منابع و ماخذ مقاله برنامه درسی، جامعه شناختی، برنامه ریزی درسی

دانلود پایان نامه ارشد

و نه گذشته جایگاه داشته باشد. نگرانی برای مسائل زندگی معاصر یک عنصر جدید در ساخت برنامه درسی نیست و این همواره مورد توجه بوده است. حال سوال این است که آیا آموزش و پرورش رسمی در دوره کودکی و نوجوانی میتواند برای مشکلات بزرگسالی کافی باشد؟ این سن(نوجوانی) در حال حاضر مورد توجه است. مشکلات برای این گروه دارای ماهیت روانشناختی، جامعه شناختی و نیز مالی است. (2011 Douglas. )
صافی(1380) مبانی اجتماعی را اینگونه تعریف میکند: نظام ارزشی که از سنتها و آداب و رسوم مردم در جامعه تشکیل می شود ودر تدوین اهداف و فرایندهای برنامه ریزی درسی نقش داشته و در هدفگذاری حائز اهمیت میباشد. فرهنگ که به سبک زندگی تعبیر می شود در فرایندهای زندگی شرعی و عرفی افراد جامعه نقش داشته و نه تنها در فعالیتهای عادی زندگی دخالت دارد بلکه در زندگی مدرسه ای فراگیرندگان تاثیر جدی گذاشته در غذا خوردن و لباس پوشیدن و آغاز، میان و انتهای فعالیتهای روزانه زندگی وارد میشود.
ارنشتتاین و هانکینز(1373) در تعریف مبانی اجتماعی، مبانی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را به عنوان جزئی از مبانی اجتماعی درنظر میگیرند و در اشاره به مبانی اجتماعی موارد زیر را مطرح می کنند:

• تغییر و برنامه درسی
به طور کلی به مربیان،معلمان و عاملان برنامه درسی در طول اعصار فرصتهایی عرضه شده است، آنان ممکن است بودن کوچکترین انتقاد تمایلات زمان خویش را که در مییابند عیناً در برنامه های درسی به کارگیرند که در این صورت برنامهها آینه نیروهای سیاسی و اجتماعی خواهند بود و یا ممکن است زمان را ارزیابی نموده برنامههای مدارس را به نحوی تدوین نمایند که پاسخگوی تغییرات پویا باشند. برنامه درسی می تواند یا بازتاب جامعه و یا عاملی برای شکل دادن به جامعه باشد. اگر قادر نباشیم در رفتار تغییر مناسب و ساختاری پدید آوریم قربانی آن خواهیم شد. اگر نمی توانیم دنیای اطراف خود را شکل دهیم تمایلات طبیعی بر ما مسلط شده نیروهای سیاسی و اجتماعی ما را مستغرق می سازند.
• جامعه به عنوان منبع تغییر
جامعه معاصر چنان با سرعت در حال تغییر است که بسیار مشکل میتوان خود را با آن همراه و سازگار ساخت و آماده تحولات آینده بود. مجبوریم به مدارس از این دیدگاه که ما را در درک جامعه یاری داده و برای زندگی در آن آماده میسازد، نگاه کنیم، اما در عین حال، مدارس نهادهای محافظهکاری هستند که معمولاً از تغییرات عقب میمانند.
تفاوت سرعت تغییرات در بخشهای جامعه «پدیده» «عقبماندگی فرهنگی» را پدید میآورند. معمولاً تغییرات فرهنگی در ابتدا از علوم، تجارب و صنعت آغاز شده اما نهادهای جامعه از این تغییرات عقب میمانند. به نظر میرسد مردم تغییرات مادی را سریعتر از تغییرات نهادی میپذیرند، و تصور میشود در برابر تغییرات بنیادی در عقاید ایدئولوژیکی، مقاومت میکنند.
عقبماندگی فرهنگی در یک جامعه با مقدار تغییرات در آن جامعه بستگی دارد. اگر تغییر اندکی پدید آمده و یا اصلاً تغییری حاصل نشده، آشکار است که عقبماندگی فرهنگی روی نداده و یا بسیار کم میباشد.
• مدرسه به عنوان منبع تغییر
توجه به این نکته لازم است که مدارس نهادهای وابسته به دیوان سالاری بوده و بسیار محافظهکارند (یا سنتی هستند) و بر اساس هنجارهای استاندارد شده رفتاری که به وسیله قوانین و مقررات برای همه مدیران، معلمان و دانشآموزان معین شده، انجام وظیفه مینمایند.
بنابراین گرچه که اهداف تربیتی و موضوعات درسی را بر اساس نیازهای جدید اجتماعی و سیاسی تغییر مییابد اما نباید انتظار داشت که ساختار و سازمان مدارس، به طور بسیار فزایندهای تغییر نماید.
• دانش به عنوان منبعی برای تغییر
بدنه سازمان دانش که درباره مردم و جهان، گردآوری شده، ممکن است به عنوان گسترش و فرآیند تعامل جامعه معاصر، مورد توجه قرار گیرد. همچنان که جامعه تغییر میکند دانش ما نیز تغییر مینماید، در مقابل با افزایش دانش پایه، تغییرات بیشتری نیز در جامعه رخ میدهد. مدارس بایستی به عنوان منبع مهم دادهها برای دانشآموزان، به ویژه برای کودکان و نوجوانان، در موارد زیر مورد توجه قرار گیرند:
– به نمایش گذاردن دانش در برابر اهدافی که جامعه برای تعلیم و تربیت در نظر گرفته است.
– معرفی انواع دانش
– تصمیمگیری درباره آنچه بایستی آموخته شود.(همان، 1373)
بدین ترتیب با توجه به روند تغییرات روز افزون در جامعه و دانش لازم است برنامههای درسی مبتنی بر تغییر و تحولات اجتماعی باشند.
• برنامه ریزی درسی بر مبنای تغییرات و تحولات اجتماعی
برنامههای مدارس باید بر اساس آنچه در بستر جامعه میگذرد تدوین یابد. مسائلی که در جامعه مطرح میشود متنوع است و آنها را می توان در مقولههای مختلفی جست و جو کرد:
1. شتاب فزایندهی تغییر به ویژه در مسائل اقتصادی جامعه
2. توسعه جمعیت و تحرک اجتماعی
3. گسترش دانش، تکنولوژی و ابتکار
4. وابستگیهای افراد با هم (روابط میان گروهی)
5. ناسازگاریهای میان گروهی
6. ایدوئولوژیهای مختلف و برخورد آنها در درون جامعه و سطح بینالمللی
7. ملی گرای به جای همکاریهای بینالمللی
8. اختلافات فرهنگی در درون جامعه و در سطح بینالمللی
9. نقش مذهب در جامعه
10. استفاده از منابع طبیعی
11. روابط بینالمللی
12. ارج گذاری به ارزشها
تدوین برنامههای درسی بر پایه تغییرات یا خواستههای جامعه نیاز به اطلاعات صحیح دارد. اطلاعات دوازدهگانه فوق مبانی اصلی تغییرات در برنامههای درسیاند. امروزه رشد شهروند خوب یا بار آوردن عضو مفید اجتماع از هدفهای اساسی آموزش و پرورش است. جوانان باید از طریق برنامههای درسی با واقعیتهای اجتماعی ضروری مواجه شوند و شیوههای برخورد با آنها بر پایه موازین صحیح اجتماعی باشد و در موارد مربوط برای قوانین و مقرارت اجتماعی ارزش قائل شوند.(فرجاد، 1379ص 101)

• جامعه، مسایل و نیازهای آن
جامعه، مسایل و نیازهای آن منبع قوی و وسیعی برای تشخیص نیازها در برنامه درسی است. نیازهای اجتماعی باید در برنامه درسی مدرسه مطرح شوند، تا برنامههای درسی به برنامه های درسی واقعی تبدیل شوند. نیازهای جامعه دو نوعند:
1. نیازهای معمولی و موجود مانند نیازهای شغلی و حرفه ای افراد و نیازهای مربوط به انتقال فرهنگ گذشته
2. نیازهای مربوط به تغییر و تحول اجتماعی مانند نیاز به رفع نابرابری اجتماهی یا نیاز به تولید دانش جدید.
هر دو دسته این نیازها آینده را مدنظر میگیرند، اما توجه به نیازهای شغلی و حرفهای و انتقال فرهنگی محافظهکارتر تلقی میشود زیرا هدف از دست یافتن به این نیازها حفظ وضعیت موجود و ثبات اجتماعی است. این نیازها معمولاً بیشتر از طرف صاحبان صنایع، سرمایهداران و سیاستمداران محافظهکار تقویت میشوند. بنابراین، گر چه ظاهراً به آیندهی دانشآموزان توجه دارند، اما بیشتر در پی ثبات و آرام نگه داشتن وضعیت موجود و چرخش و بازتولید سبکهای زندگی فعلی هستند. از سوی دیگر نیازهای مربوط به تحول اجتماعی، از نوع نیازهای مرتبط با فلسفه زندگی بهتر و تغییر وضعیت ناعادلانه موجود اجتماعی هستند. به عنوان مثال توسعهی عدالت، تغییر وضعیتها و ساختارهای ظالمانه مصنوعی، حفظ محیط زیست، خودآگاهی قشرهای ستمدیده، توسعه بهداشت روانی جامعه، توسعه و تغییر فرهنگی و افزایش کیفیت زندگی مردم، توجه به حقوق زنان و اقلیتها مربوط به نیازهای مرتبط با تحول اجتماعی هستند. از نظر این گروه از متخصصان برنامه درسی که بیشتر به جامعه شناسی گرایش دارند، برنامه درسی مدرسه می تواند منشاء تحول اجتماعی باشد. طرفداران تحول اجتماعی، اغلب طرفداران بازسازی اجتماعی نیز خوانده میشوند. اغلب طرفداران بازسازی اجتماعی موضوعات برنامه درسی را مسایل جدیدی تشخیص می دهند که باید روحیهی جست و جو گری و خودآگاهی را توسعه دهد. بنابراین از دیدگاه این گروه برنامه درسی باید مبتنی بر پرسش گری یا مسئلهمحوری باشد.(قادری،1391ص53)
نکاتی در رابطه با مبانی اجتماعی که باید مورد توجه برنامه ریزان قرار گیرد:
– برنامه ریزان در طرح ریزی برنامه درسی و فعالیت های آموزشی باید دانش آموزان را به عنوان موجودات جامعه شناختی بدانند.
– لازم است که برنامه ریزان خودشان رابه عنوان افراد شرطی شده اجتماعی بدانند
– در برنامه ریزی درسی واقعا لازم است بدانیم که نوجوانان دوره متوسطه دارای شیوه زندگی ازپیش شرطی شده ای هستند که به محیط یادگیری ویژه آنان مربوط است.
– برنامه ریزان درسی به دانستن تفاوت های فرهنگی در رابطه با عمل تربیت فرد، موقعیت اجتماعی و اقتصادی، مشاغل مورد تایید اجتماعی نیاز دارند.
مدارس نهادهای اجتماعی هستند که باید سعی کنند خود نیز عامل تغییر باشند و همگام با تغییرات اجتماعی متحول گردند. مدارس نمی توانند نسبت به نیازهای ضروری جامعه بی اعتنا باشند.آن چه که برنامه ریزان باید انجام دهند این است که بین تعمیم های جامعه شناختی و کاربردهای تربیت آنها تلفیقی صورت گیرد. در این صورت است که مدارس می توانند به میزان قابل توجهی از به هدر رفتن نیروی انسانی و یادگیر های غیرضروری جلوگیری کنند.
اطلاعات به دست آمده ازجامعه(اطلاعات درباره ارزش های اساسی، عقاید، جهان بینی و فلسفه مشترک مردم-درباره انتظارات مردم از مدارس درباره ساخت و نقطه نظرهای سیاسی،چگونگی کنترل عقاید عمومی) عناصر اصلی برنامه ریزی را تشکیل می دهند این اطلاعات ملاک ومعیاری برای تنظیم برنامه های درسی و تعیین خط مشیها و مقررات مدرسه، ویژگی های انضباط مدرسه، نحوه کنترل و اداره آن و گزینش اعضای اداری و علمی هستند. اطلاعات به دست آمده درباره یادگیرندگان و جامعه پایه و اساس تعیین هدف های آموزش و پرورش و تعریف هدفهای عینی و رفتاری را تشکیل می دهند. از این اطلاعات می توان در تهیه فرصت هایی برای یادگیرندگان به صورت شرکت دادن و درگیر کردن آنان در اداره مدرسه استفاده کرد.(تقی پورظهیر، 1385)

• مبانی اجتماعی برنامهدرسی ملی
مبانی اجتماعی یا جامعه شناختی برنامه درسی یکی از متغیرهای اصلی است که همواره نقش محوری در تصمیم گیری برنامه های درسی دارد. از آنجا که محیط اجتماعی کنونی دائماً در حال تغییر است ، نیروهای اجتماعی کنونی به عنوان یک مولفه اساسی در طراحی برنامه درسی و آموزش باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا این روندها و تغییرات اثرات عمیقی بر آموزش و پرورش و طراحی برنامه درسی و آموزش دارند. نیروهای اجتماعی را باید در سطوح متفاوت محلی، ملی و بین المللی از قبیل ساختار خانواده، ساختار کلاس درس، قوم، نژاد، زمینههای مذهبی و ارزشهای جامعه که آموزش بر اساس آن صورت می گیرد، در نظر گرفت.(فتحی واجارگاه، مبانی اجتماعی برنامه درسی ملی)بنابراین در رابطه با مبانی اجتماعی برنامه ریزی درسی ملی این سوالها مطرح میشود:
– در وضعیت موجود، نیازها و مسائل عمده اجتماعی برای لحاظ کردن در برنامه درسی مدارس کدامند؟
– با توجه به تحولات و روندهای آینده جامعه، چه چالشها و مسائلی می بایست در تدوین برنامه درسی ملی در نظر قرار گیرد؟
– بر مبنای نیازهای فعلی و آینده جامعه مجموعه دانش، مهارتها و نگرشهایی که باید در برنامه درسی ملی مورد توجه قرار گیرند کدامند؟
– اقدامات ضروری برای آماده سازی فرد برای زندگی در جامعه فعلی و آینده در برنامه درسی ملی کدامند؟
یازده مولفه اساسی به عنوان مبانی برنامه درسی در بعد اجتماعی تهیه شده که در مقاله ها و پژوهش های متعدد داخلی و خارجی و همچنین نشریات کشور در طی پنج سال اخیر به صورت مستقیم و غیر مستقیم به این مولفه ها اشاره شده است. در ذیل به معرفی این یازده مولفه و ذکر مثال هایی از هر کدام و توضیح آنها پرداخته شده است.
دین ومذهب: فلسفه وجودی دین نیاز بشر به هدایت است. مطالعه دین و مذهب فرد را قادر می سازد تا به سوالاتی از قبیل سوالات زیر پاسخ دهند: شایستگیهای لازم جهت زندگی مومنانه کدامند؟وجوه مشترک ادیان و مذاهب در آموزش دینی کدامند؟راه رسیدن به فضیلت ها چیست؟
فرهنگ: بشر فرهنگ را خلق می کند، میآموزد و با آن سازگار می شود. فرهنگها پویا هستند و دائما در حال تغییرند، مطالعه فرهنگ فرد را قادر می سازد

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله برنامه درسی، برنامه ریزی درسی، روانشناسی Next Entries منابع و ماخذ مقاله برنامه درسی، برنامه ریزی درسی، جامعه پذیری