منابع و ماخذ تحقیق ذهن آگاهی، فراشناختی، یادگیری اجتماعی، مهارتهای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ساخت فردی و تعامل همگنان در ایجاد و پایه گذاری فراشناخت فرد دخالت دارند. دیدگاه فراشناختی فرد از درونی شدن فرهنگ از طریق یادگیری اجتماعی، ساخته میشوند. مفاهیم مشترک اجتماعی از طریق تجربه غیر رسمی و آموزش رسمی به فرا گیران انتقال داده میشود. بارزترین نوع یادگیری فرهنگی آموزش مستقیم طرز استفاده از مهارتهای فراشناختی و هماهنگ سازی این مهارتها در فراگیران است.
همانطور که میدانیم یادگیری اجتماعی بصورت رسمی و غیررسمی همواره در حال انجام و پیگیریست و یکی از مقولات آن انتقال فرهنگی242 میباشد .اینکه این فرایند در راستای صرف انتقال و یا در سمت و سوی بازسازی و توسعه فرهنگ قدم بردارد و یا خیر، تحت تاثیر رویکردهای آموزش متاثر از سیاستهای حاکم بر آموزش میباشد. بنابراین نقش پیاده سازی دانش و تجربه فراشناخت در شناخت صحیح از فرایند یادگیری اجتماعی برای فرد مهم میباشد .به عبارت دیگر آگاهی و کسب تجربه فرد نسبت به نحوه مواجهه با تکلیف اجتماعی ارائه شده از منبع رسمی و غیررسمی و راهبردهای حل مسئله نسبت به این فرایند در جهت ارزیابی و رشد قضاوت صحیح در فرد در راستای تشخیص صحت و سقم و حتی حرکت در مسیر اصلاح و تغییر اجتماعی میتواند نقش موثری و اساسی را ایفا نماید (همان).
دیدگاه ساختگرایی اجتماعی243 از یادگیری و آموزش، بر ایجاد محیطهای یادگیری کلاسی با جهتگیری فراشناختی تأکید دارد. در یک محیط یادگیری فراشناختی، هدف پیشرفت یا افزایش دانش جمعی و از این طریق حمایت از رشد دانش فردی است (اسكاردامالیا و بریتر244، 1996). طبق این دیدگاه تئوریهای یادگیری فردی که در بیشتر مدارس غالب است کارایی چندانی ندارد و افراد زمانی بهتر یاد میگیرند که در فرایند ساختن دانش نقش داشته باشند (ریگلوت245، 1999). در رویکرد محیطهای یادگیری هدف این است که فرهنگ یاد گرفتن را پرورش دهند. هم افراد و هم اجتماع بعنوان یک کل، یادگیری آموزی را بدانند.
     طبق این دیدگاه مباحثه، زبان و تعامل اجتماعی در بسط و افزایش و بهبود مهارتهای فراشناختی یادگیرندگان از اهمیت ویژهای برخوردار است (توماس246، 2004). ماهیت یا ساختار محیطهای یادگیری فراشناختی اغلب بوسیله بحثهایی که در آنها انجام میشود شناخته میشود و بعنوان یک عامل کلیدی در ارتباط با توسعه فراشناخت دانش آموزان پدیدار میشود. محققان بر اهمیت مباحثه در محیط های یادگیری تأکید نموده اند (توماس و کین می247، 2005؛ کابوکسو248، 2009)، اما بررسیها نشان دادهاند که معلمان و دانش آموزان از چنین شیوهای استفاده نمیکنند (توماس و مک روبی، 2001). بحث کردن در کلاس درس بایستی بر تبادل آزادانه و فعالانه ایدهها و اندیشهها در باره یادگیری بین معلم و دانش آموزان و بین دانش آموزان با یکدیگر باشد، این نحوه تبادل اندیشهها میتواند باعث بهبود و توسعه مهارتهای فراشناختی دانش آموزان باشد (توماس و مک روبی، 2001).
     روش بحث و گفتگو در کلاس درس نسبت به کلاسهای سخنرانی در کمک به دانش آموزان در کسب مفاهیم پایه و اساسی مؤثرتر است و باعث میشود که دانش آموزان بصورت فعال تری در یادگیری مشارکت داشته باشند و همچنین وقت بیشتری را روی مسائل بگذارند. دانش آموزان در اینگونه کلاسها حافظه بهتری در موارد یادگیری داشته اند (بویل و نیکول249، 2003). استفاده از مهارتهای تبادل اطلاعات و اندیشهها درباره یادگیری و فرایندهای یادگیری در بین دانشآموزان لازم است. از سوی دیگر معلمان نیز لازم است که از چنین مهارتی آگاهی داشته باشند و از آن استفاده کنند (توماس و مک روبی، 2004). محققان معتقدند که استفاده از چنین مهارتی میتواند به افزایش مهارتهای فراشناختی دانش آموزان منجر شود (گانیه250 و همکاران، 2005).
بحث با سایر دانش آموزان در کلاس نقش مرکزی در افزایش فهم آنان از مفاهیم و ایده ها بازی می کنند. همچنین گزارش دادهاند که بحث کردن با همسالان فرصتهایی را برای فکر کردن درباره مسائل با جزئیات بیشتر، کشف دیدگاههای جایگزین و رویکردهای حل مسئله و کمک به ایجاد چهارچوب فهم یا دانش شخصی  فراهم میکند (بویل و نیکول، 2003).

2-10- آموزش مهارتهای اجتماعی ازطریق فراشناخت( MASST-R)
شینکر251 و همکاران (2012) معتقدند، فراشناخت با مفاهیم خودهدایتی252 خود نظارتی خود ارزیابی و خود اصلاحی ارتباط دارد که همه به رفتارهای اجتماعی مناسب کمک میکنند. از طریق برنامه آموزش مهارتهای اجتماعی با رویکرد فراشناختی253 ( MASST-R) افراد برای ارزیابی موقعیتهای اجتماعی و رفتارهای انتخابی ترغیب میشوند بیشتر از آن که تلاش کنند تا با یک مدل رفتاری مناسب برای آن موقعیت انجام دهند. این برنامه توسط معلمان مشاوران و روانشناسان قابل اجرا میباشد. دانشجویان یاد میگیرند که مهارتهای فراشناختی در گروه به آنها اجازه میدهد از تمرینات، بینش، و مزیتهای یادگیری یکسان که با تعاملات گروه حمایت میشود سود ببرند. علاوه بر این دانشجویان فرصتهایی برای یادگیری از طریق مشاهده وتمرین مهارتهای جدید بیرون از موقعیت آموزش را دارند. این برنامه برای حمایتهای رفتاری مثبت یادگیری هیجانی و اجتماعی و پاسخ به مداخله مفید است (شینکر و همکاران، 2012).
برنامه MASST-R بر اساس یادگیری اجتماعی هیجانی254 (SEL) شامل خود آگاهی، خودآگاهی اجتماعی255، خود مدیریتی، مهارتهای ارتباطی و تصمیم گیری مسولانه256 میباشد. این برنامه با این فرض شروع میشود که کنترل درونی برای رفتار مسولانه، سازنده و حل مساله ضروری است. لازمه چنین کنترل درونی دانش در باره خود میباشد؛ که هستم، چه نیروهایی مرا چنین ساخته است، چگونه انتخابها در من تاثیر گذاشته است و چطور میتوانم انتخابها را برای تغییر مثبت عوض کنم.
دانش در باره خود افراد را قادر میسازد به رشد شخصیت، راهبردهای درونی حل مساله و خود کنترلی برسند. از طریق راهبردهای درونی میتوانند رفتارهای اجتماعی را هدایت کنند.

خود آگاهی اجتماعی
توانایی داشتن دورنمایی از همدلی با دیگران و درک افراد وتفاوتها وشباهتهای گروهی وشناخت و استفاده از خانواده مدرسه و منابع مشترک تعریف شده است. در برنامه MASST-R افراد بدون توجه به گذشته شان یاد میگیرند که میتوانند در محیط اجتماعی به طور موفق عمل کنند اگر آنها درک کنند و بفهمند که چه کسی هستند و چگونه اینطور شدهاند. مقایسه و سنجش کنند خودشان را با محیطهای بزرگتر که برای خود تعریفی ضروری است. درک شباهتها وتفاوتها در تجربیات، فرهنگ و محیط برای فهم خود و احترام به دیگران که برای مشارکت مسولانه در اجتماع مهم است ضروری میباشد. از طریق ارزیابی اجتماع خود افراد حفط میکنند و احترام میگذارند به کسانی که به آنها کمک میکنند به شادی و موفقیت با وجود محدودیتها برسند و بتوانند منابعی رادر خود کشف کنند که محدودیتهای محیطی را به عقب میراند.
تصمیم گیری مسولانه
شامل تصمیمگیری بر اساس در نظر گرفتن استانداردهای اخلاقی، نگرانیهای ایمنی، هنجارهای اجتماعی مناسب، احترام به دیگران، و به احتمال زیاد عواقب اقدامات مختلف، استفاده از مهارتهای تصمیمگیری برای موقعیتهای تحصیلی و اجتماعی، و بهبود مدرسه وجامعه کمک میکند. در این برنامه افراد الگوهای رفتار اجتماعی مناسب را میآموزند و فرصتی برای تمرین و مشاهده مهارتهای جدید برای آنها فراهم میشود ونحوه تعمیم مهارتها به موقعیتهای جدید آموزش داده می شود (شینکر و همکاران، 2012).

2-11- مقایسه فراشناخت و ذهن آگاهی
آیا ذهن آگاهی همان فراشناخت است؟ این سوال معقولی است. مفاهیم نزدیک به هم هستند. هرچند در جنبه هایی از هم جدایند. ذهن آگاهی احساس روزمرهای شبیه به تمرکز به شغل میباشد که به معنی انجام کارها با دقت و توجه است. ولز(2005) مفهوم ذهن آگاهی را در علوم اجتماعی برجسته کرد و در کتاب هایی نظیر ذهن آگاهی و نیروی یادگیری گسترش داد. و مطرح میکند که حالت ذهن آگاهی عبارتند از: 1- ایجاد طبقه جدید 2- گشودگی به اطلاعات جدید 3- اگاهی نسبت به دیدگاههای بیشتر. فراشناخت اساسا به معنی تفکر در باره تفکر است. همچنین به طور ضمنی بر آنچه که فرد در مورد تفکراتش انجام میدهد یا برای بهبود آنها استفاده میکند اشاره دارد. با توجه به این تعریف کاملا روشن است که فراشناخت همان ذهن آگاهی نیست (ولز257، 2005).
فراشناخت به چیزی که در باره آن فکر میکنید علاقمند است. اما ذهن آگاهی به اینکه چگونه در مورد کاری که در حال انجام آن هستید فکر میکنید توجه دارد. شما میتوانید سرگرم کارتان باشید با ذهن آگاهی در حس معمولی بدون اینکه به سطح بالاتر بیایید. همانطورکه صحبت میکنید. میتوانید بدون هیچ فراشناختی به فرایند تفکرتان توجه کنید. من میتوانم طبقه جدیدی ایجاد کنم، نسبت به اطلاعات جدید با ذهن باز روبرو شوم و به بیشتر از یک دیدگاه آگاه باشم بدون اینکه یک قدم عقب برگردم و درباره اینکه چگونه من واقعا این کارها را انجام میدهم فکرکنم. در حقیقت متخصص ذهن آگاهی (کسی که به طور کامل در ذهن آگاهی استاد است) فراشناختی نخواهد بود. شخص ذهن آگاه نیازی به بازخورد تفکرش نخواهد داشد و در واقع این کار به طور واقعی با فعالیت ذهن آگاهی تداخل دارد (همان).
عموما مبتدیان کسانی هستند که نیاز دارند درباره آنچه که انجام میدهند فکرکنند. کارآموزان رانندگی نیاز دارند بیشتر توجه شان را به پیش پا افتادهترین جنبههای رانندگی متمرکز کنند. مثلا پدال گاز کجاست. راننده با تجربه توجه کمتری به رانندگی دارد ومیتواند به جای آن به یک گفتگوی فعال بپردازد. همین برای تفکر هم درست است متفکران مبتدی (یعنی کسی که فقط تلاش می کند خودش را از سطح مطلوب یا نامطلوب معمولی بالاتر ببرد) نیاز خواهد داشت مقدار زیادی از توجهشان را صرف تفکرشان کنند تا بفهمند چگونه فکر میکنند و چگونه خط فکری را در مسیر معین تغییر دهند. همانطور که آنها بر الگوهای متناوب تفکر مسلط میشوند نیاز به تأمل فراشناختی به عنوان یک مکانیزم فرمان کاهش مییابد (تیزدل، 2002).
ولز (2005) اعلام کرده است که چندین فرایندهای فراشناختی ، مانند نظارت فراشناختی لازم است تا فردبتواند به ذهن آگاهی برسد.نظر او با تعریف ذهن آگاهی به عنوان چگونگی درک افکار و تجربیات (تنظیم شناخت) مرتبط است. فراشناخت نیز از لحاظ نظری توسط محققان زیادی در زمینه های دیگربا ذهن آگاهی مربوط دانسته شده است. (بیشاب و همکاران، 2004 ؛تیزدل، 1999، ولز ، 1999 ، 2005).اگر چه بیشترآنها تحقیقات خود را در یک زمینه بالینی انجام داده اند از جمله ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی(MBCT) یا درمان فراشناختی258.
ذهن آگاهی و درمان فراشناختی دو برنامه متفاوت هستند، اما می توان آنها را به عنوان مفاهیم همپوشی دانست که دارای یک هدف می باشند. هر دوبرنامه برای ایجاد تغییر در افکار و تجارب مراجعان برای ارتباط با دیگران بکار برده می شوند. از طریق آموزش ذهن آگاهی می توان آگاهی فراشناختی بدست آورد. اگر چه آگاهی فراشناختی تاحدودی معانی متفاوت دارد.. این اصطلاح می تواند مترادف دانش فراشناختی استفاده می شود. اما معنی آن زمانی که آن را در زمینه های بالینی به کارمی برند متفاوت است. ولز (2005) آگاهی فراشناختی را آگاهی از افکارمی داند ، اما تیزدل آن را یک “حالت خاص” توصیف می کند. در این حالت افکار به عنوان حوادثی که از ذهن عبور می کنند درنظر گرفته می شود. به جای اینکه جنبه های ذاتی آنها مورد توجه قرار گیرد یا بازتاب واقعیت باشند. (تیزدل ، و همکاران، 2002،ص285).
هنگامی که شما برای اولین بار اقدام به تمرین ذهن آگاهی می کنید نیاز دارید که توجه زیادی به اینکه چگونه تکالیف را انجام دهید صرف کنید. وبه طور خاص چگونه شما در مورد آن تفکرات فکر می کنید و مجبور خواهید شد در مورد اینکه چگونه این فکر کردن می تواند با دستورالعمل ذهن آگاهی تغییر کند فکر کنید. بنابراین فراشناخت فعالیت لازمی خواهد بود. اما همانطور که شما بر ذهن آگاهی مسلط می شوید ، ممکن است شما فقط سرگرم ذهن آگاهی باشید بدون نیاز به

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق فراشناختی، راهبردهای شناختی، خودتنظیمی، فرآیندهای شناختی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق سلامت روان، سلامت روانی، گروههای اجتماعی، پرخاشگری