منابع و ماخذ مقاله بازدارندگی، خاورمیانه، خلیج فارس

دانلود پایان نامه ارشد

به جنگ باز می‌دارد . این نوع تهدید باید پیامی صریح داشته باشد و آن پیام باید به تهدید به رنج و آسیب را انتقال دهد.(عسگرخانی، 1377: 20)
وزارت دفاع آمریکا در لغت‌نامه اصطلاحات نظامی خود بازدارندگی را این گونه تعریف کرده است: “جلوگیری از یک اقدام به وسیله ایجاد ترس از پیامدهای آن. بازدارندگی عبارت است از وضعیتی ذهنی که از یک تهدید معتبر مبنی بر اقدام متقابل غیرقابل قبول برآمده است. استراتژی مبتنی بر بازدارندگی تنها زمانی کارایی دارد که تهدید مقابله به مثل نظامی از پشتوانه اراده سیاسی واقعی برای استفاده از زور برخوردار باشد، بنابراین، بازدارندگی به صورت مبتنی بر آگاه ساختن دشمن خود از توانمندی نظامی و همچنین اراده سیاسی خود است(جمشیدی، 1391: 124).
بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه‌ای از اقدامات که برای پیشی جستن از اقدامات خصمانه دشمن صورت می‌گیرد ، تئوری بازدارندگی یعنی کوشش یکی برای اعمال نفوذ در دیگری تا او را از اقدام به عملی که متضمن خسارت با هزینه‌ای برای اولی است باز دارد(ام. الیوت و دیگران، 1378: 370).
این نظریه براساس تهدید بنا شده است و هدف آن بازداشتن بازیگر از بازی‌اش براساس ایجاد ترس است. در حقیقت، نظریه بازدارندگی بر این باور است که در شرایطی که هزینه پیش‌بینی شده برای یک تجاوز نظامی از منافع مورد نظر بیشتر باشد، تصمیم گیرندگان از توسل به جنگ خودداری می‌کنند. به عبارت بهتر، تا هنگامی که طرف مقابل قدرت وارد کردن ضربه را پس از دریافت ضربه نخست دارد، هیچ ابرقدرتی ریسک آغاز جنگ اتمی را نمی‌پذیرد. در واقع ضربه نخست نمی‌تواند مانع از ضربه حریف باشد.
اهداف متعارض از جمله مواردی است که کشورها را در مسیر تلاش برای اقدام یا دفاع قرار می‌دهد.
کشورها به دلیل داشتن اهداف متعارض همیشه در معرض اقدام یا اقدامات نامطلوب رقبا قرار داشته و این موضوع به ویژه در مورد همسایگان از ضرورت بیشتری برخوردار است و لذا در جلوگیری از تحقق آن تلاش می‌نمایند(قاسمی،1388: 57).
نظریه بازدارندگی همزمان با سلاح‌های کشتار جمعی متولد شد. بازدارندگی در گذشته بر اساس موازنه قدرت بود. بازدارندگی را از یک نظر می‌توان با مفهوم موازنه قوا برابر دانست. برجستگی مشابهت آنها رسیدن به یک توازن درجهت جلوگیری ازهجوم یکی بر دیگری در اعمال قدرت، کنترل قدرت و نحوه بکارگیری قدرت است، هردو نظریه نوعی استراتژی است درجهت جلوگیری از جنگ.

2-5-منطق بازدارندگی

اصولاً بازدارندگی نوع خاصی از رابطه سیاسی بین واحدهای درگیر در کنش متقابل با یکدیگر است که درآن یکی از واحدها سعی بر نفوذ بر دیگری دارد. تا از این طریق مانع شکل‌گیری رفتارهای نامطلوب آن شود و این موضوع از طریق تهدید به مجازات و یا محروم‌سازی طرف از منافع قرار دارد. اصول و مبانی این سیستم نیز ریشه در واقع‌گرایی خواهد داشت. در واقع‌گرایی مهم‌ترین اصل، اصل آنارشی و فقدان اقتدار عالیه در سیستم بین‌المللی است. به همین سبب امنیت به عنوان مهم‌ترین معمای واحدها مطرح خواهد شد، چرا که هیچ مقام عالیه‌ای خود را متعهد به حفظ آن نخواهد کرد. و به همین جهت اصل سوم از اصل بنیادین آنارشی حاصل خواهد شد و آن اصل خودیاری است که درآن هر واحدی مسئول حفظ امنیت خود می‌باشد. و لذا منطقاً اصل چهارم از آن پدیدار می‌شود که قدرت محوری است(قاسمی، 1390ب: 373).
برابری قدرت در میان ملل دارای توانائی اتمی را که منتج از ترس مشترک‌شان در صورت بروز و وقوع یک درگیری است «موازنه وحشت» می‌نامند. موازنه وحشت بازتاب ضرب المثل «اگر خواهان صلح هستی پس آماده جنگ باش» می باشد(روشندل، 1372: 20).
منطق حاکم بر الگوی بازدارندگی متعارف در واقع بیان‌کننده عقلانیت حاکم بر کنش‌های رفتاری بازیگران این صحنه است. منطق بازدارندگی متعارف مبتنی بر سه استدلال درهم تنیده درباره منازعات متعارف است:
1-اصولاً دولت‌هایی که به فکر حمله متعارف به دیگری هستند، به دنبال دستیابی به پیروزی فوری و کم هزینه و پرهیز از جنگ فرسایشی‌اند…
2-بازدارندگی متعارف در گام نخست مبتنی بر بازدارندگی از طریق انکار است، یعنی، توانایی پیشگیری از دستیابی دشمن به اهداف خود از طریق جنگ…
1-مولفه سوم و نهایی نیز به موازنه «محلی» قدرت نظامی مربوط می‌شود. موازنه نیروهای متعارف کشور مهاجم و کشورهای مورد تهاجم از این جهت اهمیت دارد که این نیروها و توانمندی‌های متعارف محلی هستند که بر محاسبه راهبردی حریف درباره بازده زمانی و سرعت دستیابی به اهداف تاثیر می‌گذارد‌(جمشیدی، 1391: 131-130).
محاسبه راهبردی روابط بین واحدها در محیطی به مانند خاورمیانه به بازی بازی‌کنانی شبیه است که برای تاثیرگذاری و موفقیت در موقعیت‌های خاص با واحدهای مختلف رفتاری متفاوت از خود نشان می‌دهند. که ممکن است بر اساس تعامل و همکاری و یا بر اساس رقابت پایه‌ریزی شده باشد. که می‌توان به رفتارهایی با حاصل جمع غیر صفر و یا با حاصل جمع جبری صفر اشاره کرد. که ممکن است، بین دو یا چند بازیکن صورت گرفته باشد. به عنوان مثال در منطقه خاورمیانه روابط بین ايران با کشورهای منطقه و بین ایران با قدرت و یا قدر‌های مداخله‌گر می‌تواند به صورت اشکال زیر متفاوت باشد:
بازيگران : ايران، رژیم صهیونیستی،کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه، مصر، آمریکا (مداخله‌گر)
بازيگران اصلي : ايران و رژیم صهیونیستی- ایران و آمریکا
بازيگران فرعي: کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، مصر، ترکیه
شکل بازيها:
ايران و آمريکا ؛ بازي با حاصل جمع صفر است، چون آمريکا موضع سختي نسبت به سیاست‌های ایران گرفته است.
ایران و رژیم صهیونیستی؛ بازي با حاصل جمع صفر است، رژیم صهیونیستی نیز همزمان با آمريکا چهره‌ايي مشابه از خود بروز داده ‌است.
ايران و شورای همکاری خلیج فارس؛ بازي با حاصل جمع غير صفر است ، چون کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در شرايط گوناگون رفتار غير يکساني را نسبت به سیاست‌های ايران از خود نشان می‌دهند.
ايران و ترکیه و ایران و مصر؛ بازي با حاصل غير صفر است ، دو کشور مذکور نیز رفتاری متفاوت در قبال سیاست‌های ایران ازخود نشان داده‌اند.
از آنجایی که دولت‌ها بازیگران عاقلی هستند می‌د‌انند در جایی که احساس شکست باشد باید از درگیری پرهیز کرد. حال آنکه آن شکست باعث نابودی کامل باشد. پس می‌توان به این نتیجه رسید که در عین باور قدرت حریف و توانایی خود، ترس از نابودی می‌تواند یکی از عوامل صلح و ثبات در صحنه بین‌الملل و درمنطقه باشد. این مطلب می‌تواند یادآور استراتژی مخاصمه شلینگ باشد. که به صورت مدلی به شکل زیر قابل نمایش است:

شکل شماره3: مدل استراتژی مخاصمه شلینگ

موازنه وحشت بین ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق ناشی از این امر است که هر دو کشور متقاعد بودند که هر دو طرف قدرت انهدامی کافی برای از میان برداشتن طرف مقابل را در صورت مبادرت به یک حمله اتمی دارا هستند. این تفاهم متقابل و درک توانایی طرف مقابل موجب اقدام هر دو کشور برای ساختن تسلیحات پیشرفته‌تر و بهبود بخشیدن سیستم پرتاب موشک‌های اتمی گردید. ضمن اینکه مبادرت با این امور موازنه وحشت را برهم نمی‌زند(روشندل، 1372: 20).
عاملی که باعث شد دو ابرقدرت ایالات متحده و اتحاد جماهیرشوروی سابق پس از جنگ جهانی دوم به سازش فکر کنند همین ترس و وحشت از اقدام یکدیگر بود. که در واقع عامل اصلی بازداشتن آنان از جنگ گردید.
بر اساس منطق بازدارندگی می‌توان به این باور رسید که استفاده از فضا و سیستم موشکی به عنوان تحولی هوشمندانه در بین اکثر کشورها جا افتاده است و برای کشوری با روحیه هژمون مانند آمریکا که در بسیاری از مناطق جهان دارای منافعی است، این امر یک ضرورت اجتناب ناپذیراست (هر چند که روند روابط‌ بین‌الملل کنترل تسلیحات می‌باشد) طبیعی است که به موازات سایر مناطق جهان، ابر قدرتی مانند آمریکا، که دوران میان سالی خود را سپری می‌کند، در منطقه غنی خاورمیانه نیز دارای اهدافی مهم و حیاتی باشد. به عنوان مثال اسرائیل به عنوان یکی از ضروری‌ترین و فوری ترین منافع آمریکا در منطقه خاورمیانه به حساب می‌آید. که در راستای آن با افزایش قدرت نظامی در پی فرصت‌های استراتژیک می‌باشد که در مدل زیر حفظ اهداف حیاتی ضروری به نظر می‌رسد.

فرصت‌های دفاع استراتژیک

منافع بی‌اهمیت هژمون منافع بی‌اهمیت قدرت منطقه‌ای

بی انگیزگی دو طرف
منافع بی‌اهمیت هژمون منافع مهم قدرت منطقه‌ای

بهترین فرصت امنیتی و حیاتی قدرت منطقه‌ای
منافع مهم هژمون منافع بی‌اهمیت قدرت منطقه‌ای

انگیزه کم قدرت منطقه‌ای
منافع مهم هژمون منافع مهم قدرت منطقه‌ای

وضعیت خطر
شکل شماره 4: فرصت‌های دفاع استراتژیک

معادله فوق، یادآور معادله‌ای است که پایه و اساس بازی شطرنج را شکل می‌دهد. که ممکن است کشور ضعیف‌تر با یک حرکت ناصحیح کیش و مات شود. شرط بقا و ادامه حیات در هر زمانی متفاوت، و نیازمند دکترینی صحیح و با انعطاف می‌باشد. امروزه دست یافتن به فناوری‌های نوین و بروز بودن، امری ضروری به نظر می‌رسد.
در مجموع بر اساس بنیان‌های نظری، شکل‌گیری این سیستم مستلزم سه شرط بنیادین زیر خواهد بود:
1-ارتباط یعنی برقراری رابطه با حریف و آگاه ساختن آن از قصد و نیت و حدود اعمال ممنوعه.
2-توانایی به علاوه عقلانیت یعنی توانایی تحمیل خسارت غیرقابل تحمل بر دشمن و عقلانیت سود وهزینه احتمالی رفتارهای خود.
3-اعتبار یعنی تهدید واقعی و باور حریف به اینکه طرف مقابل از چنین توانایی برخوردار است. به عبارتی عقلانی بودن تهدید شرط اعتبار تهدید به حساب می‌آید(قاسمی، 1388: 60-59).

2-6-راهبردهای بازدارندگی و سیستم‌های مربوطه (سیستم دفاع)

بقاء، نخستین مقوله هرموجود زنده و زیر بنا دفاع است. هر موجود زنده‌ای راهکاری برای دفاع از خود در برابر خطر دارد ، انسان و بالطبع هر واحد ملی نیز با درک شرایط موجود ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به دنبال استراتژی دفاعی در جهت بقا و ایجاد امنیت می باشد.

نظام بین‌الملل و یا منطقه‌ای
دولت‌های سرزمینی حاکم

نظام آنارشیک خودیاری

فقدان اقتدار مرکزی
شکل شماره 5: نظام بین‌الملل و یا منطقه‌ای

دقیقا در زمان فقدان اقتدار مرکزی است که دولت‌ها از قصد و نیت هم دیگر بی‌اطلاع می‌باشند، همه دولت‌ها از مقداری قابلیت تهاجمی برای ضربه زدن به دیگران برخوردارند. اصلی‌ترین هدف دولت‌ها بقا و ادامه حیات می باشد. بهترین شیوه بقای دولت‌ها، دستیابی به قدرت به ویژه قدرت نظامی است. البته دولت‌ها در این زمینه با احتیاط و عقلانی عمل می‌کنند و ممکن است برای حفظ و موجودیت خود، راه‌های مختلفی از سطوح استراتژیک را بیازمایند. سطح استراتژیک همان ابزار وصول به اهداف ملی و سیاست خارجی است. که نقش تعیین کننده در نتیجه مخاصمات و درگیری‌ها دارد. چنان که هنری کسینجر معتقد است: پیروزی‌ها نه از منابع، بلکه از دکترین استراتژیک بدست می آید، توانایی درهم شکستن چارچوب یا ساختاری که برای مدت‌ها بدیهی فرض شده، و نیز توانایی کسب پیروزی کامل از راه مواجه کردن دشمن با پیشامدهایی که هرگز فکر آن را نمی‌کرده است (مکنزی، 1382: 3). بعنوان مثال استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی و به شیوه نامتقارن و گمراه کننده.
استراتژی دفاعی در قالب بازدارندگی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. بازدارندگی یکی از موضوعات بسیار مهم در مطالعات روابط بین‌الملل و مطالعات استراتژیک می‌باشد. سیستم بین‌المللی و منطقه‌ای آنارشیک باعث می‌شود که دولت‌ها سیاست‌های برون مرزی خود را براساس قدرت محوری که زمینه ساز بازدارندگی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله بازدارندگی، موازنه قدرت، خاورمیانه Next Entries منابع و ماخذ مقاله بازدارندگی، ایالات متحده، جنگ جهانی دوم