منابع و ماخذ مقاله ادراک حسی، اعتمادپذیری، ناسازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

نظام الغاگر هستند و برای برای شناسایی شئ تجربه خداباور.(Ibid: p.163_164)
9) پیش فرضهای متمایز47: هررویه باورساز مجموعه‌ای از پیش فرض‌های متمایزکننده اساسی دارد که خاص خود آن است. به عنوان مثال این دست من است، زمین بیش از یک سال وجود داشته است. این‌ها گزاره‌هایی برای این حقیقت هستند که من مقدار زیادی شواهد تجربی درون رویه باورساز مبتنی بر ادراک حسی در اختیار دارم که پیش فرضهای اساسی رویه‌ای باورساز مبتنی بر ادراک حسی هستند و قبل از هرچیز باید ابتدا این پیش‌فرض‌ها حداقل به طور ضمنی بپذیریم. (Alston:1991p.164)
آلستُن بعد از توضیحاتی پیرامون ویژگی‌های رویه‌های باورساز به بررسی رویه باورساز مبتنی بر ادراک عرفانی، که اختصار آن را MP می‌نامد می‌پردازد. وی برای اعتمادپذیری این رویه، باورهای مبتنی بر ادراک عرفانی در سنت مسیحی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، که به اختصارCMP ( رویه‌های باورساز مبتنی بر سنت مسیحی) می‌نامد. آلستُن معتقد است که رویه‌های باورساز مبتنی بر ادراک عرفانی تقریباً واجد تمام ویژگی‌های یک رویه باورساز هستند، و از این رو شباهت‌های قابل توجهی با رویه‌های باورساز مبتنی بر ادراک حسی را دارد.
آلستُن این شباهت‌ها را در هفت مورد خلاصه می‌کند.(ر.ک Alston:1991، p187_188)
1. در هر دو رویه باورساز مبتنی بر ادراک عرفانی (MP) و رویه‌های باورساز مبتنی بر ادراک حسی(SP) قبل از اینکه فرد نسبت به آن‌ها آگاهی یابد، درگیر و ملتزم به آن‌ها خواهد شد.
2. رویه باورساز(MP) همانند رویه‌های باورساز (SP) شامل روش‌هایی برای ارزیابی است دقیقاً به همان نحوی که مستلزم روش‌هایی برای تشکیل باورهای خروجی است، و این امر مستلزم یک نظام الغا‌گر48 است که بوسیله آن می‌توان به بررسی و ارزیابی باورهایی پرداخت که نسبت به آن‌ها زمینه‌هایی از شک وجود دارد.
3. همانندSP رویه باورساز عرفانی هم فرد را در حوزه وسیعی از اعمال که مستلزم تعامل با ادراک روابط موضوع تشکیل شده قرار می‌دهد که موجب گسترش نگرش‌ها و احساسات نسبت به آن‌ها خواهد شد. شخص می‌آموزد که درک کند و باورهای ادراکی را شکل دهد، به گونه‌ای که موقعیت خود را در محیط بیرونی تشخیص می‌دهد و عادات و رفتارهای خود را بدان سو جهت می‌دهد.
4. رویه‌های باورساز مبتنی بر ادراک عرفانی به لحاظ اجتماعی در حال تغییر و تحول‌اند. بوسیله آموزش‌های کنترل شده اجتماعی و به لحاظ اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند. که در این مورد رویه باورساز مبتنی بر ادراک عرفانی از وضوح بیشتری نسبت به (SP) برخوردار است.
5. یک رویه باورساز کاملاً وابسته به ارتباط با دیگران است و این مسئله به خوبی توسط MPنشان داده شده است. یک فرد قادر نخواهد بود پس زمینه آموزه‌های نظام الغاگر را بدون بکارگیری ادراک حسی ،حافظه و انواع مختلفی از استدلال به عنوان مثال برای خواندن متون مقدس بیاموزد. به عبارتی کاربرد رویه باورساز مبتنی بر ادراک عرفانی برای بکارگیری نظام‌الغاگر این رویه، نیاز به بهره‌مندی از سایر رویه‌های باورساز معتبر از جمله حافظه و انواع مختلف استدلال‌ها دارد تا از طریق آن‌ها متون مقدس را بخواند و با رجوع به سنت دینی مربوط، باورهای حاصل از رویه MP را بر اساس آن سنت ارزیابی کند.
6. همانطور که قبلا بیان‌گردید رویه‌های باورساز دینی در همواره در معرض تغییر و اصلاح هستند.
7. MP نیز همانند SP دارای پیش‌فرض‌های خاص خود است. مانند وجود خداوند و اعتمادپذیری به این نوع رویه‌های باورساز.
3_9_2 معقولیت مشارکت در روال‌های باورساز
به عقیدة آلستُن دلایلی که در ذیل آمده است که معقولیت مشارکت در روال‌های باورساز را نشان خواهد داد که به اجمال به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت.
الف) این رویه‌ها به لحاظ اجتماعی تثبیت شده‌اند49: که توضیح اجمالی آن قبل از این بیان ‌گردید.
ب) عقلانیت عملی50 از نظر وی محور استدلال مبتنی بر معقولیت تأکید بر عمل است، و پرسش از معقولیت عملی نیز وقتی مطرح می‌شود که سروکار ما با کاری است که انجام می‌دهیم (در اینجا: مشارکت در روال‌های باورساز). البته این نوع عقلانیت که آلستُن آن را عقلانیت عملی میداند، عقلانیت در نگاه نخست51 است و«عملی» نامیدن این نوع معقولیت برای متمایز کردن آن از معقولیت روال باورسازی است که دلایل کافی برای قابل اعتماد دانستن آن داشته باشیم. آلستُن از این طریق می‌خواهد اثبات کند که فرض قابل اعتماد بودن رویه‌های باورساز موجود فرضی عقلانی است، و به دنبال آن اثبات کند که بنابراین، باورهای ادراکی به دست آمده از طریق این رویه‌ها دارای توجیه اولیة قوی هستند. وی معتقد است چون ما همواره خود را درگیر همین روال‌های باورساز می‌یابیم، و حتی در کوشش‌های فکری بدون استفاده از این یا آن روال باورساز قدم از قدم نمی‌توان برداشت. وی نتیجه می‌گیرد که کاملاً معقول است باورهایمان را به همان شیوه جا افتاده و مقبولی بسازیم که معمولاً می‌سازیم، و همه روال‌های باورساز جا افتاده و تثبیت شده را که معمول و مقبول هستند قابل اعتماد می‌داند مگر اینکه خطا بودنشان اثبات شود. (فقیه:1386، ص23، عباسی:1391 ص76)
ج) به نظر آلستُن در پیش گرفتن روال باورساز تثبیت شده، واجد معقولیت در نظر اول است. این مقبولیت و معقولیت در نگاه نخست ممکن است به واسطه ملاحظات ناظر به ناسازگاری‌های درونی یا بیرونی مردود و ملغی، یا به سبب خودمؤیدی تقویت شود. به اعتقاد آلستُن، عواملی که عقلانیت اولیة رویه‌های باورساز موجود را از بین می‌برد، وجود ندارد. به عبارتی، ناسازگاری درونی وسیع میان خروجی‌های یک رویه باورساز و ناسازگاری گسترده میان خروجیهای دو رویة باورساز که قابل اعتماد بودن روشهای مزبور را زیر سؤال ببرد نیز، از منظر وی در مورد رویه‌های باورساز مشهور وجود ندارد. در نتیجه فرض قابل اعتماد بودن آن‌ها فرضی معقول است. ناسازگاری درونی به این معناست که دو باور حاصل از یک روال باورساز یکدیگر را نفی کنند، در این صورت دست کم یکی از آن دو نادرست است. اما پیدا شدن شمار زیادی (بسته به تعداد کل باورها) از چنین باورهایی نشان خواهد داد که آن روال باورساز به قدر کافی قابل اعتماد نیست ناسازگاری بیرونی نیز مربوط می‌شود به ناسازگاری‌های عمده و مداوم میان خروجی‌های دو روال باورساز که سبب می‌شود دست کم یکی از آن‌ها را غیر قابل اعتماد بدانیم (و در چنین مواردی حق را به روال باورسازی می‌دهیم که متقن و استوارتر از دیگری باشد). (فقیه،ص 23؛عباسی،ص77)
د) در ادامه استدلال مبتنی بر معقولیت عملی، آلستُن برخی روال‌های باورساز معمول ما را واجد مزیتی می‌داند که از آن تحت عنوان «خودمویدی معنادار»52 و یا استدلال عملگرایانه نام می‌برد.
هر کدام از رویه‌های باورساز به شیوه ای از مدعیات خود حمایت می‌کنند. برای مثال، ادراک حسی اعتمادپذیری خود را به واسطة آنچه که ما را بر انجام دادن آن توانمند می‌سازد، به اثبات می‌رساند.و بقیة رویه‌های باورساز نظیر حافظه53 ،درون نگری، شهود عقلی54 _ آگاهی از قضایای بدیهی_ و انواع گوناگون استدلال نیز به گونه‌ای مشابه با ادراک حسی از مدعیات اولیة خود حمایت می‌کنند. این همان خود مؤیدی قابل توجهی است که می‌تواند تا حدی نقص ناشی از دور معرفتی ادلة رویه‌های باورساز را جبران کرده و از همین رهگذر فرض قابل اعتماد بودن رویه‌های مزبور را فرضی معقول بسازد. (فقیه،ص23_24؛ عباسی، ص78)
در نهایت آلستون به چنین نتیجه‌ای نائل می‌شود : درگیر شدن و مشارکت در یک روال باورساز قویاً تثبیت شده معقول است مگر اینکه کل خروجی‌های تمام روال‌های باورساز قویاً تثبیت شده ما به اندازه کافی عدم اعتماد خود را نشان دهد. یا به عبارت دیگر، درگیر شدن در یک روال باورساز قویاً تثبیت شده معقول است اگر آن روال باورساز و خروجی‌هایش به اندازه کافی با دیگر روال‌های باورساز و خروجی‌هایشان منسجم باشد. ارزیابی خود آلستُن این است که بیشتر روال‌های باورساز معمول و بنیادین ما حائز شرایط فوق هستند.(Alston: 1991، p.157)
3_9_3 اعتمادپذیری روال‌های باورساز
منظور آلستُن از معقولیت و موجّه بودن باورها، دست‌یابی به باورهای صادق و کم کردن باورهای کاذب است. وی در این مورد می‌گوید:
«عقلانیت از نظر شناختی و معرفتی دیدگاهی است با هدف رسیدن به صدق و پرهیز از کذب در اعتقادات انسان تعریف می‌شود و این یک حالت مطلوب است. فردی در اعمال شناختی‌اش معقول است، ‌آن اعمال را به شیوه‌ای انجام می‌دهد که برای کسب اعتقادات صادق شیوه‌ای خوب محسوب می‌شود»( آلستُن:1380ص 87)
البته به عقیده آلستُن برای اثبات معقولیت روال باورساز احتیاجی به اثبات اعتمادپذیری آن روال نخواهیم داشت، زیرا ما با نشان دادن معقولیت روال ادراک حسی درصدد اثبات اعتمادپذیری آن نبوده‌ایم بلکه فقط نشان داده‌ایم که قابل اعتماد دانستن روال ادراک حسی معقول است. به عبارتی دیگر، حکم به معقولیت روال ادراک حسی ما را به معقولیت حکم به قابل اعتماد دانستن آن ملتزم می‌کند. بنابراین نامعقول است که در روال ادراک حسی مشارکت کنیم و باورهای بیابیم اما این باورها را صادق یا آن روال باورساز را قابل اعتماد ندانیم.
بر این اساس، آلستُن معتقد است اگر توانسته باشد با استدلال مبتنی بر معقولیت عملی نشان دهد که مشارکت در روال ادراک حسی معقول است، نشان داده که قابل اعتماد دانستن آن نیز معقول است .مشارکت در روال باورساز به معنای ایجاد باورهای خاص و پذیرفتن آن باورها و – دست کم در اغلب موارد- به معنای التزام به صدق آن باورها نیز هست؛ و این یعنی ملتزم دانستن خویش به اعتمادپذیری آن روال باورساز. وی با مسئله توجیه نیز به همین شیوه روبه‌رو می‌شود و می‌گوید معقول است که باورهای حاصل از روال ادراک حسی را «در نظر اول موجّه» بدانیم.از نظر آلستُن، استدلال مبتنی بر معقولیت عملی قابل اعتماد بودن روال ادراک حسی را نشان نمی‌دهد، اما نشان می‌دهد که قابل اعتماد/موجّه دانستن آن معقول است. به این ترتیب، آلستُن برای اعتمادپذیری «روال‌های باورساز» معقولیت عملی به کار گرفته است. (عباسی:1391 ص79_80)
نتیجهای که آلستُن در نهایت به آن نائل میشود این خواهد بود که روال ادراک مسیحی روال باورساز تثبیت شدهای است که عدم اعتمادپذیری آن هنوز برای ما ثابت نشده است بنابراین مشارکت در آن معقول است. و همچنین معقول است که آن را قابل اعتماد دانسته و آن را منبع توجیه در نظر اول باورهابی دانست که تولید میکند.
3_10 رابطه اصل آسان‌باوری با معرفت‌شناسی آلستُن
از آنجایی که آلستُن و سوئین‌برن برای اثبات این ادعایشان که چون تجربه حسی تجربه‌هایی معتبرند، تجربه‌ی دینی نیز می‌توانند معتبر باشند به اصل آسان‌باوری استناد کردهاند. به این صورت که اگر اشیاء به فلان نحوة خاص به نظر شخص می‌رسند همین امرمبنای خوبی برای این اعتقاد است که آن اشیاء واقعاً به همان نحو خاص وجود دارند. ما حق داریم آن اعتقاد را بپذیریم مگر ملاحظاتی در نفی آن اعتقاد به ما عرضه کنند. دقیقاً برخلاف دکارت که جزء سرسخت ترین مخالفان ادراک حسی بوده است ، دکارت بر این باور بود اگر بتوان کمترین احتمال را به غیر واقعی بودن ادارک حسی داد باید آن را بیاعتبار دانست. آلستُن با بکارگیری مفهوم روال‌های باورساز معتقد است که هر شیوة معرفتی در بادی النظر معتبر است و تا زمانی که دلیلی بر ابطال آن وجود نداشته باشد نمی‌توان آن را نادیده گرفت موضع آلستُن معمولاً با این مدعا حمایت می‌شود که ما نمی‌توانیم هیچ دلیل کافی برای اعتماد کردن به هیچ گونه منبع تجربی باورها داشته باشیم مگر آنکه برای همه گزارشهای تجربی اعتباری اولیه قائل شویم. وی معتقد است بدون پذیرش این اصل دچار شکاکیت خواهیم شد دیگر قادر به بیرون آمدن از آن نخواهیم بود.
دلیل اصلی برای پذیرش اصل آسان‌باوری این است که تنها جایگزین برای شک‌گرائی در تجربه است. اگر هیچ توافقی بر سر اعتبار اولیة باور ادراک شده نداشته باشیم چگونه می‌توانیم نشان دهیم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله ادراک حسی، اعتمادپذیری، ویتگنشتاین Next Entries منابع و ماخذ مقاله باور دینی، ادراک حسی، وجود خداوند