منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، مزیت رقابتی، اقتصاد دانش محور

دانلود پایان نامه ارشد

تألیفات متعددی را درباره توسعه حرفهای و مدیریتی داشته است. از نظر وی دانش را میتوان به چهار نوع تقسیم کرد. دانش تجربی که از تماس و برخورد مستقیم بـــا پدیده ها حاصل می شود. دانش توصیف کننده که برآمده از دانش قبلی است و پدیده ها را از طریق تصاویر، شعر، داستان، موسیقی، رقص و امثالهم توصیف می کند. دانش پیشنهاددهنده که توانایی آن را دارد تا پدیده ها را با گـــــزاره هایی اخباری بیان کند و دانش کارکردی که دانستن چگونه انجام دادن عمل است و در قالب مهارتهـا و صلاحیتها خود را نشان می دهد. شاید تمام این قبیل دسته بندیها ریشه در تعریف ارسطو از انواع دانش دارد. ارسطو، انواع دانش را برحسب مقاصدشان به سه دسته تقسیم کرده بود؛ دانش نظری که غایت آن فهم و تبیین چه چیزی پدیده ها است. دانش ساخت دانستن چگونه ساختن و تولید اشیاء و پدیدهها است و دانش کارکرد که مرتبط با نحوه استفاده و کارکردن با پدیدهها است. دانش اخیر، چیـزی را نمی آفرینــد بلکه کامل میسازد و اداره میکند. (Eikeland,2001)
2-1-2-6) دانش به عنوان توانایی اقدام
نظریه پردازان سازمانهای یادگیرنده صرفاً بر بعد عملی دانش تاکید دارند؛ آنها دانش را تــــوانایی یا ظرفیت اقدام اثربخش تعریف میکنند و اطلاعات را دادهای میدانند که ممکن است در اقدام اثربخش به ما کمک کند. (Argyris, 1993: Senge, 1999) از نظر سنگه (Senge, 1999)، نادیده گرفتن این تفکیک باعث شده است که سازمانها در موج اول مدیریت دانش، هزینه زیادی را صرف نرم افزارهای فنـاوری اطلاعـات برای جمــــع آوری، ذخیره و استفاده از اطلاعات کنند. این دیدگاه تا زمانی که به دانش به عنوان یک شیئی نگاه میکند تا یک فرایند، توانایی کمی در استفاده از آن دارد. و به همین خاطر شکست خورده تلقی می شود. وی ایجاد موج دوم (و سازنده تر) مدیریت دانش را منوط به پاسخگویی به دو سوال زیر می داند:
انسانها چگونه دانش را تولید می کنند؟
این دانش چگونه در بین سایرینی که نقشی در تولید آن نداشتند، منتشر می شود؟
سنگه، دو سوال فوق را از چالش انگیزترین سوالهای مدیران در دو دهه آینده قلمداد می کند.
2-1-3) منابع دانشی سازمان
هوسپال و جوشی دسته بندی از نویسندگان مختلف ، در مورد منابع دانشی ارائه کرده اند که در جدول زیر آورده شده است.(Holsapple & Joshi, 2001)
Table 1 جدول 2-1: منابع دانش
تابع دانشی
مولف
دانش کارکنان
Leonard-Barton,1995

دانشی که در سیستم فیزیکی وجود دارد

سرمایه انسانی

Petrash, 1996
سرمایه سازمانی

سرمایه مشتری

ساختار خارجی

Sveiby, 1997

ساختار درونی

قابلیت کارکنان

کیم (2002) دانش سازمانی را از لحاظ منشا به دو دسته تقسیم می کنند:
دانش تجربی: حاصل تجمیع تجربیات افراد یا سازمان در انجام وظایف و کار خود می باشد.
دانش تحلیلی : از تحلیل اطلاعات و داده های به دست آمده در عملیات و تراکنش های سازمانی حاصل می شود که الگو ها و مدل ها به این دسته تعلق دارند.(kim,2002)
2-1-4) خصوصیات دانش
برخی از محققـان سازمان(Spek and Hoog, 1995) با دانش به عنوان اشیایی برخورد کرده اند که می‌تواند شخصیتهای مختلفی را به خود گیرد. این رویکرد مشابه روش شی گراء است که در آن برای شناسایی و کارکردن با هریک از موجودیتهای سازمان، صفات یا خصوصیـاتی به آنها نسبت داده مـــی‌شود.
در این رویکرد میتوان انواع دانش را با استفاده از چنین خصوصیاتی شناسایی کرد: (Borghoff and Pareschi, 1998)
فعالیت: اشاره به فعالیتهای سازمانی دارد که دانش با آنها مرتبط است. هریک از فعالیتهای سازمانی مرتبط می تواند به عنوان یک خصوصیت به دانش نسبت داده شود.
حوزه: خصوصیت حوزه اشاره به موضوع دانش دارد. برای مثال، دانش می تواند متعلق به حوزه پزشکی، جامعه شناسی یا امثال آن باشد.
شکل: این خصوصیت اشاره به شکل ارائه دانش دارد و مثلاً می تواند کاغذی، الکترونیکی یا ذهنی باشد.
نوع: اشاره به نوع دانش دارد و می تواند مقادیری چون رویه، اصول راهنما، گزارش پیشرفت، گزارش شکست، دستنامه و … را اختیار کند.
محصول / خدمت: در برخی مواقع دانش در سازمان به طور مستقیم با یک محصول یا خدمت در ارتباط است که این محصولات و خدمات به عنوان خصوصیت دانـش ذکـر مــی شود.
زمان و مکان: این خصوصیت بیشتر به دانشهایی تعلق می گیرد که به شکل ذهنی هستند تا زمان و مکان دسترسی به آنها مشخص شود.
با تکمیل این خصوصیات برای دانشهای موجود در سازمان، می توان به ذخیره، بازیابی و توزیع آنها پرداخت.
2-2) مدیریت دانش
در سالهاي اخیر، مدیریت دانش به عنوان یکی از جالبترین و چالش برانگیزترین موضوعات مدیریت کسب و کار بوده و دایره کاربرد آن همواره با سایر مباحث عرصه مدیریت، گستردهتر میشود. مدیریت دانش فرایندي است که به سازمان ها در شناسایی، انتخاب، سازماندهی، انتشار و انتقال اطلاعات مهم و مهارتهایی که بخشی از سابقه سازمان هستند و عموما به صورت ساختار نیافته در سازمان وجود دارند، یاري می رساند (توربان،2006). از آنجا که مدیریت دانش ریشههایی در سیستمهاي خبره، یادگیري سازمانی و نوآوري دارد، به خودي خود ایده جدیدي نیست. مدیران موفق همیشه از سرمایههاي فکري بهره برده و ارزش آن را تشخیص داده اند. اما این تلاشها، سازمان یافته نبوده و تضمینی وجود نداشت که دانش به دست آمده به طور مناسب، براي حداکثر منافع سازمان، به اشتراك گذاشته شده و توزیع گردد (توربان،2006)، در حالیکه دانش و سرمایه فکري پایه و اساس شایستگی هاي اصلی و نیز راهبردي براي عملکرد بهتر میباشد. دانش در صورتی نقش راهبردي دارد که سازمان بتواند آن را در فعالیتهاي ارزش آفرینی استفاده نموده و از دانش ابزاري براي عملی ساختن فرصت هاي موجود در بازار رقابتی بهرهبرداري کند. زیرا براي شرکت ها دیگر امکان پذیر نیست که با انجام سریعتر و بهتر کارها مزیت رقابتی خود را حفظ کنند، بلکه مزیت رقابتی هنگامی امکان پذیر میشود که کارهایی صورت گیرد و قابل تقلید توسط دیگران نباشد. در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، هم توجه به دانش موجود و استفاده موثر از آن و هم ایجاد ساختاري براي استفاده از دانش نوین اهمیت بسیار دارد. سازمان ها باید به همه امور توجه داشته باشند، زیرا مدیریت دانش همچون یک استراتژي کاري، همزمان، در کل سازمان عمل می کند و ابزار پیشرفت برنامه کلی یک سازمان محسوب میشود.
2-2-1) تعاریف مدیریت دانش
انسان تاكنون دو دوره اقتصادي را پشت سر گذاشته است. زماني اقتصاد بشري مبتني بر كشاورزي بود. پس از آن با ابزارگرايي و آشنايي با اعجازي كه علوم مكانيك و سپس برق ايجاد نمود، دوره اقتصاد صنعتي پايه گذاري شد. در اين دورهها زمين و كار به عنوان اصلي ترين عناصر و سرمايههاي آدمي تلقي مي‌شدند. “توانگر” نيز به كسي اطلاق ميگرديد كه بيشترين بهرهمندي را از اين دو نوع دارايي داشت. اما عصري كه در آن زندگي مي‌كنيم، بدون ترديد در هيچ كدام از دو عصر كشاورزي و صنعتي نمي گنجد. اگر چه كماكان زمين و كار دو مزيت مناسب در برتري جويي ها محسوب مي شوند، اما در عصر كنوني، كه به عصر “اطلاعات و دانش ” موسوم شده است، مزيت اصلي در”سرمايه دانشي “نهفته است.
هم اكنون بزرگترين شركتهاي دنيا، برتري اصلي خود را نه در داراييهاي انباشته ناشي از كارخانجات و حتي بازار بزرگ، بلكه در “دانش در جريان فرآيند هاي خود” كسب نموده اند.
شکل 2-3 نشانگر حضور “نیروي كار”، “سرمايه”، “زمين” و “دانش ” در سه اقتصاد مذكور مي باشد. همچنان كه ملاحظه مي شود، اقتصاد امروز آن چنان بر پايه دانش شكل گرفته كه از آن به عنوان “اقتصاد دانش محور ” ياد مي شود.

Figure 5 شکل2-5: منابع سازمان در بستر زمان
تمامي اين مسائل و وضوح تغييرات ايجاد شده در روند اقتصاد جهاني و توجه صنايع و شركت هاي پيشرو، به حفظ موقعيت خود در بازار جهاني، باعث خلق مفهوم و دانشي جديد تحت عنوان مديريت دانش شده است. مديريت دانش، علم ماندن و پيشرفت كردن در عصر جديد است و مسلح نشدن به آن به مثابه عدم استفاده از ماشين آلات كشاورزي و استفاده از گاوآهن در قرن بيستم مي باشد.
مديريت دانش فرآيندي است که طي آن سازمان به توليد ثروت از دانش و يا سرمايه فکري خود مي‏پردازد. (نوناکا و تاکوچی، 1995).
طبق تعريفي ديگر از سوان(1999)، مديريت دانش، فرآيند يا فعاليت ايجاد،‌ به دست آوردن،‌ تسخير،‌ تسهيم و بهکار بردن دانش،‌ هر جايي که وجود داشته باشد، براي افزايش يادگيري و عملکرد در سازمان‌هاست.
مدیریت دانش از دیدگاه هالی گریل توانایی کسب، بایگانی و دسترسی مطلوب به دانش منتخب و توانایی تصمیم گیری از طرف کارکنان و مدیران برای رفتار های فردی و گروهی محسوب می شود. (برگرن،1386)
با توجه به تمامي موارد مطرح شده، به عبارت بسيار ساده مديريت دانش را مي‏توان به عنوان فرآيند بهينه‏سازي کاربرد سرمايه فکري به منظور دستيابي به اهداف سازماني دانست. در هر سازمان، دانش از تمام منابع موجود از قبيل پرسنل، سيستم ها، بانك هاي اطلاعاتي، مستندات روي ميزها و پرونده هاي بايگاني جمع آوري مي شود. تمام دانش جمع آوري شـــــده در ساختارهاي مناسبي دسته بندي مي‌شوند. اين دانش به سرعت و به راههاي مختلف بين آنهايي كه در سازمان به آن نياز دارند قابل توزيع است. دانش مناسب و صحيح نزد افراد يا سيستم مناسب و در زمان مناسب قرار مي گيرد.
در شرکت های نوین، با ابتکار مدیریت دانش، مفهوم سرمایه گسترش پیدا کرد تا سرمایههای فکری و تاثیراتش بر رفتار افراد و سازمان را نیز در بر گیرد. .(برگرن،1386)
اجرای مدیریت دانش در سازمان منجر می شود دانش تولید شده توسط افراد برای همیشه در سازمان باقی بماند و در نتیجه ی خروج کارکنان از سازمان، دانش تولیده شده – با توجه به هزینه ای که سازمان صرف تولید آن کرده است – از سازمان خارج نمی شود. هدف مدیریت دانش شناسایی، جمع آوری، دسته بندی و سازماندهی، ذخیره، اشتراک، اشاعه و در دسترس قرار دادن دانش در سطح سازمان می باشد.
در سازمان هایی که به شکل سنتی اداره می شوند دانش از بالا به پایین در طول خطوط سازمانی در جریان است. در این صورت دانش به ندرت در زمان درست و در جایی که بیشترین نیاز به آن وجود دارد، قابل دسترس است. اما در سازمان های دانش محور که به اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش پرداخته اند، دانش در کل سازمان جاریست و هرکس به فراخور نیاز خود در زمان مناسب می تواند از آن در جهت انجام وظایف خود استفاده کند.
تقاضا برای دانش به ‌نوبه‌ی خود به تقاضا برای افزایش ذخیره‌ی دانش و توزیع آن منجر می‌گردد. مدیریت دانش، مجموعه‌ای از فرایندها برای فهم و به‌کارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است. مدیریت دانش، رویکردی ساخت‌یافته است که رویه‌هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به‌کارگیری دانش به‌منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می‌سازد. بنابراين، مديريت دانش فرايند تسهيل فعاليتهاي مرتبط با داش نظير خلق، کسب، تغيير شکل و استفاده از آن است (بات، 2000).
2-2-2) عناصر مدیریت دانش
مدیریت دانش اغلب متشکل از سه عنصر: افراد، فرآیندها و فن آوری است. این دیدگاه تقریبا به طور قطع ریشه هایش به نظریه الماس مدل سازمانهای لیویت10 بر میگردد. هرچند نظریه لیویت شامل وظیفه و ساختار در کنار افراد و فن آوری به جای فرآیند ها می باشد. این مهم است تا تاکید شود که اصطلاح فرآیندهای ذکر شده نه فقط به فرآیند های مدیریت دانش بلکه به فرآیندهای کسب و کار سازمان مربوط می شود. شکل 2-4 نشان می دهد این سه عنصر در پیوند با هم، هر یک از آنها یک رابطه متقابل با دو عنصر دیگر دارد. به عنوان مثال، افراد به طراحی و سپس اجرای فرآیندها کمک می کنند، در حالی که فرآیندها، نقشها و دانش مورد نیاز مردم را تعریف میکنند.

Figure 6 شکل2-6: افراد، فرآیندها و فن آوری برگرفته از (Edwards ,2009)
علاوه بر رابطه بین این سه عنصر، شکل 2-4 می تواند بوسیله قرار دادن هر یک از سه عنصر در یکی از رئوس مثلث، برای کمک به هر طرح مدیریت دانش خاصی مورد استفاده

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق دانش ضمنی، سلسله مراتب، مدیریت دانش Next Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، سازمان یادگیرنده، فناوری اطلاعات