منابع و ماخذ مقاله آسیب شناسی، فرهنگ فارسی، قانون مجازات، حقوق جزا

دانلود پایان نامه ارشد

از منابع اجتماعی، خودتنظیمی، مهارت‌های كنشی تحصیلی، كار، اوقات فراغت، تفریح بهداشت و ایمنی كه تا قبل از 18 سالگی به وقوع بپیوندد. (همان ص62)
 
4-1 کودکان بی سرپرست
در قوانین ایران كودكان بي‌سرپرست اين‌گونه تعريف مي‌شوند:
“كودكان بي‌سرپرست به كودكاني اطلاق مي‌شود كه بنا به هر علت و به طور دائم يا موقت، سرپرست خود را از دست داده باشند (قانون تأمين زنان و كودكان بي سرپرست، ممصوب1370، م2، بند4).
در ماده 8 قانون11 حمایت از کودکان بی‌سرپرست‌ و بدسرپرست نیز کودکان بی‌سرپرست‌ این‌طور معرفی شده‌اند:
“الف- امکان شناخت هیچ‌یک از پدر و مادر و جد پدری آنان وجود نداشته باشد. 
ب- پدر، مادر، جد پدری و وصی منصوب از سوی ولی قهری آنان در قید حیات نباشد. 
ج- افرادی که سرپرستی آنان به موجب حکم مراجع صلاحیت‌دار به سازمان سپرده گردیده و تا زمان دو سال از تاریخ سپردن آنان به سازمان، پدر یا مادر و یا جد پدری برای سرپرستی آنان مراجعه ننموده باشند.”

5-1 کودک فرزندخوانده
فرزندخواندگی عبارت از یک رابطه حقوقی است که بر اثر پذیرفته شدن طفلی به عنوان فرزند، از جانب زن و مردی به وجود می‏آید؛ بدون آنکه پذیرندگان طفل، پدر و مادر واقعی آن طفل باشند12
در لسان حقوقی، فرزند به کسی گفته می‏شود که از نسل دیگری باشد و بین آنها رابطه خونی و طبیعی وجود داشته و بین پدر و مادر او جز در موارد استثنایی رابطه زوجیّت ایجاد شده باشد. ممکن است زن و شوهری فرزند غیر را به فرزندی بپذیرند که در این صورت قانون گذار چنین کودکی را در حکم فرزند این خانواده به شمار می‏آورد و آثاری برای این رابطه حقوقیِ مجازی می‏شناسد.
تفاوت فرزند واقعی و فرزند حکمی یا ظاهری در این است که پیوند موجود بین فرزند حقیقی و پدر و مادر وی پیوندی طبیعی و ناگسستنی است و رابطه حقوقی بین آنها هرگز از بین نخواهد رفت، ولی پیوند بین فرزند و پدر و مادر خوانده به آن محکمی نیست و عواملی نظیر انحلال خانواده و غیره بسته به سیاست قانونگذار ممکن است رابطه حقوقی موجود را زایل کند( امامی، اسدالله، وضع حقوقی فرزند خواندگی در ایران، پژوهش های فلسفی-کلامی 1378 شماره 1)

6-1 آسیب و آسیب شناسی
«آسیب» در لغت به معنای«آفت، بیماری، اختلال و خطر» آمده است. در فرهنگ فارسی نیز چنین معنا شده است: « آسیب: زخم، عیب و نقص، درد، رنج، گزند، آزار، زیان، خسارت.( محمدمعین، فرهنگ فارسی، ج1، ص 58، ذیل واژه.) در اصطلاح هم به آن دسته از علل و اختلالاتی اطلاق می شود که وجودشان تداوم و حرکت پدیده ای را تهدید می کند و آن را از رسیدن به اهداف و آرمانش باز می دارد و یا از کارایی لازم می اندازد. برخی در تعریف آسیب گفته اند: «منظور از آسیب، عاملی است که سبب اختلال و ناهنجاریها و آفت در پدیده ها می شود و گاهی به خود اختلالات، آسیب گفته می شود» (محمدعلی حاجی، آسیب شناسی تربیت دینی، دانش نامه امام علی علیه السلام، زیر نظر علی اکبر رشاد، ج4، ص 433).
واژه آسیب در حوزه های مختلف کاربرد داشته و به فراخور موضوع دارای تقسیم بندی های مختلفی است لکن در یک تقسیم بندی کلی می توان آسیب را در دو دسته مادی و معنوی قرار داد و یل آن به بحث و فحص نشست.
آنچه ما در این رساله به کنکاش در مورد آن می پردازیم بررسی آسیب های معنوی کودکان در حقوق موضوعه ایران است.
آسیب شناسی نیز به شناخت درد و رنج و خسارت اطلاق می شود(حسن عمید، فرهنگ عمید، ج1، ص 44، ذیل واژه.).
بنابراین، آنچه ما از واژه ی «آسیب شناسی» مدنظر داریم، اصطلاحی است که ترجمه ی واژه ی پاتولوژی13 است.

7-1 آسیب های معنوی
واژه “معنوی” در لغت به معنای منسوب به معنی ، باطنی ، حقیقی(فرهنگ معین، ذیل واژه ) ، و غیر مادی(فرهنگ معین، ذیل واژه ) آمده است و با آمدن واژه آسیب به معنای خسارت باطنی و غیر مادی خواهد بود
در متون قانون ما از آسيب و زيان معنوي تعريفي به عمل آورده نشده و فقط در ماده 9 قانون آيين دادرسي كيفري، مصوب 1290 ، به ذكر مصاديق تمثيلي آن اكتفا شده است. حتي در قانون مسئوليت مدني اين نوع ضرر و زيان تعريف نشده است. در بند 2 ماده 9 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1290 آمده است: “ضرر و زیان معنوی عبارت است از کسر حیثیت و اعتبار یا صدمات روحی”.
اما علمای حقوق در مقام تعریف ضرر معنوی تعابیر و تعاریف گوناگونی به کار برده اند. یکی از حقوق دانان در مورد تعریف ضرر معنوی می نویسد: “تعریف زیان معنوی دشوارتر است و برای اینکه مفهومی از آن به دست داده باشیم، می توان گفت صدمه به منافع عاطفی و غیر مالی است؛ مانند احساس درد جسمی و رنج های روحی، از بین رفتن آبرو، حیثیت و آزادی” و سپس ادامه می دهد: باید دانست که تعیین مرز بین ضررهای مادی و معنوی بطور قطع امکان ندارد، زیرا بسیاری از صدمه های روحی و اخلاقی باعث ایجاد زیان های مالی نیز می شود و در روابط مالی شخص با دیگران نیز آثار نامطلوب دارد. همچنین است در مورد نقض های عضوی انسان.”( کاتوزیان ، ناصر، 1369، ص144). به هر حال زیان های معنوی را به دو گروه تقسیم کرده اند:
زیان های وارد به حیثیت و شهرت و به طور خلاصه آنچه در زبان عرف، سرمایه یا داراریی معنوی شخص است.
لطمه به عواطف و ایجاد تالم و تاثر روحی که شخص با از دست دادن عزیزان خود با ملاحظه درد و رنج آنها می بیند. ( کاتوزیان ، ناصر، 1369، ص144)
حقوق دانان دیگر نیز تعاریف مختلفی ارائه کرده اند؛ مانند: ضرر معنوی یعنی خسارت وارد به متعلقات غیرمالی انسان نظیر روان، آبرو، حیثیت، یا اعتبار و شخصیت و خسارت وارد بر جسم و روح و آزادی” (درخشان نیا، 1384، 104)
موضوع آسیب و زیان معنوی و جبران خسارت ناشی از آن، در حقوق ایران از عمر زیادی برخوردار نیست. اولین بار در ضمن ماده 212 مکرر قانون مجازات عمومی به ترمیم خسارات معنوی اشاره شده است.14
فقه غني اسلام نيز آسيب معنوي و جبران آن را مورد توجه قرار داده است. براي مثال در حقوق اسلامي حيثيت اشخاص و عرض و آبروي آنان به طور جدي مورد توجه شارع مقدس اسلام بوده و داراي اهميت ويژهاي است. تا آن جا كه در مورد اهانت به مسلمان (قذف) مجازات حد تازيانه در نظر گرفته شده و در بسياري از روايات آبرو و عرض مؤمن از خون و جان او برتر و بالاتر دانسته و به ناموس الهي تعبير شده و هتك آبروی مومن هتک ناموس الهی به شمارآمده است و به تعبیر امام خمینی (ره) “خداوند تبارک و تعالی غیور است و هتک مستور مومنین و کشف عورات آن ها هتک ناموس الهی است”.( موسوی خمینی، روح الله، 1368، 261)

8-1 بزه
بزه در لغت به معنای گناه و خطا است (معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، امیر کبیر، 1384، چاپ 22،‌ جلد اول، بزه  ) و در اصطلاح بر فعل یا ترك فعلی كه قانونگذار برای آن مجازات در نظر گرفته شده باشد جرم اطلاق می‌شود(صانعی، پرویز؛ حقوق جزای عمومی، تهران، گنج دانش، 1376، چاپ هفتم، جلد اول، ص173).
کنشهای مثبت یا منفی مخالف نظم اجتماعی افراد در جامعه که به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی تعیین شده باشد جرم نام دارد. پس جرم عمل یا ترک عمل قابل مجازات یا اقدامات تأمینی است که قانون آن را مشخص می‌کند.( نوربها، رضا؛ زمینه حقوق جزای عمومی، تهران، گنج دانش، 1383، چاپ یازدهم، ص50) ماده‌ی ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 بیان می‌کند: « هر رفتاري اعم از فعل يا ترك فعل كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده است جرم محسوب مي‌شود.»
بزهکار در لغت به معنای گناه‏کار و خطاکار است (عمید، حسن؛ فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، 1386، چاپ 28، جلد اول، ص351.) و در اصطلاح اعم، کسی است که مرتکب جنایت یا جنحه یا خلاف میشود و به معنی اخص مرتکب جنایت یا جرم را بزهکار یا مجرم میگویند( جعفری لنگرودی، محمد جعفر؛ ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، 1387، چاپ 19،ش4884، ص618.)
بزه ديده در حقوق كيفري با عناويني چون مجنیُ‌عليه و يا شاكي مورد توجه قانونگذار قرار گرفته و در متون فقهي نيز به زيان ديده از جرم،بهطور كلي، مجنی‌عليه اطلاق مي‌شود ولي در هر جرم زيان ديده اصطلاح خاص خود را دارد مثل مسروق منه در سرقت و مجروح و مقتول در جرائم عليه اشخاص(ميرخليلي، سيد محمود؛ بزه ديده شناسي پيشگيرانه با نگاه به سياست جنايي اسلام، فصلنامه فقه و حقوق، شماره 11، سال سوم، زمستان 85، ص 67).
 
9-1 حقوق
حقوق جمع حق است و «حق» در لغت در معاني گوناگوني به كار رفته . برخي از معاني لغوي اين واژه، به شرح زير است: راستي، عدالت، ثابت و يقين كه در آن جاي ترديد و انكار نباشد، شايسته و سزاوار، راستي در گفتار، مال، ملك و سلطنت، بهره و نصيب، امر صورت پذيرفته و انجام شده، دورانديشي، مرگ، واقع(جبران مسعود، فرهنگ الفبايي الرائد، ترجمه رضا اترابي نژاد، ج 1، ص689.) امتياز(شمس الدين فرهيخته، فرهنگ فرهيخته (واژهها و اصطلاحات سياسي – حقوقي)، ص352.) ، باري‌تعالي، قرآن، امر مقضي و انجام شده، اسلام، موجود ثابت (محمد مرتضي الزبيدي، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 6، ص315.)، الواجب الموجود، يقين بعد از شك( شيخ احمدرضا، معجم متن اللغه: موسوعه لغويّه حديثه، ج 2، ص133.)، صلاحيت(محمد دريايي، قاموس نوين: فرهنگ واژگان و اصطلاحات فارسي – عربي، با مقدمه مهدي محقق، ص332) ،قطعي، پابرجا، مصدر، كار حتمي و قطعي و واقع شدني (محمد بندر ريگي (مترجم)، فرهنگ جديد عربي به فارسي (ترجمة منجد الطلّاب)، ص106)، نقيض باطل (اسماعيل بن عبّاد، المحيط في اللّغه، تحقيق محمدحسن آلياسين، ص286-287 ؛ ر. ک: الخليل بن احمد الفراهيدي، کتاب العين، الجزء الثالث، ص6، تحقيق مهدي مخزومي و ابراهيم سامرائي؛ احمد بن فارس بن زکريا، معجم مقاييس اللغه، ج2، ص15-17،) ، گفتار حق و مطابق با واقع(ابراهيم مصطفي و ديگران، المعجم الوسيط، ص187،)، مفرد (واحد) حقوق (اسماعيل بن حمّاد الجوهري، الصّحاح تاج اللغه و صحاح العربيه، الجزء الرابع، ص1460) ، امر نبي(ص)، صفت خدا، رؤيا(ابن منظور، لسان العرب، ص255-257).15
روشن است از نظر لغت، معاني متعددي براي واژة «حق» به كار رفته است. اما از ميان معاني فوق، معاني «مطابق با واقع بودن»، «سلطنت»، «ثبوت» و همچنين «ثابت» (كه معناي وصفي دارد)، ظهور و نمود بيشتري دارد.
ب. معناي اصطلاحي «حق»
حق، در علوم گوناگون استعمال مي‌شود. گاهي معناي آن در يك اصطلاح، با معناي آن در اصطلاحي ديگر متفاوت است. که ما در این مجال به بیان دو اصطلاح فقهی و حقوقی آن می پردازیم:

1-9-1 اصطلاح فقهي
«حق» در اصطلاح فقهي و در كلام فقها داراي معاني ذيل است:
1. شيخ انصاري در مكاسب، «حق» را به توانايي و سلطنت فعليهاي تعريف مي‌كند كه قائم به دو طرف «من له الحق» و «من عليه الحق» است و معتقد است كه ممكن نيست كه «من له الحق» و «من عليه الحق»، شخص واحدي باشد. به خلاف ملك كه نسبت ميان مالك و مملوك، نيازي به «من يملك عليه» ندارد. (الشيخ مرتضي الأنصاري، کتاب المکاسب، تحقيق سيد محمد کلانتر، ص20)
آيت‌الله جواد تبريزي نيز معتقد است: حق، نسبت خاص و سلطنت مخصوصي است كه به دو طرف «من له الحق» و «من عليه الحق» استوار است. «من له الحق» بر «من عليه الحق» سلطه دارد(شيخ جواد تبريزي، ارشاد الطالب، ص10).
2. سيدمحمدكاظم يزدي نيز در حاشية بر مكاسب مي‌نويسد: حق، مرتبة ضعيفي از مِلك است، بلكه نوعي از مِلك و مالكيت است. در مقابل آن، «حكم» قرار دارد كه مجرد جعل رخصت و اجازه در انجام دادن يا انجام ندادن چيزي، و يا حكم به بار كردن اثر بر فعلي يا ترك فعلي است.( سيد محمدکاظم يزدي، حاشيه بر مکاسب، اول کتاب بيع، ص54.)
3. حق، به خودي خود سلطنت نيست، بلكه سلطنت از آثار و لوازم آن است. همچنان‌كه سلطنت از لوازم و آثار «مِلك» نيز مي‌باشد. حق اعتباري است كه براي آن آثار مخصوصي است. كه از جملة اين آثار، «سلطنت بر فسخ» معامله است، آنجا كه حق خيار موجود مي‌باشد. آنجا كه حق

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ مقاله احوال شخصیه، امور مالی، رفتار سازشی، بلوغ جنسی Next Entries منابع و ماخذ مقاله هتک حرمت، اختلال روانی، منزلت اجتماعی، حوزه و دانشگاه