منابع و ماخذ مقاله ارزیابی عملکرد، ارزش افزوده، معیارهای ارزیابی

دانلود پایان نامه ارشد

به عنواینی از قبیل قیم یا وصی متولی امور آنها است.
ماده 11 این دستورالعمل بیان می کند که درصورت انجام معاملات موضوع ماده 129 اصلاحیه قانون تجارت، چنانچه ارزش موضوع معامله معادل یا بیش از پنج درصد دارایی ناشر مطابق آخرین صورت های مالی حسابرسی شده باشد:
ناشر مکلف است پس از انعقاد معامله فوراً-حداکثر ظرف 48 ساعت-اطلاعات زیر را افشا نماید: موضوع معامله ،مبلغ معامله، قیمت منصفانه معامله، طرفین معامله، تاریخ انجام معامله، میزان سهام مدیرعامل یا عضو هیئت مدیره ذینفع به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در اشخاص طرف معامله.
ناشرمکلف است پیش از انعقاد قرارداد، نظر کمیته حسابرسی را در خصوص شرایط معامله و منصفانه بودن آن دریافت کند.
سهامدارانی که حداقل پنج درصد از سرمایه ناشر را در اختیار دارند می توانند در صورت ارائه مستندات کافی حاکی از نقض قوانین، مقرارت، مفاد اساسنامه یا استاندارد های لازم الاجرا یا غیر منصفانه بودن معامله، از سازمان تقاضا نمایند تا از طریق انجام حسابرسی ویژه به هزینه متقاضی نسبت به بررسی موضوع و ارسال آن حسب مورد به مرجع ذیصلاح اقدام نماید.
همچنین ماده 13 در تعمیم ماده 11 به کل معاملات بیان می کند در صورتیکه ارزش معاملات با سایر اشخاص وابسته-به غیر از اشخاص موضوع ماده 129 اصلاحیه قانون تجارت-معادل یا بیش از پنج درصد دارایی ناشر مطابق آخرین صورت های مالی حسابرسی شده باشد، مقررات حاکم بر معاملات مشمول ماده 129 که در این دستورالعمل آمده، بر معاملات با سایر اشخاص وابسته نیز حاکم خواهد بود.
2-3-3-7 معاملات اشخاص وابسته و قانون ساربینز- اکسلی6 :
قانون ساربینز-اکسلی 2002 به وسیله قانونگذاران و با هدف پاسخگویی به مسائل آشکار شده در رسواییهای حسابداری شرکت انرون و موسسه حسابرسی آرتور اندرسون وضع شد. این قانون در 30 ژوئیه2002 تصویب شد و چشم‌انداز شرکتها را در آمریکا در رابطه با گزارشگری مالی و حسابرسی شرکتهای سهامی عام پذیرفته شده در بورس را دگرگون کرد. این قانون عام همچنین استقلال حسابرس، مسئولیت بنگاه در برابر شرکتهای سهامی عام پذیرفته شده در بورس، افشای مالی در شرکتهای سهامی عام پذیرفته شده در بورس، و تضاد منافع تحلیل‌گران مالی را مورد توجه قرار می‌دهد. این قانون، حمایت‌هایی را برای مراجع نظارتی در شرکتهای سهامی خاص و عام ایجاد می‌کند و مجازات‌های جزایی تازه ای را در رابطه با تقلب، تبانی و ایجاد اختلال در تحقیق منظور می‌دارد. بخش 302 و 906 از قانون، موجبات حفظ اطمینان سرمایه گذاران نسبت به درستی گزارشگری همگانی را فراهم می‌سازد. بخش 404 از قانون نیز مدیریت شرکت‌ها را ملزم به ارائه گزارشی از کنترل‌های داخلی به همراه گزارش سالانه می‌کند(جواهری،83،1385).
بخش 404 قانون ساربینز اکسلی شرکت‌ها را ملزم می‌کند معاملات با اشخاص وابسته و میزان آن را در صورتهای مالی مشخص کنند، در مواردی که صورت‌های مالی جداگانه‌ای برای واحد تجاری، سرمایه‌گذار و شرکت‌های تابعه تهیه شود، بایستی افشاسازی در صورت‌های مالی تلفیقی نیز به صورت جداگانه انجام شود که این افشاسازی در بعضی از آنها حذف می‌شود و در بعضی دیگر حذف نمی‌شود. همچنین هر سود و زیان داخلی که درنتیجه معاملات با اشخاص وابسته ایجاد شود، نباید حذف گردد و تأثیر آن بایستی به صورت آشکار، افشا گردد.
بخش 402 این قانون به موضوع تضاد منافع می‌پردازد. این بخش اعطای وام شخصی به مدیران یا اعضاء هیئت مدیره شرکت‌ها را غیرقانونی دانسته است. همچنین این بخش اعضاء هیئت مدیره، مدیران و سهامداران (با درصد مالکیت بالاتر از 10 درصد) را ملزم می‌کند ظرف 10 روز تغییر در سمت و تغییر در درصد مالکیت خود را گزارش کنند(گوردون و همکاران،2005).
2-4 انواع معاملات اشخاص وابسته
با توجه به تعاریف عنوان شده، انواع مختلفی از معاملات با اشخاص وابسته وجود دارد که ممکن است منجر به تغییر بالقوه ثروت شود لیکن بند 19 استاندارد حسابداری شماره 12 ایران و نیز دستورالعمل الزامات افشای اطلاعات و تصویب معاملات اشخاص وابسته ناشران بورسی و فرابورسی در ماده 5 عنوان می کند که افشای اطلاعات اشخاص وابسته باید به تفکیک براي هريک از طبقات زير انجام شود:
– شرکت مادر یا سهامدار کنترل ‌کننده،
– اشخاص‌داراي‌کنترل ‌مشترک یا نفوذ قابل ‌ملاحظه ‌بر ناشر،
– شرکتهای همگروه یا تحت کنترل واحد،
– واحدهای تجاری فرعي،
– واحدهاي تجاري وابسته،
– مشارکت هاي خاص،
– اعضای هیئت‌مدیره و مديران ارشد اجرایی ناشر،
– سایر اشخاص وابسته
همچنین نمونه‌هایی از معاملات با اشخاص وابسته که حسابرس باید بر اساس بخش 550 استانداردهای حسابرسی در نظر بگیرد شامل موارد زیر است :
معاملات عمده خارج از روال عادی عملیات واحد تجاری با اشخاص وابسته مانند غیرعادی بودن قیمتها، نرخهای سود، تضمینها و شرایط بازپرداخت.
دلیل تجاری منطقی روشنی برای انجام آن وجود ندارد.
با اشخاص وابسته‌ای انجام شده که قبلاً مشخص نشده‌اند.
به نحو غیرعادی انجام شده است.
اینکه آیا مدیران اجرایی راجع به ماهیت و نحوه عمل حسابداری چنین معاملاتی با ارکان راهبری واحد تجاری مذاکره کرده‌اند یا خیر.
اینکه آیا مدیران اجرایی بر نحوه عمل حسابداری خاصی به جای محتوای اقتصادی معامله تأکید بیشتری دارند یا خیر.
بند 24 استاندارد شماره 12 تصریح می‌کند ” اقلام با ماهیت مشابه باید به صورت مجموع افشا شود، مگر اینکه درک اثرات معاملات با اشخاص وابسته بر صورتهای مالی واحد تجاری مستلزم افشای آنها به‌صورت جداگانه باشد.”
2-5 اهمیت ارزیابی عملکرد شرکت
بسیاری از اشخاص و گروهها از جمله مدیران، مالکان، سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل، اعتبار دهندگان و وام دهندگان (با توجه به محدود بودن منابع و ضرورت تخصیص بهینه آن) می کوشند تا نوعی از سرمایه گذاری را شناسائی، ارزیابی و انتخاب کنند که بهترین بازده اقتصادی را به همراه داشته باشد. از این رو، ارزیابی عملکرد واحدهای اقتصادی جهت تصمیمات آگاهانه و تعیین میزان دستیابی به اهداف تعیین شده از اهمیت بسیاری برخوردار است. ارزیابی مستمر عملکرد به مدیران ارشد در جهت اتخاذ تصمیم های درست درارتباط با تخصیص های آینده کمک می کند. همچنین ارزیابی و سنجش عملکرد یک مکانیزم نظارتی است که توسط مالکین شرکتها به جهت جدایی مالکیت از مدیریت به کار گرفته می شود.
هدف نهایی بر‌پایی هر بنگاه اقتصادی حداکثر کردن ارزش ذاتی برای سهامداران در طول زمان متمادی (ارزش‌آفرینی پایدار) است. بنابراین استراتژی‌های سازمانی، تخصیص منابع و سیستم‌های ارزیابی عملکرد، باید همگی بر تحقق این امر متمرکز شود. وجود استراتژی ایجاد مزیت نسبی و ارزش‌آفرینی پایدار و اجرا و پیشبرد آن، تأثیر عمده‌ای بر ارزش بنگاه و قمیت سهام دارد. بازار سرمایه برای آنکه نسبت به توان و قابلیت مدیریت در پیشبرد استراتژی مزیت نسبی و ارزش‌آفرینی اطمینان یابد، ضرورت دارد ابزار و اهرمهای سنجش عملکرد آنها را در اختیار داشته باشد (صالح آبادی،احمدپور،1389).
ایجاد ارزش افزوده و افزایش ثروت سهامداران در بلندمدت از جمله مهمترین اهداف شرکت‌ها می‌باشد. از طرف دیگر افزایش ارزش شرکت تنها در نتیجه عملکرد مطلوب حاصل خواهد شد. در برخی از تحقیقات با توجه به نوع اطلاعات مورد استفاده برای محاسبه معیارهای ارزیابی عملکرد و نوع استفاده‌کنندگان، طبقه‌بندی‌های گوناگونی برای معیارهای ارزیابی عملکرد تعریف شده است. هال و برامر(1997) با تاکید بر سطح ارزیابی عملکرد، تقسیم‌بندی دیگری از معیارهای ارزیابی عملکرد مدیریت انجام دادند که در آن معیارهای ارزیابی عملکرد مدیریت به دو گروه معیارهای درونی و بیرونی تقسیم گردیده است (انصاری،کریمی،1388).
معیارهای درونی، عملکرد مدیریت را در سطح شرکت بررسی می‌کنند و متغیرهای مورد استفاده در این رویکرد درونی هستند. این معیارها شامل معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد از جمله سود عملیاتی، نرخ بازده دارایی‌ها، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و سود هر سهم و معیارهای مبتنی بر ارزش افزوده شامل ارزش افزوده اقتصادی و مشتقات آن از جمله ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده و ارزش افزوده نقدی است. معیارهای درونی، عملکرد مدیریت را در سطح بازار مورد بررسی قرار می‌دهند. بر اساس این معیارها عملکرد مدیریت در صورتی مطلوب است که به افزایش در ارزش بازار سهام شرکت منجر شده باشد. از جمله مهم‌ترین معیارهای خارجی ارزیابی عملکرد، ارزش افزوده بازار، بازده قیمت و قیمت هر سهم است(انصاری،کریمی،1388).
2-5-1 معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت
جستجو های اولیه برای دست یابی به معیارهای ارزیابی عملکرد منجر به استفاده از اعداد و اطلاعات حسابداری در این زمینه شده است. بسیاری از معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل های حسابداری، بویژه مدل سود حسابداری گزارش شده یا سود هر سهم است. با گذشت زمان، مدیران به منظور حفظ سطح پاداش و بهبود آن به مدیریت سود از طریق تحریف اعداد حسابداری پرداختند. این موضوع باعث شده است که علیرغم آنکه برخی از شرکت های دارای وضعیت مطلوب از نظر اعداد حسابداری و معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل های حسابداری بوده اند، با بحران های مالی از جمله کمبود نقدینگی مواجه شوند. بنابراین معیارهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر مدل های حسابداری و طرح های پاداش مبتنی بر آنها نتوانستند در جهت منافع سهامداران و سایر گروه های برون سازمانی حرکت کنند و موجب تعدیل تضاد منابع شوند.
برای رفع نارسائیهای مدل های عملکرد که به دلیل استفاده از اطلاعات حسابداری بوجود می آید، پژوهشگران به جسجوی ارائه معیاری جدید برای ارزیابی عملکرد پرداختند. با پیدایش نظریه هایی در زمینه سود اقتصادی یا سود باقیمانده، مدل هایی به منظور محاسبه سود اقتصادی پیشنهاد شد. در این مدل ها، سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات و هزینه سرمایه به عنوان سود اقتصادی یا سود باقیمانده تعریف می شود. هدف اصلی بنگاه ها، حفظ و افزایش ثروت سهامداران است و ارزش آفرینی برای بنگاه ها تنها راه نیل به این هدف تلقی می شود. بنابراین، خلق سود و یا ارزش افزوده اقتصادی را که باعث افزایش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران می شود، می‌توان عامل ارزش آفرینی بنگاهها تلقی کرد. بنابراین معیارهای ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده، ارزش افزوده بازار و سود باقیمانده اقتصادی در سیر تکاملی خود تلاش دارند ضمن توجه به پیچیدگی های رفتاری مدیران به ارزیابی عملکرد آنها و تعدیل تضاد منافع پرداخته و اطلاعات موجود در قیمت و بازده سهام را توضیح دهند. استفاده کنندگان گزارشهای مالی با استفاده از معیارهای مختلف، عملکرد شرکت را ارزیابی می‌کنند. روشهای متعددی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد که به طور کلی می توان آنها را به دو دسته مدل های حسابدرای و مدل های اقتصادی تقسیم کرد.
2-5-1-1 مدل حسابداری ارزیابی عملکرد
حاصل سیستم اطلاعات حسابداری، گزارشهای مالی است که سود گزارش شده در آنها از اهمیت زیادی برای استفاده کنندگان برخوردار است. سرمایه گذاران با اتکا به سود حسابداری، عملکرد شرکت را ارزیابی کرده و پیش بینی های خود را بر آن اساس انجام می دهند. مدیران نیز از سود برای برنامه ریزی آینده شرکت استفاده می کنند. در مدل حسابداری ارزیابی عملکرد، ارزش شرکت از حاصلضرب دو عدد بدست می آید، عدد اول، سود شرکت و عدد دوم، ضریب تبدیل سود به ارزش است. همانطوری که پیش از این نیز بیان شد در مدل های حسابداری ارزیابی عملکرد، ارزش یک شرکت، تابعی از معیارهای مختلفی نظیر سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایه گذاری، جریان نقدی آزاد و سود تقسیمی است.
سود حسابداری، سنتی ترین معیار ارزیابی عملکرد است که برای سرمایه گذاران، سهامداران، مدیران، اعتبار دهندگان و تحلیل گران اوراق بهادار از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به مزیت در دسترس بودن

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله هیئت مدیره، مجمع عمومی، صورت های مالی Next Entries منابع و ماخذ مقاله ارزیابی عملکرد، دارایی ها، ارزش شرکت