منابع و ماخذ تحقیق علی بن الحسین، معنای سخن، زمین لرزه، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

است (راغب).161

ج) نتیجه‌گیری
واژه‌ی رادفه اسم فاعل از ماده‌ی ردف است. این ماده از نظر ابن فارس در اصل بر تبعیت (دنباله روی) از چیزی دلالت می‌کند. بیشتر لغویان ثلالثی مجرد از این ریشه را چنین معنا کرده‌اند. البته از نظر مصطفوی این ریشه بر وقوع چیزی پسِ چیز دیگر و در راستایش دلالت می‌کند، اما بر تبعیت و اطاعت دلالت نمی‌کند. بر این اساس رادفه در این آیه‌ی کریمه از لحاظ لغوی به معنای تابع (پیرو) یا در پی آینده است. برخی از لغویان رادفه را در این آیه به معنای نفخه‌ی دوم، زمین لرزه و…می‌دانند. البته مصطفوی رادفه را در این آیه به معنای جان‌های مضطرب و متزلزل می‌داند که در پی کسانی می‌آیند که هم سلک آنها و در ردیفشان بودند.
در روایات در مورد رادفه فقط به ذکر دو مصداق اکتفا شده است:1. امام علی7 2. علی بن الحسین8. در مورد امام علی7 شاید مراد این است که در زمان رجعت، ایشان بعد از امام حسین7 رجعت می‌کنند.

3-10. حافره
(يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ (10) أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً (11))
“(ولى امروز) مى‏گويند: «آيا ما به زندگى مجدّد بازمى‏گرديم؟! (10)آيا هنگامى كه استخوانهاى پوسيده‏اى شديم (ممكن است زنده شويم)؟!”

الف) روایات
علي بن إبراهيم، قال: و في رواية أبي الجارود، عن أبي جعفر (عليه السلام)، في قوله تعالى: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ يقول: في الخلق الجديد.162
…امام باقر7 می فرمایند: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ یعنی در خلق جدید.

ب) اقوال لغویان
1- الحَفِيرة: الحُفْرة في الأرض، و الحَفَر اسم المكان الذي‏ حُفِرَ كخندق أو بئر….و الحافِرة: العودة في الشي‏ء حتى يرد آخره على أوله،و في الحديث‏: إن هذا الأمر لا يترك على حاله حتى يرد على‏ حافِرته‏.أي على أول تأسيسه. و قوله تعالى: إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ أي في الخلق الأول بعد ما نموت كما كنا.163
الحَفِيرة: گودی در زمین، و حفَر اسم مکانی است که کنده شده است مانند خندق یا چاه… و حافره: بازگشت در چیز تا آنجا که آخرش به اولش برگردد، و در حدیث آمده است که إن هذا الأمر لا يترك على حاله حتى يرد على‏ حافِرته‏. یعنی به ابتدای تاسیسش. و سخن خداوند بلند مرتبه: إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ یعنی در خلقت اول بعد از اینکه بمیریم همانطور که بودیم.
2- الحَفْر: مصدر حفرت‏ الأرضَ‏ أحفِرها حَفْرا. و الموضع‏ المحفور: الحفير و الحُفرة. .. الحافرة من قولهم: رجع فلان على‏ حافرته‏، إذا رجع على الطريق الذي أخذ فيه.164
حفر مصدر است. حفرت‏ الأرضَ‏ أحفِرها حَفْرا. و مکان حفر شده را حفير و حُفرة گویند….و حافره از سخنشان: رجع فلان على‏ حافرته است‏، هنگامی که از راهی که از آن آمد برگردد.
3- الحَفْرُ: ما يُحْفَرُ في الأرْضِ، و الحَفِيْرَةُ كذلك. و الحَفْرُ: اسْمُ المَكانِ الذي‏ حُفِرَ….و الْحَافِرَةُ: العَوْدَةُ في الشَّيْ‏ءِ، من قَوْلِه عَزَّ و تعالى‏: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ أي في الخَلْقِ الأوَّلِ، و قيل: في الأرْضِ، و الأصْلُ:مَحْفُوْرَةٌ. و يقولون: لا أَفْعَلُه حتّى يُرَدَّ الأمْرُ على‏ حَافِرَتِهِ‏، مِثْلُ قَوْلِهم: عَوْدَهُ على بَدْئه.165
الحَفْرُ: آنچه که در زمین کنده می‌شود، و همچنین حفِيْرَةُ. و حَفْر: اسم مکانی که کنده شده است… و حافره: بازگشت در چیز است، از سخن خداوند عزوجل: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ یعنی در خلقت اول، و گفته شده است: در زمین، و اصلش محفوره است. و می‌گویند: لا أَفْعَلُه حتّى يُرَدَّ الأمْرُ على‏ حَافِرَتِهِ‏، مانند سخنشان: بازگشتش به اولش است.
4- الحاء و الفاء و الراء أصلان: أحدُهما حَفْر الشّى‏ء، و هو قلعُه سُفْلا؛ و الآخر أوَّل الأمر.فالأوَّل‏ حفَرتُ‏ الأرض‏ حَفْرا….و الحَفَر: التَّراب المستخرَج من‏ الْحفْرَة، كالهَدَم؛…و الأصل الثانى‏ الحافرة، فى قوله تعالى: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ، يقال: إنه الأمر الأوَّل، أى أنحْيا بعد ما نموت. و يقال‏ الحافرةُ من قولهم: رجع فلانٌ على‏ حافرته‏، إذا رجع على الطريق الذى أخَذَ فيه.166
حفر دو اصل دارد: یکی کندن چیز، و آن برکندنش به سمت پایین. و دیگری ابتدای کار است. پس اولی حفَرتُ‏ الأرض‏ حَفْرا (زمین را کندم)…و الحَفَر: خاک بیرون آورده شده از گودی است، مانند هدم؛… و اصل دوم حافره است، در سخن خداوند: أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ، گفته شده است: آن امر اول است، یعنی آیا زنده می‌شویم بعد از اینکه می‌میریم. و گفته می‌شود حافره از سخن‌شان: رجع فلانٌ على‏ حافرته‏، اگر از راهی که از آن آمده بود برگشت.
5- الحافرة: العَوْدَةُ في الشي‏ء حتى يُرَدَّ آخِره على أَوّله. …و قال الفراء في قوله تعالى: فِي‏ الْحافِرَةِ: معناه أَ ئنا لمردودون إِلى أَمرنا الأَوّل أَي الحياة. و قال ابن الأَعرابي: فِي‏ الْحافِرَةِ، أَي في الدنيا كما كنا؛ و قيل معنى قوله‏ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ أَي في الخلق‏ الأَول بعد ما نموت. و قالوا في المثل: النَّقْدُ عند الحافِرَةِ و الحافِرِ أَي عند أَول كلمة.167
حافره: بازگشت در چیز تا اینکه آخرش به اولش برگردانده شود…و فراء در مورد سخن خداوند بلند مرتبه گفته است: فِي‏ الْحافِرَةِ معنایش این است که آیا ما به امر اولمان بازگردانده می‌شویم یعنی حیات. و ابن اعرابی گفته است: فِي‏ الْحافِرَةِ، یعنی در دنیا همان‌طور که بودیم. و گفته شده است معنای سخن خداوند أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ یعنی در آفرینش نخستین بعد از اینکه بمیریم. و در مثل گفته‌اند: النَّقْدُ عند الحافِرَةِ و الحافره یعنی نزد اولین کلمه.
6- قوله تعالى: إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ [79/ 10] أي إلى أمرنا الأول و هو الحياة، يقال رجع على‏ حَافِرَتِهِ‏: أي على الطريق الذي جاء منه، و قيل‏ الحَافِرَة يعني الأرض‏ المَحْفُورَة كعيشة راضية، أي نرد أحياء ثم نموت ثم نقبر في الأرض.168
سخن خداوند بلند مرتبه: إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ [79/ 10] یعنی{بازگشت} به اول کارمان که آن حیات است، گفته می‌شود رجع على‏ حَافِرَتِهِ‏: یعنی از راهی که از آن آمده بود{برگشت}، و گفته شده است الحَافِرَة یعنی زمین کنده شده مانند عيشة راضية، یعنی زنده می‌شویم سپس می‌میریم سپس در زمین خاک می‌شویم.
7- أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو قريب من القلع سفلا. يقال‏ حَفَرَ الأرضَ. و احْتَفَرَهَا إذا حفرها باختياره و انتخابه،…و الحفير و الحافر يطلقان على الحفرة، و يطلق الحافر أو الحافرة على حافر الدابّة و هو كالقدم من الإنسان، باعتبار حفره الأرض و تأثيره فيها، و هذا المعنى‏متعدّ. و أمّا استعمال الحافر بمعنى أوّل الأمر: فباعتبار أنّ الحفر أوّل مرتبة من البناء لعمارة أو فلاحة أو استخراج ماء أو إقدام آخر، و لو معنى كتهيّة المورد و إيجاد المقتضى و استعداد المحلّ و توفيق المقدّمات. يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ، أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً- 79/ 10.الظرف في محلّ حال، و المعنى أ نحن نردّ مع كوننا مقبورين في القبور و كنّا عظاما نخرة تحت الأرض و في تلك الحفر.و المفسّرون غفلوا عن حقيقة معنى الحافر و عن استعماله مقرونا بحرف في دون الى أو على، و يشير الى هذا القول في المفردات.و لا يخفى أنّ صيغة فاعل قد تكون لمجرّد نسبة الحدث الى الذات، و للثبوت كما في الصفات المشبّهة المأخوذة من الأفعال المتعدّية، فلا تكون متعدّية، كالهالك و الحافر.169
اصل یگانه در این ماده (معنایش) نزدیک به کندن به سمت پایین است. گفته می‌شود حَفَرَ الأرضَ. و احْتَفَرَهَا اگر به اختیار و انتخابش آن را بکند…. و حفیر و حافر بر گودال اطلاق می‌شود و حافر و حافرة بر سم چهارپایان اطلاق می‌شود و آن مانند پا از انسان است، از این جهت که زمین را می کند و بر آن اثر می‌گذارد و این معنا متعدی است. و اما کاربردِ حافر به معنای اول امر: پس به این اعتبار که کندن اولین مرتبه‌ی بنا کردن یک ساختمان یا کشاورزی یا استخراج آب یا اقدام دیگری، اگرچه (این اول بودن) به لحاظ معنا باشد مانند آماده کردن مورد و ایجاد مقتضی و آماده بودن محل و سازگار کردن مقدمات. يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي‏ الْحافِرَةِ، أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً- 79/ 10 .ظرف در جای حال است، و معنا آیا ما برگردانده می‌شویم با اینکه در گور‌ها به خاک سپرده شدیم و استخوان‌های پوسیده زیر زمین و در آن گودال بودیم. و مفسران از حقیقت معنای حافر و کاربردش با حرف فی بدون الی یا علی غفلت کردند، و در مفردات به این قول اشاره می‌شود. و پوشیده نیست که صیغه‌ی فاعل گاهی فقط برای نسبت دادن رویداد به ذات است و برای ثبوت همانطور که در صفات مشبهه که از افعال متعدی اخذ شده است،پس متعدی نیست، مانند هالک و حافر.

ج) نتیجه‌گیری
واژه‌ی حافره، اسم فاعل از ماده‌ی حفر است. از نظر ابن فارس ماده‌ی حفر در اصل دو معنا دارد یکی کندن و دیگری آغاز کار است. اما از نظر مصطفوی این ریشه فقط یک معنا دارد و آن معنا نزدیک به کندن به سمت پایین است. ایشان معتقد است که کاربردِ حافر به معنای اول امر به این اعتبار است که کندن اولین مرتبه‌ی بنا کردن یک ساختمان یا کشاورزی یا استخراج آب یا اقدام دیگری است. لغویان ثلاثی مجرد از این ماده را کندن معنا کرده‌اند. بر این اساس اسم فاعل حافر به معنای کننده است و سمّ اسب را از این جهت که زمین را می‌کند حافر نامیده‌اند. اما علاوه بر آن لغویان معنای دیگری برای حافره ذکر کرده‌اند و آن اول امر است و این معنا برای حافره را به سه نحو توجیه کرده‌اند: اول اینکه خود معنای جداگانه‌ای غیر از کندن است (ابن فارس). دوم اینکه به این تعبیر باز می‌گردد رجع فلانٌ على‏ حافرته‏، اگر از راهی که از آن آمده بود برگشت. و سوم اینکه به این اعتبار که کندن اولین مرتبه‌ی یک کار مانند بنا کردن است (مصطفوی). همچنین حافره را گودال معنا کرده‌اند و آن را به دو نحو توجیه کرده‌اند: اول اینکه حافره به معنای محفوره است همانگونه که راضیه در عیشة راضیة به معنای مرضیة است (طریحی). و دوم اینکه اسم فاعل در اینجا بر نسبت دادن رویداد به ذات دلالت می‌کند (مصطفوی). لغویان واژه‌ی حافره را در این آیه‌ی شریفه بر اساس معنای دوم و سوم معنا کرده‌‌اند: بر اساس معنای دوم یعنی ابتدای امر مراد از آن را خلقت اول یا حیات یا دنیا ذکر کرده‌اند. و بر اساس معنای سوم یعنی گودال، مراد از آن را زمین یا قبر دانسته‌اند. و در این صورت ظرف فی الحافره حال خواهد بود.
در روایت رسیده از امام باقر7 حافره را خلق جدید معنا کرده‌اند. و جدید بودن این خلق شاید از این جهت باشد که بعد از مرگ است، اگرچه این خلق همانند خلق اول یا حیات است. بنابراین تفسیری که از حافرة در این روایت شده است، با حافرة به معنای آغاز کار سازگار است.

3-11. کره
(قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ (12))
“مى‏گويند: «اگر قيامتى در كار باشد، بازگشتى است زيانبار!»”

الف) روایات
1- سعد بن عبد الله: عن محمد بن عيسى بن عبيد، عن القاسم بن يحيى، عن جده الحسن بن راشد، قال: حدثني محمد بن عبد الله بن الحسين، قال: دخلت مع أبي على أبي عبد الله (عليه السلام)، فجرى بينهما حديث، فقال أبي لأبي عبد الله (عليه السلام): ما تقول في الكرة؟ قال: «أقول فيها ما قال الله عز و جل، و ذلك أن تفسيرها صار إلى رسول الله (صلى الله عليه و آله) قبل أن يأتي هذا الحرف بخمس و عشرين ليلة، قول الله عز و جل: تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ إذا رجعوا إلى الدنيا و لم يقضوا ذحولهم.170
….از امام صادق7 پرسیده شده که در مورد کره (بازگشت) چه می‌گویید؟ ایشان فرمودند: همان چیزی را می‌گویم که خداوند عزوجل می‌فرماید، چرا که بیست و پنج شب قبل از این‌که این آیه بر پیامبر9 نازل شود، تفسیر آن نزد رسول خدا9 آمد. سخن خداوند عزوجل تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ یعنی هنگامی که به دنیا

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق امام حسین، امام صادق، قرآن کریم Next Entries منابع و ماخذ تحقیق امام صادق، محمد بن سنان، حیات دنیوی، عقل و ایمان