منابع و ماخذ تحقیق معنای اصلی

دانلود پایان نامه ارشد

ناشطات، جمع ناشط از ریشه‌ی نشط است. معنای اصلی این ماده از نظر ابن فارس بر جنبش و حرکت دلالت می‌کند. اما از نظر مصطفوی این ریشه به معنای انجام وظیفه‌ای همراه با طیب نفس (خوشدلی یا رضایت) و روآوری‌اش است. لغویان برای ثلاثی مجرد از این ماده چند معنا ذکر کرده‌اند، از جمله طیب نفس (رضایت یا خوشدلی) برای عمل و مانندش، خارج کردن یا جدا کردن و گره‌ زدن. بر اساس نظر ابن فارس این سه معنا متضمن حرکت و جنبش است مثلا طیب نفس و نشاط مستلزم جنبش و حرکت است. و بر اساس نظر مصطفوی نشط به معنای جدا کردن یا گره زدن به صورت مطلق به کار نمی‌رود بلکه در صورتی است که همراه با طیب نفس و آسانی باشد. بر این اساس لغویان، اسم فاعل ناشط در این آیه‌ی کریمه را به معنای جدا کننده، گره زننده و سرزنده ذکر کرده‌اند. در روایات ناشطات به معنای جدا کننده اما با دو مصداق مختلف آمده است: 1. سگ‌های اهل دوزخ که گوشت و استخوان را جدا می‌کنند. 2. فرشتگانی که جان‌کفار را از بین پوست و ناخن‌ها می‌کشند تا اینکه آن‌ را از درون آن با رنج و اندوه خارج کنند.
در روایات سگ‌ها و فرشتگان که جدا کننده هستند، به عنوان مصداق ناشطات آمده است. در اینجا میتوان گفت که روایات و اقوال لغویان باهم سازگار است چرا که این سگ‌ها و فرشتگان با جنبش و حرکت و طیب نفس و سرزندگی در انجام وظایف خود کوشا هستند و آن را به خوبی انجام می‌دهند اگرچه این سرزندگی در انجام وظیفه برای کافران و اهل دوزخ باعث عذاب و اندوه می‌شود.

3-5. سابحات
(وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً (3))
“و سوگند به فرشتگانى كه (در اجراى فرمان الهى) با سرعت حركت مى‏كنند”

الف) روایات
1- أنها الملائكة يقبضون أرواح المؤمنين يسلونها سلا رفيقا ثم يدعونها حتى تستريح كالسابح بالشي‏ء في الماء يرمي به عن علي7.116
امام علی7 می‌فرماید: آنها فرشتگانى هستند كه ارواح مؤمنين را قبض مي‌كنند و آنها را با ملاطفت بيرون مي‌آورند، آنگاه آنها را رها می‌کنند تا استراحت كنند مانند چیزی که در آب شنا می‌دهند و آن را پرتاب می‌کنند.
2- قال علي: هي الملائكة تسبح بأرواح المؤمنين117
امام علی7 می‌فرمایند: آنها فرشتگانند که ارواح مومنین را شنا می‌دهند.
ب) اقوال لغویان
1- السين و الباء و الحاء أصلان: أحدهما جنسٌ من العبادة، و الآخر جنسٌ من السَّعى. فالأوّل‏ السُّبْحة، و هى الصَّلاة، و يختصّ بذلك ما كان نفْلًا غير فَرض…و الأصل الآخر السَّبْح‏ و السِّباحة: العَوم فى الماء.118
سبح دو اصل است که، یکی از آنها نوعی عبادت، و دیگری نوعی از تلاش است. پس اولی السُّبْحة، و آن نماز است، و به آن مختص می‌شود هر چیزی که نافله و غیر فریضه باشد… و اصل دیگر السَّبْح‏ و السِّباحة است که شنا کردن در آب است.
2- السَّبْحُ‏: المرّ السّريع في الماء، و في الهواء، يقال: سَبَحَ‏ سَبْحاً و سِبَاحَةً، و استعير لمرّ النجوم في الفلك نحو: وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ‏ يَسْبَحُونَ‏ [الأنبياء/ 33]، و لجري الفرس نحو:وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً [النازعات/ 3]، و لسرعة الذّهاب في العمل نحو: إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا [المزمل/ 7]، و التَّسْبِيحُ‏: تنزيه اللّه تعالى. و أصله: المرّ السّريع في عبادة اللّه تعالى، و جعل ذلك في فعل الخير كما جعل الإبعاد في الشّرّ، فقيل: أبعده اللّه، و جعل‏ التَّسْبِيحُ‏ عامّا في العبادات قولا كان، أو فعلا، أو نيّة.119
السَّبْحُ‏: گذشتن سریع در آب و هواست، گفته می‌شود: سَبَحَ‏ سَبْحاً و سِبَاحَةً، و برای عبور سریع ستارگان در فلک استعاره شده است مانند: كُلٌّ فِي فَلَكٍ‏ يَسْبَحُونَ‏ [الأنبياء/ 33]، و همچنین برای دویدن اسب مانند: وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً [النازعات/ 3]، و برای سرعت رفتن در کار مانند: إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا [المزمل/ 7]، و التَّسْبِيحُ‏: منزه کردن خداوند بلند مرتبه است. و اصل آن عبور و گذشتن سریع در عبادت خداوند بلند مرتبه است. و آن در انجام دادن خیر قرار داده‌اند، همانگونه که ابعاد (دور کردن) را در شر قرار داده اند، پس گفته می شود: أبعده الله، و تسبیح را در عبادت‌ها به طور عام قرار داده اند، چه زبانی باشد، چه فعل و چه نیت.
3- السّبْحُ‏: العَوْمُ، و هو السّيرُ على الماء مُنبَسطا. سَبَحَ‏ بالنّهرِ و فيه، يسْبَحُ‏ سَبْحا و سِباحَةً. و رجلٌ‏ سابحٌ‏ و سَبوحٌ‏، من قومٍ‏ سُبَحاءَ؛ و سَبّاحٌ‏ من قومٍ‏ سَبّاحين‏. و قولُه تعالى: وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً [النازعات: 3] قيل: هى السفُنُ، و قيل: أرواحُ المؤمنين تخرُجُ بسهولةٍ، و قيل: السابحاتُ‏ النجومُ‏ تسبَحُ‏ فى الفَلكِ. و أسْبَحَ‏ الرجلَ فى الماءِ، عَوَّمَه.120
السّبْحُ‏: شنا کردن، و آن راه رفتن به صورت افقی. (گفته می‌شود) سَبَحَ‏ بالنّهرِ و فيه (در رود) ، يسْبَحُ‏ سَبْحا و سِباحَةً. و رجلٌ (مردی)‏ سابحٌ‏ و سَبوحٌ‏، از قومی سُبَحاءَ؛ و سَبّاحٌ‏ از قومی‏ سَبّاحين‏. و سخن خداوند بلند مرتبه: وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً [النازعات: 3] گفته شده است که آنها کشتی‌هاست، و گفته شده است جان‌های مومنان که به آسانی خارج می‌شود، و گفته شده است سابحات ستارگانی هستند که در فلک شناورند. أسْبَحَ‏ الرجلَ فى الماءِ و مرد را در آب شنا داد.
4- السَّبْحُ‏ و السِّباحة: العَوْمُ… : وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً؛ هي النجوم‏ تَسْبَحُ‏ في الفَلَكِ .121
السَّبْحُ‏ و السِّباحة: شنا کردن…: وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً، آن‌ها ستارگانی هستند که در فلک شناورند.
5- سَبَحَ‏ بالنَّهْرِ و فيه، كمَنَعَ، سَبْحاً و سِباحَةً، بالكسر: عامَ، و هو سابحٌ‏ و سَبُوحٌ‏ من‏ سُبَحاءَ، و سَبَّاحٌ‏ من‏ سَبَّاحِينَ‏. و قوله تعالى: وَ السَّابِحاتِ‏ هي السُّفُنُ، أو أرواحُ المُؤْمِنينَ، أو النُّجومُ.122
سَبَحَ‏ بالنَّهْرِ و فيه (در رود شنا کرد) کمَنَعَ، سَبْحاً و سِباحَةً، با کسره: شنا کرد، و او سابحٌ‏ و سَبُوحٌ‏ از سُبَحاءَ، و سَبَّاحٌ‏ از سَبَّاحِينَ‏ (و او شناگری از شناگران است). و مراد از سخن خداوند بلند مرتبه: و سابحات کشتی‌ها هستند، یا ارواح مومنان، یا ستارگان.
6- سبح: شنا. اعمّ از آنكه در آب‏ باشد يا در هوا. (راغب) ايضا راغب سرعت را در آن قيد كرده است‏ وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً. قسم به شناگران كه به طرز مخصوصى شنا مي‌كنند ظاهرا مراد ابرهاست كه در هوا راه مي‌روند.123
7- أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو الحركة في مسير الحقّ من دون انحراف و نقطة ضعف، أو كون على الحقّ منزّها عن نقطة ضعف. فيلاحظ فيها جهتان: جهة الحركة في مسير الحقّ و جهة التباعد عن الضعف، ….ثمّ إنّ مفاهيم- التباعد و التنزيه من السوء و التقديس و الفراغ و التنفّل و الاضطراب و المعاش و كثرة الكلام و الذكر و الحمد و العبادة و السعي و العوم في الماء و حسن الجري في السير و التصرّف في الحوائج: كلّها يرجع الى الأصل. فانّ الحقيقة في المادّة إنّما تختلف مصاديقها باختلاف مواردها: فالحركة في مسير الحقّ مع التباعد عن الانحراف و الضعف و النقص: إنّما يتحقّق في السباحة في‏ الماء بحسن الجريان و النظم في الحركة من دون انحراف و غور. و في الخيل: بالنظم في المسير و بحسن الجري و لطفه. و في الإنسان من جهة الحياة المادّية: بحسن العمل و الاجتهاد في تأمين المعاش و رفع حوائج نفسه و غيره. و من جهة الروحانيّة: بحسن العبادة و السعي في تهذيب نفسه و التنزيه عن السوء و التباعد عن الضعف و تحصيل الفراغ و تحقّق التخلية عن المشاغل النفسانيّة و التنفّل و حمد اللّه و تعظيمه.
و في النطق و الكلام: بحسن جريانه من جهة الفصاحة و البلاغة و إدامة البيان و إتمامه.
و في اللّه عزّ و جلّ: بجريان أمره على الحقّ الثابت مع التنزّه عن أيّ ضعف و نقص و انحراف، و بتحقّق
هذا الأصل فيه حقّا من دون تجوّز و ضعف.و في الملائكة و الأولياء و السالكين الى اللّه تعالى: هو السلوك في مسير الحقّ و الى اللّه عزّ و جلّ مع التنزّه و التباعد عن أيّ انحراف و مكروه و سوء.
…فالسبح: كما في-…..وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً- 79/ 3… تدلّ على نفوس يسيرون في صراط الحقّ و هم المخلصون من عباد اللّه و المجذوبون من السالكين اليه و الملائكة الروحانيّون، الّذين لا يفترون في العمل بوظائفهم و لا يرى منهم انحراف و تعطّل فيما يقصد منهم.124
اصل یگانه در این ماده حرکت در مسیر حق بدون انحراف و نقطه‌ی ضعف است، یا بر حق بودن در حالی‌که منزه از ضعف است. و در آن دو جهت لحاظ می‌شود: جهت حرکت در مسیر حق و جهت دوری از ضعف….سپس مفاهیم دور شدن، منزه ساختن از بدی، تقدیس، فراغت، نافله به جا آوردن، مضطرب شدن، زندگی کردن، بسیار سخن گفتن، ذکر گفتن، سپاس گفتن، عبادت کردن، تلاش کردن، شنا کردن در آب، خوب دویدن در حرکت و تصرف کردن در نیازها همه‌ی آنها به اصل برمی‌گردد. پس حقیقت در این ماده، با اختلاف مواردش مصداق‌هایش متفاوت می‌شود: پس حرکت در مسیر حق همراه با دوری از کجی، ضعف و نقص است. پس در شنا کردن در آب با خوب پیش رفتن و نظم در حرکت بدون انحراف و فرو رفتن متحقق می‌شود. و در اسب با نظم در حرکت در مسیر و خوب دویدن و ظرافتش. و در انسان از جهت حیات مادی با خوب عمل کردن و تلاش در تامین زندگی و برطرف کردن نیازهای خود و دیگران. و از جهت معنوی با خوب عبادت کردن و تلاش در تهذیب نفس و پاک شدن از بدی و دوری از ضعف و فراغت بال را به دست آوردن و محقق شدن تخلیه از مشغلت‌های نفسانی و نافله به جا آوردن و حمد خدا گفتن و بزرگداشتنش. و در سخن و کلام با خوب راندنش از جهت فصاحت و بلاغت و ادامه‌ی بیان و پایانش. و در خداوند عزوجل امرش بر اساس حق ثابت با تنزه از هر ضعف و نقصی جاری می‌شود. و در فرشتگان و اولیاء و سالکان به سوی خدای بلند مرتبه با سلوک در مسیر حق و به سوی خدای عزوجل همراه با منزه بودن و دوری کردن از هر گونه انحراف و مکروه و بدی….پس سبح همان‌گونه که در آیه‌ی وَ السَّابِحاتِ‏ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً- 79/ 3….. دلالت می‌کند بر نفوسی که در صراط حق راه می‌روند و آنها از بندگان مخلص خداوند هستند و سالکان مجذوبِ به سوی اویند و فرشتگان روحانی، که در انجاف وظایفشان کوتاهی نمی‌کنند و ازآنها انحراف و معطلی در آنچه که از آنها خواسته می‌شود، دیده نمی‌شود.

ج) نتیجه‌گیری
سابحات جمع اسم فاعل سابح، از ریشه‌ی سبح است. از نظر ابن فارس این ریشه دو معنای اصلی دارد، یکی نوعی عبادت و دیگری نوعی تلاش است. بیشتر لغویان سابحات را مشتق از سبح به معنای شنا کردن در آب می‌دانند. و با توجه به مصادیقی که برای سابحات ذکر کرده‌اند، از جمله فرشتگان، کشتی‌ها، ستارگان و ابر‌ها، ممکن است کاربرد آن را در این آیه‌ی کریمه به معنای مجازی بدانند، مثلا چنانچه مصداقش فرشتگان باشد. اما راغب معتقد است که سبح در اصل به معنای گذشتن سریع در آب و هواست و حتی کاربردش به معنای نوعی عبادت را به معنای مجازی می‌داند. از نظر وی در این آیه‌ی کریمه مصداق سابحات اسب‌ها است و سبح به معنای مجازی نوعی دویدن اسب به‌کار رفته است. از نظر صاحب تحقیق سبح در اصل به معنای حرکت در مسیر حق بدون انحراف و نقطه‌ی ضعف است، یا بر حق بودن در حالی‌که منزه از ضعف است و بسته به موردی که درباره‌ی آن به کار می‌رود (مانند شنا کردن، انسان و فرشتگان)، معنای آن متفاوت است. به نظر او سابحات در این آیه نفوسی هستند که در صراط حق راه می‌روند و آنها از بندگان مخلص خداوند هستند و سالکان مجذوبِ به سوی اویند و فرشتگان روحانی، که در انجاف وظایفشان کوتاهی نمی‌کنند و از آنها انحراف و معطلی در آنچه که از آنها خواسته می‌شود، دیده نمی‌شود.
براساس روایت سابحات از سبح به معنای شنا کردن است. و مصداق سابحات فرشتگانند که ارواح مومنان را شنا می‌دهند. در نتیجه روایت و اقوال لغویان در معنای سبح که شنا کردن است، یکسان است. ولی هرکدام مصداق‌های مختلفی بیان کرده‌اند که با معنای لغوی سازگارند.

3-6. سابقات
(فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً (4))
“و سپس بر يكديگر سبقت مى‏گيرند”

الف) روایات
1- قيل إنها {ملائکه} تسبق بأرواح المؤمنين إلى

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق معنای اصلی، کاربرد مجازی، حقیقت روح Next Entries منابع و ماخذ تحقیق امام صادق