منابع و ماخذ تحقیق سیره عقلا، سیره عقلایی، امر به معروف، نهی از منکر

دانلود پایان نامه ارشد

حال یا این مطلب طبق عادت است و یا آنکه عقلا تفاوتی میان علم فقه ودیگر فنون در مورد رجوع به اهل خبره نمی بینند.
2- سکوت معصوم علیه السلام در برابر رفتار عقلانی عامی که در برابرش صورت می گیرد. دلالت حالی بر موافقت او با مضمون این رفتار ومانند دلالت سکوتش در برابر رفتار شخصی است که آن را مشاهده می کند یا مانند سکوت پدر در قبال رفتار خاص فرزندش است که کاشف از رضای اوست. لذا گفته می شود گاه برای ادای مقصود، سکوت گویاتر از سخن است.
این مطلب با اختلاف شرایط واوضاع فرق می کند. امام به عنوان مبلغ دین و مسؤل ادای احکام آن، سکوتش ظهور حالی و گویای موافقت است; مانند ظهور سکوت پدر در قبال رفتار فرزند که دال بر موافقت با این رفتار است. حال اگر این ظهور حالی به مرتبه یقین برسد، در حجیت آن تردیدی نیست. وگرنه برای اثبات حجیت آن نیاز به ضم کبرای حجیت ظهور داریم. در نتیجه با این ظهور اگر قطعی نباشد نمی توان برای اثبات آن از سیره کمک گرفت.
ب: مطلب دوم اثبات قضیه شرطی دوم است; به این شرح که نرسیدن ردع و نهی از شارع به معنای آن است که اساسا نهی و ردعی در کار نبوده است. جوهر این استدلال بر این اساس است که درجه و اهمیت ردع از هر سیره ای به اهمیت و درجه نفوذ آن سیره بستگی دارد;مثلا خبر ردع معصوم علیه السلام از رفتار فردی خاص که بر خلاف موازین صورت گرفته است، ممکن است به ما نرسد چون لازم نیست که خبر همه وقایع به ما برسد، لیکن نهی و ردع از سیره ناروایی که در میان عموم مردم رایج است و در احوال گوناگون تکرار می شود، باید بارها صورت گیرد تا متناسب باشدت آن باشد و بتواند ریشه های چنین سیره ای را بکند. چنین ردعی طبیعتا تردیدها و در نتیجه پرسشهایی درمیان متشرعه به وجود می آورد و آنان از معصوم علیه السلام سوالهایی می کنند که قطعا آثار و جلوه های آنها در روایات و اثار منقول از معصومین علیهم السلام منعکس می شود، تا آنکه چنین سیره ای نابود شود. حال طبق حساب احتمالات، بسیار بعید است که خبر و اثر چنین ردع و نهی از ما پنهان مانده باشد. بویژه آنکه چون قضیه ای تاسیسی و برای تعیین وضع حاکم و رایج است، داعی برای نقل آن موجود است.
ج: مطلب سوم آن است که مقصود از نرسیدن خبر ردع ونهی، مطلق نبود خبری در این زمینه است، نه اینکه خبر صحیح یا موثقی نداشته باشیم. لذا اگر اخبار ضعیفی نیز در این باب وجود داشته باشد، دیگر نمی توان به سیره تمسک جست; مگر آنکه توجه و عنایت خاص در این مورد باشد. علت این نکته آن است که ملاک دلالت و ملازمه در قضیه شرطی دوم، تنها حساب احتمالات عقلی است، نه حجت شرعی;حساب احتمالات نیز صرفا هیچگونه خبری حتی ضعیف کاشف از عدم آن باشد، نه اینکه اگر ردع بوسیله اخبار ثقات نبود، نیز چنین حکمی صادق باشد.145
محقق اصفهانی قدس سره در حاشیه خود بر کفایه، برای اثبات حجیت سیره به عدم احراز ردع بسنده کرده و چنین استدلال می کند که شارع دو حیثیت دارد:حیثیت عاقل بلکه پیشوای عقلا بودن وحیثیت شارع بودن در مواردی که سیره عقلایی جریان دارد، واضح است که شارع به عنوان عاقل همان موضعی را دارد که سیره عقلا بر ان منعقد است، و گرنه خلاف عقلانیت شارع یا عقلانی بودن سیره که هر دو مسلم تلقی خواهد بود. لذا پس از احراز اصل موافقت شارع با سیره عقلا به هنگام شک در اینکه شارع به عنوان شارع ایا مخالف این سیره است یا نه; یعنی حیثیت مشرع بودن او مانع از سیره عقلایی می شود یا خیر، به چنین شک و تردیدی اعتنایی نمی شود، مگر آنکه خلافش ثابت گردد.
این استدلال از دو جهت مخدوش است: اولا، احراز موافقت شارع به عنوان عاقل با عقلا به صرف عاقل بودن شارع نادرست است; زیرا احتمال دارد شارع حتی از حیث عاقل بودن به یکی از دو علت با سیره عقلا مخالفت کند. نخست اینکه سیره عقلا، عقلی صرف نباشد، بلکه با عوامل غیر عقلی، مانند عواطف و احساسات؛ در امیخته باشد، دو دیگر آنکه مرتبه عقل شارع اتم و اکمل از مرتبه عقل عقلا است و ممکن است موضعی برتر یا عامتر از موضع آنان اتخاذ کند.
ثانیا، به فرض قبول احراز اتحاد میان شارع و عقلا در سیره و مسلک عقلایی، گاه فرض می شود این اتحاد مایه حصول قطع به این مطلب است که شارع به عنوان شارع نیز مخالفتی با عقلا ندارد که لازمه آن عدم امکان صدور ردع و حذف احتمال آن است و این نتیجه خلاف مفروض است. گاه نیز فرض می شود که شارع به عنوان شارع و مولی، احیانا با مواضع عقلا اختلافی دارد. در این صورت واضح است که صرف احراز موضع عقلایی شارع،عقلا اثری در تنجیز و تعذیر و اتمام حجت ندارد. زیرا مواضع غیر مولوی شارع موضوعیت و حجیتی در این زمینه ندارد. و اگر این مواضع به عنوان کاشف ظنی مواضع شرعی شارع در نظر گرفته شود، دلیلی بر حجیت چنین ظنی نداریم، مگر اینکه آن را به باب ظهور حالی که دال بر امضا و قبول شارع است و شرح آن گذشت ارجاع دهیم.
4-1-4- چه مقدار از احکام با سیره متشرعه اثبات می شود؟
گاه سیره متشرعه بر عدم تقید به فعلی منعقد می شود، مانند عدم مسح پا با تمام کف دست در وضو، که بر اساس حساب احتمالات، دلالت برعدم وجوب این کار می کند. گاه نیز سیره بر انجام یا ترک فعلی منعقد می شود، در این صورت طبق همان حساب احتمالات شکی در ثبوت جواز به معنای اعم مقابل حرمت وحتی کراهت نیست، لیکن اثبات وجوب یا استحباب یا جامع مطلوبیت با این سیره نیاز به بحث و تفصیل دارد; یعنی اگر ملاک این سیره عملی متشرعه و عنوان آن احراز گردد، مثلا دانسته شود که این عمل خاص به عنوان مستحب یا فضیلت انجام می شود، که همین ملاک حجیت سیره ناشی از آن عنوان و ملاک عمل خواهد بود، و اگر عنوان این عمل مجمل باشد، باید دید آیا دواعی خارجی، مانند عرف عام، در شکل گرفتن آن نقشی داشته است، که در صورت ثبوت چنین امری نمی توان مطلوبیت فعل را استنتاج کرد و اگر این فعل متاثر از دواعی خارجی نبوده باشد، مطلوبیت آن حداقل در حد استحباب کشف می شود.
4-1-5- مفاد امضای سیره عقلایی تا چه مقدار است؟
شهید صدر پس از بحث وبررسی انواع سیره عقلایی وچگونگی استدلال به آنها دایره وگستره امضا توسط شارع را مورد توجه قرار میدهدتا به دقت حد وحدود سیره معلوم گردد و بحث خود را با پرسشهایی می آغازد: آیا امضای سیره عقلایی به دست شارع، تنها همان شیوه متداول و متعارف زمان معصوم علیه السلام را در بر می گیرد، یا آنکه دایره وشمول امضا وسیعتر از عمل خارجی بوده و ملاک سیره عقلایی را امضا می کند؟ مثلا سیره عقلایی حیازت را سبب مالکیت می دانست و می داند. گونه های حیازت در گذشته در کارهایی مانند اب برگرفتن و چوب رداوردن بود، ولی ایا حیازت شامل حیازت به وسیله نیروی الکتریسیته در آن زمان هنوز کشف نشده بود هم می شود یا آنکه به ابزار حیازت در زمان شارع اختصاص دارد؟. وتاکید میکند که برانگیختن این پرسشها ویافتن پاسخ، نکات و اثار مهمی در فقه دارد.
وبحث در این زمینه چنین می آغازد:گاه می گویند که سکوت و عدم ردع شارع، تنها بر امضای اعمال عقلایی که در خارج رخ می دهد و متداول است دلالت دارد نه بر بیش از آن و نمی توان صرفا از سکوت شارع امضای ملاک عمل عقلایی را استنباط کرد; لیکن حق آن است عدم ردع، به معنای امضای آن ملاک عقلایی است که مبنای عمل خارجی بوده است، نه صرفا امضای عمل خارجی. لذا دایره امضا وسیعتر از اعمال رایج است. زیرا معصوم علیه السلام دارای مقام تشریع و ابلاغ احکام الهی و تصحیح و تغییر اعمال نادرست، ولی رایج میان مردم، است و چون مقامی گسترده تر و بالاتر از تنها امر به معروف و نهی از منکر خارجی و محقق است، بلکه به حسب ظهور حالی دلالت دارد بر آنکه معصوم دقیقا ناظر بر همه ملاکات تشریعی اثباتا یا نفیا است و سکوت او ظهور در امضای ملاک موجود در سیره عقلایی است.146
4-1-6- تفاوتهای میان سیره متشرعه و عقلا
شهید صدر پس بررسی واثبات چگونگی اثبات شرط دوم استدلال به سیره و تعیین گستره امضا وتایید سیره عقلایی توسط شارع، به تفاوت های دو سیره میپردازد:
از جمله آنکه به هنگام استدلال به سیره متشرعه باید ثابت کنیم بنای متشرعه و اصحاب ائمه علیهم السلام ونسلهای معاصر آنان بر چنین عملی بوده است. لیکن در مورد سیره عقلا کافی است ثابت کنیم که عقلا در صورت عدم ردع و رهایی از قیود خارجی، اقتضای چنین عملی را دارد. هر چند که عملا اصحاب ائمه و عقلای معاصر آنان، به مقتضای این طبیعت عمل نکرده باشند. ما این نکته را با همان برهان عدم ردع که محتوای قضیه شرطی دوم بود و شرح آن گذشت، ثابت می کنیم. که طبیعت عقلایی در صورت نبود نهی و مانعی، اقتضای چنین عملی را دارد و نیازی به اثبات این مطلب که عقلا در زمان معصومین علیهم السلام بالفعل هم طبق این اقتضای عقلایی عمل می کرده اند، بر خلاف سیره متشرعه، نداریم. زیرا نفس ثبوت اقتضای طبیعت عقلایی و نرسیدن ردعی از شارع، کاشف از موافقت شارع با مضمون آن است و همین کافی است.
2- تفاوت دیگر آنکه درصورت فراهم شدن شرایط سیره متشرعه و تحقق آن، دیگر احتمال ردع از آن معنا ندارد،زیرا به طریق برهان «انی » کاشف از بیان شارع است. بر خلاف سیره عقلا که انعقاد آن محصول بیان شارع نیست و زاده اقتضای طبیعت عقلایی است و می توان درباره آن احتمال ردع شرعی را داد.
4-1-7- انواع سیره متشرعه
شهید صدر در ادامه بحث سیره متشرعه را در دو معنا بکار میگیرد:
1- سیره متشرعه به معنای اخص; یعنی نفس متشرع بودن، علت پیدایش آن شده است، مانند «جهر» در نماز ظهر روز جمعه.
2- سیره متشرعه به معنای اعم;یعنی متشرعه عملا پیرو چنین سیره ای هستند، خواه عمل آنان به مقتضای متشرع بود نشان باشد، خواه به مقتضای طبیعت عقلایی آنان. مثال آن، سیره اصحاب متشرع ائمه علیهم السلام بر عمل به خبر ثقه است، بدون اینکه قطع داشته باشیم که این سیره آنان ناشی از طبیعت عقلایی آنان است و یا آنکه از باب متشرع بود نشان و گرفتن دستور خاصی در این مورد از معصومین علیهم السلام است.
سیره عقلایی به معنای اینکه در صورت عدم ردع و مانعی، و با عطف نظر از برهان عدم ردع عمل متشرعه بر طبق آن دانسته نمی شود.
سیره متشرعه به هر دو معنای خود حجت است، لیکن سیره به معنای اول دلالت قویتری از معنای دوم دارد. زیرا احتمال نمی رود که ناشی از طبیعت عقلایی باشد، تنها، احتمال تلقی نادرست از بیان شارع وجود دارد که آن هم با حساب احتمالات منتفی است. ولی سیره متشرعه به معنای دوم احتمال دارد ناشی از طبیعت عقلایی باشد. لذا به عنوان مثال سیره متشرعه مبنی بر «جهر» در نماز قویتر از سیره آنان در عمل به خبر ثقه برای کشف حکم شرعی است.
با این حال، سیره متشرعه به هر دو معنای خود با یک ملاک حجت است. زیرا هر چند مقتضای طبیعت عقلایی نیز عمل به خبر ثقه است،اما احتمال اینکه متشرعه به عنوان متشرعه همگی از حکم شارع در باب مساله ای که بسیار مورد ابتلای آنان است غفلت کرده باشند و بدون کمترین پرسشی یا کاوش یا کوششی برای فهم نظر شارع از آن گذشته باشند، باز طبق حساب احتمالات منتفی است.147
ازآنچه گذشت می توان نتایج بحث شهید صدر پیرامون سیره وانواع آنرا چنین خلاصه نمود:
1-سیره عقلایی که خود عبارت است گرایش عمومی عقلایی جامعه ای به طرف یک رفتار معین وانعقاد آن برسرآن رفتار است سه قسم می باشد:
الف- سیره عقلایی منقح وتعیین کننده موضوع حکم شرعی
ب- سیره عقلایی تعیین کننده ومنقح ظهور دلیل شرعی که خود متاثر ازمناسبات عرفی واجتماعی است
ج-سیره عقلایی که از آن برای استدلال بر وجود کبرای حکم شرعی استفاده میشود مانند سیره عقلایی مبنی بر اینکه هرکسی اموال منقول و مباحی را حیازت کند، مالک آنها می شود.
2- سیره عقلایی نوع اول خود دوحالت دارد:
الف- سیره عقلایی خود موضوع حکم را تعیین و حدود آن را مشخص می کند. مثلا از دلیل وجوب «امساک زوجه با معروف » وجوب نفقه به عنوان امساک معروف استفاده می شود.
ب- سیره عقلایی در شناخت و کشف موضوع حکم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق سیره عقلا، سیره عقلایی، منطق استقرا Next Entries منابع و ماخذ تحقیق سیره عقلا، سیره عقلایی، نظریه معرفت، نظام آموزشی