منابع و ماخذ تحقیق قرآن کریم، امام صادق، فرمانبرداری، نزول قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

الأحكام، ظهور مظاهر القدس و النزاهة، ظهور مظاهر الحقّ و الحكمة، تجلّى نور الحقّ و جريانه…. فَالرَّوْحُ‏ بالفتح مصدر، و بالضمّ اسم مصدر، كالغسل و الغسل…و الأصل الأوّل في هذه المادّة: هو الجريان المعنوىّ…. ثمّ انّ الروح قد يطلق بنحو الإطلاق و من دون قيد كما في: وَ أَيَّدَهُمْ‏ بِرُوحٍ‏ مِنْهُ‏- 58/ 22. تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‏ فِيها- 97/ 4. يُلْقِي‏ الرُّوحَ‏ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ- 40/ 15. يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ‏ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ- 16/ 2. فيراد مطلق ما يتحصّل من الروح و النفخ و الافاضة الالهيّة، في أىّ موضوع كان و في أىّ جهة يتحقّق. و يمكن أن يعبّر من هذا الروح المطلق بالنور و الفيض المتجلّى و الرحمة الظاهرة المطلقة. … يَوْمَ يَقُومُ‏ الرُّوحُ‏ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً- 78/ 38. قيام الروح و الملائكة في صفّ واحد معناه: توقّفهم منتظرين لإطاعة الامر و العمل بما أمروا به، مستعدّين في ذلك، و هم في حال القيام و التهيّؤ للايتمار، و لا يظهرون شيئا من نيّاتهم و ما في سرائرهم الّا بعد حصول الإذن و الاشارة من اللّه الرحمن. و قيام الروح و ذكره رديف الملائكة: يدلّ على التشكّل بصورة ذلك العالم كالملائكة الموكّلين في العمل بوظائف مخصوصة، و في هذا التعبير اشارة الى تنوّع المأموريّة بين الملائكة و الروح…و أمّا الروح: فهو مربوط الى أنواع الروحانيّة و الإفاضات المعنويّة.66
اصل یگانه در این ماده ظهور ( آشکار شدن) و روان شدن یک امر لطیف است و از مصداق‌هایش تجلی فیض، روان شدن رحمت وظهورش، ظهور مقام نبوت و فرستادنش، روان شدن وحی، نازل کردن کتاب و احکام، ظاهر شدن مظهر‌های تقدس و پاکی، ظاهر شدن مظاهر حق و حکمت، تجلی نور حق و روان شدنش…پس رَوح با فتحه مصدر است و با ضمه اسم مصدرمانند غَسل و غُسل… واصل نخست در این ماده روان شدن معنوی است…سپس روح ممکن است به صورت مطلق بدون قید به کار رود، همانگونه که در این آیات است وَ أَيَّدَهُمْ‏ بِرُوحٍ‏ مِنْهُ‏- 58/ 22. تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‏ فِيها- 97/4. يُلْقِي‏ الرُّوحَ‏ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ- 40/ 15. يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ‏ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ- 16/ 2. پس مراد از آن مطلق آنچه از رَوح و نفخ و افاضه‌ی الهی حاصل می‌شود، در هر موضوعی باشد یا در هر جهتی متحقق شود و ممکن است که از این روح مطلق به نور و فیض متجلی و رحمت ظاهر مطلق تعبیر شود… يَوْمَ يَقُومُ‏ الرُّوحُ‏ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً- 78/ 38. قیام روح و ملائکه در صفی واحد به این معناست: ایستادنشان در حال انتظار برای اطاعت امر و عمل به آنچه به آنها فرمان داده شده است و برای این کار آماده‌اند و آن‌ها در حالت ایستادن و آمادگی برای فرمانبرداری‌اند و هیچ چیز از نیت‌هایشان و آنچه در درون‌شان است، را آشکار نمی‌کنند مگر پس از آنکه از طرف خداوند رحمان اذن و اشاره داده شود و ایستادن روح و ذکرش در کنار فرشتگان دلالت می‌کند بر شکل یافتن با صورت آن عالم مانند فرشتگانی که انجام وظایف مخصوصی به آن‌ها واگذار شده است و در این تعبیر به تفاوت مأموریت فرشتگان و روح اشاره شده است…و اما روح مربوط است به انواع روحانیت و افاضه‌های معنوی.

ج) نتیجه‌گیری
ماده‌ی روح، از نظر ابن فارس یک اصل گسترده‌ی عام است که بر گستردگی و جاداری و توالی دلالت می‌کند که در اصل بر گرفته از ریح (باد) است. اما از نظر مصطفوی این ماده در اصل بر ظهور و روان شدن یک امر لطیف دلالت می‌‌کند و از مصداق‌هایش تجلی فیض، روان شدن رحمت وظهورش، ظهور مقام نبوت، روان شدن وحی، نازل کردن کتاب و احکام، ظاهر شدن مظهر‌های تقدس، ظاهر شدن مظاهر حق و حکمت، تجلی نور حق و روان شدنش است. خود واژه‌ی روح اسم ذات است. و از آن دسته واژه‌هایی است که قرآن کریم و سنت آن را به معناهای جدیدی به‌کار برده است. مثلا روح را قرآن کریم و سنت برای اشاره به موجودات مجردی به کار می‌برد که خود از آنها خبر می‌دهد و بدون اخبار وحی امکان شناخت آنها منتفی است. از این رو اقوال لغویان در این باره در بسیاری از موارد، معنای مرتکز این واژه در ذهن عرب زمان نزول قرآن کریم را آشکار نمی‌کند، بلکه مستند به روایت‌ها و دیدگاه‌های تفسیری است. یکی از معانی مورد اتفاق لغویان، روحی است که به انسان تعلق دارد، اگرچه در توصیف آن اختلاف نظرهایی دارند والبته این معنا در این آیه مورد نظر نیست. درباره‌ی روح در این آیه‌ی کریم لغویان چندین احتمال ذکر کرده‌اند، از جمله خلقی مانند انسان ولی انسان نیست، نگهبانان فرشتگانی‌ که نگهبانان فرزندان آدم‌اند، فرشتگان شریف، جبرئيل و فرشته‌ای که تنها می‌ایستد پس یک صف می‌شود. مصطفوی معتقد است که اگر روح به صورت مطلق بدون قید به کار رود، مراد از آن مطلق آنچه از رَوح و نفخ و افاضه‌ی الهی حاصل می‌شود، در هر موضوعی باشد یا در هر جهتی متحقق شود و می‌توان از آن به نور و فیض متجلی و رحمت ظاهر مطلق تعبیر کرد. و در این آیه‌ی کریمه روح به صورت مطلق به کار رفته است، اما ایستادن روح و ذکرش در کنار فرشتگان دلالت می‌کند بر شکل یافتن روح با صورت آن عالم مانند فرشتگان. روایت فوق مصداق روح را فرشته‌ای ذکر کرده است که از جبرئیل و میکائیل بزرگ‌تر است که با معنای لغوی متناسب است.

2-8. صواب
(يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً (38))
“روزى كه «روح» و «ملائكه» در يك صف مى‏ايستند و هيچ يك، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمى‏گويند، و (آن گاه كه مى‏گويند) درست مى‏گويند!”

الف) روایات
1- لما رواه محمد بن العباس رحمه الله عن الحسين بن أحمد عن محمد بن عيسى عن يونس عن سعدان بن مسلم عن معاوية بن وهب عن أبي عبد الله7 قال سألته عن قول الله عز و جل إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً قال نحن و الله المأذون لهم يوم القيامة و القائلون صوابا قال قلت ما تقولون إذ تكلمتم قال نحمد ربنا و نصلي على نبينا و نشفع لشيعتنا فلا يردنا ربنا.67
…از معاویه بن وهب از امام صادق7 روایت کرده است که از ایشان در مورد سخن خداوند بلند مرتبه إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً سوال کردم. فرمودند به خدا سوگند! ما هستیم که در روز قیامت اجازه داده می‌شویم و صواب می‌گوییم. گفتم چه چیز خواهید گفت هنگامی که سخن می‌گویید. فرمودند پروردگارمان را حمد می‌گوییم و بر پیامبرمان درود می‌‌‌‌‌‌فرستیم و برای پیروانمان شفاعت می‌کنیم و پروردگارمان ما (شفاعتمان) را رد نمی‌کند.
2- قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ حَازِمٍ [خازم‏] الْقُرَشِيُّ [قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنِ عَلِيٍّ النَّقَّادُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ‏] عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ8 وَ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَدِّثْنِي بِحَدِيثٍ يَنْفَعُنِي قَالَ يَا أَبَا حَمْزَةَ كُلٌّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ أَبَى قَالَ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَحَدٌ يَأْبَى [أَنْ‏] يَدْخُلَ الْجَنَّةَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مَنْ قَالَ مَنْ لَمْ يَقُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَسِبْتُ أَنْ لَا أَرْوِيَ هَذَا الْحَدِيثَ عَنْكَ قَالَ وَ لِمَ قُلْتُ إِنِّي تَرَكَتْ الْمُرْجِئَةَ وَ الْقَدَرِيَّةَ وَ الْحَرُورِيَّةَ وَ بَنِي أُمَيَّةَ [كُلٌ‏] يَقُولُونَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فَقَالَ أَيْهَاتَ أَيْهَاتَ إِذَا كَانَ يَوْمُ‏ الْقِيَامَةِ سَلَبَهُمُ اللَّهُ إِيَّاهَا لَا يَقُولُهَا [فَلَمْ يَقُلْهَا] إِلَّا نَحْنُ وَ شيعَتُنَا وَ الْبَاقُونَ مِنْهَا بِرَاءٌ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ‏ يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً قَالَ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ.68
…ابی حمزه‌ی ثمالی گفت: بر امام محمد بن علی8داخل شدم و گفتم حدیثی به من روایت فرمایید که برای من مفید باشد، فرمودند: ای ابا حمزه! همه وارد بهشت می‌شوند جز کسی که سرباز زند. گفت گفتم ای پسر رسول خدا مگر کسی از ورود به بهشت سرباز می‌زند؟ فرمودند: بله. گفتم چه کس؟ فرمودند: کسی که لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ نگوید.گفت گفتم ای پسر رسول خدا پنداشتم که این چنین حدیثی را از شما روایت نکنم. فرمودند چرا؟ گفتم من مُرْجِئَه وَ قَدَرِيَّه وَ حَرُورِيَّه وَ بَنِي أمَيَّه را ترک کردم. [همه‌ی آن‌ها‏] می‌گویند لا اله الا الله محمد رسول الله. پس فرمودند هیهات هیهات! هنگامی که قیامت شود، خداوند آن را از آنها سلب می‌کند که آن را نگویند [پس آن را نخواهند گفت] جز ما و شیعیان‌مان و بقیه از آن بری‌اند. آیا نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً فرمودند آنکه بگوید لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ.
3- و روى أيضا عن أحمد بن هوذة عن إبراهيم بن إسحاق عن عبد الله بن حماد عن أبي خالد القماط عن أبي عبد الله عن أبيه8 قال قال إذا كان يوم القيامة و جمع الله الخلائق من الأولين و الآخرين في صعيد واحد خلع قول لا إله إلا الله من جميع الخلائق إلا من أقر بولاية علي7 و هو قوله تعالى يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً.69
…از امام صادق7، از پدرشان روایت شده است که فرمودند: هنگامی که روز قیامت بر‌پا شد و خداوند همه‌ی مخلوقات از پیشینیان و پسینیان در یک جا جمع کند، گفتن لا إله إلا الله از تمام مخلوقات گرفته می‌شود، مگر از کسانی که به ولایت علی7 اعتراف کرده باشد و این همان سخن خداوند است که فرمود: يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً.

ب) اقوال لغویان
1- و الصَّواب‏: نقيض الخطأ.70
2- الصاد و الواو و الباء أصلٌ صحيح يدلُّ على نزولِ شى‏ءٍ و استقرارِه قَرَارَه. من ذلك‏ الصَّوَابُ‏ فى القول و الفعل، كأنَّه أمرٌ نازلٌ مستقِرٌّ قرارَه. و هو خلاف الخطأ.71
صوب اصل صحیحی است که دلالت می‌کند بر نزول چیزی و مستقر شدنش در جایی که باید مستقر شود. از آن صواب در سخن و عمل، گویی امری است که نازل شده است و در جایی که باید مستقر شود مستقر شده است. و آن برعکس خطا است.
3- صوب‏:الصَّوْب‏: ضِدّ الخطأ كالصّواب‏72
4- و الصَّوْبُ‏: ضِدُّ الخَطَإِ، كالصَّوَاب‏. قَوْلٌ‏ صَوْبُ‏ و صَوَاب‏.73
5- الصَّوَابُ‏: ضد الخطأ، و منه قوله تعالى: إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ‏ صَواباً [78/ 38] أي لم يقل خطأ. 74
6- أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو ما يقابل الخطأ، أي جريان أمر على وفق الطبيعة و الحقّ، كما أنّ الخطأ هو الانحراف و الخروج عن جريان الحقّ الصحيح، و يلاحظ فيه الحدوث لا الاستمرار…. و هذا الجريان الصحيح إمّا في عمل،… أو في قول: لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ‏ صَواباً- 78/ 38.فالقول‏ الصَّائِبُ‏ ما يكون جاريا على مجرى الحقّ و الواقعيّة.75
اصل یگانه در این ماده آن چیزی است که مقابل خطا است، یعنی جریان چیزی بر طبق طبیعت و حق، همانگونه که خطا انحراف و خروج از جریان حق درست است و در آن پدید آمدن نه استمرار مورد نظر است… و این جریان صحیح در عمل… یا در سخن لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ‏ صَواباً- 78/ 38. پس قول صائب آنچه که بر طبق حق و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق امام صادق Next Entries منابع و ماخذ تحقیق امام صادق، کاربرد مجازی، سوره نازعات