منابع و ماخذ تحقیق سعادت و کمال، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

که اگر نفس از حد معروفش بالاتر رود و بگذرد، پس از اعتدال خارج می‌شود و شکست و انحطاط و محرومیت از عالم نور و معرفت برایش حاصل می‌شود، پس به عالم دنیا و تاریکی متمایل می‌شود: فَأَمَّا مَنْ‏ طَغى‏ وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى‏- 79/ 37.

ج) نتیجه‌گیری
از نظر ابن فارس این ماده در اصل به معنای تجاوز از حد در نافرمانی است. اما مصطفوی، به صورت عام‌تری، آن را بالارفتن و گذشتن از حد متعارف می‌داند چه مادی باشد و چه معنوی. لغویان، ثلاثی مجرد از این ماده را به معنای از حد تجاوز کردن، از اندازه فراتر رفتن، در ظلم و معصیت زیاده روی کردن و مانند آن معنا کرده‌اند. بر طبق روایت فوق “من طغی”، کسی است که در انجام کاری بدون حجت، گمراه شده است. اگر به این نکته توجه شود که منشأ اصلی در طغیان، استغناء (احساس بی‌نیازی) است، می‌توان گفت که آنکه بدون حجت عمل می‌کند، در واقع خود را بی‌نیاز از حجت می‌داند و همین بی‌نیازی منشأ طغیان او و عمل کردن بدون حجت و سرانجام گمراهیش می‌شود. بنابراین تفسیر مذکور در روایت با معنای لغوی سازگار است.

فصل سوم
سوره‌ی عبس

4-1. معرفی اجمالی سوره‌ی عبس203
اين سوره در مكه نازل شده و داراى 42 آيه است.

4-1-1. محتواى سوره‌ی “عبس”
سوره‌ی “عبس” در عين كوتاهى، از مسائل مختلف و مهمى بحث مى‏كند، و تكيه خاصى روى مساله” معاد” دارد، و محتواى آن را در پنج موضوع مى‏توان خلاصه كرد:
1- عتاب شديد خداوند نسبت به كسى كه در برابر مرد نابيناى حقيقت‏جو برخورد مناسبى نداشت.
2- ارزش و اهميت قرآن مجيد.
3- كفران و ناسپاسى انسان در برابر نعمت‌هاى خداوند.
4- بيان گوشه‏اى از نعمت‌هاى او در زمينه تغذيه انسان و حيوانات براى تحريك حس شكرگزارى بشر.
5- اشاره به قسمت‌هاى تكان‏دهنده‏اى از حوادث قيامت و سرنوشت مؤمنان و كفار در آن روز بزرگ.
نامگذارى آن به اين نام به تناسب نخستين آيه سوره است.

4-1-2. فضيلت تلاوت اين سوره
در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام آمده است:
كسى كه سوره “عبس” را بخواند روز قيامت در حالى وارد محشر مى‏شود كه صورتش خندان و بشاش است.

4-1. سفره
(في‏ صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ (13)مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ (14)بِأَيْدي سَفَرَةٍ (15)كِرامٍ بَرَرَةٍ (16))
“در الواح پرارزشى ثبت است، الواحى والا قدر و پاكيزه، به دست سفيرانى است والا مقام و فرمانبردار و نيكوكار!”

الف) روایات
مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِكِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ7 فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ :.204
… از امام صادق7 درباره‌ی آیه بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ نقل شده است: آنها امامان: هستند.

ب) اقوال لغویان
1- السَّفَرَةُ: الْكَتَبَةُ، وَ ملائكة السماء و الأرض‏ سَفَرَةٌ أي كَتَبَةٌ، وَ هُمُ الْكَتَبَةُ الذين يحصون أعمال أهل الأرض من قوله سبحانه: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ205
سَّفَرَه: کاتبان، و فرشتگان آسمان و زمین سفره هستند یعنی کاتبان، و آن‌ها کاتبانی هستند که اعمال اهل زمین را بر‌ می‌شمارند از سخن خداوند سبحان: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ.
2- السين و الفاء و الراء أصلٌ واحد يدلُّ على الانكشاف و الجَلاء. من ذلك‏ السَّفَر، سمِّى بذلك لأنَّ الناس ينكشفون عن أماكنهم… السَّفْر: الكتابة. و السفَرَة: الكَتبة، و سمّى بذلك لأنّ الكتابة تُسفِر عما يُحتاج إليه من الشى‏ء المكتوب.206
سفر اصل واحدی است که بر آشکار شدن و روشن ساختن (جلا) دلالت می‌کند. از آن سَفَر است، چنین نامیده شده است چون مردم مکان‌هایشان را آشکار می‌کنند. سَّفْر: کتابت. و سفَرَة: کاتبان. و چنین نامیده شده است چون کتابت آنچه را که مورد نیاز است،که همان چیز نوشته شده است، را آشکار می‌کند.
3- السَّفْرُ: كشف الغطاء، و يختصّ ذلك بالأعيان، نحو: سَفَرَ العمامة عن الرّأس، و الخمار عن الوجه…
و السِّفْرُ: الكتاب الذي‏ يُسْفِرُ عن الحقائق، و جمعه‏ أَسْفَارٌ، قال تعالى: كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ‏ أَسْفاراً [الجمعة/ 5]، و خصّ لفظ الأسفار في هذا المكان تنبيها أنّ التّوراة- و إن كانت تحقّق ما فيها- فالجاهل لا يكاد يستبينها كالحمار الحامل لها، و قوله تعالى: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ [عبس/ 15- 16]، فهم الملائكة الموصوفون بقوله:كِراماً كاتِبِينَ‏ [الانفطار/ 11].207
السَّفْر: برداشتن پرده است، كه به اجسام و اعيان مختص می‌شود. مانند: سَفَرَ العِمَامةَ عن الرّاس: دستار و عمامه از سر برداشت. و سَفَرَ الخِمَارَ عن الوجه: روپوش از چهره برگرفت. سِّفْرُ: کتابی که پرده از حقایق بر می‌دارد (آنها را آشکار می‌کند)، و جمع آن اسفار است، خداوند متعال فرموده است: كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ‏ أَسْفاراً [الجمعة/ 5]، و لفظ اسفار را به اینجا اختصاص داده است (یعنی خصوصِ این لفظ را در اینجا به کار برده است) تا گوشزد کند که تورات اگرچه آنچه در آن است را تحقیق می‌کند (توضیح می‌دهد) اما نادان اصلا آن را در نمی‌یابد، مانند خری است که آن را حمل می‌کند، و مراد از سخن خداوند بلند مرتبه بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ* كِرامٍ بَرَرَةٍ[عبس/ 15- 16]، پس آنها فرشتگان وصف شده در قول خداوند هستند: كِراماً كاتِبِينَ‏ [الانفطار/ 11].
4- السَّفَرَةُ: الكَتَبَةُ، واحدهم‏ سافِرٌ، و هو بالنَّبَطِيَّةِ سافرا. قال الله تعالى: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ؛ و سَفَرْتُ‏ الكتابَ‏ أَسْفِرُهُ‏ سَفْراً.208
السَّفَرَةُ: کاتبان، یکی از آنها سافر است، و آن در زبان نبطی سافرا است. خداوند بلند مرتبه فرموده است: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ؛ و سَفَرْتُ‏ الكتابَ‏ أَسْفِرُهُ‏ سَفْراً.
5- قوله تعالى: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ [8/ 15] السَّفَرَةُ بالتحريك: الملائكة الذين يسفرون بين الله و أنبيائه، واحدهم‏ سَافِر مثل كاتب و كتبة، يقال‏ سَفَرْتُ‏ بين القوم: إذا مشيت بينهم بالصلح، فجعلت الملائكة إذا نزلت بوحي الله و تأديبه‏ كَالسَّفِيرِ الذي يصلح بين القوم، و قيل الأصل في ذلك‏ السَّفَرُ، و هو كشف الغطاء لأن‏ السَّفَرَة يؤدون الكتاب إلى الأنبياء و المرسلين و يكشفون به الغطاء عما التبس عليهم من الأمور المكنونة حقائقها.209
سخن خداوند بلند مرتبه: بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ [8/ 15] السَّفَرَة با حرکت: فرشتگانی که بین خداوند و پیامبرانش سفارت می‌کنند، یکی از آنها سافر مانند کاتب و كتبة است، گفته می‌شود سَفَرْتُ‏ بين القوم: اگر بین آنها با صلح راه رفتم (برای صلح بین آنها رفت و آمد کردم)، پس فرشتگان هنگامی که با وحی خدا و ادب کردنش نازل می‌شوند را مانند سفیری قرار داده است که بین قوم را اصلاح می‌کند. و گفته شده است که اصل در آن سَفَر است، و آن پرده برداشتن است زیرا سفره کتاب را به پیامبران و فرستادگان می‌رسانند و با آن حجاب‌ها را بر می‌دارند از اموری که حقیقت‌های نهفته‌اش (مکنون) بر آنها گنگ است.
6- أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو الحركة الى محيط خارج عن محدودته، و هذا القيد ملحوظ في جميع موارد الاستعمال.ففي السفر: خروج عن محدودة الوطن، و هو في قبال الحضر.و من ذاك المعنى السفير: و هو خروج عن محيط يتوطّن فيه الى محيط خارج، و يلاحظ فيه هذه الخصوصيّة فقط، و أمّا الرسالة و الإبلاغ و العمل بوظائف خاصّة، أو قيد الخروج من جانب شخص معيّن و غيره: فانّما يستفاد بقرائن اخر، فيقال إنّه سفير من جانب تلك الحكومة. وظيفته العمل و المذاكرة على طبق هذا المحيط، بأيّ نحو و خصوصيّة يوافق صلاح حكومته و وطنه. و هذا هو الفارق بينه و بين الوكيل و الرسول و النبيّ و المصلح…. و أمّا السفر بمعنى الكتاب: فهو مخصوص بكتاب سماويّ، فكأنّه خرج من محيط روحانيّ علويّ و نزل في محيط دنيويّ، و إطلاقه في الكتب المتداولة مجاز…و الاشراق و الانكشاف…مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ‏ أَسْفاراً- 62/ 5.أي يحمل كتبا سماويّة نازلة من اللّه تعالى فيها حقائق و معارف يهتدي بها من يشاء الى الحقّ و السعادة و الكمال و النور.و يؤيّد ما ذكرنا من معنى السفر: ذكر التوراة في المورد، و أنّ الكتب المعمولة في الفنون المختلفة لا تزيد لمن راجعها بصيرة و اهتداء، و أنّهم في تركهم الكتب السماويّة و عدم استفاضتهم منها كالحمار الحامل أسفارا سماويّة.فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ- 80/ 15. جمع سافر و هو من يخرج من محيط الى محيط خارج، كالرسول المبعوث المرسل، و الملك المرسل المبعوث، و السفرة هم المبعوثون من جانب اللّه تعالى و بأيديهم كتب و صحف سماويّة، يبلّغونها الى الناس.210
اصل یگانه در این ماده حرکت به سوی محیطی است که خارج از محدوده‌ی آن (شئ) است و این قید در همه‌ی موارد کاربرد لحاظ شده است. پس در سفر خارج شدن از محدوده‌ی وطن است، و آن در مقابل حضر (مستقر شدن) است. و از آن معنی سفیر است و آن خروج از محیطی که وطنش در آن است به سوی محیطی خارج از آن، و در آن فقط این خصوصیت ملاحظه می‌شود، و اما رسالت و ابلاغ و انجام وظایف خاصی، یا قید خروج از طرف شخصی معین و غیرش، پس با قرینه‌های دیگری به دست می‌آید، پس گفته می‌شود او سفیر است از طرف آن حکومت که وظیفه‌اش عمل و مذاکره بر طبق این محیط، به هر نحو و خصوصیتی که مواق صلاح حکومت و وطنش است. و این همان تفاوت بین او و بین وکیل و رسول و نبی و مصلح است….و اما سفر به معنی کتاب، پس آن مخصوص به یک کتاب آسمانی است، پس گویا از محیط روحانی بالا مرتبه خارج شده و در محیط دنیوی نازل شده است. و اطلاقش در کتاب‌ها متداول مجاز است…. اشراق و پرده افکنی … مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ‏ أَسْفاراً- 62/ 5. یعنی کتاب‌های آسمانی را حمل می‌کنند که نازل شده از خداوند متعال است و در آن حقایق و معارف است که با آن هر کس بخواهد به سوی حق و سعادت و کمال و نور هدایت می‌کند. و تأیید می‌کند آنچه که ذکر کردیم از معنای سفر ذکر توارت در این مورد است و اینکه کتاب‌های نوشته شده در رشته‌های بصیرت و هدایت کسی که به آنها مراجعه می‌کند را نمی‌افزاید، و اینکه آنها با ترک کتاب‌های آسمانی و فیض نبردن‌شان از آنها مانند خری هستند که حامل اسفار آسمانی است. فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي‏ سَفَرَةٍ كِرامٍ بَرَرَةٍ- 80/ 15. جمع سافر است و او کسی است که از محیطی به سوی محیط دیگر خارج می‌شود، مانند رسول مبعوث فرستاده شده، و پادشاه مرسل مبعوث، و سفرة آنها فرستاده‌شدگان از جانب خداوند بلند مرتبه و در دست‌شان کتاب‌ها و صحف آسمانی است، که آن را به مردم می‌رسانند.
7- سفر: (بر وزن فلس) پرده برداشتن و آشكار كردن (مجمع) راغب گويد: «السَّفْرُ: كَشْفُ الْغِطَاءِ … سَفْرُ الْعِمَامَةِ عَنِ الرَّأْسِ وَ الْخِمَارِ عَنِ الْوَجْهِ». مسافرت را از آن جهت سفر گويند كه اخلاق مردم در آن آشكار ميشود طوري‌كه در غير آن آشكار نمي‌شود (مجمع ذيل آيه 184 بقره). «فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ …» بقره 184. جمع سفر اسفار است مثل‏ «فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ‏ أَسْفارِنا …» سباء: 19. سفر (بكسر س) كتاب و نامه است كه حقائق و مطالب را روشن و آشكار مي‌كند جمع آن اسفار است‏ «كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ‏ أَسْفاراً …» جمعه: 5. چنانكه راغب گفته است. طبرسى نيز علت تسميه را چنين بيان فرموده. سفير به معنى فرستاده و نماينده است. راغب علت تسميه آن را كشف و ازاله وحشت از بين قوم مي‌داند و آن فعيل به معنى فاعل است. ولى ظاهرا علت تسميه همان اظهار و كشف مطالب باشد كه سفير مطالب را آشكار مي‌كند جمع آن سفراء است مثل فقيه و فقهاء و آن را مصلح ميان قوم

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق هموار سازی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق زبان آرامی، امام صادق