منابع و ماخذ مقاله تجربه دینی، معرفت شناسی اصلاح شده، معرفت شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

این صورت، از عقیده‏اش دست‏بکشد؟ اگر پاسخ مثبت‏ باشد، وى، به معناى مورد بحث، به آن عقیده التزام کامل ندارد. اما اگر عزم جزم کرده باشد که، حتى در صورتى که توجیه آفاقى عقیده‏اش از کف برود، سخت‏بدان عقیده پایبند بماند،آنگاه عقیده‏اش را بر توجیه آفاقى مبتنى نساخته است‏یا لااقل فقط بر آن مبتنى نساخته است. (مرى هیو آدامز 1374، ص90_89)
بنابراین ایمان دینى اصیل نمى‌تواند برتحقیقاتى مبتنى باشد که خود مؤمن ممکن است در آینده درنتایج‌شان تجدیدنظر کند.
به زعم وی پژوهش‌های عقلی و دینی «فرایندی تقریبی» است که شخص در ضمن آن رفته رفته به پاسخ نهایی نزدیک‌تر می‌شود، اما هرگز کاملاً به آن دست نمی‌یابد، همیشه قرائن دیگری هستند که باید مورد ارزیابی قرار دهد. و این بدان معناست که شخص، تصمیم گیری درباره قبول یا ردّ خداوند را تا ابد به تعویق می‌اندازد، اما شخصی که نگران روح خود است می‌داند که هر لحظه‌ای که بدون خداوند سر کند ضایع شده است.(پترسون و سایرین،ص80)
شاید بتوان گفت رویش نظریاتی چون اصل آسان‌باوری در عرصه توجیه باوردینی بیشتر پاسخی خواهد بود برای مقابله و اصلاح اساسی چنین تفکراتی. اینکه ما اصل را بر قابل اعتماد بودن تجارب و باورهای دینی‌مان قرار خواهیم داد مگر دلیلی برخلاف آنها ثابت شود دقیقاً نگرشی مخالف این سخن است که ما به ادلة یقینی برای باورهایمان دست نخواهیم یافت و باید آن را به تعویق بیاندازیم.
1_3_5 معرفت‌شناسی اصلاح شده
یکی از پرنفوذترین رویکرد‌های جدید در معرفت‌شناسی دینی در جهان مسیحیت «معرفت شناسی اصلاح شده» است؛ نهضتی که نام خود را از فکر و عقیده کلامی طرفدارانش که تحت تأثیر منابع فکری سنت پروتستان بویژه آثار مربوط به سنت کالونی هستند گرفته است.(استُن: 1379،ص25)
بخش عظیمی از تلاش معرفت شناسی اصلاح شده بر این نکته مصروف بود که ایمان دینی و اعتقاد خداوند را از قید و بند براهین اثباتی برهاند تا اگر گزندی هم بر آن‌ها برسد دامن اعتقاد به خداوند را مکدّر نسازد؛ بدین وسیله مدعای اصلی آن‌ها این است که اگر ایمان به خداوند، حتی اگر بدون رهان و استدلال حاصل آید موجه و پذیرفتنی است (پلنتینگا:1381،ص152)
معرفت‌شناسی اصلاح شده موضعی در معرفت‌شناسی دینی است که برخلاف دلیل‌گرایی معتقد است باور به خداوند می‌تواند عقیده‌ای واقعاً پایه باشد و قبول یک عقیده به نحو پایه به آن معناست که به آن عقیده باور داشته باشی نه براساس قرینه بنیاد، دیگر چیز‌هایی که مورد اعتقاد توست. معرفت شناسی اصلاح شده به گفته پلنتینگا حیات خود را همچون واکنشی به دلیل‌گرایی، همراه با اهتمامش به توجیه آغاز کرد ولی از پرسش‌هایی راجع به توجیه فراتر رفته و پرسش‌های دیگری دربارة وضعیت معرفتی ایجابی یا پرسش‌هایی درباره دیگر انواع معرفت ایجابی رسیده است. از میان دیگر انواع معرفتی ایجابی رسیده است. از میان دیگر انواع وضعیت معرفتی ایجابی، دو تا از مهم‌ترین آن‌ها عقلانیت باطنی و تضمین خواهد بود. به عقیده پیروان این دیدگاه معرفت، چیزی بیش از دو عنصر «باور صادق» نیاز دارد که تا قبل از این مؤلفة «توجیه» بود اما معرفت‌شناسان اصلاح‌شده به چیزی بیش‌از این احتیاج دارند و آن «تضمین باورهاست» که باور صادق را مبدل به معرفت می‌کند. این رویکرد در مقابل الهیات طبیعی، تفسیری دیگر از عقلانیت عرضه می‌کند. آلوین پلانتینگا، بنیانگذار و از مهم‌ترین طرفداران معرفت‏شناسی اصلاح شده است که نقش مؤثری در بسط و ترویج این نظریه داشته است. البته سهم نیکولاس ولترستورف و ویلیام پی‏آلستُن در این زمینه قابل انکار نیست.
هرچند که معرفت شناسی اصلاح شده آخرین رویکرد در معرفت‌شناسی دینی است اما ترجیح بنده بر آن بوده است تا توجه نهایی را بر روی تجربه‌گرایی دینی معطوف بدارم.
1_3_6 تجربه‌گرایی
مهم‌ترین توسعه در معرفت‌شناسی دین در طول دهة 1980و اوایل دهة 1990 از نوعی نظریه برآمد که هم از ایمان‌گرایی متمایز است و هم دلیل‌گرایی. این نظریه، که در نوشته‌های ریچارد سوئین‌برن، آلوین پلنتینگا و ویلیام آلستُن یافت می‌شود، فاقد علامت مشخصة عامی است( تعبیر «معرفت شناسی اصلاح شده» به معنی دقیق کلمه، فقط به روایت پلنتینگا اطلاق می‌شود) اما ممکن است، نظر به تأکید این نظریه بر مبتنی بودن باور دینی بر تجربه دینی، تجربه‌‌گرایی نام نهاده شود. (هاسکر:1382،ص197)
ادعای نفی توانایی عقل نظری برای اثبات مفاهیم متافیزیکی، از سوی کانت از یک طرف و ناامیدی از توانایی الهیات طبیعی در اثبات و حتی معقولیت دعاوی دینی از طرفی دیگر، گرایشی در بین فلاسفه و متکلمان مغرب زمین پدید آورد که در کنار سایر ادله اثبات وجود خدا برهان تجربه دینی را برای اثبات وجود خدا جای دهند.
تجربه‌گرایان تأملات دینی خود را برتجربه دینی متمرکز ساختند. آن‌ها این احتمال را مطرح کردند که با کنار نهادن ارائه دلیل برای خدا، می‌توان از میان تجارب عرفانی، خدا را تجربه کرد و از این طریق باور به خدا را عقلانی نمود. این مسئله مهم راهی جدید را بر روی آنها گشود تا بتوانند اعتقادات دینی بدون احتیاج به استدلالات عقلی توجیه نمایند، و با دیدی جدید به مسئله ایمان به خدا و مباحث دینی بنگرند و از طرفی این رویکرد جدید فیلسوفان دین را یاری کرد تا بتوانند دین را از سیل انتقادات مصون نگه دارد.
این جریان فکری که با شلایرماخر آغاز گشت توسط کسانی مثل ویلیام جمیز، ردولف اتو،سی.دی براد، استیس، سوئین‌برن، پرادفوت و آلستُن و دیگران دنبال شد، که از نظر آنها دین به عنوان عنصری مستقل در تجربه انسانی شناخته می‌شد که نیازی ندارد تا با برهان متافیزیکی و یا اخلاقی توجیه شود.
آنچه در تجربه‌گرایی دینی و اصل آسان‌باوری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است مفهوم تجربه دینی خواهد بودکه لازم است تا ابتدا به توضیح و تعریف آن پرداخته تا بدین وسیله مفهوم اصل آسان‌باوری را با وضوح بیشتری درک نماییم.
1_4 تجربه دینی
در کتاب‌ها ، رساله‌ها، و مقاله های فارسی متعلّق به حوزة فلسفه دین/ عرفان و روانشناسی دین/ عرفان، در برابر تعبیر « religious experience» انگلیسی، تعبیر «تجربه دینی» به کار می‌رود و معادل با آن نگاشته می‌شود. برای اینکه دریابیم که آیا واژة «تجربه» در ترکیب وصفی «تجربه دینی»، معادل درستی برای واژة «experience »، در ترکیب « religious experience»، هست یا نه، و، لااقل، برای اینکه، اگر قصد داریم که این واژه را، در این ترکیب ، حفظ کنیم، بدانیم که از آن چه معنایی اراده و/ یا فهم کنیم، باید ببینیم که انگلیسی زبانان از واژة «experience» در ترکیب «religious experience »، چه معنای اراده و فهم می‌کنند یا می‌توانند بکنند. واژة «experience»، در زبان انگلیسی، معانی عدیده ای دارد؛ اما از میان آن معانی، فقط چهار معنا در ترکیب «religious experience» اراده و فهم می‌توانند شد. این چهار معنا عبارتند از:
1. مشاهده مستقیم رویدادها یا مشارکت مستقیم در رویدادها
2. چیزی که خود شخص با آن رویارو می‌شود.
3. چیزی که به توسط آن شخص برانگیخته یا تحریک می‌شود.
4. الف) فعل یا فرایند ادراک یا دریافت؛ ب) نتیجه خاصّ یا محتوای آن ادراک یا دریافت.
چون دو معنا از دیگر معانی واژة «experience»، یکی آزمون و دیگری معرفت، مهارت، یا سلوکی که از مشاهدة مستقیم رویدادها یا مشارکت مستقیم در آن رویارو شده یا آن را از سرگذرانده یا تحمل کرده است. دو معنا از معانی عرفان یا روانشناسی دین/ عرفان به زبان فارسی، در سه چهار دهة اخیر، واژة « experience» در ترکیب « religious experience» را نیز به «تجربه» و، در نتیجه، آن ترکیب انگلیسی را نیز به «تجربه دینی» ترجمه کرده‌اند؛ و حال آنکه ، ظاهراً برای معنای اوّل، از چهار معنای پیشگفتة واژة «experience » واژة «مشاهده» یا ترکیب عطفی « حضور و مشاهده» درست تر است، برای معنای دوم واژة «حال» ، یا « حالت»، برای معنای سوم واژة «هیجان»، و برای معنای چهارم واژة «احساس». (ملکیان، ص46_48)
تعاریف متعددی از تجربه دینی توسط فلاسفه دین ارائه شده است که به گفته مایلز هيچ تعریف واحدی که مورد اتفاق همگان باشد، وجود ندارد واين اصطلاح در موارد گوناگوني به كار مي‌رود.
به گفته هرد در نظر برخي، اين اصطلاح به پديده‌هاي مرموزي اشاره دارد كه با اعمالي نظير غيب گويي، جادو و علوم خفيه ارتباط دارند و در نظر برخي ديگر، به معناي شنيدن ندا و ديدن رؤياست. عده‌اي نيز اين اصطلاح را در معناي گسترده‌اي به كار مي‌برند كه به هرسنخ رويدادي كه مبهم يا بيان آن دشوار است، اشاره دارد، در حالي كه ديگران كاربرد اين اصطلاح را به حالت ويژه‌اي از آگاهي محدود مي‌كنند كه با روش‌هاي خاص از تأمل به دست مي‌آيد (هرد، ۱۳۸۲ ص 63). بهتر است نظرات چند تن دیگر از فلاسفه برجسته را نیز از نظر بگذرانیم تا تا به مفهوم روشن‌تری دست یابیم.
1. تجربه دینی نه تنها آگاهی از امر تعالی را دربردارد؛ بلکه آگاهی به آن به عنوان امری غائی و به عنوان امری مقتضی سرسپردگی غائی نیز در هر تجربة دینی وجود دارد. (گیسلر،1384، ص 58)
2. به عقیده جان هیک از تجربه به طور مشخص دینی تبادلات آگاهی است که به وساطت مفاهیم دینی ایجاد می‌شود و منظور من از مفاهیم دینی، برای هدف کنونی ما، واقعیت یا واقعیت های متعال غیر مادی است.(هیک، 1382،ص 187)
3. تجربه دینی ، تجربه‌ای است که فاعل آن، آن را دینی می‌شناسد و این شناسایی مبتنی بر موضوعی مفاد تجربه نیست، بلکه مبتنی بر جنبة معرفتی یا اهمیت آن برای صدق عقاید دینی است. ( پراودفوت، 1383، ص 248)
4. شخص متعلق این تجربه را موجود یا حضوری مافوق طبیعی می‌داند ( یعنی خداوند یا تجلی خداوند در یک فعل)، یا آن را موجودی می‌انگارد که به نحوی با خداوند مربوط است. ( مثل تجلی خداوند یا شخصیتی نظیر مریم عذرا)، و یا آن را حقیقتی غائی می‌پندارد، حقیقتی که توصیف ناپذیر است.( مثل امر مطلق غیر ثنوی [برهمن] نیروانا) (پیترسون و سایرین‌، 1383‌،ص37)
5. ویلیام راو می‌گویند: «ما با پیروی از رهیافت اتو، عجالتاً تجربه دینی را حال و تجربه ای توصیف می کنیم که در آن شخص به طور مستقیم از چیزی دیگر (چیزی بیرون از خود) به عنوان مقدس (الهی) آگاه می‌شود.» (ویلیام راو:1379، ص 290 ـ 291)
6. «داشتن یک تجربه دینی به معنای دارا بودن حالتی آگاهانه است که در ظرف یک دین یا نظام مفهومی دینی، به لحاظ نجات بخشی اساسی است». (کیث فیدل:1379، ص 247)
البته باید گفت این تجربه‏های دینی متنوع‏اند و باید این مسئله را در نظر گرفت که تجربه‏ی دینی چه نوع تجربه‏ای است؟ در باب این موضوع سه نوع دیدگاه مطرح گردیده است. حال باید دید که نگرش سوئین‌برن و آلستُن در مواجهه با تجربه در کدام یک از این دیدگاه‌ها جای خواهد گرفت.
دیدگاه اول: تجربه‏ی دینی را نوعی احساس می‌داند.
فردریک شلایرماخر (1834-1768) در نوشته‏های پر نفوذش در قرن نوزدهم ادعا کرد که تجربه‏ی دینی تجربه‏ای عقلی یا معرفتی نیست، بلکه «احساس اتکای مطلق و یکپارچه، به مبدأ یا قدرتی متمایز از جهان است». این تجربه، تجربه‏ای شهودی است که اعتبارش قائم به خود است و مستقل از مفاهیم، تصورات، عقاید یا اعمال می‏باشد. چون این تجربه نوعی احساس است و از حد تمایزات مفهومی فراتر می‏رود، لذا می‏توانیم آن را توصیف کنیم. این تجربه حسی و عاطفی است، نه معرفتی.
افراد بسیاری، از جمله رودلف اتو (1937-1869) تحت تأثیر این رأی قرار گرفتند. اتو تصدیق می‌کند که در خداوند وجه و حیثیتی وجود دارد که عقل می‏تواند آن را دریابد. ما به نحو تمثیلی می‌توانیم اوصافی نظیر روحمندی، غایتمندی، ارادة خیر داشتن، واجد قدرت مطلق بودن، و صاحب هویت بودن را به خداوند نسبت دهیم. اتو امر مینوی را در سه نوع احساس خاص متجلی می‏یابد. نوع اول، احساس وابستگی و تعلق است. نوع دوم، حساس خوف دینی یا خشیت و مغلوبیت در برابر راز

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله باور دینی، وجود خداوند، اعتقادات دینی Next Entries منابع و ماخذ مقاله تجربه دینی، ادراک حسی، باور دینی