاع شغلی حال یا آینده مهم باشد.
محتوا باید به گونهای باشد که متناسب با تواناییها و علایق دانشآموز، زمینهها و آمادگیهای لازم شغلی و حرفهای را در او به وجود آورده و در ارتباط با اوضاع شغلی حال یا آینده او باشد
محتوا باید نمونهای مبرایی و اساسی باشند.
موضوع مورد بحث این معیار دقیقاً در ارتباط با یکی دیگر از عمدهترین مسائل و مشکلات آموزش و پرورش ما میباشد، یعنی حجم زیاد مواد درسی که ضرورت یافتن راه حل عاجلی برای آن، بر استادان تعلیم و تربیت و دست اندر کاران برنامهدرسی کشور پوشیده نیست. از طریق کاهش مواد آموزشی که از محسنات آموزش نمونهای میباشد، زمان بیشتری برای یادگیری عمیق و اساسی موضوعات درس ایجاد گردیده و دانشآموز این امکان را می یابد تا با کار مستقل فردی به خود آموزی و خودکاری برسد.

2-22: مسائل مربوط به سازمان دادن محتوای برنامه درسی:
سازمان دادن برنامه درسی مستلزم به کار بردن آن چیزهایی است که درباره معرفت، رشد و نمو کودکان و یادگیری میدانیم. هر اندازه که مبانی نظریهای هر یک از اینها یعنی معرفت، رشد و نمو یادگیری، نامناسب یا متعارض با یکدیگر باشند کار سازمان دادن برنامه نیز به همان اندازه مشکل است. اگر برنامهریزی درسی را به صورت نوعی مهندسی تربیتی در نظر بگیریم متوجه میشویم که به کار بردن روش علمی در آن تا چه اندازه مشکل است. مثلاً نظریههای متعدد یادگیری وجود دارند و هر کدام اصول مشخصی را برای یادگیری ارائه میدهند که ضرورت دارد آنها را با همدیگر تلفیق، یا نقاط مشترک آنها را استخراج و دستهبندی کنیم. مثلاً با به کار بردن اصول یادگیری، چگونه میتوان یادگیری را برای حداکثر کارآمدی سازمان داد تا هر جز برنامهدرسی بر اساس سهم بهینه خود در یادگیری قابل توجیه باشد و چیزی را که برای رسیدن به مقصد مشخص به کار نیاید به آن اضافه نگردد. چگونه میتوان روش یادگیری محتوا را چنان سازمان داد که در یک زمان دستیابی به هدفهای رفتاری متعددی، مانند یادگرفتن روش تفکر، رشد بعضی نگرشهای مناسب و غیره میسر باشد که با مشکلی محتوا که به تسلط در یک سطح از عملیات ذهنی نیاز دارد چه باید کرد؟ آیا میتوان محتوا را چنان سازمان داد که مبنای آن از طریق انواع گوناگون روش ای یادگیری، که با سیستمهای ذهنی و الگوهای انگیزشی متفاوت مطابقت داشته باشد، آموخته شوند؟ بدینسان اختلاف نظر در تعیین ملاکها و اعتبار آنها برای سازمان دادن برنامهدرسی موجب بحثهایی شده است که کار برنامهریزی و تنظیم محتوا را با مشکلاتی مواجه ساخته است. مثلاً در انتخاب محتوا و تنظیم آن دو نظر و روش جداگانه وجود دارد. یکی نظر دانشمندان حرفهای و اصحاب علم است که بر روشهای حرفهای دانش پژوهش و تحقیق تأکید میکنند و برآنند که در تنظیم محتوا، به سازمان منطقی موضوع درسی باید توجه شود. این افراد از اهمیت سازمان منطقی موضوع درسی دفاع میکنند و آن را به عنوان ملاک و مرجع اصلی برای تنظیم محتوا میدانند. این واقعیت را نادیده میگیرند که محتوا باید فراخور رشد ذهنی و شناختی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله مطالعات اجتماعی، برنامه درسی، برنامه ی درسی، علوم اجتماعی Next Entries تحقیق درباره دانشگاه تهران