منابع و ماخذ تحقیق ذهن آگاهی، مبتنی بر ذهن، فراشناختی، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

است از مشاهده بدون داوری جریان سیال محرکات درونی و بیرونی141 (کریستلر142، 1999).

2-4- انواع مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی

2-4-1 ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس
در حال حاضر رایجترین روش، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) می‌باشد، که سابق بر این تحت عنوان برنامه کاهش استرس و تن‌آرامی شناخته می‌شد (کابات زین، 1982، 1990). این روش در ساختار طب‌رفتاری143 و برای دامنه وسیعی از افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با استرس و درد مزمن طراحی شد. روش مذکور، به شکل یک برنامه 8 تا 10 هفته‌ای برای گروه‌هایی که بیش از 30 شرکت‌کننده دارند، اجرا می‌شود. به علاوه، جلسات به طور هفتگی و هر جلسه حدود 5/2-2 ساعت برگزار می‌گردند. دستور جلسات شامل تمرین مهارت‌های مراقبه، بحث در مورد استرس، روش‌های مقابله‌ای و تکالیف خانگی می‌باشند. برای مثال، وارسی بدنی تمرینی است که در آن شرکت‌کنندگان روی زمین دراز می‌کشند و با چشمان بسته توجه خود را به طور متوالی روی نقاط مختلف بدن معطوف می‌سازند، و احساسات مربوط به هر ناحیه از بدن به دقت مشاهده می‌گردند. در مراقبه نشسته144، شرکت‌کنندگان در یک حالت آرام و کاملاً بیدار با چشمان بسته به حس‌های تنفس تمرکز می‌کنند. از ژست‌های یوگا، برای آموزش حضور ذهن از حس‌های بدنی نیز استفاده می‌شود. هم چنین، شرکت‌کنندگان، حضور ذهن داشتن را در طول فعالیت‌های روزمره نظیر پیاده‌روی، ایستادن، و خوردن به کار می‌گیرند.
شرکت‌کنندگان در MBSR جهت تمرین این مهارت‌ها خارج از جلسات گروهی، روزانه حداقل 45 دقیقه، و شش روز در هفته آموزش می‌بینند. کاست‌های شنیداری در اوایل درمان به کار می‌روند، اما پس از چند هفته، شرکت‌کنندگان ترغیب می‌شوند تا بدون کاست تمرین کنند. در کلیه تمرینات حضور ذهن، شرکت‌کنندگان آموزش می‌بینند تا بر فعالیت‌های خود (نظیر تنفس یا پیاده‌روی) تمرکز کنند و در هر لحظه از احوال خود آگاه باشند و هرگاه هیجانات، حس‌ها یا شناخت‌ها پردازش می‌شوند، بدون قضاوت مشاهده کنند. (کابات زین، 1982).

2-4-2 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی
در سال 1991 برنارد و تیزدل145 یک نظریه چند سطحی از ذهن خلق کردند که نظام‌های متعامل شناختی146 یا ICS نام‌گذاری شد. الگوی ICS بر اساس این نظریه برنارد و تیزدل قرار دارد که ذهن دارای وجوه چندگانهای است که مسئول دریافت و پردازش اطلاعات جدید به صورت شناختی و هیجانی هستند. نظریه برنارد و تیزدل آسیب پذیری فرد نسبت به افسردگی را همبسته با این می‌داند که فرد به چه مقدار بر فقط یکی از وجوه ذهن تکیه می‌کند و سهواً دیگر وجوه را متوقف می‌کند. دو وجه اصلی ذهن شامل وجه انجام دادن و وجه بودن است. وجه انجام دادن به نام وجه گردنده147 نیز شناخته می‌شود. این وجه بسیار هدف مدار است و وقتی برانگیخته می‌شود که ذهن بین چیزهایی که وجود دارد و چیزهایی که خواسته می‌شود عدم مطابقت ببیند. وجه دوم ذهن، وجه بودن است که بر به دست آوردن هدف خاصی متمرکز نیست، بلکه بر پذیرش و راه دادن به آنچه هست بدون فشار آنی بر تغییر آن تاکید دارد. مؤلفه اصلی مدل ICS آگاهی فراشناختی148 است. آگاهی فراشناختی توانایی یعنی اینکه فرد بتواند به جای آنکه افکار و احساسات منفی را بخشی از خویشتن خود بداند، آنها را به عنوان وقایعی تجربه کند که در حال گذر از پرده ذهن هستند. هنگامی که وضعیت‌های استرس آمیز زندگی پیش می‌آید افرادی که آگاهی فراشناختی بالایی دارند می‌توانند از افسردگی و الگوهای تفکر منفی آسانتر دوری کنند. آگاهی فراشناختی عموماً از طریق توانایی فرد برای نامتمرکز شدن149 است. نامتمرکز شدن توانایی ادراک افکار و احساسات به عنوان وقایع ناپایدار و قابل مشاهده در ذهن است.
بر اساس مدل برنارد و تیزدل سلامت روانی با توانایی فرد برای رهایی از درگیری با یک وجه ذهن و حرکت بین وجوه مختلف ذهن مرتبط است. بنابراین افرادی در بهترین حالت هستند که می‌توانند بر اساس شرایط محیطی با انعطاف پذیری از وجهی به وجه دیگر ذهن حرکت کنند. مدل ICS بیان می‌کند که شایسته‌ترین وجه ذهن وجه بودن است چون منجر به تغییر هیجانی پایدار می‌شود. بنابراین شناخت درمانی برای جلوگیری از عود افسردگی باید این وجه از ذهن را توسعه بدهد. این نظر پردازی تیزدل را به خلق MBCT راهنمایی کرد، شیوه ای که وجه بودن را توسعه می‌دهد.
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی150 (MBCT) نوعی رواندرمانی است که برای جلوگیری از عود افسردگی طراحی شده است، مخصوصاً در افرادی که دچار اختلال افسردگی عمده هستند. در این سبک درمانی  از شیوههای رفتاردرمانی شناختی151 (CBT) سنتی استفاده  شود به علاوه راهبردهای جدیدتر روانشناختی نظیر ذهن آگاهی و مراقبه توجه آگاهانه استفاده می‌شود. شیوههای شناختی شامل آموزش مراجع درباره افسردگی است. راهبردهای مبتنی بر ذهن آگاهی متمرکز بر آگاهی از افکار و احساسات و پذیرش آنها در مقابل اتصال و واکنش به آنهاست. مثل CBT، MBCT مبتنی بر این نظریه است که وقتی افرادی که سابقه افسردگی دارند پریشان می‌شوند، دوباره در ذهنشان فرایندهای خودکار شناختی ظاهر می‌شود که یک اپیزود افسردگی را راه می‌اندازد. هدف MBCT بر هم زدن این فرایندهای خودکار شناختی و آموزش به مراجعان برای کمتر واکنش نشان دادن به محرک‌های وارد شده به فکر است، همچنین این هدف نیز دنبال می‌شود که مراجع پذیرش و مشاهده بدون قضاوت آن محرک‌ها را بیاموزد. این تمرین ذهن آگاهی مراجعان را یاری می‌کند تا به فرایندهای شناختی به هنگام وقوع توجه کنند و واکنش خود را بیشتر به صورت تعمق دربیاورند. به هرحال درمانهای مبتنی بر ذهن آگاهی به واسطه اینكه به هر دو بعد جسمانی و ذهنی میپردازند دارای اثر بخشی بالایی برای درمان برخی اختلالات روانی و بیماریهای جسمانی هستند. تکنیکهای ذهن آگاهی جزء مؤثری از درمان اختلالات اضطرابی (کابات زین و همکاران، 1992؛ میلر، فیلتچر152 و کابات زین، 1995)، افسردگی عودکننده (سگال و همکاران، 2002)، اختلال شخصیت مرزی (لینهان153، 1987)، سوءمصرف مواد154 (مارلات155،2002)، مدیریت درد مزمن156 (ریبل، گریسون، برینارد و رزنزویگ157، 2002)، مقابله بیماران با سرطان (اسپکا، کارلسون، گودی و آنگن158، 2000؛ ترگ و لوین159، 2002) و بسیاری از اختلالات دیگر هستند.

2-4-3 ذهن آگاهی مبتنی برافزایش رابطه
روشهای مراقبه ذهن آگاهی موجب پرورش هشیاری بیشتر، سهولت و کشف تازه در تمام تجربیات زندگی می گردد و هدف نهایی این کار، افزایش دسترسی به منابع ذاتی لذت، دلسوزی و روابط می باشد. تکنیکهای ذهن آگاهی برای ارتقا زمینه افکار و احساساتی استفاده می شود که واکنش به موقعیت را تسهیل می کند. با تمرین مهارتهای هشیاری لحظه به لحظه، مردم میتوانند به بصیرتی در الگوهای افکار، احساسات و روابط با دیگران دست یابند و همچنین میتواند به واکنشهای مفیدی در واکنش خودکار به مسائل دست یابند ( تیزدل و همکاران، 2000).
کارسون (2006) با استفاده از برنامه آموزش ذهن آگاهی مبتنی برکاهش استرس (MBSR) کابات زین برنامه ای آموزشی برای ارتقا روابط بین فردی طراحی کرده است. این برنامه ذهن آگاهی مبتنی برافزایش رابطه160 (MBER) نام دارد. شالوده نظری برنامه افزایش رابطه مبتنی بر ذهن آگاهی، بر سه جنبه برجسته به شرح زیر می باشد:
اول: مراقبه ذهن آگاهی مانند سایر تکنیکهای مراقبه161 مشابه ارتقا واکنش تاخیری میباشد و باعث تغییرات روانشناسی میگردد که بر استرس غلبه میکند. محققان پیشنهاد میکنند که تکنیکهای تسکین بخش بین روان و جسم، برای تسهیل مشکلات و چالشها درروابط میباشد (گاتن162، 1993).
دوم: تاکید اصلی در ذهن آگاهی برپذیرش تجربیات شخصی بدون قضاوت میباشد. از طریق پذیرش، شرکت کنندگان اغلب دلسوزتر میشوند و آنها احساس یکدلی بیشتری با دیگران دارند ( شایپرو و همکاران، 1998). بطور قابل توجهی، نظریه پردازان درباره افزایش روابط سالم، اهمیت پذیرش را قبول دارند ( کریستین163 و جاکوبسن، 2000).
سوم: ذهن آگاهی تاثیرات عام تری دارد. همچنین ذهن آگاهی بعنوان «روش انجام» در همه تجربیات زندگی نمود پیدا می کند. این رویکرد مشارکت همه تجربیات در ذهن و هشیاری بدون قضاوت را برای عملکرد بین شخصی مطلوب آشکار میکند.
محققان اثر افزایش رابطه مبتنی برذهن آگاهی (MBRE) را دررضایت زناشویی164 زوجین را نشان می دهند (کارسون، گیل و باکوم165،2006). شواهد نشان می دهند که ذهن آگاهی، رضایت ازرابطه، توانایی واکنش هدفمند به استرس در رابطه، مهارت درشناسایی و بروز احساسات همسر ومقدار تعارضات رابطه و همدلی166 را پیش بینی میکند (بارنس، براون، کراسمارک، کمپل و روگ167، 2007، واچس وکوردوا168، 2007) .

2-5- اثرات فردی و اجتماعی ذهن آگاهی

همان طور که شواهد تحقیق، نتایج مثبت ذهن آگاهی را تایید میکند، امکان طبقه بندی این نتایج درچندین بعد وجود دارد: تنظیم هیجانی169، انعطاف پذیری170 و فایدههای بین فردی171 (کورکوران172 و همکاران، 2010).
2-5-1- تنظیم هیجانی
یکی از مکانیسمهای کلیدی که از طریق آن ذهن آگاهی روی خودگردانی173 اثر می گذارد از طریق ایجاد جدایی بین خود (برای مثال، من، عزت نفس، خود انگاره) و رویدادها، هیجانات و تجربیات میباشد. هدف اعمال مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش افراد برای مشاهده محرک درونی و بیرونی بصورت عینی و ایجاد فرا آگاهی174 میباشد. به همین صورت ، اکثر آموزش ذهن آگاهی شامل ملاحظه، بررسی و نام گذاری محرک بدون ارزیابی یا اختصاص معنی به آنها میباشد، این مساله افراد را به این نتیجه میرساندکه بین خودشان (خوداندیشی) و افکار ، هیجانات و تجربیاتشان فاصله ایجاد کنند. این فرآیند همچنین بصورت “عدم تمرکز” توصیف می شود که در آن شخص “افکار را بعنوان رویدادهایی در ذهن نظر میگیرد تا ضرورتاً بازتاب واقعیت یا خودبینی صحیح” (سنویل175 و همکاران، 2010). هنگامی که درگیری فرد در موقعیتی منفی بالا باشد، مردم احساس میکنند ارزش خود آنها تحت حمله قرار گرفته است اما هنگامی که نفس از رویدادها جدا باشد رویدادهای منفی از خود جدا شده و کمتر تهدیدآمیز می شوند (گلمن176 و همکاران، 2000).
به این دلیل که ذهن آگاهی منجر به جدایی فکر از هیجان شده، و به این دلیل که واکنش خودکار را کاهش میدهد، افرادی که ذهن آگاهی را تمرین میکنند در نشخوار177 فکری کمتری درگیر میشوند، که این مساله آنها را به بهتر از عهده رویدادهای تنش زا برآمدن نایل میکند (برودریک178، 2005). تحقیق نشان داده است که افرادی که در برنامههای ذهن آگاهی شرکت کردند نشخوار فکری کمتری را در واکنش به رویدادهای زندگی گزارش کردند (مکود179 و همکاران، 2004). کورکوران و همکاران (2010) فرض کردند که، مراقبه ذهن آگاهانه آگاهی فراشناختی را افزایش میدهد ونشخوار فکری را با رهایی از قیدوبند فعالیتهای شناختی کاهش میدهد وظرفیتهای توجه را ازطریق منابع موجود درحافظه کاری افزایش می دهد، این منابع شناختی در جهت راهبردهای تنظیم هیجانی موثر هدایت می شوند.

2-5-2- انعطاف پذیری
تحقیقات نشان می دهد که مراقبه ذهن آگاهی مردم را قادر می سازد تا انعطاف پذیری شناختی180 بیشتری داشته باشند و واکنش خودکار181 کمتری نشان دهند (مور و مالینوسکی182، 2009؛ سیگل، 2008). یک گروه از شواهد رو به گسترش نشان میدهد که ذهن آگاهی نقش عمدهای در انعطاف پذیری در واکنش درمحدوده گوناگونی از موقعیتهای ارتباط میان فردی موثراست (بیشاب و همکاران، 2004 ؛ لاکی و همکاران، 2007). بائر (2003) پذیرش را به عنوان کیفیت اصلی همه برنامههای بالینی مبتنی بر ذهن آگاهی توصیف کرده است. بر خلاف دیگر رویکردهای بالینی که بر تلاش برای تغییر همه نشانه های ناخوشایند تأکید میکنند، رویکردهای مبتنی بر ذهن آگاهی تکنیکهای مختلفی را برای افزایش پذیرش محرک نامطلوب یا دردناک آموزش میدهند. این پذیرش، شرکت کنندگان در برنامههای ذهن آگاهی را تشویق میکند تا با ناخوشیهای اجتناب

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق ذهن آگاهی، زندگی روزمره، یکپارچه سازی، روانشناسی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق فراشناختی، راهبردهای شناختی، روانشناسی، ذهن آگاهی