منابع و ماخذ مقاله اخوان المسلمین، خاورمیانه، رادیکالیسم، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

۲۰۰۹ مقامات یمنی اعلام کردند که “یک کشتی ایرانی را که به حوثی‌ها اسلحه منتقل می‌کرد، در دریای سرخ توقیف کردند.”(عمار، 1392)
 مسئول آمریکایی نوشت، که ایران با به‌کارگیری شماری از قاچاقچیان اسلحه که مورد حمایت سپاه قدس، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران هستند، توانسته است با رسال مقادیر زیادی اسلحه و مهمات آن‌ها را به حوثی‌ها تحویل دهد. مقادیر زیادی مواد منفجره از نوع ” کی – اف- بی”، موشک‌های ضد زرهی و مقادیری اسلحه سبک از قبیل مسلسل و اسلحه مجهز به دوربین به حوثی‌ها تحویل داده است (Www.alarabiya.net).
روزنامه الوطن عربستان سعودی ادعا کرد مجموعه‌هایی از گروه حوثی یمن در مراکز نظامی در کشور اریتره به دست مربیان ایرانی، دوره‌های آموزش نظامی را طی می‌کنند. پایگاه نخست در نزدیکی بندر بریطی، دوم در نزدیکی بندر حسمت و پادگان سوم در منطقه متر قرار دارند. (ایران هم‌اکنون یک پایگاه نیروی دریایی در کشور اریتره در اختیار دارد (Www.bbc.co.uk). یا میتوان ارسال یک محموله تسلیحات نظامی برای شورشیان حوثی توسط یک کشتی با پرچم پاناما را نام برد. نمونه رویکرد کلی آن‌ها به نقش ایران در یمن را میتوان از این سخن رئیس‌جمهور یمن عبدربه منصور هادی درک کرد که مدعی شده بود که ما هیچ تمایلی به تنش با ایران نداریم، اما همزمان امیدواریم که ایران از یمن دست بردارد و در راستای برقراری روابطی دوستانه و برادرانه گام برداشته و حمایت خود را از همه جریان‌های مسلح و طرح‌های کوچک متوقف کند. (Fa.alalam.ir).
در مقابل مقامات ایرانی نیز به‌کرات این اتهامات را رد کرده و اذعان داشتهاند که در بحران یمن نقشی نداشته و کمکهای مالی و تسلیحاتی در اختیار نیروهای معارض دولت وقت (حوثیها) قرار ندادهاند و حمایت آن‌ها از این جریان، دیپلماتیک و زبانی بوده است.

2-1-1-4 تشدید رقابت قدرت در منطقه در قالب جنگ نیابتی
خیزش‌های مردمی، دگرگونی‌های سیاسی، تغییر رهبران یا رژیم‌های سیاسی در کشورهای منطقه، ائتلاف‌های گذشته را با چالش‌ها یا حتی فروپاشی شده و ائتلاف‌های نوینی در حال شکل‌گیری است. این بازیگران درصدد دستیابی به منافع و مصالح ملی خویش به یارگیری و گروهبندی و بلوکی کردن مبادرت ورزیده به‌نحوی‌که این ارتباط و ائتلاف درگذشته وجود نداشته و یا به این وضوح قابل‌رؤیت نبوده است. خیزش‌های بیداری اسلامی کشورهای حوزه خلیج‌فارس و همچنین ایران را با اتمسفر سیاسی پیچیدهای مواجه کرد به‌گونه‌ای که یک دوگانگی و دوآلیسم را در سیاست خارجی کشورهای شورا میتوان مشاهده نمود. به‌نحوی‌که سیاست این کشورها در قبال تحولات بحرین و یمن و مصر سیاست حفظ وضع موجود بوده که سعی در سرکوب بحران و مقابله از اشتعال آتش خیزشهای عربی بوده است. درصورتی‌که در قبال سوریه و مصر حکومت مرسی خواهان سقوط دولت وقت و پیروزی اصلاحات و مخالفان دولت کنونی هستند. این تحولات در کل سبب تقابل شدید محور مقاومت و محور اعتدال عربی گردید. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دو جریان و ائتلاف بزرگ منطقه‌ای در خاورمیانه بیشتر خودنمایی کردند؛ یکی محور سازش یا همان محور اعتدال عربی که با ویژگیهای وابستگی به غرب و حمایت از منافع او در منطقه، محافظهکاری و مخالف با حرکتهای تجددطلبانه، روابط حسنه با اسرائیل قابل شناخت است و دیگری محور مقاومت با حضور ایران، سوریه، حزب‌الله لبنان و مقاومت فلسطین.
1-2-1-1-4 بحران سوریه
این رخدادها سبب تشدید دشمنی دو محور در منطقه برای استیفای منافع و مصالح ملی خویش شد. یکی از کانونهای این تقابل بحران سوریه بود که کشورهای شورا سیاست خواستار اجرای اصلاحات و درخواست دگرگونی در هرم قدرت بودند که این امر برخلاف سیاست حفظ وضع موجود آن‌ها در بحرین و یمن و مصر بود. شورای همکاری در سوریه دارای اهدافی بود که علل اتخاذ رویکرد تهاجمی او ورود او را به بحران سوریه مسجل کرد:
1-1-2-1-1-4 علل و اهداف شورای همکاری خلیج‌فارس در سوریه
در ورود و دخول شورای همکاری خلیج‌فارس به دخالت در بحران سوریه شرایط و عللی را میتوان برشمرد که سبب تشدید و تعجیل در اقدام شورای همکاری خلیجفارس در سوریه گردید:
1-1-1-2-1-1-4 سقوط متحدین منطقه‌ای و تضعیف محور اعتدال
این تحولات زمینه را برای تفوق و برتری محور مقاومت فراهم کرده و باعث گردیده بود که گوی سبقت را از رقابی خود در منطقه بربایند. این در صورتی بود که محور مقاومت به رهبری ایران را در عراق، افغانستان، جنگ غزه، بحران لبنان و حال نیز در خاورمیانه با وقوع خیزشهای اسلامی دست بالا را در منطقه به دست گرفته است. وقوع تحولاتی از قبیل خیزشهای مردمی در کشورهای شورا و سقوط متحدین شورا، زمینه ترس و نگرانی اعضا را فراهم کرده بود. این تحولات در بحرین، یمن، عربستان، سوریه شرایط نابسامانی برای اعضا فراهم و سبب تضعیف آن‌ها و در مقابل تقویت جناح مقابل شده است.
در مصر سقوط دولت مبارک سبب ضربه مهلکی بر پیکره محور اعتدال بود به سبب اینکه اول مصر به‌عنوان یکی از اعضای قدرتمند اعضا دارای پیشینه تاریخی و پرستیژ برجسته منطقهای بود. دوم آنکه مصر، جایگاه ویژه‌ای در جهان عرب داشته، به‌عنوان یکی از رهبران اثرگذار محور موسوم به‌اعتدال عربی می‌باشد؛ از این منظر سقوط مبارک و روی کار آمدن جایگزینی با جهت‌گیری خارجی متفاوت، به تضعیف مجموعه کشورهای موسوم به محور اعتدال در صف‌بندی‌های منطقه‌ای می‌انجامد. این امر به حمایت صریح عربستان و دیگر کشورهای محافظه‌‌کار عرب از نیست.
دوم آنکه مصر از زمان روی کار آمدن مبارک، نماینده جمهوری‌های میانه‌روی عرب در منطقه بود. برخلاف دهه‌های پیشین که جمهوری‌های انقلابی در مقابل رژیم‌های شیخی ـ شاهی محافظه‌کار منطقه قرار می‌گرفتند،
سوم آنکه از زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران و به‌ویژه از آغاز دهه 1990، مصر همواره در رقابت‌های منطقه‌ای متحد عربستان بوده و در هماهنگی با آن کشور مسائل جهان عرب را حل‌وفصل می‌نمودند. در دهه 1990، مثلث سوریه – عربستان – مصر، سازوکار اصلی حل‌وفصل مسائل جهان عرب را تشکیل می‌داد. در دهه اخیر، با توجه به تقابل دو محور موسوم به‌اعتدال و مقاومت، مصر و عربستان رهبران رژیم‌های محافظه‌کار و نظم سنتی جهان عرب به شمار می‌رفتند. در این دوره مصر پشتیبان عربستان در رقابت‌های منطقه‌ای آن با ایران و سوریه بوده و همواره در مجامع بین‌المللی، نگرشی در همگامی با ریاض اتخاذ می‌کرده است. این سه عامل موجب حمایت ریاض از مبارک شد؛ زیرا سقوط مبارک برای عربستان به معنای از دست دادن متحدی اساسی در خاورمیانه بود. (احمدیان، 1390)
این در حالی است که سقوط مبارک در مصر نه‌تنها محور سازش را در غیاب این عضو کارآمد تضعیف کرد بلکه اکنون زمینه برای ورود طرف رقیب یعنی مقاومت و قدرت‌یابی اخوان المسلمین مطرح میکند. امری که زنگ خطری برای آن‌ها میتواند باشد. به‌طوری‌که یکی از ارکان مؤثر محور سازش ایران پس از سقوط حسنی مبارک، تهران آشکارا خوشحال بود و دولت اخوان المسلمین به رسمیت شناخته‌شده، به دنبال برقراری و تقویت روابط خود با مصر پس از مبارک است. ایران به امید به دست آوردن جای پایی در مصر در تلاش برای ایجاد یک حکومت با ماهیت و شاکله انقلاب خودش است و سعی در متقاعد کردن مصر برای ارائه بهترین بدیل برای مردم آن‌ها می‌تواند باشد (Www.middleeastmonitor.com).
در سایر مناطق نیز مثلاً در یمن علی عبدالله صالح از قدرت کنارهگیری کرده، در شمال آفریقا شاهد افول دولتهای محافظهکار بن علی و قذافی و در حوزه خلیج‌فارس شاهد وقوع ناآرامیهایی در جهت اصلاح ساختار سیاسی و کنارهگیری دولت وقت بودیم. هرکدام از این تحولات با قدرت تأثیرگذاری متفاوت زمینه را برای سقوط و تضعیف متحدین سازش و در مقابل با ایجاد جنبشهای مردمی و القای تفکر مبارزه و جهاد علیه محور سازش در منطقه فضای سیاسی منطقه را در جهت تعمیق عمق استراتژیک مقاومت و در مقابل کاهش و تضعیف قدرت نفوذ و تأثیرگذاری سازش را سبب گردید.
در مقابل محور مقاومت بخصوص، ایران مشخصاً از تحولاتی که در تونس، مصر، یمن و بحرین اتفاق افتاد، حمایت کرده است و در واقع آن را پیروزی اراده‌ی ملت‌های مسلمان منطقه بر اراده حاکمان محافظه‌کار این کشورها می‌داند که متحد غرب هستند، روابط خوبی با اسرائیل دارند و در مقابل خواست ملت‌ها ایستادگی می‌کنند. عربستان هم در مقابل تحولات ایستاد و درواقع هر تحولی که ایران از آن حمایت نموده عربستان در مقابلش ایستاد. (کرمی در گفتگو با احمدیان، 1390)
2-1-1-2-1-1-4 تقابل رادیکالیسم با محافظه‌کاری عربی
یکی از جلوه‌های تقابل عربستان در برابر سوریه به سیاست‌های رادیکالیستی و تندروانه سوریه در منطقه برمی‌گردد. سعودی‌ها همواره سوریه را به خاطر مواضع رادیکالیستی و حمایت از گروه‌هایی که سیاست وضع موجود را به خطر انداخته و مقاومت را در منطقه اشاعه می‌دهند، متهم نموده و آن را خطری برای منافع و آینده پادشاهی‌های محافظه‌کار می‌دید. نگرانی عربستان تا حدود زیادی ریشه در واقعیت داشت، ازآنجاکه سوریه به‌تنهایی فاقد منابع کافی برای ادامه سیاست‌های خود در لبنان و اراضی اشغالی بود، اقدام به ائتلاف‌سازی بدون توجه به‌ ایدئولوژی متحدین خود نمود. ائتلاف‌های جدید شرایط تازه‌ای را برای دستیابی به اهداف سوریه مهیا می‌ساخت. ازاین‌رو در زمان حافظ اسد، سوریه به‌طور همزمان ائتلاف‌هایی را با کشورهای نفت‌خیز عربی، اتحاد شوروی و ‌ایران اسلامی ‌پی‌ریزی نمود که ‌این ائتلاف‌ها تا امروز به اشکال گوناگون با نوسان و شکست روبه‌رو بوده است. پس از حمایت‌های سیاسی و نظامی دولت حافظ اسد از ایران در جنگ با عراق، صدام حسین و ملک فهد پادشاه وقت عربستان در یک طرح مشترک، گروه اخوان المسلمین سوریه (که از گذشته مخالفت‌ها و درگیری‌هایی با حزب بعث و حافظ اسد داشتند) را تحریک کردند و جنگی داخلی طی سال‌های 1982-1984 بر سوریه تحمیل نمودند تا شاید از مواضع حمایتی خود از ایران کوتاه بیاید. حافظ اسد پس از کنترل جنگ داخلی که نزدیک به 20 هزار کشته داشت، عراق را به حمایت از اخوان مسلمین و دخالت در سوریه متهم کرد و به این بهانه تمام مرزهای خود را با عراق طی جنگ تحمیلی مسدود نمود. درواقع تقابل این دو ایدئولوژی همواره سایه خود را بر نگرش و طرز تلقی دو کشور سوریه و عربستان از یکدیگر بر جای گذاشته است. برای مثال در اجلاس دمشق در مارس 1991 که با شرکت شش کشور شورای همکاری خلیج‌فارس بعلاوه مصر و سوریه موسوم به طرح امنیتی 2+6 برای انجام همکاری‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی میان اعضا شکل گرفت، عربستان و مصر میانه‌رو در یک سر طیف با سوریه رادیکال در طرف دیگر قرار داشتند که نهایتاً با شکست مواجه گردید.
 درواقع عربستان از زمان مرگ حافظ اسد و بخصوص روی کار آمدن بشار اسد نگاه مساعدی به سوریه نداشته است. چراکه بشار اسد بسیار مستقل‌تر از سیاستهای منطقه‌ای عربی عمل نموده است. مثلاً در دهه 1990 مثلث عربستان، مصر و سوریه جهت دهنده به دیپلماسی کلی جهان عرب بود و مشکلات و بحران‌های جهان عرب در چارچوب این مثلث تعریف می‌شد. اما از زمان به قدرت رسیدن بشار اسد، این مثلث تضعیف شد و نهایتاً از سال 2005 و با ترور رفیق حریری به‌طور کامل از هم فروپاشید و به دو محور تقسیم شد که یک محور مشخصاٌ ایران و سوریه است. برای همین عربستان هیچ نگاه مساعدی به نظام سوریه بعد از حافظ اسد نداشته و بحران سوریه فرصت خوبی را برای عربستان فراهم نموده است تا با ساقط کردن اسد، سیاست‌های رادیکالی وی را نیز از میان بردارد.
عربستان سعودی به‌عنوان یک دولت با سیاست محافظه‌کاری همواره خود را در مقابل رادیکالیسم بعثی، ناصری و انقلابی دیده و در واقع در دوره‌های مختلف آن را خطری برای سیاست‌ها و ایدئولوژی خودارزیابی می‌نمود. یکی از این گفتمان‌ها رادیکالیسم سوریه بود که همواره به دلایل مختلف ازجمله کاریزمای حافظ اسد و نقش بی‌بدیل سوریه در مقابل سیاست‌های تمامیت‌خواهانه رژیم صهیونیستی، به‌عنوان یک‌قطب منطقه‌ای به ایفای نقش

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله عربستان سعودی، انقلاب اسلامی، ساختار سیاسی، طبقات اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ مقاله عربستان سعودی، خاورمیانه، ایفای نقش، ژئوپلیتیک