منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، انتقال دانش، دانش آشکار، فرآیند مدیریت دانش

دانلود پایان نامه ارشد

اصلي دانش، مورد توجه قرار گرفته است(اسميت50،2008،ص167).
2-6-2-مدل‏هاي شناختي51
دانش به مثابه دارايي سازماني است كه نياز به دستيابي دقيق، بيان، ذخيره، اندازه‏گيري، نگهداري و انتشار كنترل شده دارد. ايجاد ارزش از طريق كاربرد متوالي بهترين روش‏هاي حاصل و نيز پرهيز از خطاهاي ناآشكار ريشه‏يابي شده و كتبي و نيز بهره بردن از درس‏هاي آموخته شده به دست مي‏آید. در اين نگرش بر روي استفاده دوباره، تكثير استانداردسازي و حذف روش‏هاي قديمي كه كارآيي خود را از دست داده‏اند، تمركز مي‏شود(اسميت،2008).
2-6-3-مدل‏هاي انجمني/ارتباطي52
در اين مدل‏ها درباره ويژگي‏هاي گروه‏هاي كاري كه بايد داراي قابليت‏هايي چون، خودسازماندهي، فراگيري مستمر و تبادلات غير رسمي باشند، بحث مي‏شود. دانش در تفكري ايجاد مي‏شود كه در يك انجمن گردش مي‏كند؛ جايي كه زبان مشتركي وجود دارد، اعتماد اجازه بهره‏برداري از مكاشفه‏ها را مي‏دهد، ممكن است آرايه‏هاي نهفته به صورت خلاقانه برنامه‏ريزي شود و نشانه‏هاي مهم و راه‏حل‏هاي كاري متوالي به وسيله بيان داستان‏هاي كاري منتشر مي‏شوند(اسميت،2008،ص168).
2-6-4-مدل‏هاي فلسفي 53
در اين مدل‏ها بازارها و فرايندهاي داخلي بر پايه گفتگوي دوطرفه در يك زمينه استراتژيك، پرسش در مورد فرضيات و كندوكاو مداوم درباره رفتار رقبا، مورد توجه قرار مي‏گيرد. اين ديدگاه، شخصي سازي را مقدم بر كدكردن مي‏داند و تكنولوژي كمي را مورد استفاده قرار مي‏دهد. همچنين محرك‏هاي فرهنگي اصلي براي اين كار، حفظ ارتباط آزاد(تبادل نظر)، تشويق، انعكاس نظرات، كنكاش خلاقانه و اثبات عقيده و نظر است.با توجه به تجربيات سازمان‏هاي پيشرفته در زمينه مديريت دانش، تركيب مدل‏هاي شبكه، فلسفي و انجمني به همراه استفاده از مدل شناختي، تركيبي مناسب براي مديريت دانش در سازمان است و محرك‏هاي اصلي در اين راستا؛ ارتباطات و روابط، اعتماد، همدلي، انجمن گفتگوي دو جانبه عميق و تكنولوژي براي دستيابي به گفتگو وبرقراري ارتباط با ثبات هستند(اسميت،2008،ص169)..
2-7-انواع مدل‏های مدیریت دانش
پس از آشنايي اجمالي با مدل‏هاي دانش در اين بخش چند مدل كه هر يك ضمن داشتن مشابهت با ديگر مدل‏ها، بعد خاصي از موضوع را در بردارند بررسي مي‏شوند تا از اين طريق امكان مقايسه و شناخت ابعاد گوناگون مديريت دانش براي يكپارچه‏سازي و به كارگيري بهتر آنها فراهم شود. تاکنون نویسندگان بسیاري مدل‏هایی را در رابطه با فرآیند مدیریت دانش ارائه نموده‏اند. اکثر این مدل‏ها از نظر محتوایی تقریباً مشابه هستند اما داراي واژه‏ها و فازهایی با ترتیبات متفاوتی می‏باشند. در این مدل‏ها، فرض می‏شود که مرحله‏ها و فعالیت‏ها اغلب همزمان، گاهی اوقات پی در پی و بندرت در یک ترتیب خطی هستند. در ادامه به معرفی چند مدل پرکاربرد و متداول مدیریت دانش پرداخته می‏شود( افرازه،1382،ص50)
2-7-1مدل “هيسيگ “
مدل هيسيگ54 (2000) از چهار فرايند زير تشكيل شده است:
1) خلق كن: اين امر به توانايي يادگيري و ارتباط بر مي‏گردد. توسعه اين قابليت، تجربه تسهيم دانش، ايجاد ارتباط بين ايده‏ها و ساختن ارتباط‏هاي متقاطع با ديگر موضوعات، از اين اهميت كليدي برخوردار است.
2) ذخيره كن: به عنوان دومين عنصر مورد نياز مديريت دانش است كه از طريق آن، قابليت ذخيره سازمان يافته‏اي كه امكان جستجوي سريع اطلاعات، دسترسي به اطلاعات براي كارمندان ديگر و تسهيم مؤثر دانش فراهم مي‏شود، به وجود مي‏آيد. در اين سامانه بايد، دانش‏هاي لازم به آساني براي استفاده همگان ذخيره شود.
3) نشركن: اين فرايند به توسعه يك روح جمعي كه در آن افراد به عنوان همكاران در جهت دنبال كردن اهداف مشترك، احساس پيوستگي به هم داشته و در فعاليت‏هايشان به يكديگر وابسته‏اند، كمك مي‏كند.
4) به كار ببر: چهارمين فرايند، از اين ايده آغاز مي‏شود كه ايجاد دانش، بيشتر توسط كاربرد عيني دانش جديد ميسر است، اين عنصر، دايره فرايند مركزي مديريت دانش متحد را تكميل مي‏كند (احمدی،1391،ص146).
2-7-2-مدل مارك “55م.مك الروي”
وي با همكاري ديگر اعضاي كنسرسيوم بين المللي مديريت دانش(2002) براي اين نوع از مديريت، چهار چوب فكري با نام “دوره عمر دانش “تعريف كرده كه در آن، علاوه بر نظريه نوناكا و تاكوچي56(1995) بر نكته مهم ديگري نيز تاكيد شده است: “دانش تنها پس از اينكه توليد شد، وجود دارد و بعد از آن مي‏توان آن را مهار، كدگذاري يا تسهيم نمود”. بنابراين “مك الروي” فرايند ايجاد دانش را به دو فرايند بزرگ يعني توليد دانش و پيوسته كردن دانش تقسيم مي‏كند:
1ـ توليد دانش: فرايند خلق دانش، سازماني جديد است كه به وسيله يادگيري گروهي، كسب دانش و اطلاعات و ارزيابي دانش انجام مي‏گيرد. اين فرايند مترادف يادگيري سازماني است.
2ـ پيوسته كردن دانش: از طريق برخي فعاليت‏ها كه پخش و تسهيم دانش را تجويز مي‏كنند، انجام مي‏گيرد. اين عمل كارهايي از قبيل پخش دانش(از طريق برنامه و غيره)، جستجو، تدريس، تسهيم و ديگر فعاليت‏هاي اجتماعي كه موجب برقراري ارتباط مي‏گردد را شامل مي‏شود.
مك الروي همچنين به دو موضوع “عرضه” و “تقاضا” نيز توجه دارد:
• سمت عرضه: عمل مديريت دانشي است كه در هر صورت براي افزايش عرضه دانش موجود به همكاران يك شركت طراحي مي‏شود.
• سمت تقاضا: بر روي عرضه دانش موجود به عده‏اي از نيروي كار متمركز شده و سعي در افزايش ظرفيت آنان جهت توليد دارد، به اين ترتيب، ماموريت مديريت دانش، اين است كه ظرفيت يك سازمان را جهت تقاضا براي دانش جديد بالا ببرد.
2-7-3-مدل “بك من”
1) “بك من57(1999)” هشت مرحله زير را براي فرايند مديريت دانش پيشنهاد داده است :شناسايي كردن: تعيين صلاحيت‏هاي دروني، منبع استراتژي، قلمرو دانش.
2) تسخير كردن :رسمي كردن دانش موجود.
3) انتخاب كردن: تعيين ارتباط دانش، ارزش و دقت، رفع دانش‏هاي ناسازگار.
4) ذخيره كردن: معرفي حافظه يكي شده در مخزن دانش با انواع الگوهای دانش.
5) پخش كردن: توزيع دانش براي استفاده‏كنندگان به طور خودكار بر پايه علاقه و كار و تشريك مساعي دانش در ميان گروه‏ها.
6) به كار بردن: باز يافتن و استفاده دانش در تصميم‏گيري‏ها، حل مسائل، خودكار كردن و پشتييباني كار و مددكاري شغل و آموزش.
7) ايجاد كردن: توليد دانش جديد در حين تحقيقات، تجربه كردن كار و فكر خلاق.
8) تجارت كردن :فروش و معامله، توسعه و عرضه كردن دانش جديد به بازار در قالب محصولات و خدمات.(عباسی،1386،ص148).
9)
2-7-4-مدل بكوويتز و ويليامز58
اجزاي فرآيند مديريت دانش ارايه شده از سوي« بكوويتزو ويليامز» شامل هفت عامل:
يافتن، بكارگيري، يادگيري، تسهيم، ارزيابي، ايجاد، نگهداري و حذف است كه بايد براي ايجاد سرمايه بر پايه دانش بصورت يكپارچه مديريت شوند.
الف) يافتن: نكات اساسي كه در يافتن اطلاعات درست، بايد در زمان مناسب مد نظر قرار گيرند، عبارتند از آيا منابع و حاملان دانش مشخص‏اند؟
ب) بكارگيري: به اين معنا است كه بتوان خلاقانه و مشتر ي گرايانه، راه‏حل‏هاي مناسب را به دست آورد. اين امر از طريق پيشنهاد راه‏هاي گوناگون براي استفاده از دانش‏هاي بالقوه انجام مي‏شود. نكاتي كه بايد براي تحقق اين موضوع مورد توجه قرار گيرد عبارتند از جريان آزاد ايده‏ها در داخل سازمان.
پ) يادگيري: بررسي در خصوص يافتن دلايل موفقيت يا عدم موفقيت پروژه‏هاي انجام شده به منظور لحاظ كردن نتايج آن در پروژه‏هاي انجام شده به منظور لحاظ كردن نتايج آن در پروژه‏هاي آتي براي انجام اثر بخش آنها. عبارت‏اند از در تمام سازمان، جمع‏آوري تجربيات و آموخته‏ها به رسميت شناخته شود.
ت) تسهيم: در اين فرآيند، همكاران دانش‏هاي خود را به ديگران انتقال مي‏دهند و اين امر، موجب گسترش پايه‏هاي دانش سازماني مي‏شود. در اين زمينه بايد گفت، تبادل دانش در سازمان، به زمان و بسترسازي مناسب نياز دارد، چرا كه ممكن است، اين حالت به دلايل گوناگون در برخي ازهمكاران، احساس خطر را برانگيزد. نكات اساسي در تبادل دانش، عبارتند از همكاران بر انگيخته شوند و مايل باشند كه دانش خود را ارايه دهند.
ث) ارزيابي: در اين فرآيند بايد دانش‏هاي موجود و نيازهاي فعلي و آتي دانش ارزيابي شوند. براي اين كار لازم است، ميزان رشد پايه‏هاي دانش و نيز دستاوردهاي سرمايه گذاري مرتبط با آن اندازه‏گيري شود.
فاكتورهايي كه امكان اندازه‏گيري پايه‏هاي دانش را ممكن مي‏سازند، عبارتند از انواع شاخص‏ها، معيارها و نكات اساسي در اندازه‏گيري ارزش دارايي‏هاي سازماني ايجاد شود.
ج) ايجاد/نگهداري: بايد دانش‏هاي مهم و استراتژيكي در اين فرآيند توسعه يابند و دارايي‏هاي دانشي، نيز مورد توجه قرار گيرند. براي ايجاد و نگهداري دانش بايد ايجاد بستر و ابزارهاي مناسب براي نگهداري دانش و خلق دانش‏هاي جديد فراهم باشد.
چ) حذف: در اين فرآيند، دانش‏هايي كه از نظر استراتژيك و كاربرد ديگر، بي‏معني هستند بايد از سيستم حذف يا در جايي ديگر انبار شوند و دانش‏هاي ابطال شده انبار نشوند(حاتمي نسب،1390،ص151).
2-7-5-مدل نوناكا و تاكوچي59(راهبردهای انتقال دانشی)
چنانچه انتقال دانش در سازمان از روند مناسبی برخوردار باشد، دانش بین گروه‏ها و افرادی که با یکدیگر کار می‏کنند تبادل شده و افراد به سمت یادگیری بیشتری گرایش پیدا می‏کنند و می‏توانند توانایی خود را برای دستیابی به اهداف سازمانی و فردی ارتقا دهند.محققان مديريت ژاپني نوناكا و تاكوچي تاثير بسياري بر مباني مديريت دانش داشته‏اند. مفهوم « دانش پنهان » و « دانش آشكار » توسط نوناكا براي طرح‏ريزي نظريه يادگيري سازماني طبقه‏بندي شده است. در اين تقسيم بندي، با توجه به همگرايي بين شكل‏هاي پنهان و آشكار دانش، آنان مدلي را پايه‏گذاري كرده‏اند كه به نام خودشان معروف شده است. اين مدل بر خلاف مدل‏هاي پيشين، تمركز خود را بر دو نوع دانش آشكار و نهان مبذول داشته، به نحوه تبديل آنها به يكديگر و نيز چگونگي ايجاد آن در تمامي سطوح سازماني(سطح فردي،گروهي و سازماني) توجه دارد. در اين مدل پويا، نحوه استفاده و تبديل اين دو دانش و چگونگي مديريت دانش در اين زمينه، به صورت حركت مارپيچي (حلزوني) مطابق شكل شماره فرآيندي مستمر فرض شده است.

دانش آشکار فرد
دانش پنهان فرد
دانش آشکار جمع
دانش پنهان جمعی

شکل (2-2): مدل حلزونی دانش نوناکا وتاکوچی60(2012)

همچنين در تفكر مذكور، فرض بر اين است كه تنها افراد،به وجود آورنده دانش هستند. بنابراين، فرآيند توليد دانش سازماني، می‏بايست به عنوان فرآيندي مستمري باشد كه در آن، دانش ايجاد شده توسط افراد، بطور سازماندهي شده‏اي، تقويت و هدايت شود. بر پايه مدل نوناكا و تاكوچي مراحل زير باید براي انتقال (تبديل) اين دو نوع از دانش، در سطوح گوناگون سازمان انجام شوند.
الف) اجتماعي نمودن (پنهان به پنهان): انتقال دانش نامشهود يك فرد به فرد ديگر، نحوه رفع مشكل برنامه طراحي بصورت غير معمول. براي انجام موثر اين فرايند بايد ميان افراد، فرهنگ مشترك و توانايي كار گروهي ايجاد شود كه با استفاده از نظريه‏هاي اجتماعي و همكاري ميسر مي‏شود. نشست گروهي كه تجربيات را توضيح داده، درباره آن بحث مي‏كند، فعاليتي است عادي، كه در آن اشتراك دانش پنهان مي‏تواند رخ دهد(مرويك61،2001).
ب) خارجي كردن(بيروني سازي)(نهان به آشكار): تبديل دانش نامشهود به دانش مشهود. در اين حالت فرد مي‏تواند، دانش خود را در قالب مطالب منظم (سمينار،كارگاه آموزشي) به ديگران ارايه دهد. گفتگوهاي ميان يك گروه، در پاسخ به پرسش‏ها يا برداشت از رخدادها، از جمله فعاليت‏هاي معمولي هستند كه اين نوع از تبديل در آنها رخ مي‏دهد.
ج) پيوند و اتصال برقرار كردن (آشكار به آشكار): در اين مرحله، حركت، از دانش آشكارفردي، به سمت دانش آشكار گروهي و ذخيره سازي آن صورت مي‏پذيرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امكان حل مسائل از طريق گروه فراهم شده، به دنبال آن دانش، توسعه مي‏يابد.
د) دروني سازي(آشكار به نهان): در اين مرحله دانش اشكار به دست آمده در سازمان، نهادينه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق انتقال دانش، مدیریت دانش، توسعه دانش، اعتماد متقابل Next Entries منابع و ماخذ تحقیق عصر اطلاعات، بهبود مستمر، انتقال دانش، اشتراک دانش