منابع و ماخذ تحقیق معرفت شناسی، هستی شناسی، جهان شناسی، ارزش شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

اتفاق‌ دارند غير آن‌ چيزيست‌ كه‌ در آن‌ تباين‌ دارند، پس‌ هر يك‌ از آن‌ دو بالذات‌ واحد نيستند(فارابی،1385). و اين‌ موجود نخستين‌ را ما خدا مي‌ناميم، و چون‌ او ذاتاً‌ واحد است‌ ازين‌ رو در او تركيبي‌ نيست، و چون‌ جنسي‌ ندارد تعريف‌ او امكان‌ ندارد، جز اينكه‌ انسان‌ خود بهترين‌ نام هايي‌ را كه‌ دال‌ بر منتهاي‌ كمال‌ است‌ براي‌ خدا اثبات‌ مي‌كند، و هرگاه‌ او را به‌ صفت هايي‌ صفت‌ مي‌كنند، آن‌ صفات‌ دلالت‌ بر معاني‌ ندارد كه‌ ميان‌ مردم‌ جاري‌ است‌ بلكه‌ دال‌ بر شريف‌ ترين‌ و عالي‌ ترين‌ معاني‌ آن‌ الفاظ‌ است، كه‌ ويژه‌ي‌ اوست(فارابی،1385). و برخي‌ از اين‌ صفات‌ به‌ خداي‌ بزرگ‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود از آن‌ رو كه‌ در ذات‌ خود او هست‌ و برخي‌ ديگر از آن‌ حيث‌ بر او اطلاق‌ مي‌شود كه‌ با عالم‌ علاقه‌ و ارتباط‌ دارد، بدون‌ آنكه‌ اين‌ امر با وحدت‌ ذات‌ او منافاتي‌ داشته‌ باشد با وجود همه‌ي‌ اين‌ بيانات‌ بايد بدانيم‌ كه‌ لازم‌ است‌ همه‌ي‌ اين‌ صفات‌ به‌ نحو مجازي‌ اعتبار شود، زيرا كه‌ ماكنه‌ آنها را در نمي‌ يابيم‌ مگر به‌ طريق‌ تمثيل‌ ناقص و چون‌ ذات‌ باري‌ تعالي‌ كامل‌ترين‌ موجودات‌ است‌ پس‌ واجب‌ مي‌آيد كه‌ معرفت‌ ما به‌ او نيز كامل‌ ترين‌ معرفت ها باشد، زيرا في‌المثل‌ معرفت‌ ما به‌ رياضيات‌ كامل ‌تر از معرفت‌ ما به‌ علوم‌ طبيعي‌ است، از آن‌ چهت‌ كه‌ موضوع‌ اول‌ كامل‌تر از دومي‌ است، وليكن‌ ما در مقابل‌ موجود اول‌ واكمل، گويي‌ در برابر نيرومندترين‌ نورها هستيم، و به‌ سبب‌ ضعف‌ ديدگانمان‌ قادر به‌ احتمال‌ و برتافتن‌ آن‌ نيستيم‌ و همين‌ ضعف‌ ناشي‌ از دمسازي‌ با امور مادي، معرفت‌ و شناخت‌ ما را مقيد مي‌سازد.
2-2-3-2- عالم‌ علوي‌ يا جهان‌ بالا
ما خدا را از روي‌ موجوداتي‌ كه‌ از او صادر مي‌شود مي‌شناسيم‌ و شناخت‌ ما نسبت‌ به‌ همين‌ موجودات‌ صادره‌ از او، استوار از شناختي‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ذات‌ واجب‌ داريم. همه‌ چيز از خدا صادر مي‌شود، و علم‌ او عبارت‌ از قدرت‌ عظيم‌ اوست‌ و چون‌ او درباره‌ي‌ ذات‌ خويش‌ تعقل‌ مي‌كند عالم‌ از او صادر مي‌گردد. و علت‌ هستي‌ همه‌ي‌ اشيأ تنها اراده‌ي‌ آفريدگار توانا نيست، بلكه‌ علت‌ همه‌ي‌ اين‌ امور علم‌ اوست‌ به‌ صدور آنچه‌ از او واجب‌ مي‌آيد. صور و مثل‌ اشيأ از ازل‌ نزد خداست. و از روز ازل‌ مثال‌ او كه‌ «وجودثاني» يا «عقل‌ اول» ناميده‌ مي‌شود فيضان‌ مي‌يابد، و همين‌ «عقل‌ اول» محرك‌ «فلك‌ اكبر» است (فارابی،1385).
2-2-4- جهان شناسی
عالم‌ سلفي كه‌ زير فلك‌ قمر قرار دارد كاملاً‌ وابسته‌ بر عالم‌ افلاك‌ سماوي‌ است؛ جز اينكه‌ تأثير اين‌ عالم‌ بالا، هم‌ چنان‌ كه‌ بداهة‌ براي‌ ما معلوم‌ است، شامل‌ همه‌ي‌ عالم‌ سلفي‌ است، از آن‌ حيث‌ كه‌ لازم‌ است‌ در آن‌ نظامي‌ پديد آيد؛ اما تأثر جزئيات‌ از عالم‌ بالا متوقف‌ بر عمل‌ طبيعي‌ برخي‌ از اين‌ جزئيات‌ در برخي‌ ديگر است؛ يعني: اين‌ تأثر متوقف‌ بر قوانيني‌ است‌ كه‌ ما آنها را به‌ تجربه‌ در مي‌يابيم. فارابي‌ به‌ صراحت، فساد علم‌ احكام‌ نجوم‌ را بيان‌ مي‌دارد كه: در آن‌ هر حادثه‌ ممكن‌ و غير مألوف‌ را به‌ تأثير ستارگان‌ و قرانات‌ آنها نسبت‌ مي‌دهند. به‌ نظر فارابي‌ چون‌ طبيعت‌ عالم‌ علوي‌ از جنسي‌ غير از جنس‌ طبيعت‌ عالم‌ ماست‌ كه‌ آن‌ كامل‌تر از طبيعت‌ و جنس‌ جهان‌ ماست، و بر طبق‌ طبيعت‌ خويش‌ حركت‌ مي‌كند، از اين‌ رو نمي‌تواند در عالم‌ ما جز تأثير نيكو، كاري‌ بكند. و بنابراين‌ به‌ نظر فارابي، نظر آنان‌ كه‌ مي‌پندارند برخي‌ از ستارگان‌ سعادت‌ را جلب‌ مي‌كنند و برخي‌ از آنها موجب‌ نحوست‌ و بدبختي‌ مي‌گردند، خطاي‌ بزرگي‌ است؛ چه‌ طبيعت‌ ستارگان‌ يكي‌ است‌ و همواره‌ خير است (فارابی، 1385).
2-2-5- معرفت شناستی و روش شناسی
محور معرفت شناسی فارابی در رابطه با این سوالات قرار دارد که انسان چه چیزی را می تواند بشناسد و چگونه؟ وی نظریات معرفت شناسی خود را عمدتا در سه اثر زیر آورده است:1- کتاب احصاء العلوم 2- رساله ای در معانی عقل 3- کتاب الحروف. وی در احصاء العلوم به احصا و طبقه بندی علوم پرداخته و در رساله ای در عقل، معانی و مفاهیم مختلف عقل را به تفصیل شرح داده است که آن را می توان دایر المعارف جامع درباره عقل دانست. کتاب الحروف نیز عمده به این موارد می پردازد: حروف عربی که نمایانگر هستس است؛ روابط میان فلسفه و مذهب و واژه ها در جامعه، تجزیه و تحلیل انواع خطابه و الفاظ پرستی(فارابی،1990).
از مجموع این منابع می توان به پرسش فارابی در این باره که چه مسایلی می توان علم یافت، پاسخ داد؛ به هستی. این بحث، محور اصلی در بررسی ارتباط میان معرفت شناسی و هستی شناسی فارابی است(Netton,1992,88). همچنین برای پاسخ به این پرسش که چگونه می توان به شناخت هستی رسید باید بحث انواع معرفت را در نظر فارابی پیش کشید. وی انواع معرفت را در انسان شامل معرفت فطری، حسی، عقلی و اشراقی می داند.
معرفت فطری به نظر فارابی، شامل اموری است که همه انسان های سلیم الذهن از آن آگاه هستند و علوم مشهوره یا الاوائل المتعارفه نام دارند. این دسته از معارف برای هر انسانی از آغاز تولد به نحوی غریزی حاصل می شود(فارابی،1987).
نوع دیگر معرفت در نزد فارابی، معرفت حسی است. وی احساس انسان را منابع آغازین کسب شناخت می داند و تصریح می کند:«از طریق حواس، انسان معارف را تحصیل می کند و ادراک کلیات هم به وسیله احساس کردن جزئیات به دست می آید»(فارابی،1371).
البته توجه فارابی به نقش حواس در کسب معرفت، او را درنقش سایر منابع معرفتی غافل نمی کند. او درباره معرفت حسی می گوید :«محسوس از آن حیث که محسوس است، شانیت تعقل ندارد، همان طوری که معقول از حیث معقول بودنش شان حس کردن را ندارد»(فارابی،1996). فارابی در یک تقسیم بندی کلی، حواس را به دو دسته ظاهری و باطنی تقسیم می کند. حواس ظاهری را که همان حواس پنجگانه آدمی است، دارای این ویژگی می داند که قادر به درک معانی مجرد نیستند، بلکه آنها را در شرایط خاص زمان و مکان و در قالب کمیت و کیفیت می فهمند. به نظر فارابی حواس باطنی که شامل حس مشترک، قوه مصوره، وهم، حافظه و مفکره می باشند، می توانند معانی را پس از زوال اشیا و مواد در درون خود نگه دارند(فارابی،1987).
نوع دیگر معرفت برای فارابی، معرفت عقلانی است. فارابی در «رساله فی معانی العقل» شش معنا برای عقل بر می شمارد و مهم ترین آنها را عقل نظری می داند که عبارت است از عقلی که از طریق آن می توان به تمام قابلیت های کسب شناخت در انسان نایل شد و آمادگی لازم برای تبدیل آن شناخت به عمل را به دست آورد. این عقل برای فارابی دارای سه مرتبه است الف) عقل هیولایی یا بالقوه، که پدید آمدن آن مبتنی برماده است. ب) عقل بالملکه یا بالفعل که قابلیت انتزاع ماهیات و صور موجودات بدون وجود مادی آنها را داراست. ج) عقل مستفاد که قابلیت انتزاع معقولات را دارا می باشد(فارابی، 1907). حرکت از مرحله قوه به فعل در عقول انسان توسط عقل فعال انجام می گیرد که جزء عقول بشری است.
نوع دیگر معرفت برای فارابی، معرفت اشراقی است. از دیدگاه فارابی«معرفت نوعی روشنایی و بارقه الهی است و نظریه معرفت او، ثمره اتصال عقل با وحی و الهام و امتزاج روان شناسی و اخلاق و جهان شناسی است» (مدکور،1362). وی در فصول الحکم به بهترین نحو معرفت اشراقی را بیان کرده است «روح انسانی، مانند آینه است و عقل نظری نظری هم نقش صیقل دهنده آن را دارد و معقولات، از ناحیه فیض الهی در روح آدمی(یا در عقل نظری) نقش می بندند»(فارابی،1996؛155). بر اساس همین اصل است که فارابی علاوه بر عقل، برای قوه متخیله آدمی نیز بار معرفتی قایل است و به ویژه رسیدگی و پالایش این قوه را مورد تاکید قرار می دهد(میرزا محمدی،1382).
فارابی با توجه به نقشی که برای قوه متخیله در کسب معرفت قایل است به وسایل اساسی نظیر نبوت و امامت و سیاست نزد رئیس اول می رسد و می گوید«از آن چه عقل فعال، به قوه متخیله انسان کامل افاضه می کند، او به مقام نبی و منذر می رسد»(فارابی،1991؛125). روش‌شناسی یک علم درجة دوم است که موضوع آن، بررسی روش یا روش‌های کسب علم و معرفت است. این علم از عوامل مختلفی که در تعینات معرفت دخیل‌اند، از جمله معرفت‌شناسی، اثر می‌پذیرد. روش‌شناسی علمی فارابی مبتنی بر معرفت‌شناسی خاص آن و متناسب و هم‌سنخ با آن است.معرفت ‌شناسی شاخه‌ای از فلسفه است که با نظریه شناخت ارتباط دارد و در آن مسائل مختلف مرتبط با شناخت در کانون بررسی قرار می‌گیرد. از لحاظ سنتی مسائل اصلی و مهم معرفت‌ شناسی عبارت‌اند از: طبیعت شناخت به‌طور کلی، منابع شناخت و انواع روش‌های کسب شناخت. این مسائل را می‌توان در قالب چند پرسش طرح کرد؛ مانند اینکه شناخت چیست؟ انسان چه چیز را می‌تواند بشناسد؟ و چگونه می‌توان شناخت؟ در طول قرون پاسخ‌های بسیار متفاوتی به این پرسش‌ها داده شده و این مسئله از جهات متعددی در ادوار مختلف، بررسی گشته است.

2-2-5-1- شناخت چیست؟
یکی از مسائل مهمی که معرفت‌ شناسی به آن می‌پردازد، ماهیت و طبیعت شناخت به‌طور کلی است. این مسئله را می‌توان در قالب این پرسش طرح کرد که شناخت چیست و با عالم عین و واقع چه نسبتی دارد؟ در مورد چیستی علم و نوع نسبت آن با عالم خارج یا کاشفیت آن از عالم واقع تا کنون مباحث فراوانی طرح شده و حداقل چهار مکتب عمدۀ فکری و فلسفی در این زمینه پدید آمده است. این مکاتب عبارت‌اند از: مکتب واقع‌گرایانه، مکتب قراردادی، مکتب ذات‌گرایانه و مکتب ابزارگرایانه.
واقع‌گرایی فلسفی نوعاً متضمن مفهوم صدق یا حقیقت است. هدف علم نزد واقع‌گرایان توصیف صادق چگونگی واقعی جهان است. براساس این مکتب، نظریه‌ای که چهره‌ای از جهان و چگونگی رفتارش را به‌طور صحیح وصف کند، صادق است و در صورتی که آن را به صورتی غلطی وصف کند، کاذب است. ابزارگرایی نیز متضمن نوعی از صدق است؛ لیکن به صورتی محدودتر. براساس این نظریه، توصیفات جهان مشاهده‌پذیر به حسب اینکه آن را صحیح وصف کنند یا نه، صاق یا کاذب‌اند؛ اما ساخته‌های نظری که برای ایجاد کنترل ابزاری جهان ابداع شده‌اند، با توجه به فایده و نقش ابزاری‌شان ارزیابی می‌شوند، نه به حسب دو مقولۀ صدق و کذب(زیبا کلام،1387).نگرش فارابی به علم و کاشفیت آن از عالم خارج، مبتنی بر واقع‌گرایی فلسفی است که متضمن صدق و حقیقت است. بنابراین، حق و حقیقت علمی نزد وی عبارت از همان صدق است. وی یکی از تعاریف علم را این می‌داند: علم عبارت است از حصول معرفت بر وجود شیء و معرفت بر سبب آن، به گونه‌ای که این معرفت عین صورت پدیدۀ خارجی باشد، به نحوی که خود آن شیء عینی به صورتی غیر از آن صورتی که در ذهن حاصل شده است نباشد(صدرا،1388). به عبارت دیگر، تعریف علم عبارت است از شناخت موجودات درست مطابق با عین واقعیت وجود آنها. به‌طور کلی از نظر فارابی علم به‌معنای اعم، ادراک و معرفت انسانی دربارة پدیده‌ها و نوعی احاطۀ درونی انسان است. وی معتقد است با روش تقسیم و ترکیب، حدود و تعاریف پدیده‌ها و عناصر حاصل می‌آیند. فارابی از نخستین اندیشورانی بوده که در عرصۀ معرفت به تفکیک و تعاون سه عامل یا سه قلمروِ عین، ذهن و علم پرداخته است. این بحث از مباحث مهم در فلسفۀ اسلامی است و فیلسوفان مسلمان آن را تحت عنوان اتحاد عاقل و معقول طرح کرده‌اند. در این بحث مسئلة اتحاد و ارتباط عاقل، معقول و عقل بررسی می‌شود. از دیدگاه فارابی عالم عین و پدیده‌های واقعی که موضوع مطالعات علوم‌اند، دارای قانونمندی، نظام و سلسله‌مراتب‌اند که شناختن آنها کار ویژۀ علم است. ذهن انسان نیز به‌عنوان فاعل شناسا تجهیزات، نظام، قانونمندی و مراحل ویژه‌ای دارد. فهم در نظریۀ فارابی از حواس ظاهری و از جمله مشاهدات آغاز شده، به تخیل یا تجزیه و تحلیل و ترکیب و نهایتاً به مرحلۀ انتزاع و تجرید یا تعقل می‌رسد. وی سؤال علمی را نقطۀ آغاز شناخت، تحقیق علمی و مقدمه و لازمۀ نظریه‌پردازی می‌داند(فارابی،1385).
2-2-6- ارزش شناسی
ارزش شناسی فارابی در ارتباط تنگاتنگ با هستی شناسی و معرفت شناسی اوست و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق جهان اسلام، واجب الوجود، هستی شناسی، یونان باستان Next Entries منابع و ماخذ تحقیق مدینه فاضله، تعلیم و تربیت، تربیت بدنی، فضایل اخلاقی