منابع و ماخذ تحقیق زبان فرانسه، درس اخلاقی، برنامه درسی، نمایشنامه

دانلود پایان نامه ارشد

کرده اند که روضه المدارس ، مجله ای است که برای دانش آموزان مدارس به رشته تحریر درمی آید . از اینرو مجله در دسترس کودکانی قرار گرفته است که فقط در مدارس حضور داشتند .»104
« اگر چه مجله روضه المدارس تنها در دسترس دانش آموزان قرار داشته ؛ اما جایگاه فرهنگی و بالاخص ادبی بین آنها که از سال 1870- 1877 در سیصد نسخه بدون وقفه منتشر می شد ؛ نشان دهنده و مؤکد اهمیت آن در روند ادبیات کودک عرب می باشد ؛ چرا که این مجله به دلیل انتشار مواد ادبی متناسب با سطح فهم و درک و عواطف دانش آموزان اولین شمعی به شمار می رود که قبل از مطبوعات عمومی یا تخصصی دیگر در میدان ادبیات کودک عرب روشن شده است و از اینرو جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است .
اولین چیزی که در افتتاحیه شماره اول این مجله جلب توجه می کند ، به کار بردن ادبیات به عنوان ابزاری تربیتی جهت محقق ساختن لذت تعلیمی و کمال تهذیبی برای شکل دادن به شخصیت مخاطبان می باشد .
توجه مجله روضه المدارس به زبان و ادبیات عرب در روش ، شکل و محتوا در یک خط موازی با اهداف یک مجله ادبی و اهداف تربیتی آن حرکت کرده است و چه بسا گام هایی که مجله ی روضه المدارس در روند ادبیات مکتوب کودک برداشته است ، ادامه تلاش ها و اقدامات طهطاوی باشد که قبل از انتشار روضه المدارس ، با گنجاندن ماده ی درسی با عنوان قصه خوانی در برنامه درسی دانش آموزان در عصر محمد علی پاشا به منصه ظهور رساند . »105
لازم به یادآوری است که رهبر نهضت عربی « رفاعه طهطاوی » نیز اولین کسی به شمار می رود که کتاب مستقلی برای کودکان تألیف نموده است و علاوه بر آن با ترجمه ی حکایت ها و قصه هایی از ادبیات بیگانه و گنجاندن آن در برنامه درسی دانش آموزان گام های نخستین را در ادبیات نوین کودک عرب برداشته و آن را به حوزه آموزش و پرورش سوق داده است .
« پس از طهطاوی شاگرد وی ، محمد عثمان جلال از جمله کسانی به شمار می رود که در حوزه ادبیات کودک قدم برداشته است.
2-1-2 . محمد عثمان جلال سردمدار ادبیات افسانه ای
« محمد عثمان جلال » در سال 1828 م در « وناء القیس» از توابع استان «بنی سویف» در مصر دیده به جهان گشود ، و پس از حفظ قرآن کریم و آموختن ریاضیات و خوشنویسی ، در سال 1839 م در مدرسه « القصر العینی » به تحصیل پرداخت وی مورد علاقه طهطاوی واقع شد و از طریق او به « مدرسه الالسن » راه یافت و زبان فرانسه را آموخت و پس از آن در « مدرسه الخدیوی » به تدریس زبان فرانسه پرداخت و به تدریج در امور مترجمی و نویسندگی در دفاتر حکومتی ترفیع رتبه یافت و آخرین منصبی که به عهده گرفت ، منصب قضاوتِ بخشِ تجدید نظر دادگاه قاهره بود .»106
« محمد عثمان جلال از مترجمان مشهوری است که کتاب های زیادی را از زبان فرانسه به زبان عربی ترجمه کرده است و از جمله آن ها می توان به چهار نمایشنامه مشهور از آثار « مولییر» با عناوین « النساء العالمات » ، « مدرسه الزواج » ، « مدرسه النساء » و «ترتوف » اشاره کرد که مجموعه آنها را « الأربع الروایات فی نخب التیارات » نامیده است . وی به شخصیت های این نمایشنامه ها صبغه مصری داده و آن ها را به زبان عامیانه ترجمه کرده است .»107
« محمد عثمان خالق اثر بزرگی با عنوان « العیون الیواقظ فی الأمثال و المواعظ » می باشد که زبان ، افکار ،ساختار و حجم آن خواننده را شگفت زده می کند . این دیوان در واقع ترجمه ی افسانه های « لافونتین » شاعر برجسته فرانسوی در قرن هفدهم میلادی می باشد.«افسانه های لافونتین » اولین اثری است که عثمان جلال آن از ادبیات فرانسه به عربی برگردانده است . این ترجمه را در عهد عباس پاشا اول آغاز نموده و در عهد سعید پاشا به پایان رساند .»108 « چاب اول دیوان الیواقظ به طور دقیق مشخص نیست و محققان درباره آن اختلاف نظر دارند . احمد زلط از محققان این دیوان گفته است که وی طی تحقیقاتش بر این دیوان به نسخه اصلی چاپ اول آن دست یافته و ترجیح بر آن است که بین سال های 1849 – 1954 منتشر شده باشد . »109
« این حکایت ها شهرت جهانی دارند . هر چند که در اصل برای کودکان روایت نشده اند اما همزمان با ظهور ادبیات کودک در بسیاری از کشورها ، سروده شده اند و بانی حرکتی به سمت ادبیات افسانه ای ساده مبتنی بر حکایت های خرافی و امثال و حکم در همه ی زبان ها گردید .
عثمان جلال این حکایت ها – که دویست حکایت اند – را به نظم از زبان فرانسوی به عربی ترجمه کرد و در به نظم درآوردن آنها از میان اوزان عروضی وزن رجز را به خاطر سهولت حفظ کردن و خوش آهنگی آن که باعث جذب و پذیرش کودکان است ، انتخاب کرد. ضمن اینکه تعداد کمی از آنها را به لهجه ی عامیانه مصری به نظم درآورد و موضوع و محور تمامی این حکایت ها ، پیرامون مردم ، مورچه ها ، سگان ، پشه ها ، گوسفندان ، مارهای سمی ، قاطرها ، اسبان و مرغان و خرگوش ها و حیوانات دیگر و حشرات بود .»110
2-1-2-1 . نمونه ای از آثار منظوم محمد عثمان جلال
حکایت هشتم که عنوان آن « گرگ و قوچ » است نمونه ای از این حکایت هاست :
« حِكاية الذئب مَع الخَروف

رَسَمتُها بِأَجمَل الحُروف

كان الخَروف عِندَ نَهر يشرَبُ

وَالذئب فَوقَ ريحه وَأَقرَبُ

فَقالَ يا خَروف حينَ جاءَ

يَكفيك عَكَّرت عَليَّ الماء

قالَ أَبو الصوف لِهَذا الضاري

الماء مِن عِندك نَحوي جاري

فَكَــيفَ قُلـــت إِنَّني أُعــكِّرُ

ذَكرت يا سرحان ما لا يُذكَرُ

قالَ لَهُ الذئــب وَكَم شَـــتَمتَني

أَما علمت يا خَـــروف إِنَّني

يَكفيــك أَن شَتَمتَني عاماً مَضى

فَكَم قَضا بدلت فيكَ بِالرِضى

قالَ الخَروف بِفَصيح الأَلــسنه

إِنــّي مَولودٌ بِــــهَذِهِ السنة

فَعـــندَ ذاكَ الذئب زادَ عَجَــباً

وَاشتَـدَ غَيظاً في الخَلا وَغَضبا

وَقالَ إِن لَم تَك أَنــتَ الشاتِــما

كان أَبــوك أَو أَخــوك رُبَما

أَو أَحَد مِــــن أَهـــلك القباح

عَلَيــهم اللَعنَةُ فـــي الصَباح

وَكرَّ وَاغــتال الــخَروف ظُـــلما

وَأَكَلَ اللَـــحمَ وَمَصَّ العَظما

فَاِنظُر إِلى الظالم وَالمَـــظلـوم

وَ أحكم بِما تَرى من المَعلوم

وَقُل لِأَهـــل العَقــل وَالفـتوّة

أَحسَن ما احتج الفَتى بِالقوَّ »111

« حکایت گرگ و قوچ را با بهترین کلمات را به تصویر کشیدم .»
« قوچ از رود می خورد و گرگ به او بسیار نزدیک می شد.»
« هنگامی که گرگ بر بالین قوچ رسید گفت : تو را بس است دیگر از آب خوردن دست بکش که آب را بر من گل آلود کردی.»
« قوچ پشمالو به این گرگ درنده گفت : چنین نیست که می گویی زیرا آب از سمت تو به
سوی من جاری است و آب خوردن من مزاحمتی برای تو ایجاد نمی کند. »
« چگونه می گویی که آب را گل آلود می کنم . ای گرگ سخنان نادرستی میگویی »
« گرگ به او گفت که تو بسیار ناسزا می گویی ، گویا نمی دانی که من کیستم .»
« ناسزاهایی که پارسال به من گفتی کافی نبود؟ مدت زیادی نگذشته که از تو گذشت کردم و تو را بخشیدم .»
« قوچ با زبانی شیوا گفت : من امسال متولد شده ام .»
« گرگ از این گفته قوچ بسیار شگفت زده شد و در این هنگام بر شدت و غضب او افزوده شد. »
« و گفت اگر آن ناسزاگو تو نباشی ، حتما پدر یا یکی از برادران تو بود .»
« یا یکی از اعضای خانواده پلید تو بود که هر صبحگاهان لعنت خدا بر آنان باد .»
« پس گرگ به او یورش برد و ظالمانه او را به قتل رساند و گوشت او را خورد و استخوان هایش را لیسید . »
« پس به ماجرای ظالم و مظلوم خوب دقت کن و طبق همین قراین و شواهد قضاوت و داوری کن»
« و به خردمندان و جوانمردان بگو که : بهترین سبب بهانه جویی شخص مقتدر ، توانایی و قدرت اوست .»
این حکایت هشتم کتاب بود که هرگاه آن را بخوانیم و یا همزمان با آن اسرائیل ، آن دشمن حیله گر پست را به یاد می آوریم که همواره به دنبال بهانه جویی و ستمگری و متهم کردن فلسطینی هاست که آرامش و رویاهای اشغالگران را بر سرزمین های اشغالی خود ، بر هم می زنند .
چه خوب است اگر این داستان ها ی نمادین که در کتب کودکان سرزمین های عربی و اسلامی انتشار یافته اند ، به تفسیری دست یابند که بیانگر برخی از تعالیم نهفته در آنها باشد . و به واقعیت های نمادین آنها اشاره درست نمایند و این نمادها را متناسب با اهداف و آرزوهای وطن دوستانه ما به کار گیرد .
« « لافونتین » یکی از شاعران برجسته فرانسه در قرن هفدهم میلادی می باشد ، عصری که در تاریخ ادبیات فرانسه به عصر طلایی شهرت یافته و در آن نوابغی همچون « مولیر » و« راسین» ظهور کرده و توانستند در نهضت ادبی آن عصر و رساندن ادبیات به قله شکوه تاثیر به سزایی بگذارند.»112
« وی در سال 1621 م متولد شد و هنگامی که به سن نوجوانی رسید او را برای فراگیری آموزه های دینی نزد کشیش فرستادند ، اما کشیش وی را نصیحت نمود که از این کار کناره گیری نماید ؛ چون که با استعدادهایش سازگاری نداشت ، لذا از آموزه های دینی بهره ای نبرد و به دوستانی پیوست که وقت خویش را وقف فکر و هنر کرده بودند . و زندگیش را صرف افکار پوچ و واهی و زیاده روی در خواب کرد و شاید اگر یکی از خویشاوندانش او را به پاریس فرا نخواند ، ممکن بود شاعری گمنام می ماند و تا چهل سالگی به عنوان شاعری با سبک و شیوه خاص شناخته شده بود .
چیزی که این مرد را جاودانه ساخت و نظر معاصرانش به خود جلب نمود حکایت های او از زبان حیوانات است ، با وجود آنکه مصادر جهانی آن ها معروف می باشند و دارای تاریخی ریشه دار هستند و به گذشته های دور در زندگی بشر برمی گردند و در مصادر هندی « کلیله و دمنه » و در مصادر یونانی « خرافه های ایسوب » متمرکز می شوند .»113
« لافونتین در انواع ادبی مختلفی مانند شعر در اغراض گوناگون ، خطب و رسائل ، حکایت و قصه و افسانه منظوم به زبان حیوانات و پرندگان طبع آزمایی کرده است و آنچه بیش از هر چیز شهرت و بلند آوازگی را برای وی محقق ساخت ، افسانه های منظوم می باشد . وی بین سالهای 1668- 1896م افسانه های منظومش را در سه مجموعه که شامل دوازده کتاب بود ، منتشر نمود .
لافونتین مبدع هنر افسانه منظوم به زبان حیوانات و پرندگان نبوده است بلکه آن را به تقلید از ادبا پیش از خود مانند «ازوپ یونانی» ، «فیدر لاتینی» و « بیدبا هندی» و همچنین ادبای افسانه پرداز فرانسه در قرن شانزدهم امثال « مارو » و « رابولید » و افسانه های بازمانده از ملت های شرق و غرب به رشته نظم در آورده است . هر چند که وی در افسانه هایش به موضوعات تقلیدی و کلاسیک اکتفا نموده است ، اما به طبع هنرمندانه و عاطفه قوی و نکته سنجی های شیرین و ظریف و شوخی های لطیف و ملاحظات دقیق و توانایی در نفوذ کردن در جان مخاطب و احساس تمام عیار ، توانست واقعیت جامعه آن وقت فرانسه ، بلکه تصویری از جامعه انسانی ارائه کند ، و بر خلاف ادبای پیشین که درس اخلاقی حاصل از حکایت یا افسانه را با به کار بردن عباتی مانند « افسانه می گوید که » یا « هدف افسانه تصحیح اخلاق مردم است » در پایان به طور مستقیم در اختیار مخاطب می گذاشتند و این روش باعث می شد که مخاطب احساس کند این درس بر وی تحمیل شده است ، استفاده نکرده و به جای آن روشی دیگر به کار برده است که بر اساس آن مخاطب از طریق ترتیب حوادث و تسلسل افکار به غرض اصلی افسانه پی می برد. وی همچنین درس اخلاقی را در ابتدا یا وسط یا انتهای افسانه آورده است .» 114
2-1-2-1-2 . هدف عثمان جلال از ترجمه آثار لافونتین
اما سوالی که در اینجا مطرح می شود آن است که چه چیزی باعث شده عثمان جلال که خود به زبان فرانسه تسلط داشته به ترجمه افسانه های لافونتین بپردازد ؟ و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق قرن نوزدهم، ادبیات عرب، زبان عربی، آموزش و پرورش Next Entries منابع و ماخذ تحقیق ادبیات تعلیمی، اوقات فراغت، ادبیات فرانسه، ملی گرایی