منابع و ماخذ تحقیق کتاب های درسی، کتابهای درسی، طبیعت انسان، کتاب درسی

دانلود پایان نامه ارشد

جدید وابتکاری خود پیرامون دلالت لفظ بر معنی تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که چگونه اقتران بین لفظ ومعنا به طور مکرر یادر شرایط موثر پیداشده است ؟
جواب آن این است که در بعضی از موارد اقتران لفظ ومعنا خود به خود صورت گرفته است، ولی در موارد دیگر ناشی از وضع واضع وباتوجه و قصد واضع بوده است . پس وضع واضع وسیله ای می گردد برای ایجاد ارتباط میان لفظ ومعنا ، نه اینکه مجردوضع ، ایجاد ارتباط کند. به عبارت دیگر وضع واضع زمینه ای است برای ایجاد ارتباط وهمین که ارتباط در اثر قرن اکید پیداشد، دلالت برقرار می گردد. درمواردی اقتران لفظ به معنا خود به خود بوده است . مانند «آه» که از وجود دردی در درون گوینده خبرمی دهد. بار اول ودوم که این لفظ به کار برده شد ، وضعی واعتباری درکار نبوده بلکه انسان به طبیعت انسانی خود در هنگام درد این لفظ را استعمال می کند ولذا اختصاصی به ملتی وزبان خاصی ندارد . اماپس از چندین بار استعمال ، ارتباطی میان لفظ ومعنا صورت گرفت، به گونه ای که اکنون هرگاه این لفظ را بشنویم ، بلافاصله معنای درد ورنج را تصور می کنیم . خلاصه آنکه قرن اکید دراینجامسبوق به وضع ومسبب از او نبوده است ، بلکه استعمالات اولیه بودن وضع واضع و ناشي از طبیعت انسانی پیداشدوسپس ارتباطی ودلالتی برقرارشد. شاید بتوان گفت انسان قبل از پیدایش لغات مختلف وتکلم آنها ، متوجه این‌گونه دلالت ها بوده است. یعنی علاقه وارتباطی راکه میان بعضی از الفاظ از قبیل «آه» ومعانی آنها خود به خود پیدا شده بود ،درک می کرده است وبراین منوال علاقات دیگری را صورت می داده است. ملی بعضی از الفاظ دیگر به سبب فعل واضع وباقصد وتوجه خاص آدمی، اقتران به معنا پیدا کرده است. یعنی شخصی یا اشخاص معینی برای ایجاد ارتباط میان لفظ ومعنا ازطریق جعل اعتبار وتخصیص لفظ به معنا وارد شده اند وبرطبق این اعتبار وتخصیص ، استعمالاتی چند پیدا شد.وکم کم ارتباط سببیت میان لفظ ومعنا موجود شدوسر انجام دلالت برقرار گشت.99
در ادامه شهید صدر تاکید میکند که بهترین شاهد براین تفسیر آن است ما می بینیم وقتی پدری برای فرزند خودنامی را می خواهد انتخاب کند ،ابتدا لفظ خاصی را درنظر می گیرد (مثلا لفظ علی)، بعد لفظ را تخصیص به معنا می دهدتا بر اثر این تخصیص واعتبار دلالت برقرار گردد.پس می توان موضوع را این گونه تعریف کرد «وضع عملی است که به سبب آن لفظ اقتران به معنا پیدا می کند تا در نتیجه آن ، ذهن از تصور لفظ به معنا انتقال پیدا کند».
برای روشنتر شدن معنای وضع تشبیهی ذکر می کنیم : وقتی شما سراغ چشم پزشکی را می گیرید تا برای درمان به او مراجعه کنید ، شخصی به نام «جابر» را به شما معرفی می کنند. پس برای آنکه نام پزشک را به ذهن بسپاریدتا نزد او بروید، نام اورا با نام فلان نویسنده که کتابش را خوانده اید وبسیار مورد توجه شماقرار گرفته واسم اونیز «جابر» بوده است ،مقارن قرار می دهید. می گویید نویسنده آن کتاب را که «جابر» بود فراموش نمی کنم واین پزشک نیز همنام اوست. پس هرگاه فکر می کنید که نام آن پزشک چه بوده است، بی درنگ نام آن نویسنده در ذهن شماتداعی می شود. این ارتباط خاص که شما در ذهن خودوبا قصد واراده خود قرار می دهید،شبیه ارتباطی است که واضع بین لفظ ومعنا قرار می دهد واز نظرایجاد ارتباط وبرقراری دلالت ،با هم فرق جوهری ندارند .
چکیده سخن آنکه دلالت معلول اعتبار واضع نیست ، بلکه معلول قرن اکید است ، اما اصل قرن، یعنی مقارنت پیدا کردن لفظ به معنا در استعمال اول، خود به خود وبه صرافت طبع انسانی یا به فعل واضع وقصد اوبوده است. اما اکید بودن قرن یا به سبب تکرار است یا به سبب موثر بودن شرایط . به هر صورت وقتی دلالت برقرار شد، نتیجه اش آن است که اگر آن لفظ به ذهن آمد ، بی درنگ معنا به ذهن می آید. ودر اصطلاح اصولی، معنا انسباق وتبادر(1) پیدا می‌کند. از اینجاست که اصولیون گفته اند تبادر علامت وضع است. یعنی از شنیدن لفظ آن معنایی که قبل از همه به ذهن پیشی می گیرد، همان معنا ارتباط شدید با لفظ پیدا کرده است. پس همان موضوع له وهمان معنای حقیقی است . نتیجه می شود که تبادر محصول وضع است. آن معنا که تبادر ندارد، یعنی ارتباط شدید به لفظ ندارد، مجازی است. وسخن پایانی اینکه شهیدصدر معتقداست که خدای متعال قانونی را در ساختار ادراکی انسان قرار داده است که هرگاه چیزی را احساس کند ذهن به تصویر آن انتقال می یابد ودر حقیقت این انتقال ذهنی یک فعل منعکس شرطی ومعلول احساس کردن ان چیزی می باشد شهید صدر میفرماید این یک قانون تکوینی است اما در کنار این قانون خداوند دو قانون تکوینی دیگر قرار داده است یکی قانون انتقال از تصویر یک چیزی به ذهن از رهگذر ادراک چیزی شبیه ومانند آن مانند اینکه هرگاه یک نقاشی شبیه یک حیوان درنده روی ورق ببینیم ذهن به تصویر حیوان درنده ذهنی انتقال می یابد یعنی ممکن است انسان چیزی را آنگونه که در جهان خارج است حس نکند بلکه تصویرآنرا حس نماید بطوری که ذهنش بلافاصله به همان معنای مطابق با آن شیء خارجی اتنتقال یابد .
سومین قانون – که شالوده نظریه شهید صدر برآن مبتنی است- این است که هرگاه چیزی با چیز دیگری مقارن وهمراه بود واین تقارن وهمراهی تقارن خاصی بود آنگاه این اقتران وهمراهی به ذهن انسان انتقال یافت در این صورت هرگاه انسان یکی از این دو چیز را تصور نماید ذهن وی به چیز دوم انتقال می یابد اما این ارتباط حتما مؤکد وشدید وقوی باشد تا این تداعی را به وجود بیاورد.100
از آنچه گذشت میتوان به نتایج ذیل رسید:
1- شهید صدر تفسیر جدید وبی سابقه ای در زمینه دلالت های لفظی ارائه نمود
2-این تفسیر نظریه اعتبار را تایید میکند
3-شهید صدر علت ناتوانی تفسیرها ونظریات قبلی در ارائه تفسیر درست از دلالت الفاظ را انتزاعی بودن وبه دور از واقعیتهای ساختار ذهنی انسان حرکت کردن میداند.
4-شهید صدر نظریه خودرا که نام« قرن أکید» به آن داد براساس سه قانون تکوینی ذهن استوار ساخت:
الف) قانون اول انتقال از احساس کردن چیزی به تصویر آن.
ب) قانون دوم انتقال ذهن از دیدن چیزی شبیه (هرچندروی دیوار یا ورقی یا هرچیز دیگری) تصویر ذهنی ذخیره شده به آن تصویر
ج) اگر دوچیزباهم ارتباط تنگاتنگ واقتران آنها اکید وشدید بود ذهن بصورت خود کار هرگاه انسان یکی از آنها را تصور کرد تصویر دیگری را احضار مینماید.
د) به نظر میرسد نظریه شهید صدر دقیقترین توصیفی از فرایند دلالت لفظ ووضع ارائه نموده است.

2-8- نوآوری شهید صدر در اصلاح کتابهای درسی علم اصول
یکی از بخشهای مهم پروژه اصلاح ساختار حوزه نزد شهید صدر اصلاح نظام آموزشی آن است وباز از دیدگاه او یکی از مهمترین بخشهای آموزشی کتابهای درسی آن نظام به شمار میآید. شهید صدر که همواره به فکر ایجادتحول در حوزه بوده وظیفه خود دانست که کتابی را برای مرحله سطوح به رشته تحریر درآورد هرچند سرعت در نگاشن کتاب ابتکارآمیز درسی وی یعنی (دروس فی عالم الاصول) در اثر اصرار یکی از شاگردانش به نام سید عبد الغنی اردبیلی بود اما این دغدغه تحول متون درسی حوزه از دیرباز همراه او بود البته باید تاکید نمود که کمتر کسی از فقهای بزرگ را می شناسیم که به فکر درسی سازی علم اصول برآمده و در عمل کتابی را با رعایت نکات آموزشی برای طلاب دوره سطح آماده کرده باشد. البته مرحوم مظفر در این راه پیش قدم بود؛ ولی تفاوت بسیاری میان کار او و کار شهید صدر است؛ چرا که اولاً در آغازِ اصول الفقه هیچ مقدمه ای در تعریف کار و انگیزه پرداختن بدان و روش تدوین دیده نمی شود. ثانیاً کتاب مرحوم مظفر انعکاسی از مبانی اصولی برخی رجال این علم است (تحت تاثیر استاد خود محمد حسین اصفهانی بود)و طبعاً بر یک منوال نگاشته نشده است و خواننده اگر در جست وجوی اطلاعات بیشتری از مطالب کتاب باشد، منبعی در اختیار ندارد تا دیدگاه نهایی موءلف یا لااقل دیدگاه او در سطح این کتاب را بهتر بشناسد. ثالثاً کتاب مذکور وصله ای ناهمگون میان معالم الأصول و فرائد الأصول یا کفایة الأصول به نظر می آید و به عنوان نخستین کتاب درسی برای طلاب مبتدی نیز قابل هضم نیست؛ ولی در حلقات الأصول هم مقدمه ای بسیار ارزشمند راهنمای اساتید و طلاب است و هم مجموع مطالبِ هر یک از سه حلقه و مجموع حلقاتْ روی هم رفته به یک منوال نوشته شده و انعکاسی از یک تفکر منسجم است؛ در عین آنکه انعکاسی از آرای اصولی دیگر شخصیت ها و نقد و بررسی آنها نیز هست. مجموع سه حلقه نیاز طلبه در دوره سطح را نیز برآورده می سازد و مشکل ناهمگونی با کتاب های درسی قبلی و بعدی بروز نمی کند. علاوه بر اینها پشتوانه خوبی برای حلقات الأصول موجود است. اگر حلقه دوم را پشتوانه حلقه اول و حلقه سوم را پشتوانه حلقه دوم حساب کنیم، دوره تقریرات درس خارج شهید صدر پشتوانه حلقه سوم بلکه پشتوانه هر سه حلقه خواهد بود و اساتید را از تنگناهای تدریس تا حدی بدر می آورد؛ خصوصاً که تهیه متن حلقات الأصول بعد از تدوین تقریرات و با نظر بدان ها بوده است. اگر فعالیت های علمی شاگردان شهید صدر را در قالب حاشیه و شرح و تعلیقه بر تقریرات یا بر متن حلقات الأصول و نیز در قالب مقالات و مصاحبه ها اضافه کنیم، پشتوانه قوی تری پدید می آید. البته هر کتاب درسی به خوبی رواج پیدا نمی کند؛ جز بعد از آنکه موءلف در جای دیگر تفصیلی در توجیه مبانی خود ارائه داده باشد تا منبعی برای اساتید باشد و نیز شاگردانی پرورانده باشد که مروج مسلک و مرام او و در عین حال ناقد افکار او باشند وتألیفاتی در شرح و تفسیر بیانات استاد منتشر کرده باشند و حلقات الأصول نسبت به همه کتاب های درسی دیگر که به عنوان جایگزین برای چهار کتاب اصلی (معالم الأصول، قوانین الأصول، فرائد الأصول و کفایة الأصول) عرضه شده اند،پرامتیازتر است و اگر دستگاه های مدیریتی مانعی بر سر درسی شدن آن فراهم نمی کردند، امروز شاهد بودیم که به طور طبیعی رواج بیشتری می یافت. این مقدار جای بحث ندارد؛ چون اگر ضرورت تحول در کتاب های درسی را بپذیریم بلافاصله انگشت اشاره به سوی حلقات الأصول خواهد رفت. آنچه توان بیشتری برای اقناع سازی می طلبد، این مطلب است که گذر از کتاب های چهارگانه معروف به معنای ترک میراث اصولی شیعه و قطع ارتباط با ریشه های تاریخی این علم نیست و شهید صدر در مقدمه خود بر حلقات الأصول می کوشد این توهم را بزداید. وی از وضعیت کتاب های درسی سخن گفته و گذر از آثار متقدمین به سوی آثار متأخرین را اولاً در قالب یک سنت معمول و یک واقعیت تاریخی و ثانیاً در قالب یک ضرورت انکارناپذیر در زمان حال تبیین کرده است. در یک جا توجیهات چهارگانه بر تغییر و تحول طلبی در کتاب های درسی را تقریر کرده، در ضمن توجیه اول می گوید:
اکنون فاصله بسیاری میان محتوای کتب چهارگانه درسی و بحث های مربوط به مرحله خارج وجود دارد و کتب مذکور از اندیشه های جدید و مصطلحات نو که در صد سال گذشته پیدا شده، تهی است. به عنوان نمونه ای از این افکار جدید، اشاره می کنیم به مباحث باب تزاحم و آنچه میرزای نائینی پایه گذاری کرده است؛ یعنی مسلک طریقت با تمام فروعات و نکات دقیق آن، که در مسئله «قیام الامارات مقام القطع الموضوعی» و «حکومة الامارات علی الأصول» و «رفع قاعدة قبح العقاب بلابیان بجعل الحجیة» به کار می آید. نیز می توان اشاره کرد به نظریه او در باب جعل حکم به شکل قضیه حقیقیه با تمام آثاری که برای این نظریه در بحث های اصولی پیدا می شود؛ مانند بحث واجب مشروط و بحث شرط متأخر و بحث واجب معلق.همچنین می توان اشاره کرد به وجه جدیدی که میرزای نائینی برای بحث معانی حرفی ارائه داد که نسبت به صورت غریبی که آرای صاحب کفایه در ذهن طلبه ایجاد می کند، اختلاف اساسی دارد.101
در ضمن توجیه دوم می افزاید:
کتب چهارگانه مذکور از طرف موءلفین آنها به عنوان یک متن درسی تألیف نشده است و از این رو سعی در تبیین همه مراحل استدلال و سیر اندیشه در یک مسئله از آغاز تا انجام مفقود است. گاه بعضی از مراحل استدلال در میان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق دلالت لفظی، زندگی روزمره، فضاى اجتماعى Next Entries منابع و ماخذ تحقیق نظام آموزشی، مطلق و مقید، حوزه علمیه، عام و خاص