منابع و ماخذ تحقیق نظام آموزشی، مطلق و مقید، حوزه علمیه، عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

یا از ابتدا حذف شده است؛ به این بهانه که نزد اهل فن شناخته شده است؛ در حالی که همین امر نزد طلبه مجهول باقی می ماند. برای توضیح مطلب می توان بحث واجب تعبدی و واجب توصلی را مثال زد که در آن از محال بودن اخذ قصد امتثال در متعلق امر بحث می شود و متفرّع بر آن، این است که واجب تعبدی در مرحله غرض از واجب توصلی امتیاز پیدا می کند، نه در مرحله امر؛ زیرا واجب تعبدی وافی به غرض نیست، مگر با قصد امتثال. آن گاه نتیجه می شود که تمسک به اطلاق امر برای اینکه واجب، واجب توصلی است، امکان ندارد. این بیان نمی تواند یک بیان آموزشی و درسی به شمار آید؛ زیرا تصور کامل مطلب در ذهن طلبه نیازمند آن است که دو عنصر دیگر که به جهت وضوح آورده نشده است، اضافه گردد: یکی اینکه اگر بتوان «قصد امتثال» را در متعلق امر، اخذ کرد، حال آن همچون حال سایر قیود خواهد بود که با تمسک به اطلاق می توان آن را نفی کرد؛ دیگر اینکه مدلول (مطابقی) خطاب و دلیل، حکم است نه ملاک و غرض و همواره کشف اطلاقِ غرض تنها از طریق کشف اطلاقِ متعلق امر ممکن است؛ آن هم در صورتی که بین متعلّق امر و متعلّق غرض فرض تطابق موجود باشد. پس در هر جایی که نتوان چنین تطابقی را فرض کرد، نمی توان اطلاق غرض را نیز کشف نمود.مثال دیگر را از باب تزاحم می آوریم: کلیه احکام این باب مبتنی بر این فرض است که قدرت، شرط در اصل تکلیف است و این گونه نیست که تنها در مرحله توبیخ و منجزیّت شرط باشد. در صورتی که این مسئله خود به صورت مستقیم و مستقل مورد بحث قرار نگرفته و این ارتباط خاص (بین احکام باب تزاحم و مبنای مذکور) پوشیده مانده است. باز به عنوان شاهد می توان گفت که در کتاب های متداول حوزه، کیفیت دلالت «مطلق» بر اطلاق به صورت مستقل بیان شده است؛ در حالی که کیفیت دلالت «مقیّد» بر اینکه «قید» در موضوع اخذ شده است، به صورت مستقل بیان نشده است و تنها به صورت ضمنی در خلال بحث از حمل مطلق بر مقید و طریقه علاج تعارض بین آن دو آورده شده است.از این رو است که می گوییم در این کتب، اموری که باید مراعات شود، مراعات نشده است؛ مانند طرح تدریجی اندیشه های اصولی از ساده به پیچیده، و از مباحثی که در رتبه مقدم هستند به مباحثی که دررتبه بعدی قرار دارند؛ به گونه ای که مسئله ای که اساس تصور آن بر دانستن زوایایی در مسائل دیگر متوقف است، بعد از طرح آن زوایا و بحث از آنها طرح گردد.به عنوان مثال بنگرید به بحث توقف عموم بر اجرای اطلاق و مقدمات حکمت در مدخول ادات عموم. تصور این نظریه فرع بر آن است که پیش تر تصوری از مقدمات حکمت و نقش آن داشته و از این امور فارغ شده باشیم؛ در حالی که بحث توقف عموم بر اجرای اطلاق در مدخول، در باب عام و خاص می آید و در مباحث بعدی، یعنی بحث مطلق و مقید، مقدمات حکمت آورده می شود. همچنین بنگرید به بحث «شرط متأخر از حکم» که تصور اشکال موجود در این بحث و راه حل های آن وابسته به مجموعه مباحثی در ارتباط با «واجب مشروط» است و روند آموزشی حرکت از مطالب آسان به طرف مطالب پیچیده اقتضا می کند که همه مباحث مربوط به واجب مشروط، مقدم بر بیان اشکال مطرح شده در باب شرط متأخر و بحث از آن باشد؛ حال آنکه در کتاب کفایه و غیر آن مطلب به عکس است.در کتب درسی، مقتضی است که نوعی آشنایی ذهنی برای طلبه نسبت به مسائل و قواعدی فراهم گردد که به کمک آنها مدعای مسئله دیگر ثابت می گردد و بر آن اقامه برهان می شود، یا ثمره اصولی آن مباحث به دست می‌آید. چنانکه اطلاق و مقدمات حکمت به عنوان دلیل شرعی در یک سلسله مباحث وارد می شود؛ مانند اثبات دلالت صیغه امر بر وجوب و دلالت صیغه امر بر عینی بودن و تعیینی بودن و نفسی بودن واجب و دلالت جمله شرطیه و دیگر جمله ها بر وجود مفهوم.
سرانجام شهید صدر خصوصیات کار خود را چنین بر می شمارد:
1. طرح جدیدترین و آخرین دستاوردهای علم اصول.
2. کاربرد روش واحد در هر سه حلقه با لحاظ تدریجی بودن مطالب در خود کتاب و در مجموع حلقات نسبت به هم.
3. رعایت نکات فنی در بیان ادله هر مسئله.
4. شکستن چارچوب ها و مرزبندی های معمول و معهود و به کارگیری تقسیم بندی و عناوین جدید.
5. رعایت رابطه طولی میان مباحث مختلف علم اصول در داخل هر یک از سه حلقه.
6. برقراری رابطه طولی میان سه حلقه نسبت به هم؛ طوری که حلقه اول تصورات کلی ارائه می دهد و حلقه دوم داخل استدلال می شود و حلقه سوم شکلی عالی تر از استدلال را نشان می دهد.
7. انحصار برخی مطالب در سطح یک حلقه و عدم نیاز به تکرار آن در حلقه بالاتر.
8. به کارگیری ادبیاتی که هم ارتباط طلبه را با کتب متقدمین حفظ کند و هم از سلامت و رسانندگی کافی برخوردار باشد. البته در حلقه اول تعابیر جدید بیشتر دیده می شود؛ ولی در هر حال متن هر سه حلقه از پیچیدگی های لفظی که هیچ نکته علمی ندارد، خالی است.
9. نیازمندی به استاد تنها در برطرف ساختن تعقیدات معنوی است و نه در حل پیچیدگی های لفظی.
10. انعکاس کمی و کیفی آرای اصولی در حدی که مبتدیان نیاز دارند، و عدم التزام به انعکاس آرای نهایی موءلف.102
از آنچه گذشت معلوم میشود که شهید صدر:
1. درصدد ایجاد یک نظام آموزشی پویادر حوزه علمیه میباشد.
2. از نظر ایشان مهمترین شاخصه یک نظام آموزشی پویا -علاوه بر بهرمند شدن ازعوامل پویایی- داشتن متون درسی استاندارد است.
3. ومتون درسی استاندارد متونی است که از عناصر رسایی،روانی،متناسب باتوانمدیهای مرکز آموزشی مورد نظر(حوزه)واز نظر کمی وکیفی متعادل ومتوازن باشند.
4. خروجی وبازدهی تحصیل در حوزه مطالعه کتابهای حوزه باید ملموس دقیق وتاثیر گذار باشد واین امر مرهون داشتن متون استاندارد است.
5. متون درسی باید در یک بازه زمانی تعریف شده ومتناسب باهدف حوزه ومیزان بهره گیری زمانی طلاب باشد.
2-9- نوآوری شهید صدر در عنوان بندی مباحث اصولی
اصولا از نتایج طبیعی یک مکتب جدید وابتکاری ابداع عناوین تازه وبی سابقه است ،بررسی تاریخ تحول مکتبها در همه رشته ها این حقیقت را به خوبی هویدا میسازد. نگاهی به تاریخ تحول علم اصول نیزادعای یاد شده را به اثبات میرساند .
از جمله ابتکارات اصولی شهید صدر مطرح ساختن عناوین جدید است البته این امر تنها یک مسئله سلیقه ای نبوده بلکه براساس تحلیل عمیق مباحث علم اصول استوار است ونیز ناشی از درک دقیق ایشان ازضرورت تناسب بحثها با عنوان مسئله اصولی است اما نباید این حقیقت را نیز فراموش کرد که از لوازم یک تقسیم بندی مناسب، آوردن عناوین گویا برای هر مبحث است و در این زمینه ابتکارات شهید صدر به خوبی نمایان است. اگر عناوین مباحث با مطالب معنون نامتناسب باشد، موجب سردرگمی می شود؛ افزون بر آنکه نقاط خالی برای بحث و گفت وگو به راحتی پیدا نمی شود. در واقع تکامل علم اصول در این محور، از تبعات تکامل علم اصول در محور گذشته است. البته نباید از عناوین معهود و سنتی نیز خیلی دور شد؛ چراکه خوانندگان ارتباط شکل جدید را با آنچه در سابق گفته می شد، به آسانی پیدا نخواهند کرد و پرواضح است که عناوین هر علم به منزله آدرس هایی برای جست وجوی مطالب است. پس در تغییر عناوین باید به تدریج قدم برداشت تا مطالب گم نشود؛ چنان که نباید در جعل اصطلاحات نیز افراط و زبان گفت وگو را به یک باره عوض کرد تا خلط و اشتباه و مناقشات لفظی زیاد نشود و تنها به هنگام نیاز و برای تفهیم فارق معنوی میان دو امر می توان اصطلاح جدید آورد. بدین لحاظ مدرسه اصولی شهید، هم به ابتکار در جعل عناوین جدید شناخته می شود و هم به جعل اصطلاحاتی چند و در مجموع می توان گفت ایشان زبان و ادبیات جدیدی برای ادای مباحث علمی ساخته است که همراه با تحول در محتوا و قالب است.
اما ابتکار شهید صدر را در به کارگیری عناوین جدید، بیشتر در متن حلقات الأصول می توان دید. مثلاً در حلقه دوم می بینیم که با گشوده شدن ابواب جدیدی از مباحث، عناوین جدیدی نیز انتخاب شده است. با طرح مبحث حکم شناسی به عنوان یک بحث مقدماتی عناوین زیر آمده است:
الحکم الشرعی و تقسیمه، مبادی الحکم التکلیفی، التضاد بین الاحکام التکلیفیة، شمول الحکم لجمیع وقائع الحیاة، الحکم الواقعی والحکم الظاهری، الامارات والأصول، اجتماع الحکم الواقعی و الظاهری و القضیة الحقیقیة والقضیة الخارجیة.
علاوه برآنهادر حلقه سوم عناوین چنین مطرح شده است:
1-الاحکام التکلیفیة والوضعیة
2- شمول الحکم للعالم والجاهل
3-الحکم الواقعی و الظاهری
4-شبهة التضاد ونقض الغرض
5-، شبهة تنجز الواقع المشکوک
6-الامارات و الأصول
7-التنافی بین الاحکام الظاهریة
8-وظیفة الاحکام الظاهریة
9- التصویب بالنسبة الی بعض الاحکام الظاهریة
10-القضیة الحقیقیة والخارجیة للاحکام.
باید گفت همه این عناوین نتیجه تمرکز بر مباحثی است که پیش تر نزد اصولیون به طور پراکنده و ضمنی مطرح می شده است و هیچ گاه خواننده نمی توانست از مطالعه فهرست کتاب ها و جست وجو در عناوین چیزی راجع به آنها بیابد.
با ورود به مبحث ادله محرزه اعم از دلیل شرعی و دلیل عقلی، عناوین جدید دیگری خودنمایی می کند و درواقع این بخش از علم اصول نسبت به بخش اصول عملی، بیشتر محل نوآوری در شیوه طرح بحث نزد شهید صدر بوده است. مثلاً در فهرست حلقه دوم عناوین جدید این مبحث را چنین می بینیم:
11-وفاء الدلیل بدور القطع الموضوعی (بحث قیام الامارة مقام القطع)
12- اثبات الدلیل لجواز الاسناد (از توابع بحث حجیت اماره)
13-تنوع المدلول التصدیقی (از توابع بحث صیغه امر و معنای آن)
14- اثبات الملاک بالدلیل (از فروعات بحث حجیت مثبتات امارات)
15-وسایل الاثبات الوجدانی (بحث از ماهیت تواتر، اجماع و سیره متشرعه)
16-وسایل الاثبات التعبدی (بحث از حجیت خبر واحد)
17-قاعدة استحالة التکلیف بغیرالمقدور (شکل کلی تری از بحث قدرت شرعی و قدرت عقلی)
18-قاعدة امکان التکلیف المشروط (بحث مقدماتی برای تفاوت میان جعل و مجعول)
19- قاعدة تنوع القیود و احکامها (بحث قید وجوب و قید واجب)
20-القیود المتأخرة زماناً عن المقید (بحث شرط متأخر)
21-زمان الوجوب والواجب (بحث مقدمات مفوّته و واجب معلّق)
22- اشتراط التکلیف بالقدرة بمعنی آخر (بحث ترتّب)
23-مسقطات الحکم (شکل کلی تری از بحث اجزای امر اضطراری).
اما سه مبحث معهود و معروف در علم اصول با عنوان الحقیقة الشرعیة، الصحیح و الاعم والمشتق در حلقات الأصول هیچ جایگاهی نیافته است؛ هر چند در تقریرات درس خارج شهید صدر، بحث مفصلی راجع به آنها دیده می شود. برخی از شاگردان شهید صدر بنا به احساس نیاز و تصور خالی ماندن جای این مباحث در حلقات الأصول، دست به کار شدند و مستدرکی بر حلقه سوم نگاشته و تقریری از درس این سه مبحث، متناسب باوضعیت طلابِ دوره سطح، ارائه داده اند. البته واقعیت آن است که نمی توان گفت این سه مبحث در تنظیم متن حلقات الأصول از خاطر شهید صدر رفته بود؛ بلکه باید گفت نیاوردن آن به لحاظ کم اثر داشتن اینگونه مباحث بوده مخصوصا در سطوح.103
علاوه بر حلقات الأصول که سرتاسرآن ابتکار ونوآوری است، فرآیند عنوان بندی مناسب برای بحث ها را در تقریرات درس شهید صدر نیز می توان دید؛ هر چند طبیعت کار تقریرنویسی اقتضا دارد که میان مقرّرین تفاوتی در ثبت عناوین بحث ها پدید آید.104
گذشته از آنکه خود شهید صدر در دوره دوم نسبت به دوره اول اصلاحاتی در شیوه طرح مباحث و اتخاذ عناوین معمول داشتند. با این همه، مقایسه فهرست یکی از این تقریرات با فهرست دیگر کتب اصولی و تقریرات درس میرزای نائینی و محقق خویی، به روشنی قدرت و تسلط و ابتکار شهید صدر بر تفکیک جهات و حیثیات بحث در هر مسئله را آشکار می سازد. از باب نمونه می توان به مباحثی چون حقیقت وضع، معانی حرفی، مقدمة الواجب، ترتب، تزاحم و وجوب تخییری نگاه کرد.
2-10- نوآوری شهید صدر در اصطلاح سازی درعلم اصول
یکی از نوآوری های ملموس وقابل وشایان توجه شهید صدر ابداع

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق کتاب های درسی، کتابهای درسی، طبیعت انسان، کتاب درسی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق اصل برائت، خاطره انگیزی، شبهه موضوعیه، مطلق و مقید