منابع و ماخذ مقاله اقتصاد کشور، صنعت نفت ایران، رفاه اجتماعی، اقتصاد ایران

دانلود پایان نامه ارشد

تدريج جاي خود را به وسائط نقليه موتوري دادند. بنابراين، تقاضا براي بنزين و گازوئيل افزايش يافت و به دنبال آن، پالايشگاهي درمنطقهی كرمانشاه به منظور تصفيه نفت خام و تامين فرآوردههاي مورد نياز مناطق غرب و شمال غرب كشور، در سال 1312 هـ .ش. (1933 ميلادي) در 5 كيلومتري شمال غرب شهر كرمانشاه تاسيس گرديد. پالايشگاه كرمانشاه نفت خام را به بنزين، نفت چراغ و گاز مبدل ميساخت. اين فرآوردهها در ابتدا به وسيلهی تانكرهاي حمل سوخت و به صورت فله به شمال غرب ايران ارسال مي شد. علاوه بر آن، بخشي از محصولات پالايشگاه نيز به صورت مظروف در پيتهاي 18 ليتري توزيع ميشد. نفت خام مورد نياز اين پالايشگاه نيز از طريق يك خط لوله چهار اينچي و از آبادان / اهواز تامين مي شد. البته بخشي از نفت خام پالايشگاه از منابع خارج و از عراق تامين ميگرديد.
در حاليكه فرآوردههاي نفتي پالايشگاه كرمانشاه به طور عمده در جهت تامين مصارف داخل كشور توزيع مي شد، بخش اعظم فرآوردههاي پالايشگاه آبادان به خارج از كشور صادر ميشد.

3-2-2 از سال 1312 هـ . ش.(1933 ميلادي) تا نهضت ملي شدن صنعت نفت
در اين دوره نام “شركت نفت انگليس / پرشيا” به “شركت نفت انگليس و ايران” تغيير يافت و شركت به بهرهگيري نسبي از نيروي كاري و استعدادهاي ايراني در بخش هاي مختلف صنعت نفت مجاب شد. در طول سالهاي جنگ جهاني دوم (1324- 1318 هـ .ش./1945-1939 ميلادي)، توليدات پالايشگاه كرمانشاه نه تنها در بخش هاي مختلف كشور، به ويژه نواحي شمال و شمال غرب ايران توزيع، بلكه در رفع نيازهاي نيروهاي متفقين مستقر در ايران، جابه جائي اين نيروها و كمكرساني به روسيه به كار گرفته ميشد.
سوخت از دو راه اصلي ، يكي از انديمشك و از طريق شهرهاي خرم آباد، بروجرد و همدان و ديگري از خانقين عراق و از طريق شهرهاي قصرشيرين ، كرمانشاه و همدان ، به قزوين و از آنجا به نقاط ديگر انتقال مييافت.
با توجه به تقاضاي روز افزون داخلي به فرآورده هاي نفتي ، تشكيل بخش مستقل توزيع داخلي، امري اجتناب ناپذير بود. بنابراين ، در اين دوره “سازمان پخش” تاسيس گرديد. با وجود نيروهاي روسي، انگليسي و آمريكایي در ايران ، وظيفه “سازمان پخش” در توزيع فرآورده هاي نفتي و سوخت رساني به اين نيروها و نيز تامين نيروهاي مردم عادي و غير نظامي سنگينتر ميشود.
از جمله طرحهایي كه در اين دوره به مرحله اجرا در آمد، تكميل زنجيرهاي از دپوها در مسير تهران- مشهد و نصب تاسيسات و امكانات مورد نياز در آذربايجان بود. در دیگر نقاط کشور انبارهای عظیم نفت احداث و ابزارهای تدارکاتی دپوها نیز در همان زمان کامل شد. ابتدا تحویل سوخت اعم از نفت یا بنزین، از انبارهای ذخیره به عوامل توزیع با کامیون های محلی عرضه ی سوخت انجام می گرفت و قسمتی از مسئولیت فروشندگان بود. متقاضیان عبارت بودند از:
الف: مصرف كنندگان عادي از قبيل كشاورزان و دارندگان تراكتورها و ماشين هاي كشاورزي و دارندگان قايقهاي ماهيگيري مجهز به موتورهاي نفتي.
ب: خرده فروشان كه نيازهاي ساكنان محلات مختلف را برآورده مي ساختند.
به تدريج رشد عمده فروشي مواد سوختني و كاهش خرده فروشي اين امكان را فراهم كرد كه فرآيند تحويل سوخت به كاميونها از نظر فني مورد توجه بيشتر قرار گيرد. البته با معمول شدن لاستيك بادي در كاميونها روز به روز سرعت انتقال مواد سوختي نيز افزايش يافت. اين تحول موجب شد با تعداد ماشينهاي كم، مناطق وسيعتري تحت پوشش سوخت رساني قرار بگيرد و در هزينهها صرفهجوئي بيشتري بهعمل آيد.
انبارها در فروش سوخت ديزل و گازوئيل نقشي نداشتند و تحويل اين سوختها عمدتا از تاسيسات مركزي و به وسيله راه آهن ، كشتي ها و كاميون هاي بزرگ انجام ميگرفت.

3-2-3 دورهی بعد از خلع يد از “شركت نفت انگليس و ايران” و نهضت ملي شدن صنعت نفت
اين دوره با خلع يد از “شركت نفت انگليس و ايران” و نهضت ملي شدن صنعت نفت در 29 اسفند 1329 هـ .ش.(20مارس 1951 ميلادي) تحقق يافت . شاخصترين نتيجهی اين نهضت در عنوان شركت ، يعني “شركت نفت انگليس و ايران” تجلي يافته است.
اين دوره با رويدادهاي مهم تاريخي چون نهضت ملي شدن صنعت نفت ، انعقاد قرارداد كنسرسيوم ( 7 آبان 1333 هـ .ش./ 29 اكتبر1954 ميلادي) متشكل از شركت نفت انگليس و ايران و شركتهاي آمريكایي ، شركت انگليسي– هلندي و شركت فرانسوي، با دولت كودتا (كودتاي 28 مرداد 1332 كه به عزل و تبعيد جناب دکتر مصدق به احمد آباد منجر شد) انجاميد، و بالاخره پيروزي انقلاب اسلامي (22 بهمن 1357 هـ . ش./ 11 فوريه 1979 ميلادي) كه با پايان رابطه با مجموعه شركتهاي عضو كنسرسيوم همراه است، مصادف ميباشد.
فعاليتهاي مربوط به توزيع نفت و فرآوردههاي نفتي نيز در اين دوره ، متناسب با تحولات سياسي، اقتصادي، مديريتي و ساختاري دستخوش تحولاتي بوده است.

3-3 تاسيس و تكامل “شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي ايران”
با ملي شدن صنعت نفت كشور و تحريم نفت ايران، كار توزيع فرآوردههاي نفتي از مبادي حمل، يعني پالايشگاههاي آبادان و كرمانشاه به سر تا سر كشور كه پس از عبور از كويرهاي سوزان مركزي و كوهستانهاي صعبالعبور آذربايجان ، خراسان و كردستان ميسر مي شد، دچار مشكل گرديد. پيش از آن ، به ويژه در دوران شركت نفت انگليس و ايران، انگليسيها برنامهريزي و آيندهنگري مهمي براي تامين مصارف داخلي صورت نداده بودند. ارسال به موقع نفت به جهت نبود خطوط لوله ، خطوط آهن و جادههاي مناسب بسيار زمانبر و پر هزينه و امكان دسترسي به نقاط مختلف كشور بسيار دشوار بود. در پي انعقاد قرارداد نفت با كنسرسيوم ، در روز 8 آبان 1333 هـ . ش. اولين محموله در آبادان شروع به بارگيري كرد و بزرگترين واحد صنعتي و توليدي كشور عمليات خود را در مقياسي وسيعتر آغاز نمود.
با تشكيل كنسرسيوم و فعال شدن” شركت هاي عامل نفت ايران” ، وظایف صنعت نفت به دو بخش عمليات صنعتي و غير صنعتي تفكيك شد كه وظایف غير صنعتي آن به “شركت ملي نفت ايران” محول گرديد. “سازمان پخش” با عنوان فعاليت هاي توزيع فرآورده هاي مورد مصرف در داخل كشور نيز به عهدهی شركت ملي نفت ايران گذاشته شد. بدين ترتيب “اداره ی كل فروش و سازمان پخش” شركت ملي نفت ايران تاسيس گرديد. به دنبال آن، در جهت كاهش برخي از مشكلاتي كه پيشتر عنوان شد ، خطوط لولهی انتقال نفت احداث شد. نخستين خطوط لوله به تدريج از آبادان به تهران و از تهران به مشهد و رشت كشيده شد.
در پائيز 1337 هـ . ش مهندس منوچهر فرمانفرماييان كه يكي از نوادگان عباس ميرزا (تنها فرزند فتح عليشاه قاجار) بود، ضمن عضويت در هيات مديرهی شركت ملي نفت ايران ، به مديريت فروش و توزيع فرآوردههاي نفتي در ايران و خارج منصوب شد. در سال 1342 هـ . ش “سازمان مديريت عمليات نفتي” متشكل از دو واحد ” سازمان اكتشاف و استخراج” شركت ملي نفت ايران در كرمانشاه و “سازمان پالايش و پخش” تاسيس شد.
سازمان پخش در اين زمان تحت سرپرستي شركت ملي نفت ايران بود. مديريت سازمان بر واحدهایي سرپرستي داشت:
فروش داخلي
سوختگيري هوائي (فروش فرآوردههاي مورد نياز هواپيماها)
امور اداري
فروش خارجي (صادارات فرآوردههاي نفتي)
واحدهاي ستادي شركت ملي نفت ايران شامل: حسابداري ، تداركات (تامين) فرآوردههاي نفتي، مشاور فني، مشاور اقتصادي و بازرسي، خطوط لوله، خدمات فنی.
حوزهی فروش داخلي به 17 ناحيه تفكيك و سرپرستي هر ناحيه به عهدهی يك ریيس ناحيه گذاشته شد. با اين تقسيمات” ادارهی كل خطوط لوله” به دو منطقه شمال و جنوب تفكيك شد.
در آذرماه 1340 هـ . ش. در تشكيلات تازهی سازمان به جاي 17 ناحيهی قبلي، تمام كشور از نظر مصرف مواد نفتي به 6 منطقه تقسيم شد.
6 منطقه عبارت بودند از: تهران ، اصفهان ، كرمانشاه ، خراسان ، كرمان و خوزستان.
سازمان پخش فرآوردههاي نفتي بعد از ملي شدن نفت با عناوين سازماني مختلف: پخش و خطوط لوله ، امور پخش و فروش داخلي ، امور پخش و فروش محلي ، در تهران فعاليت داشته است. نهايتا در شهريور 1366 هـ . ش. (1987 ميلادي) “شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي ايران” با ساختار سازماني جديد تاسيس شد. اين شركت در زمينهی پيشرفت صنعتي و اقتصادي كشور و ارتقاي سطح زندگي مردم، بزرگترين نقش را داشته و تاكنون توانسته است تحول چشمگيري را در كليهی شئون مملكت ، به خصوص از نظر اقتصادي ايجاد كند.

3-4 مروری بر جایگاه صنعت نفت در اقتصاد ایران
با مطالعهی اسناد مربوط به تحریمهایی که برعلیه ایران اعمال شده است این نکته آشکار میشود که این تحریمها صنایع کشور را به صورت عام و صنعت نفت را به صورت خاص از طریق ایجاد مانع و محدویت برای سرمایهگذاری خارجی و جلوگیری از ورود تجهیزات جدید ، قطعات یدکی و فناوریهای نوین به بهانهی استفادهی دوگانه هدف قرارداده اند. برای این که بتوانیم تاثیر این تحریمها را بر صنعت نفت ایران تحلیل کنیم بهتر است نمایی کلی از وضعیت و جایگاه صنعت نفت ایران داشته باشیم . مروری بر آمار اجزای در آمدی دولت نشان میدهد که در آمدهای نفتی که عمدهی آن از محل صادرات است همواره منبع اصلی درآمدی دولت بوده است.
همواره بخش نفت در اقتصاد کشور، نقش مسلط را ایفا کرده و شواهد بیانگر آن است که در آینده قابل پیش بینی نیز، این بخش همچنان به تسلط خود در عملکرد اقتصاد کشور ادامه دهد. ارزیابی نقش بخش نفت در اقتصاد ایران، از طریق سهم آن در تولید ناخالص داخلی (به طور متوسط در حدود ۱۶ درصد، طی ۲۰ سال گذشته)، می تواند منجر به ایجاد خطای ذهنی در جهت کوچک نمایی باشد. مهمترین نقش بخش نفت، تامین بیش از ۸۵ درصد از درآمدهای ارزی کشور و در نتیجه اتکای انکار ناپذیر بخش های مختلف اقتصادی برای تامین نیازهای وارداتی خود به درآمدهای حاصل از صادرات نفت از یک سو و تامین حدود ۹۸ درصد از انرژی مورد نیاز کشور از سوی دیگر است. ضعف بخش نفت در هر یک از عرصه های صدور به بازارهای جهانی یا عرضهی داخلی انرژی به طور مستقیم تحرک اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار می دهد و در نتیجه رونق و رکود اقتصاد کشور به میزان قابل توجهی تابع عملکرد این بخش است. نقش دیگر و مهم بخش نفت در مقیاس اقتصاد کلا ن کشور، تاثیر تعیین کننده آن بر توازن بودجهی عمومی است. طی ۲۰ سال گذشته به طور متوسط در حدود ۵۴ درصد از درآمدهای بودجه ی عمومی را درآمدهای حاصل از صادرات نفت تامین کرده است و این جدا از تاثیر غیرمستقیم عملکرد این بخش بر درآمدهای مالیاتی و نیز سایر درآمدها است. به طور کلی کاهش درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت خام، موجب نامطلوب شدن وضعیت ارزی کشور و در نتیجه کاهش واردات واسطه ای و افت تولید و نیز کاهش واردات سرمایه ای و کاهش سرمایه ای می شود. بروز رکود در تولید و سرمایه گذاری از طریق افزایش بیکاری و در نتیجه درآمد حاصل از کار از یک طرف و کاهش عرضهی کالا و خدمات از سوی دیگر بر رفاه اجتماعی تاثیر نامطلوب می گذارد. از سوی دیگر کاهش درآمد نفت موجب کاهش درآمد های بودجهی عمومی شده و توازن بودجه دولت را بر هم می زند که نتیجه اجتناب ناپذیر آن افزایش حجم پول و تورم است. با توجه به مختصر فوق می توان نتیجه گرفت که در ایران رشد تولید، سرمایهگذاری و اشتغال، تورم و در نتیجه رفاه اجتماعی به طور مستقیم از عملکرد بخش نفت تاثیر می پذیرد، در صورت عدم توجه به نفت و درآمدهاي آن و يا عدم دسترسي به اين كالاي با ارزش، نه تنها بخش‌هاي توليدي اقتصاد كشور به تبع آن اشتغال با بحران شديد روبه رو مي‌گرديد بلكه بخش اعظم احداث و توسعهی زير ساخت‌هاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با مشكل مواجه مي‌شود. نكته بسيارمهمي كه بايد به آن توجه شود ، اينكه اگر نفت نبود به احتمال زياد چهرهی كشور بسيار متفاوت از وضعيت فعلي آن بود و حتي توليدات بخش‌كشاورزي نيز به اين اندازه نبود.
نفت و صنعت نفت در زير بناي اقتصادي كشورهاي توليد كنندهی اين مادهی گرانبها نقش اساسي ايفا مي‌كند. اقتصاد ايران نيز

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله شورای امنیت، ایالات متحده، باراک اوباما، نهادهای مالی Next Entries منابع و ماخذ مقاله علم اقتصاد، صنعت خودرو، آموزش و پرورش، اقتصاد سیاسی