منابع و ماخذ تحقیق جهان اسلام، واجب الوجود، هستی شناسی، یونان باستان

دانلود پایان نامه ارشد

مهم‌ جمع‌ كند. تو گويي‌ طبيعت‌ عقل‌ اسلامي‌ بر آن‌ شده‌ بود كه‌ در ضمن‌ التقاط‌ از مكتبهاي‌ مختلف‌ متناقضات‌ را با هم‌ جمع‌ آورد و معارف‌ گوناگون‌ را در يك‌ واحد هماهنگ‌ گرد كند. در واقع‌ كار معتزله‌ و اشعريه‌ هم‌ همين‌ بود منتهي‌ در اين‌ راه‌ متعزله‌ بيشتر طرف‌ عقل‌ را مي‌گرفتند و اشعريه‌ طرف‌ سنت‌ را و همين‌ مسائل‌ جاري‌ و مورد بحث‌ ميان‌ اشعريان‌ و معتزليان‌ بود كه‌ فارابي‌ را به‌ خود آورد. او فكر كرد كه‌ عقل‌ را براي‌ انسان‌ بيهوده‌ نداده‌اند و عاقلان‌ همه‌ عَبَث‌ و نابجا نگفته‌اند و «بيهوده‌ سخن‌ به‌ اين‌ درازي‌ نبود!» پس‌ عقل‌ اساسي‌ دارد و عاقلان‌ حق‌ مي‌گويند. از طرفي‌ رسالت‌ محمدي‌ نيز حق‌ است؛ از اين‌ رو حق‌ نمي‌تواند شد(فارابی،1379).
وفاق‌ افلاطون‌ – ارسطو
فارابي‌ به‌ افلاطون‌ ارادت‌ داشت‌ و او را پيشواي‌ حكيمان‌ مي‌دانست. از طرفي‌ اهميت‌ ارسطو را هم‌ فراموش‌ نمي‌كرد زيرا تسلط‌ او را در فكر متقدمان‌ و معاصران‌ خويش‌ مي‌ديد و نيز سخن‌ افلاطون‌ را درباره‌ي‌ او مي‌دانست‌ كه‌ گفته‌ بود: «ارسطو عقل‌ حوزه‌ي‌ علميه‌ي‌ من‌ است» فارابي‌ با توجه‌ به‌ اين‌ مسائل‌ مي‌خواست‌ ميان‌ افلاطون‌ و ارسطو الفت‌ دهد و ايضاً‌ فلسفه‌ را نيز با دين‌ بر سر آشتي‌ آورد(مصباح یزدی،1381).
فارابي‌ و آشتي‌ ميان‌ حكمت‌ و شريعت‌
فارابي‌ زماني‌ كه‌ مي‌خواهد ميان‌ فلسفه‌ و دين‌ يا حكمت‌ و شريعت‌ توفيق‌ دهد، رأي‌ خود را به‌ دو پايه‌ي‌ مي‌گذارد: نخست‌ آنكه‌ مي‌گويد: شريعت‌ و حكمت‌ به‌ اصل‌ واحدي‌ برمي‌گردد چه‌ بازگشت‌ شريعت‌ به‌ وحي‌ است‌ و وحي‌ از جانب‌ خداست‌ و بازگشت‌ فلسفه‌ به‌ طبيعت‌ است‌ و طبيعت‌ نيز صنع‌ خدا و آفريده‌ي‌ اوست. دوم‌ آنكه: پيامبر و فيلسوف‌ هر دو معرفت‌ را از سرچشمه‌ي‌ علم‌ الهي‌ مي‌گيرند، پيامبر به‌ واسطه‌ي‌ جبرئيل‌ كه‌ حامل‌ وحي‌ براي‌ اوست، و فيلسوف‌ پس‌ از آنكه‌ عقل‌ او مستفاد شد معرفت‌ را به‌ توسط‌ آن‌ از عقل‌ فعال‌ مي‌گيرد. تفاوت‌ ظاهري‌ هم‌ كه‌ وجود دارد، از ميان‌ مي‌رود هرگاه‌ بدانيم‌ كه‌ اعتقاد فارابي‌ براين‌ است‌ كه: عقول، همان‌ فرشتگانند، و «عقل‌ دهم» واسطه‌ي‌ ميان‌ عالم‌ بالا و عالم‌ ماست. فرق‌ ظاهري‌ ميان‌ «حكمت‌ دان» و «پيامبر» از آنجاست‌ كه‌ پيامبر حقايق‌ را به‌ طور جلي‌ و آشكار و به‌ اشكال‌ مختلف‌ آن‌ از عالم‌ بالا مي‌گيرد و ليكن‌ فيلسوف‌ برخلاف‌ او، حقايق‌ را از قرائن‌ و به‌ وسيله‌ي‌ استنتاج‌ و استدلال‌ استنباط‌ مي‌كند و مي‌كوشد تا آنها را مجرد و عاري‌ از متعلقات‌ ماده‌ در نظر گيرد(فارابی،1379).فارابي‌ بحث‌ مخصوص‌ مستقلي، كه‌ در آن‌ ميان‌ حكمت‌ و شريعت‌ توفيق‌ دهد، انجام‌ نداده‌ است‌ جز اينكه‌ بيشتر قضايايي‌ كه‌ در فلسفه‌ي‌ او مورد بحث‌ قرار گرفته‌ تمايل‌ آشكار و بارزي‌ است‌ و به‌ اين‌ فكر توفيقي. فارابي‌ بيشتر اين‌ تحقيق ها را در مباحثي‌ نظير فيض‌ و نظام‌ عقول‌ و نظريه‌ي‌ نفس‌ به‌ عهده‌ گرفته‌ است‌ و به‌ ويژه‌ در كتاب‌ آرأ اهل‌ المدينة‌ الفاضلة‌ كه‌ مي‌گويد: «رئيس‌ مدينه‌ بايد هم‌ فيلسوف‌ و هم‌ نبي‌ باشد.» و از همين‌ موازنه‌ كه‌ ميان‌ فيلسوف‌ و نبي‌ اقامه‌ مي‌كند، بر مي‌آيد كه‌ بايد نتيجه‌ گرفت‌ كه: نزديك‌ كردن‌ دو تن‌ در مصدر معرفت‌ به‌ هم‌ ديگر، در واقع، نزديك‌ كردن‌ و آشتي‌ كردن‌ فلسفه‌ و شريعت‌ و توفيق‌ ميان‌ آن‌ دو است. به‌ نظر فارابي‌ شريعت‌ بدان‌ سبب‌ با اسلوب‌ تمثيلي‌ و تشبيهي‌ بيان‌ شده‌ كه‌ مخاطب‌ آن‌ طبقات‌ مختلف‌ مردم‌ – از عامه‌ و خاصه‌ – است، وليكن‌ فلسفه‌ منحصر به‌ گروه‌ ويژه‌ و كمي‌ است‌ كه‌ مشتغلان‌ به‌ آن، تنها به‌ بحث‌ عقلي‌ مجرد اقتصار مي‌ورزند. فارابي‌ از اين‌ هم‌ بالاتر مي‌رود و مي‌گويد: نبوت‌ و بالذات، بابي‌ از ابواب‌ معرفت‌ است، چه‌ نبي‌ داراي‌ مخيله‌يي‌ نيرومند و تيزياب‌ است‌ كه‌ مي‌تواند تا عالم‌ معقولات‌ نيز پرتوافكني‌ كند و از آنجا نور حق‌ و وحي‌ الهي‌ را دريابد، و حال‌ آنكه‌ فيلسوف‌ اين‌ «حقايق‌ ثابته» را از راه‌ تأمل‌ و به‌ كمك‌ عقل‌ تحليل‌گر خود و به‌ ياري‌ قوه‌ي‌ فكر در مي‌يابد. حاصل‌ آنكه‌ اگر، راه‌ هم‌ مختلف‌ و متفرق‌ باشد، عاقبت‌ نبي‌ و فيلسوف‌ هر دو خود را به‌ «عقل‌ فعال» مربوط‌ مي‌سازند و به‌ وحدت‌ مي‌رسند و بدينسان‌ فكر توفيق‌ ميان‌ افلاطون‌ و ارسطو، در رأي‌ فارابي‌ به‌ توفيق‌ حكمت‌ و شريعت‌ مي‌انجامد(فارابی،1346).یان ریچارد نتون، اندیشور و محقق برجسته در حوزۀ فلسفه و کلام اسلامی، دوره ای را تحت عنوان عصر فارابی‌گری می‌نامد که جز فارابی چهار متفکر برجستۀ دیگر را دربر می‌گیرد. این چهار اندیشه‌ور که هریک به طریقی در یکدیگر اثر گذاشته یا عمیقاً از فارابی متأثر بوده‌اند، عبارت‌اند از: یحی‌بن عدی، ابوسلیمان سجستانی، ابوالحسن عامری و ابوحیان توحیدی. به گفتۀ ریچارد نتون تفکرات و عقاید این چهار متفکر همراه با تفکرات فارابی، یک جریان عقلانی جهانی را با عنوان مکتب فارابی مطرح نمود. وی این عصر را عصر انقلاب شیعی و یکی از غنی‌ترین اعصار عقلانی در توسعۀ تفکر سده‌های میانۀ اسلامی به شمار آورده است(نتون،1389).
اهمیت فارابی صرفاً در این نیست که معانی دین را با فلسفه تفسیر کرده یا فلسفه را اساس دیانت دانسته است؛ زیرا قبل از او، چه در جهان اسلام و چه پیش از ظهور اسلام، دیگران در این زمینه کوشیده‌اند. همان‌گونه که رضا داوری می‌گوید، اهمیت فارابی ناشی از آن است که فلسفۀ یونانی را بر مبنای اصول تازه‌ای تفسیر و به مدد آن اصول، مسئلة دیانت و فلسفه را طرح کرد. وی برای نخستین بار در تاریخ فلسفه، ممکنات را به دو جزء عقلی وجود و ماهیت، و ماهیت را به مقولات جوهر و اعراض نه‌گانه تقسیم کرده است و حال آنکه مقولات ده‌گانۀ ارسطو مقولات وجود است، نه مقولات ماهیت. این نحوۀ تقسیم به طرح بسیاری از مسایل اساسی در فلسفۀ اسلامی انجامیده است. به تبع این تغییر جهت در فلسفه، معنای حقیقت و علیت هم تغییر کرده است(داوری،1391).فارابی نخستین اندیشور اسلامی است که به شناسایی انواع علوم پرداخته و علوم گوناگون را به صورت جامع و نظام‌مندی طبقه‌بندی کرده است. به همین دلیل است که از وی پس از ارسطو معلم ثانی و مؤسس فلسفۀ اسلامی شمرده می‌شود. این فیلسوف اسلامی، برخلاف برخی از فیلسوفان معاصر خویش، صرفاً به اقتباس علوم یونانی و انتقال آنها به جهان اسلام اکتفا ننمود، بلکه با نقد، ارزیابی و سنجش آنها به ابداع فلسفۀ خاص اسلامی همت گمارد. فارابی، مؤسس فلسفۀ اسلامی و نخستین فیلسوفی که در جهان اسلام به صورت نظام‌مند و جامع به شناسایی انواع علوم و طبقه‌بندی آنها اقدام نموده، از اهمیت خاصی برخوردار است(داوری،1391).
موضوع معرفت‌شناسی و مشکلات گوناگون آن در سده‌های میانۀ اسلامی کاملاً در کانون توجه بود و فلاسفه، اندیشوران و متکلمان اسلامی تمرکز وسیعی بر این مسئله داشتند. مسائلی که در جهان اسلامی پیش آمد همانند مسائلی بود که در اروپای باستان و میانه وجود داشت. شکاکیت افلاطون دربارۀ‌شناختی که از ادراک حسی به دست می‌آید، از جملۀ این مسائل بود. فلاسفه و حکمای اسلامی، غالباً به نظرهای افلاطون، ارسطو و فلوطین استناد کرده و شناخت‌شناسی‌هایی که از این سه مکتب بزرگ فلسفی سرچشمه گرفته‌اند، بر اندیشوران اسلامی اثرگذار بوده است. ولی مکتب فارابی جریان فلسفی نیرومندی در جهان اسلام به پدید آورد که نمی‌توان آن را نسخۀ عین و تقلید صرف از تفکرات یونان باستان دانست.فارابی آثار گوناگون و متعددی در موضوعات مختلف گردآورده که برخی از آنها از بین رفته یا منتشر نشده است. تعداد این آثار را تا 187 کتاب در زمینه‌های موسیقی، کیهان‌شناسی، کلام، منطق، طب، فلسفه، علم‌النفس، سیاست، اخلاق، هندسه، ریاضی و غیره بیان کرده‌اند(ازاد ارمکی،1391).
2-2-3- هستی شناسی فارابی
فارابی در نظام درجه بندی هستی، شش مبدا را در شش درجه بیان می کند: سبب اول(واجب الوجود)، سبب دوم(عقول دهگانه)و عقل فعال؛ که سه درجه اول هستی می باشند و مادی نیستند. سه درجه نفس، صورت و ماده درجات پایین تر هستی در جهان ماورا، قمر(غیر مادی) و سه درجه بعدی آن در جهان مادون قمر(مادی) تعریف شده است و عقل فعال پیوند دهنده میان این دو جهان می باشد و نقش آن تدبیر امور عالم مادی است. اجسام نیز شامل سماوی، حیوان ناطق، حیوان غیر ناطق، معدنی، عناصر چهرگانه(آتش، اب، خاک، هوا) می باشد(فارابی، 1964).
براساس نظریه فیض که یکی از ابداعات فارابی در فلسفه اسلامی است، همه موجودات جدا شده از ماده که مربوط به عالم بالا هستند و نیز موجودات بررفته و گسترش یافته و مادی در عالم پایین، از سبب اول به وجود آمده اند(فارابی،1991). براین اساس واجب الوجود که ذاتش و حضور و وجودش حتمی است، تدبیر می کند که بیافریند و به این صورت باعث آفرینش اولین ممکن الوجود یعنی عقل اول می گردد. این عقل هنگامی که به واجب الوجود فکر می کند، عقل دوم به وجود می آید و زمانی که به خود فکر می کند، فلک اول ایجاد می شود و این سیر تا عقل دهم ادامه دارد و براین اساس عقول و افلاک پدیدار می گردند. براین اساس در نظام هستی شناسی فارابی، انسان جایگاه والایی دارد.«انسان در نزد فارابی موجودی مرکب از جسم و روح است که روح او اشرف از بدن اوست»(فارابی، 1971؛24). برای فارابی نفس انسان ماهیتا روحانی است و قوام آن به بدن است، لیکن نفس فی ذاته قابلیت جدایی از ماده و حرکت به سوی کمال را داراست. فارابی قوای نفس را از مرتبه پایین به مرتبه بالا به این ترتیب طبقه بندی می کند: 1- قوه غاذیه 2- قوه حاسیه 3- قوه متخیله 4- قوه نزوعیه 5- قوه ناطقه. قوای نفس هم شان نیستند و هر قوه ای برای قوه پایین تر، صورت و برای قوه بالاتر ماده می باشد. به نظر فارابی قوه ناطقه برترین قوای انسان بوده و وجه تمایز انسان از حیوان می باشد که به دو نوع نظری و عملی تقسیم می شود. ناطقه نظری نیرویی است که از طریق آن، انسان به ادراک دانشهای نظری می رسد و قوه عملی، نیرویی است که با استناد به آن انسان به امور عملی شناخت پیدا می کند. انسان در اندیشه فارابی با داشتن عقل و اراده و نیز ظرفیت نیل به کمال، تنها در اجتماع است که می تواند به کمال برسد. باتوجه به این مراتب فارابی به ترسیم مدینه فاضله می پردازد که در چارچوب حکومتی فاضل و در سایه تعلیم وتربیت صحیح، مردمان آن راه سعادت را پیدا می کنند(میرزا محمدی،1383).حق‌ آن‌ است‌ كه‌ قسمت‌ اعظم‌ فلسفه‌ي‌ فارابي‌ حول‌ محور «ما بعدالطيبه» مي‌چرخد، به‌ نحوي‌ كه‌ مبحثي‌ درباره‌ي‌ «نفس» يا درباره‌ي‌ «اجتماع» ندارد كه‌ در آن‌ روش‌ مثالي‌ و عقلي‌ خود را از دست‌ بدهد و يا ترك‌ كند. وليكن‌ ما به‌ بحث‌ وي‌ درباره‌ي‌ واجب‌ الوجود و عالم‌ و كيفيت‌ صدور آن‌ از عقل‌ اول‌ به‌ طريق‌ فيض‌ و نيز عقول‌ و ماهيت‌ آنها نظري‌ مي‌افكنيم‌ و در اين‌ راه‌ تا آنجا كه‌ ممكن‌ است‌ مي‌كوشيم‌ كه‌ باز از آثار فارابي‌ سود جوييم.
2-2-3-1- الله‌ يا واجب‌ الوجود
فارابي‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هر موجودي‌ يا واجب‌ الوجود است‌ يا ممكن‌ الوجود، و جز اين‌ دو نوع‌ وجودي‌ نيست و چون‌ لازم‌ است‌ كه‌ هر ممكني‌ را علتي‌ به‌ وجود آورد و ممكن‌ نيست‌ كه‌ علت ها الي‌ غيرالنهايه‌ تسلسل‌ يابند، چاره‌يي‌ نداريم‌ جز اينكه‌ به‌ وجود واجب‌الوجود قائل‌ شويم‌ كه‌ وجود او را علتي‌ نيست، و ذاتاً‌ كامل‌ است، و او از ازل‌ – بالفعل‌ – به‌ ذات‌ خويش‌ قائم‌ است‌ و تغيير را در او راه‌ نيست. «عقل‌ محض» و «غير محض» و «معقول‌ محض» و «عاقل‌ محض» است. و اين‌ چهار چيز در ذات‌ او واحد است؛ و هموراست‌ غايت‌ كمال‌ و جمال‌ و بهأ(روشني)، و نيز برترين‌ شادي ها او راست؛ وجود او را برهاني‌ نيست، بلكه‌ او بر همه‌ي‌ اشيأ برهان‌ است، و هم او علت‌ نخستين‌ براي‌ موجودات‌ ديگر است‌ و ماهيت‌ او عين‌ ذات‌ اوست و معني‌ موجود واجب‌ در ذات‌ خويش‌ حامل‌ برهان‌ و حدانيت‌ او نيز هست‌ و برهان‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ او را شريكي‌ نيست، چه‌ اگر دو موجود بدين‌ صفت‌ باشد، هر يك‌ از آن‌ دو واجب‌ الوجود هست، و از يك‌ جهت‌ با هم‌ متفق‌اند و از جهتي‌ متباين، و در آنچه‌

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ تحقیق صدق و کذب، کاربردشناسی، علوم تجربی، هرمنوتیکی Next Entries منابع و ماخذ تحقیق معرفت شناسی، هستی شناسی، جهان شناسی، ارزش شناسی