منابع و ماخذ تحقیق قوه مجریه، انقلاب اسلامی، ولایت فقیه، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

ی است كه با حاكمیت معصوم علیه السلام متحقق می یابد و شكل دوم، حكومت شورایی یا حكومت امت است. در عصر غیبت، شكل جایز، حكومت شوراست. در زمان غیبت از میان چهار هدف اصلی حكومت، دو وظیفه بر عهده مجتهدان جامع الشرایط است؛ بیان احكام ثابت شرعی، فتوا دهی و قضاوت. امت و حكومت انتخابی ایشان، نه در بیان احكام ثابت شرعی حقی دارند و نه در نصب و عزل قاضیان. در این نظریه، امت، توانایی خود را تنها در وضع احكام متغیر و در هماهنگی و اجرای احكام به كار می برد. انواع مختلف حكومت شورایی تا زمانی كه در محدوده شرع فعالیت كنند، معتبر هستند و مستند آن، آیه (وَ أَمْرُهُمْ شُورا بَینَهُم)9 است.
نظریه دوم (ولایت انتصابی عامه فقیهان) بر دو نكته اصلی استوار است: 
1- در این نظریه، مردم، بدون صلاحیت و مرجع ولایت فقیه، شایستگی تدبیر امور حكومتی را ندارند؛ 
2- شارع مقدس، مقام ولایت جامعه بشری را به طور مستقیم بدون واسطه مردم، به فقیهان عادل تفویض می كند.
نظریه سوم (خلافت مردم با رهبری ولایت فقیه)، حاصل تلاش شهید صدر برای تركیب دو عنصر نظارت دینی مرجع صالح و حق خدادادی خلافت انسان است كه این دیدگاه در جمهوری اسلامی جلوه می كند. در این نظریه، امت، حق خدادادی خلافت خود را بر اساس روش های زیر به كار می گیرد: انتخاب رئیس قوه مجریه؛ انتخاب اعضای مجلس اهل حل و عقد (قوه مقننه)؛ انتخاب فتواهای مناسب تر از میان فتواهای مجتهدان جامع الشرایط در موارد اختلاف بر اساس مصلحت عمومی؛ وضع قوانین مورد نیاز در منطقة الفراغ و تسلط كامل بر نحوه اجرای قانون اساسی و نظارت بر قوه مجریه.
برای آنكه خلافت الهی انسان از انحراف در امان ماند و به سوی اهداف والا هدایت شود، در زمان غیبت، مراجع صالح تقلید یا مراجع اعلم به عنوان شاهدان الهی آن عمل می كنند و اصول و وظایف زیر را در نظر دارند:
1- مرجع، عالی ترین نماینده دولت و فرمانده كل نیروهای مسلح است؛
2- مرجع، نامزدی افرادی را برای ریاست جمهوری تأیید می كند. همچنین تنفیذ حكم كاندیدای انتخاب شده از سوی مردم بر عهده اوست كه به رئیس قوه مجریه مشروعیت و قداست می بخشد؛
3- تطبیق قانون اساسی وضع شده با شریعت؛
4- اظهارنظر در [مورد] قوانینی كه مجلس شورا برای پركردن بخش آزاد قانون گذاری در منطقه الفراغ [وضع كرده است]؛
5- تأسیس دادگاهی عالی برای رسیدگی به تمام خلاف های احتمالی در زمینه های [یاد شده]؛
6- ایجاد دیوان مظالم و دادخواهی در تمام نقاط كشور.
همچنین مرجع، مجلسی را به نام «شورای مرجعیت» به وجود می آورد كه مركب از صد نفر از آگاهان است. اعضای این مجلس، از میان عالمان برجسته حوزه، خطیبان، پژوهشگران و اندیشمندان اسلامی برگزیده می شوند و دست كم باید ده نفر از مجتهدان در میان آنها باشند. مرجعیت، از راه این مجلس، صلاحیت ها و اختیاراتش را اجرا می كند.10
1-10- مسؤولیت خطیر حوزویان
شهید صدر در باره مسؤولیت خطیر علمای حوزه در قبال جوانان – که سال ها پیش در نجف اشرف در جمع روحانیان آن حوزه مقدسه ایراد شده و حاکی از ژرف نگری، تعهد، مسؤولیت شناسی و دردمندی آن شهید بزرگوار است – می گوید:
چرا باید فرزندان همین سرزمین یا بعضی از آنان، موضع دشمنی و کینه و حسد در برابر این حوزه بگیرند و درصدد حمله به آن باشند؟!
آیا تصور نمی کنید که این جنایت ماست، پیش از آن که جنایت آنان باشد؟ مسؤولیت ماست پیش از آن که مسؤولیت آنان باشد؟ چون ما، با آنان برخورد فعال نداشته ایم. با اجداد و پدرانشان کار کرده ایم و با آنان نه؟ این نسل هایی که امروزه به ما کینه می ورزد و در انتظار انتقام جویی از ماست، به این دلیل است که احساس می کند ما تنها با مردگان سر و کار داریم و زندگان را اصلا در نظر نمی آوریم; از این رو به ما کینه می ورزد و مترصد فرصتی برای ضربه زدن به ماست، چون ما خدمتی به این نسل ها نکرده ایم، چون در کنار آنان نبوده ایم و با آنان برخورد فعال نداشته ایم.
من از یک سال پیش و بلکه بیش تر از آن با برادران و با عزیزان بارها سخن گفته ام و توصیه کرده ام اگر هر یک از اهل علم، یک جلسه تربیتی و تبلیغی، در نجف اشرف، متشکل از پنج نفر از جوانان – نه بیش تر – ، تشکیل می دادند، امروزه دارای پایگاهی مردمی متشکل از هزاران تن بودیم و مردم و بچه های این سرزمین احساس می کردند که ما در کنار آنان هستیم و با آنان برخوردی فعال داریم; احساس می کردند که به آنان می اندیشیدیم و خدمت می کنیم; وجودمان به وجود آنان مرتبط و پیوسته است; زندگی مان منبع فیض و برکت برای آنان است و مصدر خدمتی برای آنان هستیم.
اما ما چنین نکرده ایم، با آنان نبوده ایم و طبیعی است که آنان نیز در کنار ما نباشند; چون ما هم با آنان کاری نداشته ایم. بنابراین، باید در دگرگون کردن روش های کار بیندیشیم، باید همواره در جست وجوی روش های بهتر و برتر باشیم.11
1-11- شهادت
سرانجام، پس از بیست سال مبارزه، رژیم عراق با امید این که آتش شعله ور انقلاب اسلامی در عراق را خاموش کند، در روز شنبه شانزدهم فروردین 1359 مزدوران صدام تکریتی به منزل صدر یورش برده و ایشان را در سیاهچال های رژیم فاشیستی بعث عراق زندانی می کنند و صبح روز بعد مزدوران و دژخیمان صدام به منزل صدر ریخته و خواهر مظلومه و مکرمه و دانشمند ایشان، نویسنده معروف عراق، علویه «بنت الهدی » را نیز دستگیر و به طرف بغداد می برند و در شب سه شنبه 19 فروردین 1359 شهیدصدر همراه با خواهر مکرمه و دانشمندش به دست مزدوران امپریالیسم جهانخوار و صهیونیسم بین المللی یعنی صدام تکریتی – در یکی از زندان های نظامی بغداد – به فیض شهادت نایل می شوند. سلام علیهما یوم ولدا و یوم استشهدا و یوم یبعثان حیا.12
در شب چهارشنبه بیستم فروردین دژخیمان بعث عراق به منزل پسر عموی ایشان سید محمد صادق صدر در نجف اشرف رفته و با حالت بسیار فجیعی ایشان را از منزل بیرون کشیده و به غسالخانه نجف اشرف که در وادی السلام واقع است می برند و جسد دو شهید را تحویل وی داده و با تهدیدهای شدید از او می خواهند که به هیچ وجه خبر شهادت را منتشر نکند و در صورت نشر خبر، او را تهدید به قتل می کنند و منزلش را هم تحت کنترل شدید قرار می دهند.
سید محمد صادق صدر، که خود جسد مبارک شهید صدر را غسل داده، گفته است: «به هنگام غسل، آثار شکنجه قرون وسطایی بر بدن ایشان نمودار بود و جسد شهید صدر غرقه به خون و نیلگون شده بود و با این که وزن معظم له سنگین بود، ولی بسیار لاغر به نظر می رسید و محاسن مبارکش کاملا سوخته بود»
پس از مراسم غسل و کفن صدر و خواهرش در جوار قبر مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و در مقبره خانوادگی خود که به نام مقبره مرحوم آیة الله شرف الدین است، در کنار قبر برادرش سید اسماعیل صدر به خاک سپرده شدند.13 در این جا باید افزود که قتل فجیع و شتابزده صدر، با تجربیات استکبار جهانی و آمریکا از پانزدهم خرداد 1342 و تبعید امام و سپس رهبری انقلاب اسلامی ایران، در رابطه است. آن ها این بار دیگر معطل نشدند. آمریکا و شاه معتقد بودند که امام را نباید زنده می گذاشتند و صدام در شهادت صدر گفت: «ما سید صدر را کشتیم تا یک خمینی دیگر در عراق پیدا نشود.

فصل دوم
نوآوری‌های اصولی شهید صدر

2-1- تعاریف و اصطلاحات
اصول: جمع اصل و اصل در لغت چیزی است که شیء دیگر بر آن مبتنی گردد.14
اصل در لغت یعنی رجحان ، قاعده، اصل در برابر فرع مثل ( الخمر اصل النبیذ) یعنی حکم نبیذ از خمر گرفته شده به تعبیر صاحب معالم موضوع حکم ثابت از طرف شرع را اصل وموضوع دیگری را که ثابت نیست فرع گویند.15
اصول: علم به کبریات است چنانکه صغریات به آنها ضمیمه شود حکم فرعی کلی استنتاج می‌گردد.16
اما تعریف علم اصول از دیدگاه شهید محمد باقر صدر: « علم به عناصر مشترک در استنباط حکم شرعی».17
فقه: در لغت به معنای فهم است، البته فهم عمیق و دقیق از مطالب.18
فقه: فهم و درک اشیاء است ابن فارس گوید: هر علم و درکی از اشیاء فقه است و الفقه در اصطلاح حاملان شریعت یک علم خاصی است.19
فقه در اصطلاح فقها: علم به احکام شرعی فرعی از روی ادله تفصیلی آنها.20
علم اصول فقه: قواعد آلی و ابزاری می باشد که در مسیر استنباط احکام کلی فرعی قرار می گیرد و یا بیان کننده ی وظیفه ی عملی مکلف است.21
نوآور: ( حاصل مصدر) یعنی نوآموز بودن، تازه کاری، مبتدی بودن، ماهر و کامل نبودن، آغاز تعلیم و نوآوری یعنی عمل نوآور، ابتکار، ابداع، بدعت گذاری.22
حق الطاعه:
حق: یعنی ضد باطل و مصدر (حق) از باب ضرب و قتل اگر ثابت شد و مطابقت و موافقت با چیزی کرد. به همین خاطربه متعلقات منزل حقوق آن می گویند و (حقت) القیامه الحق از باب (قتل) به مخلوقات احاطه نموده.23
طاعه: فرمانبرداری کردن، اطاعت کردن، پذیرفتن فرمان کسی و انجام دادن آن، بندگی، فرمان بردن، اطاعت، انقیاد، عبودیت، طوع، پرستش، عبادت.24
قرن اکید:
قرن: قرن که جمع آن قرون است مثل فلس و فلوس و یک گوسفند( قرناء) اجتماعی و مایل به گروه و دسته، خلاف گوسفند ( جماء ) تک رو و دور از جمع و ( القرن ) نیز به نسلی از مردم اطلاق می شود که در یک برهه ی هشتاد ساله و گفته شده در هفتاد سال می زیند.25
قرن: چیزی را به چیزی بستن، پیوستن چیزی به چیزی، میان حج و عمره جمع کردن.26
قرن: در لغت یعنی مقارنت پیدا کردن لفظ به معنا در استعمال اول خود به خود و به صرافت طبع انسانی یا به فعل واضع.27
اکید: یعنی مستحکم، شدید، قوی و موکد.28
اکید: محکم و استوار، وثیق استوار، سفارش اکید، دستور اکید.29
2-2- نوآوری شهیدصدردرساختارسازی(تقسیم بندی مباحث علم اصول)
یکی از مهمترین عوامل پویایی علوم این است که هر چه تقسیم بندی از مباحث یک علم دقیق تر باشد و جایگاه صحیح و منطقی هر بحث را بهتر نشان دهد، مباحث آن علم بهتر دانسته خواهد شد و نقاط خالی برای تکامل مباحث آسان تر شناخته می شود.
اگر نگاهی به تقسیم بندی وساختار مباحث اصولی داشته باشیم و به عناوین کتاب کفایة الأصول اثر آخوند خراسانی توجه نماییم مباحث علم اصول را در چهار بخش می یابیم:
1. مباحث الفاظ و مقدمات آنها. در اینجا از اصل ظهور دلیل لفظی بحث می شود و بسیاری از مباحث عقلی بدون هیچ گونه توجیه کافی در ضمن آنها مندرج گردیده است.
2. مباحث امارات معتبر شرعی که در اینجا نخست از حجیت قطع و سپس از حجیت یا عدم حجیت برخی امارات ظنی بحث می شود.
3. مباحث اصول عملی اعم از عقلی و نقلی.
4. مباحث تعارض ادله و امارات.30
کتاب فرائد الأصول اثر شیخ انصاری جامع مباحث سه قسم اخیر است و مباحث قسم اول را می توان در تقریرات درس شیخ، موسوم به مطارح الانظار جست وجو کرد.
پس از محقق خراسانی، شاگردان وی همین شیوه را دنبال کردند که نشان از کم اهمیتی در ارائه تقسیم بندی مناسب است. مثلاً در تقریرات درس میرزای نائینی موسوم به فوائد الأصول و نیز در کتاب مقالات الأصول اثر محقق عراقی می بینیم که به ابواب و فصول و مباحث علم اصول نگاهی خاص و دقیق نشده است و تنها در ضمن بیان تعریف و موضوع علم اصول، اشاراتی وجود دارد؛ چنان که در آثار پیشینیان نیز چنین بوده است. به نظر میرسد شیخ محمد حسین اصفهانی، نخستین شخصیت اصولی است که اصلاحی اساسی در این تقسیم بندیِ معمول، روا داشت و پیشنهاد کرد که مباحث عقلی از مباحث الفاظ جدا شود.
بنابر پیشنهاد او ابواب چهارگانه اصول عبارت بود از:
1. مباحث الفاظ که در آن از اصلِ ظهور ادله لفظی بحث می شود؛
2. مباحث عقلی مانند بحث مقدمه واجب و بحث امتناع اجتماع امر و نهی؛
3. مباحث حجت که از حجیت ظواهر کتاب و سنت و نیز حجیت اجماع و دلیل عقلی سخن گفته می شود؛
4. مباحث اصول عملی. آن گاه مباحث تعارض ادله، موسوم به باب تعادل و تراجیح، تحت عنوان خاتمه می آمد که در واقع باب پنجم از ابواب علم اصول است.
در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه با موضوع علوم انسانی، سرمایه اجتماعی، کارشناسی ارشد، برنامه ریزی درسی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق قواعد اصولی، مستقلات عقلی، دولت اسلامی، انعطاف پذیری