منابع و ماخذ مقاله اکوتوریسم، برنامه ریزی گردشگری، بهبود کیفیت

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی
1. بهبود کیفیت زندگی
2. افزایش امکانات تفریحی و سرگرمی
3. بهبود کیفیت خدمات شهری
4. بهبود کیفیت خدمات عمومی از بهداشت، پلیس و …) (کاظمی، ۱۳۸۵: ۱۰۸).

ج) آثار مثبت زیست محیطی
۱- حضور جهانگرد موجب حفظ و نگهداری گونه‌های خاص گیاهی و جانوری که در معرض انقراض قرار دارند می‌شود.
۱- گردشگری فعالیت گروه‌های ذی نفوذ طرفدار محیط را در پی دارد و موجب گسترش مطالعات در زمینه محیط می‌شود.
۲- گردشگری موجب شناسایی هر چه بیشتر یک محیط و جانوران آن می‌گردد.
۳- توجه محققان بر منابع خاص طبیعی شامل جنگل‌ها، سواحل، کوه‌ها و دریاها را بیشتر می‌کند.
۴- گردشگری می‌تواند رفتار مردم منطقه را در جهت حفظ هر چه بهتر محیط زیست تغییر دهد.
۵- احیای ساختمان‌های موجود (بازنده‌سازی) و اماکن تاریخی
۶-حفاظت از منابع طبیعت، در بسیاری از مناطق جهان سوم با احداث و حفاظت پارک‌های ملی می‌توان این اثر را مشاهده کرد (لی، ۱۳۷۸: ۷۷).

2-10 برنامه ریزی گردشگری
گردشگری داخلی، فعالیتی ترکیبی و مستلزم مشارکت بخش های مختلف و متعدد جامعه است و به همان میزان نیز اثرات گسترده ای در بر دارد، از همین رو در هر مرحله نیازمند برنامه ریزی و هماهنگی است.
برنامه ریزی به عنوان یک ابزار علمی به دست اندکاران صنعت گردشگری کمک می کند تا در یک فرایند پیوسته و علمی، بهترین مسیر راهکار توسعه ی گردشگری در یک منطقه را مشخص نموده، این توسعه را در مسیر توسعه سایر بخش های اقتصادی قرار دهند، نکته قابل توجه در برنامه ریزی گردشگری، پویا بودن این فرایند می باشد؛ بدین مفهوم که برنامه ریزی هیچ گاه متوقف نشده و با تغییر شرایط و حصول اطلاعات جدید، نیازمند بازنگری و اصلاح مستمر است (زنگی آبادی، 1385: 133).

شکل 2-2) مراحل برنامه ریزی گردشگری

برای فراهم کردن بستر مناسب جهت توسعه امر گردشگری، شناسایی جاذبه های گردشگری در مرحله اول و برنامه ریزی برای توسعه آن در مرحله بعدی، امری ضروری می باشد. برنامه ریزی راهبردی در توسعه گردشگری با توجه به شرایط عدم ثبات موجود در این بخش و ماهیت اینگونه برنامه ریزی می تواند کاربرد داشته باشد. بهره گیری از این نوع برنامه ریزی با توجه به اینکه اصول آن در روند تکامل خود با تعدیل نگرش و پرداختن به موضوعات نظری و شناختی، بیشتر به برنامه ریزی عملی، نحوه اجرا و مشارکت می پردازد، در برنامه ریزی برای توسعه گردشگری قابل بکارگیری می باشد. برنامه ریی راهبردی تلاشی سازمان یافته و منظم برای اتخاذ سیاست های بنیادی و انجام اقدامات اساسی است، که سرشت و سمت گیری فعالیت های یک سامانه را در چارچوبی قائده مند شکل می دهد. فرایند برنامه ریزی از دیدگاه برایسون فرایندی هشت مرحله ای و بسیار منظم تر، مدبرانه و مشارکتی تر از سایر فرایندهاست. این هشت مرحله عبارتند ا: آغاز فرایند برنامه ریزی راهبردی و حصول توافق درباره محتوای آن، تعیین و شناسایی دستورها، روشن ساختن رسالت ها و ارزش ها، ارزیابی محیط خارجی (فرصت ها و تهدیدها)، ارزیابی محیط داخلی (نقاط ضعف و قوت)، شناسایی مسائل راهبردی و تدوین دیدگاه کارساز برای آینده، اجرا، نتیجه گیری و ارزیابی (بهزادفر و زمانیان، 1389: 90).
2-11 گردشگری پایدار
گردشگری طبیعت که به نام اکوتوریسم نامیده می شود پدیده ای نسبتاً تازه است که بخشی از صنعت گردشگری را نشان می دهد. درگردشگری طبیعت، اثرات کمتری بر پیکر محیط زیست و بافت فرهنگی وارد شده و عوامل زیربنای کمتری را طلب می کند. اکوتوریسم علاوه بر تاکید بر جنبه های محیطی و طبیعی به رشد اقتصادی و افزایش مراودات فرهنگی بین کشورها کمک می کند.
اتحادیه حفاظت جهانی از پارک های ملی و مناطق حفاظت شده اکوتوریسم را چنین تعریف می کند «مسافرت و بازدید همراه با مسئولیت محیطی که از نواحی کمتر دستخورده» (همراه بادیدار ویژگیهای فرهنگی در گذشته و حال) با هدف لذت بردن و قدرشناسی از طبیعت صورت می گیرد که باعث بهبود حفاظت و تاثیر منفی بازدید آن کم می شود و باعث حضور اقتصادی و اجتماعی سودمند برای افراد محلی می شود (sheng- Hshiung et al , 2006: 641).
رويكرد گردشگري پايدار به عنوان شكلي از گردشگري جايگزين، در پي بهبود كيفيت زندگي ساكنين محلي، ارتقاءتجربيات گردشگران و حفظ محيط زيست مقصد مي باشد (Chris choi and Sirakaya, 2005: 381). از آن جا كه توسعه گردشگري به صورت چشمگيري به حسن نيت جامعه ميزبان بستگي دارد وحمايت آن در توسعه و عملكرد موفقيت آميز گردشگري، امري ضروري محسوب مي شود. در اين رويكرد، موفقيت هر پروژه گردشگري مستلزم شناخت و درك ، كيفيت حمايت جامعه ميزبان مي باشد. اساسا گردشگري يك فعاليت منبع پايه است و به جاذبه ها و خدمات وابسته است، اما در عين حال توسعه موفقيت آميز آن مستلزم ميهمان نوازي و استقبال از طرف جامعه ميزبان نيز مي باشد. به طوري كه بدرفتاري، بي علاقگي و سوءظن جامعه محلي، نهايتاً به گردشگران منتقل خواهد شد و احتمالاً عدم تمايل گردشگران به بازديد مجدد از مقصدهاي مذكور، را در پي خواهد داشت. بدين سان درك واكنش جامعه محلي و عواملي كه برروي اين طرز تفكر تأثير مي گذارند، به منظور دستيابي به حمايت مطلوب جامعه روستايي از توسعه گردشگري امري ضروري به شمار مي آيد. اگر جامعه ميزبان بر اين باور باشد كه توسعه گردشگري در حال تخريب محيط اجتماعي و فيزيكي آن ها است و گردشگران عامل اين روند هستند، ممكن است كيفيت تعاملات ميان ساكنان و گردشگران دچار تنزل شود (علیقلی زاده، 1389: 36).
جامعه اکوتوریسم بین الملل (TIES) اصول زیر را برای ارزیابی اثربخشی اکوتوریسم در اهداف حفاظت و توسعه ، بعنوان دستورالعمل مورد استفاده قرار می دهد. حداقل کردن تاثیرات، برقراری توجه و آگاهی فرهنگی و محیطی، ایجاد تجربیات مثبت برای بازدید کنندگان و میزبان، ایجاد مزایای مالی برای افراد محلی ، افزودن حساسیت نسبت به اوضاع اجتماعی، محیطی و سیاسی کشورهای میزبان، حمایت از قرار دادهای کارگری و حقوق بین المللی بشر ( .(Diedrich, 2010: 234
2-12 فرهنگ
واژه فرهنگ در زبان فارسی از پیشوند “فر” به معنی جلو، پیش؛ و “هنگ یا ثنگ” به معنای کشیدن و آوردن، ترکیب یافته است و در مجموع به معنی پیش کشیدن، ارتقا دادن و تربیت کردن می باشد.در زبان فارسی این کلمه با کلماتی مانند: فرن به معنی کاریز و قنات و فرهنج یعنی نهال کشی، پیوند مستقیم دارد. در زبان لاتین هم با واژه cultura به معنی کاشتن و پروراندن و یا cult به مفهوم مراسم و شعائر هم خانواده است. این همه خود بار معنایی ارزشمند فرهنگ را می رساند (بنی سلیم، 1387: 12).
لازم به ذکر است که تا پیش از سده 19 میلادی، روشنفکران نظریه پرداز، تمدن و فرهنگ را به یک معنا و بر پایه برداشت نظری از مسایلی چون، حسن معاشرت و قواعد اجتماعی در نظر گرفته و تعریف می کردند؛ اما از این سده و به ویژه در آلمان، محققان علوم انسانی تمدن را در برابر فرهنگ معنا کردند.
پس از آن که در نیمه سده 19 میلادی، ادوارد تایلر انسان شناس مشهور انگلیسی (1832- 1917م) در کتاب خود جوامع انسانی، تعریف روشنی از فرهنگ ارائه داد (تعریفی که به یک تعبیر، کامل ترین تعریف از فرهنگ در علوم انسانی است؛ تحت این عنوان که فرهنگ مجموعه ای پیچیده از شناسایی ها، اعتقادات و … است که فرد به عنوان عضو جامعه خود کسب می کند (منظمی و دیگران، 1381: 116).
فرهنگ کلیت زندگی اجتماعی انسان تلقی گشت. سپس تحول عمده در محفل گفتمانی آلمان اتفاق افتاد و متفکران آلمانی معنای فرهنگ را از تمدن جدا کردند. از همین دوران بود که واژه culture به مفهوم علمی وارد حوزه مطالعات اجتماعی شد و به دنبال برداشت و معنایی که محققان علوم اجتماعی نمودند و فرهنگ را شامل دانستنی ها، نهادها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین و عادات انسان ها دانستند، به ناگاه موجی از برداشت ها، تفاسیر و معانی متعدد در مورد فرهنگ به قلمرو علوم انسانی وارد شد. بنابراین تا حدود 400 تعریف از فرهنگ ارائه گردید و حتی برخی معتقدند که فرهنگ مفهومی است گسترده که تمامی الگوهایی را که در جامعه آموخته می شوند، در آن غنا می یابند و از طریق نمادها منتقل می شوند، در بر می گیرد. پس فرهنگ به عنوان وجه ممیزه انسان از دیگر موجودات شامل تمام دستاوردهای جامعه یا گروه … و حتی ابزار مادی می شود (ساروخانی، 1375: 75).
یکی از محققان دربارۀ فرهنگ، در تعریف و تبیین فرهنگ معتقد است که: فرهنگ از نظر عامه مردم به معنی موفقیت هنری و فکری متعالی است و توسعۀ علم و هنر و ادبیات و فلسفه، بیانگر نبوغ یک ملت است ولی از نظر جامعه شناسان و مردم شناسان، فرهنگ علاوه بر همه این ها، شامل تمامی چیزهایی است که فرد به عنوان یک عضو از جامعه کسب می کند، یعنی همه عادات و اعمالی که فرد از راه تجربه و سنت آموخته است به انظمام تمام اشیاء مادی که توسط گروه، تولید می شود و آنچه را که می تواند در آثار هنری و مطالعات علمی متجلی دید، به علاوه در آنچه که می خوریم و می آشامیم و می پوشیم؛ در انواع خانه هایی که بنا می کنیم، در روابطمان با اعضاء خانواده خود و با سایر افراد جامعه، در نظام ارزشی جامعه، در آنچه می آموزیم، در تصورمان از خوب و بد، در آرزوهایمان، در نظرمان نسبت به جوامع و در بسیاری چیزهای دیگر تجلیّات فرهنگ مشهود است (دانش پژوه، 1381: 68-69).
عوامل مختلفي موجب تيرگي و ابهام مفهوم فرهنگ شده است كه در شناخت و ارائه تصوير و ايجاد درك روشن آن مؤثر است؛ اين عوامل عبارت اند از:
1- مشترك بودن مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي و كاربرد عاميانه آن در زندگي روزمره مردم، بسياري از مفاهيم خاص علوم اجتماعي و علمي با اين مشكل مواجه اند. مفاهيمي چون « جامعه »، طبقه اجتماعي يا فرهنگ با برداشتهاي افراد غير متخصص يكسان نيست.
2- رشته هاي علوم انساني چون روان شناسي، روان شناسي اجتماعي، جامعه شناسي، مردم شناسي، باستان شناسي، علوم سياسي، تاريخ ، اقتصاد، مديريت ، حتي فلسفه و ادبيات و هنر، هر يك به نوعي با برداشت خاصي از فرهنگ سر و كار دارند، به همين دليل مفاهيم و تعاريف مختلفي از آن ارائه شده و اين امر موجب پيچيدگي و ابهام بيشتر در مفهوم فرهنگ گرديده است.
3- گاهي جزء و عنصري از فرهنگ، كليت آن می شود، به خصوص برنامه ريزان و سياست گذاران فرهنگي بيشتر مرتكب چنين اشتباهي مي شوند، مثلا تلقي هنر يا روابط اجتماعي به منزله كليت فرهنگ از رايج ترين اين نوع برداشتهاي خطاست.
4- زمينه هاي فلسفي و يا انسان شناسي خاصي كه هر يك از مكاتب علمي در علوم اجتماعي از آن متأثر گشته و اصول خود را بر پايه آن بنا نهاده اند، در تعاريفي كه از مفهوم فرهنگ ارائه شود بسيار مؤثر است.
5- آخرين عاملي كه مفهوم فرهنگ را مبهم تر می سازد ودستيابي به تصويري آشكار و ملموس از آن را دشوار مي نمايد، فقدان تناسب و انسجام دروني ميان عناصر محتوايي فرهنگ است. فهرست پديده ها و اموري كه در دايره شمول فرهنگ قرار مي گيرند بسيار طولاني است و عناصر متعدد مادي و غير مادي را شامل مي شود.
امروزه، فرهنگ الزاماً معاني قديمي را در بر ندارد، بلكه معني عام تري را می رساند و آن عبارت است از اينكه گروههاي مختلف مردم به روشهاي متفاوتي زندگي مي كنند و معمولاً زماني كه درباره فرهنگ صحبت مي كنيم، نوعاً به الگويي از توسعه اشاره مي كنيم كه در نظام دانش، ايدئولوژي، ارزشها قوانين و تشريفات و مراسم روزانه جامعه منعكس مي شود (کاظمی و کاظمی، 1387: 2).
عناصر اصلي فرهنگ ايراني را در مجموع مي توان به اختصار چنين برشمرد: 1-زبان هاي ايراني، به خصوص زبان پارسي كه از شاخص ههاي اصلي فرهنگ ايراني است. 2-آداب و رسوم و اعياد ملي از جمله نوروز و شب يلدا و تقويم هجري شمسي 3-ادبيات وشخصيت هاي اسطوره اي از جمله رستم و اساطير تمثيلي همچون ديو، سيمرغ و… 4-معماري و هنر ايراني 5-تنوع قومي 6-دين اسلام و به خصوص مذهب تشيع و هم چنين دين ها و آيين هاي ديگر مانند،زرتشتي، مهرپرستي و غيره. در ادامه به هر كدام از آن ها به طور مختصر اشاره مي شود (شمس و امینی، 1388:

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله صنعت گردشگری، رشد اقتصادی، زیست محیطی Next Entries منابع و ماخذ مقاله آداب و رسوم، سطح تحصیلات، قهوه خانه ها