منابع و ماخذ تحقیق فعالیت ورزشی، تستوسترون، پلاسمایی، حداکثر اکسیژن مصرفی

دانلود پایان نامه ارشد

وسایل متنوع و در اندازه های مختلفی برای ایجاد انسداد در تمرینات کاآتسو استفاده می شود. بسیاری از مطالعات از کش های محدود کننده ی الاستیک کاآتسو مستر44 استفاده کرده اند که معمولاً دارای 3 سانتی متر پهنا برای اندام بالا تنه و 5 سانتی متر برای پایین تنه می باشد. پوشاک ورزشی کاآتسو45 پیراهن و شلوارک با طراحی ویژه ای که نوار الاستیک به انتهای آنها متصل شده است نیز در این گونه تمرینات استفاده شده است. سایر تحقیقات از کش های محدود کننده ی متوعی با پهنای متغیری از 2 سانتی متر برای اندام بالا تنه تا 5/20 سانتی متر برای اندام پایین تنه استفاده کرده اند(109). اندازه کش به ویژه پهنای آن متغیر بسیار مهمی می باشد، چنانکه نشان داده شده است که کش محدود کننده پهن تر در انسداد عروقی در فشارهای پایین تر تأثیر بیشتری در مقایسه با کش های محدود کننده باریکتر دارد(111). متأسفانه اکثر تحقیقات در مورد پهنای کشی که استفاده کرده اند گزارشی ندادند. اگر از کش های محدود کننده با پهنای زیاد همراه با فشار موضعی بالا استفاده گردد ممکن است ناراحتی هایی را به دنبال داشته باشد. چنانکه در طول تمرین حاد باز کردن(اکستنشن) زانو همراه با انسداد با استفاده از یک کش با پهنای 5/13 سانتی متر و فشار 200 میلی متر جیوه در عضله چهار سر سطوح بالای درد گزارش شده است(112).اگرچه اکثر تحقیقات درد را به عنوان یک برونداد مهم در نظر نگرفته اند، حداقل یک مطالعه به صراحت بیان کرده است که وقتی از کش های محدود کننده باریکتر استفاده کرده اند(3/3 سانتی متر) هیچ دردی در طول تمرین پرس سینه همراه با انسداد عروقی رخ نداده است(113). در یک دوره تمرین مقاومتی پایین تنه همراه با انسداد با بار کم(30-20 درصد یک تکرار بیشینه) کش های محدود کننده با پهنای 4، 5 و 9 سانتی متر و فشار 240-160 میلی متر جیوه برای افزایش قدرت و هایپرتروفی عضلات اکستنسور زانو مؤثر بوده است. در مقایسه، کش با پهنای 13 سانتی متر و فشار 230 میلی متر جیوه که انسداد کامل عروق را سبب شده بود پاسخ هایپرتروفیک را به تمرین اکستنشن زانو همراه با انسداد، مخصوصاً در محل به کار گیری کش به تأخیر انداخته است(109).این تحقیق این حقیقت را روشن می کند که کش های محدود کننده پهن با یک فشار معین که باعث انسداد کامل عروق می شوند ممکن است اثر بخشی تمرینات انسدادی را محدود نمایند.
2-2-2-3- میزان فشار محدود کننده
فشار محدود کننده ای که اکثر تحقیقات به کار برده اند برای تمرینات اندام پایین تنه 160 تا 240 میلی متر جیوه و برای بالا تنه 100 تا 160 میلی متر جیوه و در حالت ایستاده می باشد.البته با توجه به بافت نرم اطراف عروق میزان فشار می تواند متغیر باشد(109). تحقیقات دیگری میزان فشار را بر اساس فشار خون سیستولیک استراحتی آزمودنی ها استفاده کرده اند(130% فشار خون سیستولیک استراحتی) هر چند شاید این میزان فشار برای همه افراد مناسب نباشد(114, 115).
اگرچه اکثر تحقیقات تاثیر دامنه ای از فشارهای مختلف را حین تمرینات انسدادی روی عضلات و عملکرد آن بررسی کرده اند. باید توجه داشت که کاهش جریان خون به عضلات اسکلتی باعث افزایش بیشتر ضربان قلب و فشار خون در حین تمرین می شود. برای مثال در طول تمرین راه رفتن، محدود کردن جریان خون باعث افزایش پاسخ ضربان قلب و فشار خون شده است. علاوه براین کش محدود کننده با فشار بالا (200 میلی متر جیوه) در طول تمرین ضربان قلب و فشار خون را به مقدار بیشتری نسبت به کش محدود کننده با فشار کمتر (160 میلی متر جیوه) افزایش داده است. بر همین مبنا، برای ایجاد انسداد موضعی و نه کامل، اکثر تحقیقات از فشار محدود کننده با دامنه ی 160 تا 230 میلی متر جیوه استفاده کرده اند(109).
2-2-2-4-ساز و کار تمرینات انسدادی
ساز و کار تمرینات انسدادی به طور دقیق شناسایی نشده است، اما ساز و کار احتمالی برای تمرین مقاومتی با شدت کم همراه با انسداد، افزایش ترشح هورمون رشد به واسطه تجمع متابولیت های درون عضلانی مثل لاکتات و یون های هیدروژن در عضله فعال، عوامل رشد موضعی و مسیرهای سیگنالی درون سلولی و (108) فراخوانی46 بیشتر تارهای تند انقباض در شرایط هایپوکسیک می باشد. به نظر می رسد ایسکمی موضعی عضلات در حین تمرین انسدادی، ساز و کار اصلی است که می تواند به افزایش پرولاکتین در اثر تمرینات انسدادی مرتبط باشد(10)
2-3- مروری بر تحقیقات انجام شده
شریفی و همکاران(1391) تأثیر یک جلسه تمرین تا سر حد خستگی بر سطح سروتونین و پرولاکتین سرم دوندگان مرد را بررسی کردند. در این مطالعه میزان سروتونین و پرولاکتین سرم خون 14 ورزشکار دونده در سه مرحله قبل از تمرین، بلافاصله پس از یک جلسه در حد خستگی بروس و ده دقیقه پس از تمرین اندازه گیری گردید. میانگین سروتونین ورزشکاران دونده مرد در سه مرحله قبل از تمرین، بلافاصله بعد از تمرین و 10 دقیقه پس از تمرین به ترتیب 26/141، 04/241، 34/214 و میانگین پرولاکتین به ترتیب 53/7، 83/11، 84/16 بود؛ لذا بین میزان سروتونین و پرولاکتین قبل از تمرین با بلافاصله پس از تمرین و 10 دقیقه پس از تمرین اختلاف معنی داري وجود دارد(05/. p). بنابراین نتایج این مطالعه نشان داد که یک جلسه تمرین خسته کننده میتواند باعث افزایش شدید سطح سروتونین و پرولاکتین گردد(116).
باقري و همکاران (1389) تاثير ورزش تا حد خستگي بر روي هورمون هاي پرولاکتين، تستوسترون و دهيدرواپي آندرستن سولفات (DHEA-S) در مردان دونده را بررسی کردند. در اين مطالعه ورزشکاران دونده از بين 130 نفر داوطلب مرد به طور تصادفي 16 نفر انتخاب گرديد خون گيري قبل از دويدن، دويدن نيم ساعت در ميدان دو و 3 ساعت استراحت داده شد. بيماريهاي آندوکريني، قلبي، و ديابت باعث حذف آنها در اين آزمون شد. تايج بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تي جفتي تحليل شده است و P 0.05داراي ارزش مي باشد. نتايج مطالعه نشان داد تغييرات به صورت افزايش معني داري (PP0.05) در ميزان پرولاکتين و DHEA-S نيم ساعت بعد از ورزش ديده شد که اين تغييرات بعد از سه ساعت استراحت مقادير به کم تر از حالت قبلي برگشت در مورد تستوسترون کاهش معني داري (P 0.05) نيم ساعت بعد از ورزش مشاهده که سه ساعت بعد از استراحت به حالت اول برمي گردد. بنابراین ورزش تا حد خستگي مي تواند باعث افزايش سطح پرولاکتين و DHEA-S و کاهش سطح تستوسترون گردد که اين تغييرات سه ساعت بعد از استراحت به حدود مقادير ناشتا کاهش مي يابد(117).
کچیرو و همکاران (2003) اثر حاد فعالیت ورزشی را روی بیان گیرنده پرولاکتین لنفوسیت‌ها را مطالعه کردند. تعداد هشت مرد بین سنین 18 تا 29 سال که سلامت آن ها توسط پزشک تعیین شده بود در این مطالعه مشارکت داشتند. هر آزمودنی تحت دو جلسه(یک جلسه با تمرین و یک جلسه بدون تمرین) که حداقل یک هفته فاصله داشتند ، قرار گرفتند. با توجه به اینکه شدت لازمه ی افزایش پرولاکتین است در این مطالعه از ورزش با شدت بالا استفاده شده است. هر فرد آزمون را بصورت داوطلبی بر روی تریدمیل با سرعت 8 مایل در ساعت که هر دو دقیقه 2.5 درجه شیب آن افزایش پیدا می کرد تا رسیدن به خستگی انجام میداد. در طول آزمون ضربان قلب افراد به طور مداوم تحت نظارت بود و میزان فشار با مقیاس بورگ هر دو دقیقه انجام می شد. در جلسه بدون ورزش دو نمونه خونی در زمان استراحت با توجه به زمان خونگیری جلسه اول انجام شد.نتایج نشان دادند که غلظت پلاسمایی پرولاکتین بطور معناداری افزایش داشته و با بیان تام گیرنده پرولاکتین در لنفوسیت B بطور مثبت همبسته بود(118). این اطلاعات از این ایده که فعالیت ورزشی ممکن است اثر متقابل بین سلول‌های هدف ایمنی و پرولاکتین را افزایش دهد حمایت می‌کند، و اینکه استرس هورمونی قادر به افزایش عملکرد ایمنی است.

دالی و همکاران (2005)، رابطه بین تستوسترون و پرولاکتین و کورتیزول با فعالیت استقامتی طولانی مدت را در مردان تمرین کرده مطالعه کردند. 22 مرد تمرین کرده استقامتی که آزمون را با 100درصد آستانه تهویه ای خود تا خستگی ارادی انجام دادند. نمونه های خونی قبل از فعالیت، بلافاصله بعد از خستگی و30 دقیقه، 60 دقیقه و90 دقیقه در دوران بازیافت و 24 ساعت پس از فعالیت گرفته شد.میانگین زمان فعالیت 84.3 دقیقه بود. نتایج نشان دادند غلظت پلاسمایی هر سه هورمون پس از فعالیت و در 30 دقیقه پس از پایان فعالیت افزایش داشت ولی در 60 دقیقه پس از فعالیت فقط کورتیزول و پرولاکتین افزایش نشان داد(85).
پرولاکتین بشدت تحت تأثیر گرما یا به عبارتی دمای مرکزی بدن است که در این زمینه نیز دیوید لاوو و همکاران (2005)، در مطالعه‌ای پاسخ پرولاکتین و فشارخون را در استرس گرمایی فعال و غیرفعال با دمای مرکزی یکسان مقایسه کردند و از پرولاکتین بعنوان مارکر خستگی مرکزی استفاده کردند. در این پژوهش 12 مرد سالم در 60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی خود تا درماندگی در یک اتاق که دمای آن 33 درجه سانتی‌گراد حفظ شده بود روی دوچرخه رکاب زدند. همین آزمودنی‌ها در روز آزمایشی دیگر بصورت غیرفعال در یک وان آب با دمای 41 درجه سانتی‌گراد گرم شدند تا به دمای مرکزی برابر با حین فعالیت برسند. در نهایت با وجود اختلاف در فشارخون بین حالت فعال و غیرفعال، اختلاف پرولاکتین در وضعیت فعال(ng/ml 14.9) و غیرفعال(ng/ml 13.9) ناچیز بود، این یافته‌ها نشان داد که تنظیم گرمایی محرک کلیدی برای افزایش پرولاکتین و یک مارکر غیرمستقیم خستگی مرکزی در خلال فعالیت ورزشی در گرماست(119).

کیث و همکاران (2013)، نیز نشان دادند که پاسخ پرولاکتین به نوع فعالیت ورزشی وابسته است. آنها پاسخ هورمونی به سه نوع فعالیت استقامتی ، سرعتی و قدرتی را در مردان جوان 18-25 ساله بررسی کردند. آزمودنی‌ها سه نوع فعالیت سرعتی (30 ثانیه دوچرخه‌سواری سرعتی)، مقاومتی ( 30 دقیقه ) و فعالیت استقامتی( 30 دقیقه دوچرخه در 70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) را اجرا کردند. غلظت‌های هورمونی 60 دقیقه بعد از هر نوع فعالیت اندازگیری شد که در فعالیت استقامتی و سرعتی، پرولاکتین افزایش داشت، درحالی‌که بعد از فعالیت مقاومتی افزایش در پرولاکتین مشاهده نشد(120).
دربارۀ تأثیر تمرین برروی سطوح پلاسمایی پرولاکتین نیز کرین و همکاران (2011)، پژوهشی با این هدف که آیا فعالیت ورزشی غلظت پلاسمای پرولاکتین را در دو نوبت سه ماهه و 12 ماهه در یک پژوهش یک ساله تغییر می‌دهد، در زنان 40 تا 75 ساله انجام دادند. مداخله تمرینی به نحوی طراحی شده بود که آن‌ها در یکی از چهار وسیله تردمیل، دوچرخه ثابت، کراس ترینر47 و پارو زدن سه روز در هفته در فعالیت شرکت می‌کردند. به شرکت‌کننده‌ها مانیتورینگ ضربان قلب همراه با دستورالعمل داده می‌شد که به 60 تا 85 ضربه در دقیقه برسند و فعالیت را ادامه دهند. آن‌ها نشان دادند که غلظت پایه‌ای پلاسمای پرولاکتین در اثر یک برنامه تمرینی تغییر نمی‌کند(121).
2-3-نتیجهگیری
طی پژوهشهای متفاوت مشخص شده است تمرینات مختلف ورزشی که با شرایط ایسکمی وهایپوکسی همراه است،ترشح پرولاکتین رشد را مهار میکند.همچنین فعالیتهایی که باشدت بالاتری همراه بوده است،میزان ترشح پرولاکتین به نسبت همان فعالیت با شدت کمتر،بیشتربوده است. ازطرفی پژوهشها نشان میدهد اگرچه طی فعالیت شدید ترشح پرولاکتین افزایش مییابد،ولی دراثر سازگاری مقدارآن زیاد نمیشود. ازآنجائیکه تمرین انسدادی نوعی تمرین است که بر اصل کیفیت واقتصاد حرکتی استواراست.به این معنی که بتوان بایک شدت ومدت زمان کمتر تاثیرات مشابه تمرینات باشدت ومدت زمان بیشتررا حاصل نمود، و ازآنجایی که دراین تمرین احتمالا عوامل موثر در ترشح پرولاکتین(هایپوکسی وایسکمی)وجود دارد،لذا پژوهش حاضربرآن است تا تاثیرفعالیت زیربیشینه رکاب زدن همراه بامحدودیت جریان خون رابرسطح پرولاکتین سرم مردان سالم موردبررسی قراردهد.

فصل سوم
روششناسی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق تمرینات مقاومتی، تمرین مقاومتی، شبیه سازی، دوچرخه سواری Next Entries منابع و ماخذ تحقیق پیش آزمون، تحلیل واریانس، محدودیت جریان خون، آزمون فرضیه